آموزش مراحل مدیریت پروژه

آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع | (مرحله اول)

آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع

آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع در مقاله های قبلی از سری آموزش های مدیریت پروژه برای مهندسان صنایع به توضیح اجمالی مراحل مدیریت پروژه پرداختیم که در این قسمت قصد داریم به مرحله اول یعنی تعریف پروژه بپردازیم.

 

آموزش مراحل مدیریت پروژه

مرحله اول: تعریف پروژه (Define the project)

در این مرحله شما ابتدا باید بدانید موضوع پروژه تان چیست و اینکه شما چه کارهایی را باید انجام بدهید و با چه کیفیتی؟

در واقع در این مرحله شما باید محدوه پروژه خود را تعریف کنید. محدوده پروژه یعنی اینکه بدانیم پس از پایان پروژه، چه اقلامی و با چه کیفیتی باید تولید شود تا نیازها و الزامات ذینفعان تامین شود.

سپس شما باید به ۳ عامل زمان، هزینه و کیفیت توجه کنید و این را بفمید که کدام یک از این ۳ عامل، برای کارفرما مهمتر است؟ این ۳ عامل در هر پروژه ای وجود دارند. واقعیت این است که کارفرما همیشه یک کار خارق العاده، در کمترین زمان ممکن و با کمترین هزینه را می خواهد، بنابراین شما از هر سه جهت تحت فشار هستید.

از طرفی این مشکل اصلی مدیریت پروژه است. شما نمی توانید هر ۳ عامل را با هم داشته باشید. لطفا به مثال های زیر دقت کنید.

به عنوان مثال در مسابقات المپیک، عامل اصلی زمان است. در یک زمان مشخص، کاری باید انجام شود. بنابراین برای حضور به موقع در المپیک، ما حاضریم بیشتر هزینه کنیم و حتی اگر لازم باشد کمی کیفیت را هم کاهش خواهیم داد.

یا فرض کنید شما در حال ساخت یک مرکز انرژی هسته ای هستید. در اینجا عامل اصلی کیفیت است. بنابراین اگر قرار باشد یک یا دو سال دیگر صبر کنیم تا به کیفیت بالاتری دست پیدا کنیم. قطعا این کار را خواهیم کرد.

 

آموزش رایگان برای شما : مراحل مدیریت پروژه

 

برای اینکه بفهمید در پروژه شما کدام عامل برای کارفرما مهمتر است، می توانید ۳ سوال زیرکانه را از کارفرمای خود بپرسید:

سوال اول: چرا؟ – چرا پروژه را تا این تاریخ می خواهید؟ یا چرا بودجه ۲۰ میلیارد تومانی تعیین کرده اید؟

در اینجا ممکن است کارفرما یک جواب منطقی به شما بدهد مثلا بگوید: چون در این تاریخ نمایشگاه برگزار می شود.

اینجا شما می فهمید که عامل اصلی در این پروژه، زمان است. یا ممکن است بگوید پروژه را تا این تاریخ می خواهم چون فکر می کنم انجام آن، بیشتر از ۳۶ ماه طول نمی کشد. اینجا شما می فهمید که زمان عامل اصلی نیست.

در مورد هزینه هم همینطور است. اگر هزینه پروژه مثلا ۱۲٫۳۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان بود شما می فهمید که هزینه عامل اصلی نیست چرا که این، یک عدد رند است که احتمالا آن را به طور تقریبی تخمین زده اند.

اما اگر هزینه پروژه مثلا ۱۲٫۳۵۸٫۵۴۰٫۸۵۹ تومان بود می فهمید که احتمالا عامل اصلی در این پروژه، هزینه است.

سوال دوم: چه می شود اگر؟ – اگر نتواتیم پروژه را تا این تاریخ انجام دهیم چه اتفاقی می افتد؟ یا چه می شود اگر زمان و هزینه بیشتری به پروژه اختصاص دهیم و در عوض، یک کار برجسته را ارئه دهیم؟ حالا باید ببینید عکس العمل کارفرما چیست؟

سوال سوم– پس از اینکه متوجه شدید که عامل اصلی چیست، می توانید پیشنهاد خودتان را به کارفرما ارئه دهید.

حالا بعد از اینکه با کارفرما به یک توافق اولیه رسیدید، شما باید برای شروع این کار، ابتدا برنامه ریزی کنید. یعنی باید مراحل دوم تا هشتم را انجام دهید.

یادتان باشد که شما به عنوان مدیر پروژه، باید اعضاء تیم پروژه را هم در کار برنامه ریزی مشارکت دهید. پس به طور خلاصه در مرحله اول یعنی تعریف پروژه، پیشنهاد من این است که:

۱٫ در ابتدای پروژه، ۲ جلسه با کارفرما برگزار کنید. در جلسه اول باید بفهمید که هدف پروژه چیست؟ محدوده پروژه چیست؟

عامل اصلی در پروژه چیست و به چه علت؟ در کل هدف از برگزاری جلسه اول، این است که شما بفهمید کارفرما چه می خواهد؟

سپس چند هفته، آن ها را ترک کنید، برنامه ریزی های خود را کامل کنید و سپس با برنامه خود، در جلسه دوم حاضر شوید.

در این جلسه، برنامه خودتان را به کارفرما ارائه دهید و سعی کنید او را متقاعد کنید تا با برنامه شما موافقت کند. پس از برگزاری موفق دو جلسه آغازین پروژه، نوبت به امضاء قرارداد می رسد. اما اگر بعد از ارائه برنامه توسط شما کارفرما بگوید: ما نمی توانیم تصمیم بگیریم، ما هنوز نمی دانیم. آن وقت شما چه خواهید کرد؟ آیا کار را شروع می کنید؟

پیشنهاد من این است که هرگز کار را شروع کنید تا زمانی که پروژه مبهم است نباید کار را شروع کرد چون در نهایت شما نمی توانید خروجی مورد نظر کارفرما را ارائه دهید و این منجر به دردسر شما خواهد شد.

در اینجا شما باید بگویید: من نمی توانم تا زمانی که برنامه ریزی کرده ام کار را شروع کنم. من باید تصویر صحیحی از آنچه که شما می خواهید داشته باشم. پس تا زمانی که به توافق نرسیده اید کار را شروع نکنید.

۲٫ سعی کنید همه توافقات خود با کارفرما یا مشاور را مکتوب کنید. چرا که ممکن است کارفرما در حین پروژه کار را افزایش دهد یا انتظارات لحظه ای از شما داشته باشد. مثلا از شما بخواهد کار را با هزینه یا زمان کمتری انجام دهید و موارد دیگر.

در واقع کارفرما برنامه ریزی شما را هم به هم می ریزد و این واقعا اتفاق بدی است. اما اگر شما همه چیز را مکتوب کرده باشید، به آن ها خواهید گفت: اگر بخواهید این کارها را هم به پروژه اضافه کنید خوب است اما هزینه بیشتری برای شما خواهد داشت، حتی ممکن است مشاور یا کارفرما توافقات شفاهی را به مرور زمان فراموش کند سپس شما پس از انجام یک کار، به آن ها خواهید گفت: یادتان هست آن روز توافق کردیم که این کار را هم انجام دهیم؟ الان آن کار انجام شده است، و آن ها خواهند گفت من به یاد نمی آورم. پس حتما همه چیز را در پروژه خود مکتوب کنید تا دچار مشکلات ناشی از آن نشوید. حالا بهتر است به سراغ پروژه واقعی خودمان برویم.

ابتدا کارفرما که همان پیمانکار اصلی این طرح بزرگ است. اسناد مناقصه را برای حامد ارسال می کند. این اسناد شامل موارد ذیل می باشد:

۱٫ نقشه تیپ ابنیه فنی: همانطور که گفتم در این پروژه سه تیپ ابنیه فنی وجود دارد: آبرو لوله ای، آبرو باکسی و دیوار حائل، با بررسی این نقشه ها، حامد با مشخصات کلی و روش اجرایی این ابتیه آشنا می شود.

۲٫ پیش نویس قرارداد: که شامل جدول برآورد مقادیر کار، مدت زمان پروژه و شرایط عمومی و خصوصی پیمان است.

جدول ذیل، همان جدول برآورد مقایر کار است که توسط کارفرما تهیه شده و حامد باید قیمت پیشنهادی خود را در این جدول وارد نماید.

 

آموزش مدیریت پروژه برای صنایع

 

اما نحوه واگذاری کار در این پروژه، به صورت دستمزدی است. لطفا یک بار دیگر با دقت به فعالیت های این جدول توجه کنید.

در واقع کارفرما فقط بابت انجام این فعالیت ها به حامد پول خواهد داد. البته اگر در حین پروژه، حامد با هماهنگی کارفرما کارهایی را خارج از قرارداد انجام دهد. پول آن نیز به حامد پرداخت خواهد شد.

در این جا دو مشکل اساسی وجود دارد: ۱- تعداد دقیق ابنیه فنی جاده هنوز مشخص نیست، و ۲- حامد پس از صحبت با کارفرما متوجه شده که نقشه های پروژه نیز هنوز آماده نشده است. در عین حال، کارفرما ۶ ماه را برای اجرای این پروژه پیشنهاد داده است.

حامد برای انجام این پروژه در مدت ۶ ماه پیش شرط هایی دارد که عبارتند از:

  1. پس از شروع کار، کارفرما تمام نقشه های مربوط به ابنیه فنی جاده را حداکثر تا یک هفته به حامد ابلاغ کند.
  2. کارفرما ماشین آلات کافی را جهت پی کنی فونداسیون ابنیه اختصاص دهد تا حامد بتواند کار را بر اساس نقشه ها و طبق برنامه زمانبندی انجام دهد.
  3. در صورت تحقق دو شرط فوق، حامد نیز متعهد می شود که ۳ اکیپ نیروی انسانی را برای اجرای ابنیه فنی اختصاص دهد. آبروهای لوله ای توسط اکیپ اول، دیوارهای حائل توسط اکیپ دوم و آبروهای باکسی نیز توسط اکیپ سوم اجرا می شوند و این ۳ اکیپ، کار خود را به صورت همزمان انجام می دهند.

در ادامه آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع  به هر حال، حامد با تکیه بر تجربه و دانش خود قیمت های پیشنهادی و پیش شرط های خود را برای اجرای پروژه در مدت ۶ ماه برای کارفرما ارسال می کند.

قیمت های پیشنهادی حامد مطلق جدول ذیل می باشد که در واقع مهمترین قسمت این جدول هم، همین ستون است.

 

آموزش مدیریت پروژه برای صنایع

 

در مجموع، حامد پس از بررسی شرایط موجود متوجه می شود که به چند دلیل، زمان در این پروژه عامل اصلی نیست:

  1. هنوز نقشه ها به طور کامل تهیه نشده و به احتمال زیاد کارفرما قصد دارد به مرور زمان، نقشه ها را تهیه و ابلاغ کند.
  2. این طرح بزرگ، تازه شروع شده است و هنوز کارهای زیاد مهمتری هست که باید انجام شود. بنابراین اجرای ابنیه فنی جاده دسترسی کارخانه، در اولویت اول این طرح نیست.
  3. کارفرما دلیل روشنی برای انجام پروژه در ۶ ماه، ارائه نمی دهد. (از نظر کارفرما این پروژه بیشتر از ۶ ماه زمان نیاز ندارد) از طرفی، کاملا مشخص است که مقادیر کل در جدول فوق، تقریبی است. چرا که هنوز نقشه ها به طور کامل آماده نشده است. بنابراین هزینه هم نمی تواند عامل اصلی در این پروژه باشد. پس قطعأ کیفیت، عامل اصلی است و حامد بایستی تمام تلاش خود را به کار بیرت کار با کیفیتی را در این پروژه ارائه دهد.

در ادامه آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع معنی کیفیت از نظر کارفرما این است که حاصل کار را طبق نقشه، دستور کارهای ابلاغی و با هماهنگی کارفرما انجام دهد. در بیشتر قراردادها تبصره ای هست مبنی بر اینکه: کارفرما می تواند مبلغ قرارداد را تا ۲۵ درصد افزایش با کاهش دهد و پیمانکار نیز حق اعتراض ندارد. در این قرارداد اسم این تبصره وجود دارد.

در هر صورت، کارفرما پس از برگزاری مناقصه، با قیمت های حامد موافقت کرده و انجام پروژه را به او واگذار می نماید.

همینطور کارفرما اعلام می کنند که حامد پس از امضاء صورتجلسه تحویل زمین، تنها ۱۰ روز فرصت دارد تا تجهیز کارگاه کرده و کار را شروع نماید. حامد به خوبی می داند که باید به گونه ای این پروژه را مدیریت کند که ضمن حفظ کیفیت کار هزینه های وی از مبلغ کل قرارداد بیشتر نشود و هر زمان که مبلغ تجمعی صورت وضعیت وی به سقف مبلغ قرارداد رسید باید کار را متوقف کرده و درخواست تمدید قرارداد را از کارفرما داشته باشد.

منشور یا اساسنامه این پروژه مطایق جدول زیر می باشد:

 

آموزش مدیریت پروژه برای صنایع

 

مطلب مفید برای شما : مدیر پروژه کیست

 

اکنون حامد باید مراحل دوم تا هشتم فرآیند ۱۲ مرحله ای را که همگی مربوط به برنامه ریزی پروژه هستند، انجام دهد و سپس کار را شروع کند. کارفرما تنها ۲ هفته، برای تکمیل برنامه ریزی ها به حامد فرصت داده است.

در پایان این نکته را یاد آوری می کنم که اساسا فرآیند تعیین قیمت توسط پیمانکار، بسیار مهم است و اگر پیمانکار بدون آگاهی و دانش کافی، این کار را انجام دهد، احتمال موفقیت او در پروژه بسیار کم خواهد بود.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید حامد چگونه قیمت فعالیت های پروژه را تعیین کرده است؟

به طور کلی فرایند تعیین قیمت گذاری توسط پیمانکار، سختی ها و پیچیدگی های خاص خودش را دارد.

مسائل و مشکلاتی مثل: ثابت نبودن تعداد نفرات، افزایش قیمت مصالح و تجهیزات، افزایش هزینه اجاره دستگاه ها و ماشین آلات و افزایش نرخ دستمزد نیروی انسانی در طول اجرای پروژه، تا اندازه زیادی کار قیمت گذاری را دشوار می کند. اما در هر صورت پیمانکار باید قبل از شروع پروژه، قیمت های پیشنهادی خود را محاسبه و به کارفرما اعلام کنند و سپس در صورتی که کارفرما با این قیمت ها موافقت کند، می تواند پروژه خود را شروع نماید. به طور کلی برای محاسبه و تعیین قیمت فعالیت ها، یک قاعده کلی وجود دارد که به این صورت است:

معمولا پیمانکاران ابتدا، هزینه کل پروژه را برآورد می کنند و سپس بر اساس آن، قیمت های خود را تعیین می کنند.

به عبارت دیگر، پیمانکار ابتدا کل هزینه های خود را که شامل: دستمزد نیروی انسانی، هزینه های مربوط به خرید مصالح و تجهیزات، غذا، بیمه، مالیات و … است را برآورد می کند و علاوه برآن، یک حاشیه سود هم برای خود در نظر می گیرد. (مثلا %۴۰) در نهایت، قیمت کل قرارداد از جمع این آیتم ها به دست می آید.

حالا در مرحله بعد، پیمانکار قیمت فعالیت ها را بر اساس قیمت کل قرار داد، تجربیات پروژ های مشابه گذشته با در نظر گرفتن قیمت های عرف محل اجراء پروژه، به دست می آورد. در واقع پیمانکار با این روش، از کل به جزء می رسد.

حالا به سراغ پروژه واقعی خودمان می رویم.

در این پروژه، پرداخت مالیات و بیمه نفرات، به عهده حامد است. غذای نفرات حامد را کارفرما تامین می کند اما هزینه آن را از حامد دریافت می کنند و هزینه آن به ازاء هر نفر ۲۰۰۰۰۰ تومان است. همینطور تامین خوابگاه نیز به عهده کارفرماست ولی از بایت آن نیز ماه به دهه ۳۰۰ تومان از صورت وضعیت ماهانه حامد کسر می کند. حالا حامد با توجه به این شرایط، باید قیمت های پشنهادی خود را محاسبه و به کارفرما اعلام کند.

این جدول برآورد هزینه های حامد است:

 

آموزش مدیریت پروژه برای صنایع

 

در ادامه آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع گمان می کنم جدول بالا، نیاز به توضیح خاصی داشته باشند. همانطور که می بینید حامد تمام هزینه های خود را برآورد کرده و در نهایت به قیمت کل قرارداد رسیده است. حالا حامد بر اساس این قیمت کل، تجربیات پروژه های گذشته و قیمت های عرف محل اجرای پروژه، قیمت های زیر را برای فعالیت های پروژه تعیین می کند. (مطابق جدول زیر)

 

 

در ادامه آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع نکته آخر در این مرحله این است که: پیمانکار هنگام برآورد هزینه های خود، باید حالت نزدیک به واقعیت را در نظر بگیرد نه حالت ایده آل. به طور مثال حامد تر برآورد هزینه نیروی انسانی این مورد را در نظر گرفته است که در زمستان (دی ماه ۹۵) باید کار خود را شروع می کند و احتمال توقف کار به خاطر بارش برف یا باران بسیار محتمل است، بنابراین ۱۰ روز را بابت این مسئله در نظر می گیرد و آن را در برآورد هزینه دستمزد نیروی انسانی خود در نظر می گیرد.

علاوه بر این، بایت تعطیلات سال جدید (سال ۹۶). تقریبا ۲۰ روز کار او متوقف خواهد شد یعنی از ۹۵/۱۲/۲۵ تا ۹۶/۰۱/۱۵ که این مورد را هم در برآورد هزینه ی دستمزد نیروی انسانی خود خود در نظر می گیرد. این بود توضیح خلاصه ای از روش قیمت گذاری توسط پیمانکار.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره آموزش مراحل مدیریت پروژه برای صنایع بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

مراحل برنامه ریزی یک پروژه

۳۰ دقیقه تا برنامه ریزی یک پروژه (۷مرحله) | (تریور یانگ)

مراحل برنامه ریزی یک پروژه

مراحل برنامه ریزی یک پروژه شامل ۷ مرحله زیر است :

  1. بررسی تعریف پروژه
  2. استنتاج منطق پروژه
  3. آماده سازی زمانبندی پروژه
  4. آنالیز منبع و هزینه
  5. بهینه سازی در جهت برآوردن نیازهای مشتری
  6. اعتبار سنجی و تصویب طرح
  7. راه اندازی پروژه

در این قسمت از مراحل برنامه ریزی پروژه به آموزش مرحله اول یعنی بررسی تعریف پروژه میپردازیم.

 

مراحل برنامه ریزی یک پروژه

آیا می توانید پروژه ای را در ۳۰ دقیقه برنامه ریزی کنید؟ حتی اگر کوچک باشد و کس دیگری هم در کار نباشد به وقت بیشتری نیاز خواهی داشت. برنامه ریزی یعنی سازماندهی آینده، یا حداقل آینده کوتاه مدت، و بعد اطمینان از اینکه هر کسی که در پروژه دخیل است نقش خود و آنچه را که باید برای آن موقعیت انجام دهد می داند.

برنامه ریزی راهی مناسب است برای برقراری ارتباط با ساز و کار آینده کوتاه مدت و نشان دادن آنچه که باید انجام شود، چه کسی باید آن را انجام دهد کی و کجا باید انجام شود و ضرب الاجل و مهلت نهایی که باید در نظر گرفته شود.

سعی کرده ایم، مطالبی که در این خصوص در اختیار شما قرار میدهیم ویژگی های زیر را داشته باشد.

  • خواندنش راحت است
  • جلسه توجیهی کوتاهی از اصول ضروری را به شما می دهد
  • ۷ مرحله سهل الوصول را برای شما فراهم می آورد
  • شما را قادر می سازد که با اعتماد به نفس پروژه بعدیتان را به نحو موثری برنامه ریزی کنید

امروزه ما در محیط کار از متخصصانی در همین زمینه برخودار هستیم و این مسئله مخصوصا هنگام برنامه ریزی مصداق پیدا می کند. تا حالا متوجه شده اید که همه ادعا می کنند که برنامه ریزان خوبی هستند؟ وقتی این کتاب را بخوانید متوجه می شوید که چه کسی می تواند پروژه ای را به نحو موثر برنامه ریزی کند و از تجربیات آنها و خودشان بیشتر بهره ببرید. از هر فرصتی برای استفاده از هدایت و راهنمایی آنها استفاده کنید. دانش کاربردی آنها موهبت ارزشمندی است که اغلب توسط همکاران و سازمان نادیده گرفته می شود.

در ادامه مراحل برنامه ریزی یک پروژه فرایند برنامه ریزی برای استفاده تیم پروژه شما طراحی شده است. موقعیت های متعددی برای پروژه های کوچک تک نفره وجود دارد و تکنیک هایی که در اینجا توصیف می شوند برای دستیابی شما به موفقیت همچنان معتبر و مفیدند.

اگر شما یک تیم هستید در مواقعی که از محتوای کار مطمئن نیستید از هر فرصتی برای راهنمایی گرفتن از همکاران با تجربه استفاده کنید .سعی کنید وظیفه تان را با دقت انجام داده و به برنامه  پایبند باشید. ممکن است بواسطه اضطرار براحتی مورد ستم واقع شوید و مستقیم به نقطه شروع کار بازگشته ، بدون اینکه هیچ برنامه و طرحی داشته باشید. به وضوح مشهود است که اتفاقاتی در حال وقوع است. اما آیا  آنچه انجام می شود صحیح است؟ تا وقتی که متوجه نشده اید چه چیزهایی انجام نشده یا چه فرضیه هایی به اشتباه ساخته شده هرگز نمی توانید مطمئن باشید .

سپس با دوباره کاری که وقت و زمان زیادی می گیرد روبرو و مواجه خواهید شد. برنامه ریزی را نوعی سرمایه گذاری برای صرفه جویی در زمان های آینده بدانید.

فرایند مرحله ای که در اینجا شرح داده شد بر اساس تجربه است. هدف من ارائه توجیه مختصری است که شما را می قادر سازد پروژه بعدیتان را به نحو موثری برنامه ریزی کرده و به نتایج موفقیت آمیزی برسید. فرایند نسبتا ساده است اما به هیچ وجه راحت نیست و لازمه آن ارتباط قوی ، عزم راسخ و انگیزه کسب موفقیت است. برنامه ریزی کاری است سخت، سرگرم کننده، خسته کننده، کاری سرگرم کننده تر و سخت تر، اما در نهایت وقتی که با مشاهده نتیجه بسیار لذت خواهید برد و هر بار تجربه یادگیری بیشتری بدست می آورید. من برای شما آرزوی موفقیت در تمام تلاش های آینده تان را دارم.

 

مطلبی که حتما باید بخوانید (کلیک کنید) : ۱۰ اشتباه بزرگ در مدیریت هزینه پروژه که باید بدانید

فرایند برنامه ریزی

برنامه ریزی پروژه، فرآیندی است که طی آن اطمینان حاصل خواهید کرد که پروژه تان به بار خواهد نشست: به نحوی سازمان یافته و ساختارگرا، کاهش ریسک و عدم اطمینان به حداقل، ایجاد استانداردهای مشخص کیفیت و اجرا؛ حصول اطمینان از نتایج با صرف حداقل هزینه و وقت.

برنامه ریزی فرآیندی پویاست که با پیشروی پروژه مستلزم بازبینی و تصحیح است. مشکلات بر سر راه باید به طرز صحیحی حل شوند و اقداماتی جهت  دستیابی به اهداف در مهلت مقرر صورت بگیرد. برنامه ریزی تنها زمانی واقعا متوقف می شود که روزی فرا رسد که شما با اعتماد به نفس فریاد بزنید «کامل شد »و مشتری راضی و خوشحال داشته باشید.

چه کسانی باید مشارکت کنند؟

برنامه پروژه مجموعه ای از ایده ها و دانش است که به صورت بسته های کاری سازماندهی شده اند. آیا شما همه دانش لازم، ایده های نامحدود و تجربه گسترده را دارا هستید؟ چنین پروژه در عمل مهارت شما دستیابی به ایده ها و دانش از هر تعداد افراد ممکن است. این بدان معنی نیست که شما باید با تمام سازمان مشورت کنید. نادیده گرفتن مهارت های واقعی دیگران که می توانند در جهت موفقیت پروژه موثر باشند به طور بالقوه برای پروژه خطرناک است.

اگر شش نفر پروژه ای مشابه را به طور مستقل برنامه ریزی کنند، نتیجه تفاوت های اساسی را نشان خواهد داد. این شش نفر را کنار هم بگذارید و برنامه را با همانگی به پیش ببرید به نحوی که همه در درست بودن آن توافق داشته باشند در اینصورت پروژه شانس بیشتری برای موفقیت دارد.

برنامه ریزی یک کار گروهی است بنابراین بجز خودتان، تیم پروژه(در صورتی که دارید) و کسانی که مهارت های مرتبط دارند را دعوت کرده تا در بخش برنامه ریزی شما مشارکت کنند. اگر تیمی ندارید باز هم دیگران را برای مشارکت دعوت کنید تجربیات آنها بعدها می تواند باعث صرفه جویی در وقت شما شود. مزیت کار گروهی در برنامه ریزی پروژه به شفافیت هدف، درک و پذیرش از سوی همه می باشد.

این مسئله منجر به ایجاد تعهد و میل به بردن  یک پروژه موفق می شود. به خاطر داشته باشید هیچکس نمی خواهد با شکست عجین شود.

فرایند

فرایند برنامه ریزی پروژه ای که در اینجا به کار می بریم به صورت یک فعالیت سه مرحله ای یا سه بلوکی اجرا می شود:

  • بررسی تعریف پروژه
  • استنتاج منطق پروژه
  • آماده سازه زمانبندی اولیه
  • آنالیز منابع و هزینه ها
  • بهینه سازی و برآورده کردن نیازهای مشتری
  • اعتبارسنجی و تصویب طرح
  • راه اندازی پروژه

اصطلاحات

در برنامه ریزی پروژه مجموعه ای از اصطلاحات به کار می روند که ممکن است با آنها ناآشنا باشید:

  • وظیفه: بخشی از کار که توسط یک شخص انجام می شود.
  • فعالیت: بسته کاری متشکل از وظایف مختلف که توسط یک یا چند نفر انجام می شود.
  • مرحله کلیدی: فعالیتی خاص که معمولا یک فعالیت گروهی است.
  • وابستگی: ارتباط منطقی بین فعالیت ها به طوری که فعالیت ورودی هر فرد مستقیما به فعالیت خروجی دیگری وابسته است.
  • نمودار منطقی: نمایش گرافیگی تمامی مراحل کلیدی پروژه که ارتباط وابستگی شان را نشان می دهد.
  • منابع: تک تک افراد با مسئولیتی برای حصول انجام بخشی از کار در زمان مقرر.
  • ساختار تفکیک کار: نمایش گرافیکی تمامی کار های پروژه که نشان دهنده لیست کارهایی است که برای هر مرحله کلیدی صورت می گیرد.
  • اسپانسر: شخصی که شما به او به عنوان هدایت کننده پروژه گزارش می دهید . معمولا یک مدیر ارشد که مسئول موفقیت پروژه است.
  • سهامدار: هر شخصی که از نتایج پروژه نفعی می برد. مشتری ،سایر مدیران، دپارتمان مالی، پیمان کاران، تدارکات، کاربران نهایی  و غیره.

بقیه موارد با ادامه پیشروی در فرایند تعریف خواهند شد.

مرحله اول

بررسی تعریف پروژه

در ادامه مراحل برنامه ریزی یک پروژه همیشه قبل از برنامه ریزی برای آنچه باید انجام شود اعتبارسنجی تعریف پروژه ضرورت دارد. فرایند تعریف باید به طور شفاف انجام شود چرا انجام پروژه در حال حاضر ضرورت دارد و چه نتایجی انتظار می رود. هر کسی که در برنامه ریزی دستی دارد باید قبل از آنکه بتوانند در واقعیت در برنامه ریزی پروژه سهمی داشته باشند این تعریف را بفهمد. مولفه های لازم برای تعریف باید شامل موارد زیر باشد:

ذکر ضرورت یا فرصت

این عبارتی دقیق در مورد علت ضرورت پروژه در شرایط موجود است، احتمالا هدف قرار دادن یک مشکل خاص یا غنیمت شمردن فرصتی که پیش روی سازمان قرار گرفته است. این منطق پروژه است و پیش زمینه لازم برای دلیل انجام پروژه را فراهم می آورد.

ذکر اهداف کلی پروژه

در برقراری ارتباط با دیگران بهتر است اهداف خود را به صورت کلی و معمولا به صورت زمانبندی شده یا به صورت ضرب العجل هایی برای اعلام پایان پروژه بیان کنید. چنین عباراتی معمولا دقیق هستند و شفاف بودن هدف را می رسانند.

هدف پیاده کردن استراتژی بازاریابی با برنامه های اجرایی یکپارچه برای بخش های اجرائی برای دوره ۲۰۰۰۸-۱۹۹ تا ژانویه ۱۹۹۸ می باشد.

لیستی از محدودیت ها و فرضیه ها

در ادامه مراحل برنامه ریزی یک پروژه وقتی پروژه ای شروع می شود معمولا باید فرضیه هایی مطرح شود، مثل پول، افراد موجود، فن آوری مورد نیاز، مهارت های مورد نیاز، فضا و تجهیزات مورد نیاز و غیره. فرضیه ها معمولا با پیشرفت پروژه به فراموشی سپرده می شوند تا اینکه مشکلی به وجود آید. سپس کسی به یاد می آورد چه چیزی در ابتدا به اشتباه تصور می شد. همیشه در مسیر تکمیل پروژه محدودیت هایی وجود دارد که همیشه آمیخته باموارد زیر هستند:

  • افراد– منابع و مهارت هایشان برای انجام کار
  • پول– سرمایه و درآمد موجود
  • زمان – باید طی یک ضرب العجل مشخص به نتایجی دست یابید

ممکن است به شما تاریخ حیاتی کسب و کاری داده شود که در آن باید به نتایجی رسیده باشید و هر لغزشی برای پیش بینی روند پروژه مهم است.

لیست دستاوردها و سود ها

در نشست های قبلی شما با سهامداران باید نیازهایشان و آنچه از تلاش های آینده شما انتظار دارند راشناسایی کنید. برآورده کردن نیازهای سهامداران هرگز آسان نیست چرا که طرح های پنهان همیشه از ابتدا آسان نیستند. هدف شما این است که اطمینان حاصل کنید نیازهای آنها رافهمیده اید و آنچه که معتقدید لازمه پروژه برای برآورده کردن این نیازها و بسیاری از انتظاراتی که منطقا در زمان مورد نظر احتمال می روند آنرا پیشنهاد کنید.

  • دستاوردها – نتایج قابل اندازه گیری و محسوس که هم به صورت موقت و هم به صورت نهایی باید به دست آیند.
  • سوده ها – منافع متعاقب قابل اندازه گیری هم برای مشتری و هم برای شرکت که معمولا به صورت مالی و نه زمانی مثلا درآمدی، همکاری، و صرفه جویی در هزینه اندازه گیری می شوند.
  • ویژه – به طور شفاف توصیف و تعریف شوند.
  • قابل اندازه گیری – ابزار اندازه گیری دستاوردها با معیارها که به طور شفاف تعریف شده اند.
  • قابل دسترسی – مهارت هایی که در محیط فعلی موجود است.
  • واقع گرایانه – قابل دسترسی با دانش فعلی و بدون در بر داشتن ریسک های بالا و ناشناخته
  • محدودیت زمانی– محدود به زمان تکمیل و بر اساس نیاز های شناخته شده و واقعی

بودجه پروژه

در ادامه مراحل برنامه ریزی یک پروژه ممکن است پروژه در ابتدا طی مرحله تعریف  مشخص شود. ممکن است بر اساس پروژه های مشابه قبلی باشد یا الهام گرفته از حدس و گمان! هزینه هایی که معمولا به سرمایه یا هزینه های درآمد تقسیم می شوند. اولی مربوط به سیاست ها وروش های سازمان است که ممکن است برای تکمیل کمی زمان ببرد. هزینه های درآمد اغلب نادیده گرفته شده به عنوان بخشی ازهزینه های اجرایی کلی جذب می شوند.

برای کنترل خوب پروژه هزینه های منابع باید اندازه گیری شود چرا که بدین وسیله می توان آنالیز هزینه/سود جامعتری را انجام داد.بدون این داده هاهزینه های واقعی پروژه پنهان استب هطوریکه بازگشت سرمایه گذاری وقت مردم هرگز به طور دقیق مشخص نمی شود. بودجه واقعی فقط بعد از اجرای برنامه و صرف هزینه ها به طور دقیق مشخص می شود.

آنالیز خطرات

همه پروژه ها کوله باری سنگین هستند. شما نمی توانید آنها را نادیده بگیرید چرا که هر مشکل غیر قابل پیش بینی که طی کار پیش می آید از خطری نا معلوم سر می زند ، که باید پیش بینی می کردید. خطرات به سه دسته تقسیم می شوند:

  • خطر کسب و کار– تاثیر بر فعالیت کسب و کار فعلی یا عملکرد آینده
  • پروژه – مرتبط با بخش فنی پروژه، یعنی: فن آوری، عملکرد تجهیزات و غیره.
  • فرایند– مرتبط با فرآیند ها و فرایند هایی که شما برای تکمیل به موقع پروژه به کار می برید.

شما باید هر یک را با تیم خود امتحان کنید و ریسک های بالا، آنهایی که تاثیری جدی و احتمال زیاد وقوع دارند را شناسایی کنید. چنین ریسک هایی مشمول طرح های اقداماتی محتمل الوقوع و حتی اقدامات پیشگیرانه، قبل از شروع برنامه ریزی است. فهرستی از چنین خطراتی برای مرور و بروزرسانی مداوم تهیه کنید.  به تیم پروژه مرتبا یادآوری کنید این خطرها یا خطرهای جدید را پیش بینی کنند.

استراتژی پروژه و مهارت های مورد نیاز

در ادامه مراحل برنامه ریزی یک پروژه حالا باید برای پروژه استراتژی وجود داشته باشد. آیا برای رسیدن به هدفتان بیش از یک گزینه را پیش می گیرید؟ آیا در منابعتان به  یک سری مهارت های متفاوت برای این گزینه ها نیاز دارید؟ اطمینان حاصل کنید که شما و تیمتان استراتژی مورد توافق را می فهمند و آن را به عنوان یک شیوه معتبر می شناسند .تصمیمات قبلی مبنی بر استفاده از پیمانکاران زیر مجموعه برای بخشی از کار یا استفاده مجدد از تجهیزات و تکنولوژی فعلی را اعتبارسنجی کنید. هر مهارت جدید و خاصی که در حال حاضر در سازمان وجود ندارد و برای پروژه و همینطور اقداماتی که برای درست کردن اوضاع  نیاز است را تایید کنید.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره مراحل برنامه ریزی یک پروژه بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

مراحل مدیریت پروژه

مراحل فرایند مدیریت پروژه | (۱۲ مرحله)

آشنایی با فرآیند ۱۲ مرحله ای مدیریت پروژه:

مراحل مدیریت پروژه به مهمترین قسمت این آموزش خوش آمدید. امیدوارم تا پایان این آموزش، مطالب را با دقت و جدیت پیگیری کرده و با من همراه باشید. واقعیت این است که هر پروژه ای متفاوت است و سختی ها و پیچیدگی های خودش را دارد.

 

مراحل مدیریت پروژه

 

 

این مطلب را بخوانید : مدیر پروژه کیست ؟

 

اما نکته مهم اینجاست که یک فرایند ۱۲ مرحله ای ساده وجود دارد که شما می توانید با به کار گیری آن، در هر پروژه ای موفق عمل کنید. حالا من به طور خلاصه بیان می کنم که این مراحل چه هستند و سپس در ادامه بحث هر مرحله را با جزئیات بیشتری بیان خواهم کرد.

اولین مرحله، تعریف کامل پروژه هست. تعریف مبهم یک دلیل شایع برای شکست پروژه است. در این مرحله باید با دقت تعیین کنید که موضوع پروژه شما چیست و شما چه کارهایی را و با چه کیفیتی، باید انجام دهید.

پس از این مرحله، شما می توانید برنامه ریزی پروژه را آغاز کنید. مراحل دوم تا هشتم همه در مورد داشتن یک برنامه صحیح هستند.

در مرحله دوم، باید فهرست همه فعالیت های پروژه را آماده کنید و پروژه را به چندین قسمت تقسیم کنید.

در مرحله سوم، باید زمان فعالیت ها را برآورد کنید که البته برآورد زمان کمی دشوارتر است چرا که بعضی از فعالیت ها همزمان انجام می شوند.

در مرحله چهارم، زمان کل پروژه را محاسبه می کنید و در این مرحله شبکه زمانبندی پروژه شما شکل می گیرد.

در مرحله چهارم ممکن است زمان پروژه کمی طولانی تر از مقدار قابل قبول باشد و شما به این نتیجه برسید که این مقدار زمان را برای اجراء پروژه در اختیار ندارید. در این صورت وارد مرحله پنجم خواهید شد که کوتاه کردن زمان پروژه است.

پس از به دست آوردن مدت زمان قابل قبول برای برنامه پروژه، می توانید برنامه خودتان را به یک نمودار گانت تبدیل کنید که مرحله ششم است.

پس از تهیه نمودار گانت، می توانید از آن برای مرحله هفتم که بررسی منابع هست استفاده کنید. در واقع در این مرحله شما می توانید بفهمید که آیا افراد و امکانات کافی برای اجراء پروژه تان با روشی که می خواهید آن را اجرا کنید. دارید یا نه؟

در مرحله هشتم شما باید فکر کنید که چه مشکلاتی ممکن است در حین پروژه اتفاق بیفتد؟ چه ریسک ها یا خطراتی وجود دارد و احتمال آن ها چقدر است؟ اگر این مشکلات و خطرها اتفاق بیفتد چه قدر وخیم هستند و چه کاری برای کاهش این ریسک ها می توانید انجام دهید؟

باز هم تکرار می کنم که مراحل دوم تا هشتم همه در مورد برنامه ریزی هستند.

مرحله نهم، کنترل پیشرفت پروژه تان است با اطمینان از اینکه هنوز طبق برنامه پیش می روید

مرحله دهم مربوط به کنترل هزینه است.

در مرحله یازدهم، بایستی دوباره برنامه ریزی کنید. شما در این مرحله باید کارفرما را متقاعد کنید که زمان بیشتر با پول بیشتر یا به احتمال زیاد، هر دو را نیاز دارید. در این مرحله باید برنامه خودتان را کمی اصلاح کنید.

و اما مرحله آخر، مربوط به بازبینی پروژه است و شما حتما باید این کار را انجام دهید.

معمولا افراد این مرحله را حذف می کنند چون وقت ندارند یا فکر می کنند پروژه دیگری مشابه این پروژه وجود ندارد و … اما همه این ها، دلایل اشتباهی برای پرهیز از بازبینی است. چرا که تنها روشی که یک سازمان آگاهی پیدا می کند از طریق بازبینی است.

خب دوستان من، این خلاصه ای از فرایند ۱۲ مرحله ای بود. با من همراه باشید تا به صورت کامل و البته کاربردی، با چگونگی انجام هر مرحله آشنا شوید

همانطور که گفتم، فرآیند ۱۲ مرحله ای مدیریت پروژه در یک نگاه، شامل این مراحل است:

مرحله اول: تعریف پروژه (Define the project)

مرحله دوم: تهیه فهرست فعالیت ها (List the tasks)

مرحله سوم: برآورد زمان فعالیت ها (Estimate times for each tasks)

مرحله چهارم: برآورد زمان کل پروژه (Add up time)

مرحله پنجم: کوتاه کردن زمان پروژه (Shorten your project plan)

مرحله ششم: طراحی نمودار گانت (Draw a Gantt chart)

مرحله هفتم: بررسی منابع (Calculate resource requirements over time)

مرحله هشتم: برنامه ریزی ریسک (Assess risks and prepare action plans)

مرحله نهم: کنترل پیشرفت پروژه (Monitor progress)

مرحله دهم: کنترل هزینه پروژه (Monitor cost)

مرحله یازدهم: برنامه ریزی مجدد (Reschedule)

مرحله دوازدهم: بازبینی پروژه (Review: Lean and praise)

 

آموزش مفید برای شما : آموزش مدیریت پروژه

 

در این مطلب من یک سورپرایز ویژه و بسیار ارزشمند برای شما دارم.
بله، من قصد دارم تا مراحل ۱۲ گانه مدیریت پروژه را با یک مثال واقعی که مربوط به یک پروژه انجام شده است برای شما توضیح دهم.

در این مثال، اعداد و ارقام واقعی است و فقط نام کارفرما، مشاور و محل اجرای پروژه به صورت غیر واقعی بیان شده است.

راستش را بخواهید، پیمانکار و مدیر این پروژه یکی از دوستان من به نام حامد جدایی است که حدودا ۸ ماه قبل، این پروژه را به پایان رسیده است. واقعیت این است که یک سازمان دولتی بزرگ قصد دارد یک کارخانه تغلیظ مس را در نقطه ای از کشور بسازد و مسئولیت انجام این کار را به یک پیمانکار بزرگ سپرده است.

در واقع این یک طرح صنعتی بزرگ است که شامل ۱۲ پروژه است:

  1. پروژه احداث کارخانه تغلیظ با همه اجزاء و متعلقات آن که هر قسمت از آن، برای خود یک پروژه محسوب می شود.
    قسمت هایی مثل: سالن تغلیظ که خود شامل چندین قسمت مهم و پیچیده است. سازه سنگ شکن، انبارهای نیمه های ساختمان های مدیریت، جاده دسترسی به کارخانه، سازه استوک پایل، ساخت و نصب نوارهای نقاله برای انتقال سنگ معدن و قسمت های دیگر.
  2. پروژه احداث سد رسوب گیر برای مدیریت آب باطله کارخانه
  3. پروژه تامین و انتقال آب مورد نیاز کارخانه
  4. پروژه تامین و انتقال برق مورد نیاز کارخانه

این یک طرح صنعتی بزرگ است که قرارداد آن به صورت EPC می باشد یعنی انجام کلیه فعالیت های مربوط به فازهای مهندسی، خرید و اجراء طرح، به عهده این پیمانکار بزرگ است

البته ناگفته نماند که پیمانکار اصلی این طرح، بخش های زیادی از کار را در فازهای مهندسی، تامین و اجرا به پیمانکاران دسته دوم واگذار کرده است.

دوست من یعنی حامد، یکی از پیمانکاران دسته دوم این طرح بزرگ است و اجراء ابنیه فنی جاده دسترسی به کارخانه را به عهده گرفته است. این ابنیه فنی شامل تعدادی دیوار حائل و تعدی آبرو از نوع Pipe و BOX می باشد.

از لحاظ موقعیت جغرافیایی، محل اجرای کارخانه در یک نقطه کوهستانی و سردسیر واقع شده است و معمولا در شش ماه پایانی سال، هوا نسبتا زیاد سرد می شود و شاهد بارش برف و باران در منطقه هستیم.

توضیحات بیشتر را در مورد چگونگی اجرای این پروژه، در حین توضیح مراحل ۱۲ گانه مدیریت پروژه ارائه خواهم داد. بهتر است هر چه زودتر به سراغ اولین مرحله مدیریت پروژه برویم. در مقاله های بعدی به تشریح هر یک از این ۱۲ مرحله میپردازیم.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره مراحل مدیریت پروژه بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

آموزش مدیریت پروژه

آموزش مدیریت پروژه به زبان ساده برای مهندسان صنایع و مدیران

آموزش مدیریت پروژه

آموزش مدیریت پروژه دراین آموزش قصد داریم به موارد زیر بپردازیم:

  1.  تعریف برنامه ریزی و اهمیت آن
  2. تعریف پروژه و مشخصات آن
  3. تعریف مدیریت پروژه
  4. استاندارد PMBOK
  5. ذینفعان پروژه
  6. آشنایی با برخی از پروژه های موفق در دنیا
  7. آشنایی با برخی از بزرگان مدیریت پروژه در دنیا

 

آموزش مدیریت پروژه

سلام دوستان من. به قسمت اول از مبحث آموزش مدیریت پروژه به زبان ساده خوش آمدید.

در ادامه آموزش مدیریت پروژه در این مطلب قصد دارم تا شما را با مفاهیم مهم مدیریت پروژه آشنا کنم. پس از آشنایی با این مفاهیم شما می توانید با آمادگی کامل، وارد قسمت دوم شده و با مراحل مدیریت پروژه آشنا شوید.
پس بیاید تا شروع کنیم:

تعریف برنامه ریزی و اهمیت آن

برنامه ریزی یعنی اینکه قبل از انجام کار، تصمیم بگیریم که چه کاری، چگونه در چه صورت و توسط چه کسی انجام شود.

در واقع در بحث برنامه ریزی، ۶ سوال مهم مطرح است اینکه:

  1. چه کاری باید انجام شود؟
  2.  چرا این کار باید انجام شود؟
  3. چه زمانی کار باید انجام شود؟
  4. کجا باید کار انجام شود؟
  5. چگونه کار باید انجام شود؟
  6. کار توسط چه کسی باید انجام شود؟

مهمترین دلایل اهمیت برنامه ریزی عبارتند از:

  1. برنامه ریزی کمک می کند تا مدیران، ضعف های سازمان خود را شناسایی کرده و آن ها را برطرف نمایند.
  2. برنامه ریزی یک سازمان را برای تغییرات مداوم آماده می سازد.
  3. برنامه ریزی از اتلاف زمان، هزینه و منابع سازمان جلوگیری می کند و در نتیجه باعث افزایش کارایی و بهره وری در سازمان خواهد شد.

در ادامه آموزش مدیریت پروژه و تکمیل اهمیت بحث برنامه ریزی باید گفت: در دنیا و حتی کشور عزیزمان ایران، سازمان هایی وجود دارند که با تکنینک های برنامه ریزی کاملا اشنا هستند و با به کارگیری این تکنیک ها توانسته اند سازمان خود را در زمینه های مختلف از جمله مدیریت زمان، مدیریت هزینه، مدیریت منابع و … توانمند سازند. در واقع مدیران ارشد چنین سازمان هایی معتقدند که اگر زمان و انرژی کافی صرف برنامه ریزی کارها شود، قطعا می توانند بهره وری را در سازمان خود افزایش دهند.

تعریف پروژه و مشخصات آن

به مجموعه تلاش های موقت و مقداری که برای ایجاد یک محصول خاص و یا ارائه یک خدمت معین صورت می گیرد، پروژه می گویند. نکته مهم این است که محصول نهایی یک پروژه جدید و منحصر به فرد است.

فرض کنید شما یک پیمانکار سد ساز هستید و تا کنون چند سد خاکی را ساخته اید و به کارفرما تحویل داده اید.

در حال حاضر یک پیشنهاد تازه دارید: ساخت یک سد خاکی جدید در منطقه ای خاص و با مشخصات و اندازه های مشخص مطمئنا این سد با تمام سدهایی که تا کنون ساخته اید متفاوت است؟ شاید بپرسید از چه نظر تفاوت دارد؟

در پاسخ به شما خواهم گفت: سال جدید از نظر شرایط خاص منطقه جغرافیایی، ابعاد و اندازه مثل طول، عرض و ارتفاع نهایی بدنه سد، همینطور طول، عرض و ارتفاع نهایی فراز بند. طول سازه سرریز، مشخصات فنی، حجم آب ذخیره شده پشت بدنه سد و بسیاری از موارد دیگر با سدهای قبلی فرق دارد.

دوستان من تفاوت پروژه با خط تولید هم دقیقا همین است.

به عنوان مثال خط تولید نوشابه را در نظر بگیرید. محصول نهایی یعنی نوشابه ها، همه مشابه هم و تکراری هستند اما محصول نهایی پروژه، جدید و غیر تکراری است.

اما مهمترین مشخصات یک پروژه عبارتند از:

  1. محصول نهایی پروژه، عینی، جدید و غیر تکراری است (فقط یک بار اتفاق می افتد)
  2. پروژه موقت است یعنی تاریخ شروع و پایان مشخصی دارد
  3. پروژه هدف مشخصی دارد به عنوان مثال در پروژه احداث سد خاکی، هدف، تامین آب آشامیدنی یک شهرستان است.
  4. پروژه محدودیت دارد: پروژه ها با محدودیت هایی مثل محیط جغرافیایی، امکانات، زمان، پول و موارد دیگر روبرو هستند و تحت چنین محدودیت هایی باید اجرا شوند.
  5. پروژه ریسک دارد: در اجرای هر پروژه ای ریسکهایی وجود دارد مثل: ریسک مالی، سیاسی، طبیعی و موارد دیگر. به عنوان مثال در پروژه احداث تونل زیر دریا بین کشورهای انگلیس و فرانسه، این احتمال وجود داشت که آب دریا وارد تونل شود که علیرغم تلاش های صورت گرفته توسط پیمانکار، این اتفاق افتاد و پروژه را چند هفته به تأخیر انداخت.

تعریف مدیریت پروژه

مدیریت پروژه یعنی تخصیص، پیگیری و کاربرد موثر منابع برای رسیدن به یک هدف مشخص و در یک دوره زمانی خاص.

در استاندارد PMBOK نیز که در ادامه با آن آشنا خواهید شد مدیریت پروژه اینگونه تعریف شده است:

مدیریت پروژه یعنی به کار گیری دانش، مهارت ها، ابزارها و تکنیک ها در اجرای فعالیت های پروژه جهت تامین الزامات پروژه.

مدیر پروژه در راس ساختار تشکیلاتی پروژه قرار دارد و مستولیت های مهمی دارد که در صورت انجام موفق آن ها احتمال موفقیت پروژه بسیار زیاد خواهد بود

مهمترین وظایف یک مدیر پروژه عبارتند از:

  1. تحرک بخشیدن به پرسنل: در این مرحله مدیر پروژه باید افراد شایسته و توانمند را استخدام کرده و نقش آنها را به طور دقیق مشخص نماید. یعنی هر شخص باید دقیقا بداند که چه مسئولیت هایی دارد و سازمان چه انتظاری از او دارد.
    فقط با انجام این کار است که مدیر پروژه می تواند از نیروهایش کار بخواهد و خودش نیز پیشرفت کارها را کنترل کند.
  2. تعدیل روابط بین پرسنل ارشد و زیردست: گاهی اتفاق می افتد که بین اعضای تیم پروژه در سطوح مختلف تعارض با اختلاف نظر پیش می آید. در این گونه مواقع، وظیفه مدیر پروژه بررسی موضوع و عادی سازی روابط بین اعضای تیم پروژه است.
  3. مدیر پروژه باید بتواند توجه اعضای تیم پروژه را روی اهداف پروژه متمرکز کند و این موضوع بسیار مهمی است.
    چرا که زیاد این مورد اتفاق می افتد که اعضای تیم پروژه به هر دلیلی گرفتار مسائل جانبی و کم اهمیت شده و نسبت به اهداف پروژه بی تفاوت می شوند.
    در این مواقع مدیر پروژه می تواند از طریق روش هایی مانند راهنمایی پرسنل، قدردانی از زحمات آنها گوشزد نمودن اهداف پروژه در جلسات و روش های دیگر همه اعضا را به مشارکت جهت تحقق اهداف پروژه ترغیب کند.
  4. تصمیم گیری: تصمیم های صحیح و به موقع، قطعا باعث پیشرفت پروژه خواهد شد. بنابراین مدیر پروژه باید ضمن پرهیز از فشارهای روانی، تعصب و شتاب زدگی، مصلحت پروژه را در درنظر بگیرد و تصمیمات مفید و قاطع اتخاذ کند.
  5. تخصیص منابع به صورت موثر: مدیر پروژه باید سعی کنند منابع و امکانات مورد نیاز پروژه را به موقع تامین کند
    یک مدیر پروژه می داند که با انجام درست این کار، می تواند تا اندازه زیادی تأخیرات پروژه را کاهش دهد.
  6. مدیر پروژه باید به طور منظم امور مربوط به زمانبندی، هزینه و استانداردهای کیفیت کار را کنترل نماید.

استاندارد PMBOK

PMBOK مخفف این کلمات است: Project Management Body of knowledge (مجموعه جامع دانش مدیریت پروژه) در واقع PMBOK مجموعه ای هست از الگوهای موفق و پذیرفته شده در زمینه مدیریت پروژه یا به عبارت دیگر، مجموعه ای از تجارب موفق مدیران پروژه مجرب در دنیاست.

این استاندارد توسط موسسه بین المللی PMI گردآوری و تهیه شده است. جالب است بدانید که این موسسه بیش از ۱۰۰۰۰۰ عضو در بیش از ۱۲۵ کشور دنیا دارد و مرکز آن در فیلادلفیای آمریکاست.

دو نکته بسیار مهم در مورد استاندارد PMBOK وجود دارد:

  1. مبنای علمی این استاندارد، تئوری محض نیست بلکه حاصل تجارب و عملکرد موفق بسیاری از بزرگان مدیریت پروژه در دنیاست.
  2. ما هیچ وقت نمی توانیم ادعا کنیم که مدیریت پروژه را دقیقا طبق PMBOK انجام می دهیم زیرا پیاده سازی همه دستورالعمل ها و فرآیندهای این استاندارد در یک پروژه ممکن نیست، کاری که ما باید انجام دهیم این است که ابتدا شرایط و محدودیت های پروژه خود را در نظر بگیریم سپس بخش هایی از PMBOK را که در پروژه ما قابل اجرا هستند در پروژه اجرا کنیم.

 

مطلب به درد بخور برای شما : صفر تا صد هر چیزی که باید درباره pmbok بدانید

ذینفعان پروژه

ذینفعان افراد یا سازمان هایی هستند که درگیر اجرای پروژه هستند. این ها می توانند روی پروژه اثر بگذارند یا از آن تاثیر بپذیرند.

ذینفعان به دو دسته کلی تقسیم می شوند:

  1. ذینفعان مستقیم: شامل کارفرما، مشاور، مدیر طرح، پیمانکار اصلی، پیمانکاران دسته دوم و سهامداران اصلی
  2. ذینفعان غیر مستقیم: شامل جامعه، شهروندان، ادارات و سازمان های دولتی، سهامداران فرعی جالب است بدانید که در یک پروژه حتی کسانی که از اجرای پروژه ضرر می کنند نیز ذینفع محسوب می شوند

۲ نکته بسیار مهم در مورد ذینفعان و نقش آنها در پروژه وجود دارد:

  1. موفقیت در اجرای هر پروژه ای، مستلزم شناخت ذینفعان و در نظر گرفتن خواسته های آنان است.
  2. گاهی اوقات خواسته های ذینفعان بر خلاف هم است و با هم ضدیت دارد. مثل داستان آن دو مرد کشاورز و کوزه گر روشنایی یکی دعا می کرد باران ببارد تا محصولاتش به بار بنشیند و دیگری دعا می کرد باران نبارد تا کوزه هایش خشک شوند.

در یک پروژه هم ممکن است چنین اتفاقاتی رخ دهد.

اما نکته مهم این است که ما می توانیم در حد توازن و توان، خواسته ها و نیازهای ذینفعان را تامین کنیم، نه همه آن ها را.

آشنایی با برخی از پروژه های موفق در دنیا

دوستان عزیز به یاد داشته باشد که به طور کلی، موفقیت پروژه ها با سودآوری آنها سنجیده می شود. تاکنون پروژه های زیادی در دنیا انجام شده که در آن ها از تکنیک های مدیریت پروژه استفاده شده است. در چنین پروژه هایی، سود و منافع زیادی عاید پیمانکار و کارفرما شده است.

پروژه هایی مانند: احداث پل کابلی روی دریا بین دو کشور سوئیس و دانمارک، احداث یک جزیره به شکل نخل در سواحل دبی و تبدیل آن به یک مرکز تجاری بسیار مهم در دنیا، همینطور ساخت برج های دوقلوی پتروناس در کشور مالزی با ارتفاع بیش از ۴۰۰ متر و موارد دیگر.

دوستان من، علت موفقیت این پروژه ها و تمام پروژه های موفق در دنیا، این است که مدیران و مسئولین ارشد چنین پروژه هایی، قبل از انجام هر کار، ابتدا برنامه ریزی و همفکری می کنند و به هیچ وجه شتاب زده عمل نمی کنند.

سپس با استفاده از تکنولوژی و امکاناتی که در اختیار دارند، به بهترین نحو کارها را انجام می دهند.

در واقع آن ها به این دانش و تجربه رسیده اند که با برنامه ریزی، همفکری و تعامل سازنده با ذینفعان پروژه می توانند بزرگترین و سخت ترین کارها را انجام دهند و این درس بسیار مهمی است برای همه کسانی که به دنبال موفقیت در اجرای پروژه ها هست.

اما در پایان این مطلب قصد دارم تا شما مخاطبان عزیز را با برخی از بزرگان مدیریت پروژه در دنیا آشنا کنم.

آشنایی با برخی از بزرگان مدیریت پروژه در دنیا

 

Harold Kerzner هارولد کرزنر

 

شکی نیست که کرزنر را به عنوان برترین چهره مدیریت پروژه در دنیا می شناسند. خلاصه مشخصات آقای کرزنر: دارای مدرک دکترای مهندسی هوا فضا از دانشگاه ایلینویز و مدرک MBA از دانشگاه یوتا در آمریکاست و هم اکنون استاد مدیریت سیستم ها در دانشگاه Baldwin Wallace است. حدود ۳۷ سال در زمینه مدیریت پروژه در دانشگاه یوتا تحقیق و تدریس کرده است.

حدود ۵۰ کتاب در زمینه مدیریت پروژه نوشته (تقریبا اکثر آن ها کتاب های مرجع هستند) هر ساله به حدود ۲۰ کشور رفته و کنفرانس برگزار می کند. دانشگاه اوهایو جایزه سالیانه ای در زمینه مدیریت پروژه به اسم کرزنر دارد. همینطور موسسه بین المللی PMI جایزه سالیانه خود را که در زمینه مدیریت پروژه و جهت ارائه به برترین مدیر پروژه سال دنیاست، به نام کرزنر ارائه می دهد.

هنری گانت (Henry Gantt)

 

آموزش مدیریت پروژه

 

 

متولد ۱۸۶۱٫ دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه جان هاپکینز آمریکا. گانت به عنوان پدر مدیریت پروژه شناخته می شود. در سال ۱۸۶۱ میلادی متولد شد و بین سال های ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۱ به عنوان معاون با تیلور همکاری می کرد.

پس از آن، مهندس مشاور شد و زمینه هایی از مدیریت علمی را در تعدادی از شرکت ها گسترش داد. او به نوبه خود کمک های شایانی به نهضت مدیریت علمی کرد. برای مثال، سیستم پرداخت عملکرد که بر اساس آن، کارگر با کوشش برای دستیابی به سطح استاندارد، جایزه یا پاداش دریافت می کرد. گانت هر یک از اعضای سازمان را ترغیب می کرد تا در جهت دستیابی به دستمزد بهتر، آن دسته از وظایفی را انتخاب کند که توانایی انجام بهینه آن را در خود سراغ دارد.

نمودار گانت که اجرای برنامه ای و عملیاتی کار را بر حسب زمان نشان می دهد. این موضوع را به اثبات رسانده که همواره در عملیات، یک چارچوب و طرح کنترلی و برنامه ریزی پایدار و ارزشمند وجود دارد.

به هر حال این منطق کلی نمودارهای گانت که کارها را به اجزای کوچک شکسته و در واحد زمان آنها را کنترل کنیم مبنای مدیریت و کنترل پروژه در سال های بعدی قرار گرفت. به این دلیل است که گانت را پدر مدیریت پروژه می شناسند.

رودنی ترنر (Rodney Turner)

 

آموزش مدیریت پروژه

 

 

از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ رئیس هیئت مدیره، مدیر عامل و جزو مدیران ارشد انجمن بین المللی مدیریت پروژه IPMA بود. وی رئیس دپارتمان مدیریت پروژه دانشگاه لیل فرانسه است. حدود ۱۶ کتاب در زمینه مدیریت پروژه نوشته و همچنین رئیس انجمن مدیریت پروژه انگلستان است. همچنین وی برنده جایزه محقق برتر سال ۲۰۱۲ در انجمن IPMA نیز شده است.

علی جعفری (Ali Jafari)

 

 

استاد تمام و رئیس دپارتمان مدیریت پروژه دانشگاه سیدنی استرالیاست. در سال ۱۹۹۴ به عنوان یکی از مشاورین ویژه کمیسیون اروپا در زمینه پروژه های مدیریت و بهره وری به نام (TACIS) انتخاب شد. وی از سال ۱۹۶۹ تا کنون در بسیاری از پروژه های مختلف در اروپا، استرالیا و آسیا مشغول فعالیت و مشاوره بوده است.

لین کرافورد (Lynn Crawford)

 

آموزش مدیریت پروژه

 

پروفسور کرافورد استاد تمام دانشگاه باند BOND استرالیاست. وی از نظر فعالیت های حرفه ای در زمینه مدیریت پروژه بسیار فعال بوده است. آرشیتکت، مدیر پروژه، برنامه ریز منطقه ای، استراتژیست و مدیر عامل چندین شرکت در زمینه های مختلف صنعتی، نمونه هایی از فعالیت های حرفه ای ایشان است. در سال ۱۹۹۰ وی برنده جایزه شورای تحقیقات استرالیا در زمینه مدیریت پروژه شد. این جایزه یکی از اولین و مهمترین جایزه های دولتی مدیریت پروژه در دنیاست.

یکی از اتفاقات مهم در زندگی حرفه ای پروفسور کرافورد، انتخاب وی به عنوان یکی از اعضای رهبری برای تهیه استانداردهای مدیریت پروژه توسط موسسه PMI می باشد.

جیمز اشنایدر (James R.Snyder)

 

آموزش مدیریت پروژه

 

 

مسلما موسس معتبرترین موسسه مدیریت پروژه دنیا یعنی PMI را باید یکی از چهره های بزرگ مدیریت پروژه در نظر گرفت. جیمز اشنایدر در سال ۱۹۶۹، به عنوان اصلی ترین عضو هیئت موسسین ۵ نفره PMI می باشد.

ژئوفری ریس (Geoff Ress)

 

آموزش مدیریت پروژه

 

ریس از ۱۰ نفر تاثیر گذار برتر در زمینه مدیریت پروژه بوده و یکی از متخصصان مطرح در زمینه های مدیریت پروژه مدیریت برنامه و رئیس افتخاری گروه تخصصی مدیریت برنامه در کشور انگلستان است. وی معمار و طراح چهار نرم افزار برتر و مولف چهار کتاب معتبر در زمینه مدیریت پروژه است.

آرون شتهار (Aeron Shenhar)

 

آموزش مدیریت پروژه

 

برنده جایزه سال ۲۰۱۳ موسسه IMPA و یکی از معروفترین افراد در زمینه مدیریت پروژه در دنیاست. وی دکترای خود را از دانشگاه استنفورد گرفته است. مقالات شنهار در زمینه مدیریت پروژه یکی از پر مراجعه ترین مقالات در این زمینه است.

وی همچنین مشاور مدیریت پروژه در شرکت های ایتل، ناسا، ارتش آمریکا و بسیاری از شرکت های دیگر است.

کتاب Reinventing Project Management وی به عنوان یکی از ۵ کتاب برتر در زمینه کسب و کار در دنیا انتخاب شده است. در حال حاضر وی مدیر عامل گروه مشاورین SPLWIN است.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره آموزش مدیریت پروژه بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

PMBOK چیست ؟ صفر تا صد هر چیزی که باید درباره pmbok بدانید

PMBOK چیست ؟

پی ام باک یکی دیگر از مهارت های لازم و استانداردهایی که مهندسان صنایع اگر با آن اشنا باشند میتوانند نسبت به دیگر مهندسان صنایع در بازارکار موفق تر و کارامدتر ظاهر شوند در این مقاله سعی شده است بطور جامع بخش های ۹ گانه استاندارد pmbok پوشش داده شود. لذا دوستانی که از این مقاله استفاده کردند برای گسترش هرچه بیشتر این مقاله جامع، لینک این مقاله را به دوستان و همکاران خود معرفی کنید.

گستره دانش مدیریت پروژه (PMBOK) عبارتی جامع و فراگیر می باشد که به توصیف مجموعه دانشهای درگیر در حرفه مدیریت پروژه می پردازد. همچون دیگر حرفه ها نظیر حقوق، پزشکی و حسابداری، وظیفه بکارگیری و پیشبرد گستره این دانش بر عهده دست اندرکاران این حرفه و اقشار دانشگاهی است.

 

مقاله مرتبط : یکبار برای همیشه تفاوت کنترل پروژه و مدیریت پروژه را بدانید

PMBOK چیست

 

گستره دانش مدیریت پروژه در بردارنده شیوه های سنتی ثابت شده ای است که به صورت فراگیر به کار گرفته شده و همچنین شامل علوم ابتکاری و شیوه های پیشرفته ای می باشد که پیش از این، دامنه استفاده از آنها محدودتر به نظر  میرسیده و اطلاعات منتشر شده و غیرمنتشره در این زمینه را  دربرمیگیرد.

این مقاله ابتدا به شرح و توصیف ضوابط کلیدی و فراهم آوری یک دید اجمالی از ماوقع این مستند می پردازد که حاوی بخشهای اصلی با عناوینی به صورت ذیل است:

  1. هدف از این راهنما (Purpose of This Guide)
  2. پروژه چیست؟ (What Is a Project)
  3. مدیریت پروژه چیست؟ (What Is Project Management)
  4. رابطه با دیگر جنبه های [دانش] مدیریت (Relationship to Other Management Disciplines)
  5. تلاشهای مرتبط (Related Endeavors)

سپس به شرح بخش های ۹گانه مدیریت کیفیت در استاندارد PMBOK و دیاگرام های جریان فرایند آنها می پردازیم.

 

هدف از این راهنما (Purpose of This Guide)

هدف اصلی این مقاله شناساندن و شرح زیر مجموعه ای از دانش مدیریت پروژه است که عموماً پذیرفته شده اند. پذیرش عام در مفهوم آن است که دانش و شیوه های موجود در این مستند در بیشتر پروژه ها و اغلب مواقع قابل اجرا بوده و توافقی شایع بر سودمندی و ارزش آنها وجود دارد.

لازم به ذکر است که پذیرش عامه فوق به مفهوم آن نیست که دانشها و شیوه های توصیف شده در اینجا می بایست به طور یکسان در تمامی پروژه ها به کار برده شوند. همیشه تیم مدیریت پروژه مسئول مشخص سازی این نکته می باشد که در هر پروژه معین چه مواردی برای آن مناسب بوده و با آن در تناسب  میباشد.

همچنین این مقاله با هدف فراهم آوری واژگان عمومی و استانداردسازی نحوه نگارش و بیان اصطلاحات متداول در حرفه مدیریت پروژه و شیوه های این دانش تهیه گردیده است. مدیریت پروژه یک حرفه نسبتاً جوان است. با افزایش شدت گرایش به اجرای شیوه های جاری و متداول [هر چند ناصحیح] توجه نسبتاً کمی به ضوابط و قواعدی صورت می پذیرد که می بایست به کار برده شوند. این مطلب به فراهم آوری مرجعی اصلی برای تمامی کسانی  میپردازد که به حرفه مدیریت پروژه علاقمند  میباشند. حیطه مرجعیت مستند حاضر افراد ذیل را دربرمی گیرد اما به آنها محدود  نمیگردد:

  1. مدیران ارشد
  2. مدیران مدیران پروژه ها
  3. مدیران پروژه و دیگر اعضاء تیم پروژه
  4. مشتریان پروژه و سایر سهام داران پروژه
  5. مدیران عملیاتی و کارمندان تخصیص یافته به تیم پروژه
  6. مدرسان مباحث مدیریت پروژه و موضوعات مرتبط با آن
  7. مشاوران و متخصصان مدیریت پروژه و شاخه های مرتبط با آن
  8. آموزش گیرندگان در حال پیشرفت از طریق برنامه های آموزشی مدیریت پروژه

به عنوان یک مرجع مبنا، این مستند نه تنها جامع نبوده، بلکه دربرگیرنده کلیه مباحث و موارد نیز نمی شود. این مطلب همچنین به عنوان مرجع اصلی دانش و شیوه های مدیریت پروژه در جهت برنامه های پیشرونده انجمن مدیریت پروژه آمریکا (PMI) که شامل موارد ذیل می باشد، مورد استفاده قرار  میگیرد:

  1. گواهی حرفه ای های مدیریت پروژه ((Project Management Professionals (PMP)
  2. استوارنامه (مرجع مطالب) مرتبط با برنامه های آموزشی در زمینه مدیریت پروژه.

 

پروژه چیست؟ (What Is a Project)

سازمانها به اجرای کارهایی اشتغال دارند. این کارها عموماً شامل اجرای پروژه ها و یا عملیاتها بوده؛ هر چند که این موارد ممکن است همپوشانی هایی نیز با یکدیگر داشته باشند. عملیاتها و پروژه ها در بسیاری از خصائص با یکدیگر مشترک  میباشند، از جمله اینکه هر یک از آنها:

  • توسط افراد به اجرا در می آیند.
  • در قید و بند منابع محدود  میباشند.
  • برنامه ریزی شده، به اجرا در آمده و کنترل می گردند.

پروژه ها اغلب به عنوان ابزاری در جهت دستیابی به برنامه های استراتژیک سازمانها به اجرا در می آیند. اختلاف میان عملیاتها و پروژه ها در درجه اول از آنجا نشأت می گیرد که عملیاتها تکراری و پاینده بوده، در حالی که پروژه ها موقتی و منحصر بفرد می باشند. یک پروژه می تواند در قالب خصوصیات منحصر بفرد خود تعریف گردد.

پروژه تلاش بر عهده گرفته شده موقتی با هدف ایجاد یک محصول و یا ارائه خدمتی منحصر بفرد میباشد. موقتی بودن به مفهوم آن است که هر پروژه دارای تاریخ شروع و پایان مشخص و معینی است. یگانه بودن آن نیز در مفهوم آن است که این محصول و یا سرویس ارائه شده از برخی جنبه ها با سایر محصولات و سرویسهای مشابه دیگر متفاوت  میباشد.

در بسیاری از سازمانها، “پروژه ها”، ابزارهایی برای پاسخگوئی به آن دسته از نیازها میباشند که از طریق اجرای عملیات های محدود و معمول سازمان، امکان دستیابی به آنها میسر نیست.

کلیه سطوح یک سازمان، عهده دار اجرای پروژه ها می گردند. تعداد افراد درگیر در یک پروژه ممکن است تنها یک فرد خاص و یا هزاران هزار نفر را شامل بوده و مدت زمان اجرای آنها نیز ممکن است از چند هفته تا مدتی بیش از ۵ سال باشد. همچنین پروژه ها ممکن است تنها یک واحد سازمانی مشخص را درگیر کار خود نموده و یا با هدف همیاری و همکاری، از مرزهای سازمانی عبور نمایند.

پروژه ها به لحاظ نفس تحقق بخشی به استراتژی های شغلی یک سازمان، بحرانی می باشند چرا که خود ابزارهایی برای اجرای این استراتژیها به شمار می آیند. مثالهایی از انواع پروژه ها به قرار ذیل است:

  • توسعه یک محصول جدید یا خدمتی نوین
  • تغییر در ساختار یک سازمان، نیروهای کاری و یا سبک آن
  • طراحی یک وسیله نقلیه جدید
  • توسعه و یا پیاده سازی یک سیستم نوین اطلاعاتی و یا اعمال تغییری در آن
  • ساخت یک ساختمان و یا یک ابزار
  • ساخت یک سیستم آبی در جامعه برای کشوری در حال توسعه
  • اداره فعالیتهای مرتبط با یک مبارزه در دفتری سیاسی
  • اجرای یک رویه یا فرایند تجاری جدید
  • خاصیت موقتی بودن (Temporary)

موقتی بودن به مفهوم آن است که هر پروژه دارای تاریخ شروع و پایان مشخص و معینی است. زمان پایان یک پروژه منوط به تحقق یکی از موارد ذیل است:

  • به اهداف پروژه رسیده باشیم
  • بر ما محرز گردد که پروژه نتوانسته و یا نخواهد توانست به اهداف خود دست یابد.
  • نیاز به اجرای پروژه از بین رفته و پروژه منقضی گردد.

موقتی بودن پروژه ها لزوماً در مفهوم کوتاه بودن دوره زمانی اجرای آنها نیست. چه بسیار پروژه هایی که سالها به طول می انجامند. بهرحال در همه موارد، طول مدت پروژه محدود است. پروژه ها تلاشها و کوشش های متداوم و پاینده ای نمیباشند.

به علاوه عموماً مفهوم موقتی بودن در مورد محصول و یا سرویس ایجاد شده توسط پروژه به کار برده نمی شود. پروژه ها ممکن است خواسته و یا ناخواسته دستخوش تأثیرات و فشارهای محیطی، اجتماعی و یا اقتصادی گردیده و این تأثیرات موجب طولانی تر شدن زمان اجرای آنها گردند. اغلب پروژه ها متعهد به خلق نتایج پایا و بادوام می باشند.

 

مقاله مرتبط : ۸ چیزی که باید برای اجرای طرح کنترل پروژه موفق بدانید اینجا کلیک کنید.

برای مثال پروژه ای که با هدف برپائی یک بنای دیدنی به اجرا در  می آید به خلق اثری منتج می گردد که از آن انتظار قرنها دوام و پایائی داریم. برای دستیابی به یک هدف استراتژیک ممکن است نیازمند اجرای یک سری از پروژه ها و یا تعدادی از پروژه های مکمل یکدیگر به صورت موازی و همزمان باشیم.

هدف از اجرای پروژه ها و عملیاتها اساساً با یکدیگر متفاوت  میباشد. هدف از اجرای یک پروژه، رسیدن و برآورده نمودن اهداف و مقاصد آن و سپس بستن و اختتام پروژه بوده در حالی که هدف از اجرای یک فعالیت غیرپروژه ای متداوم معمولاً حفظ حیات کاری و شغلی است. پروژه ها اساساً با فعالیتهای غیرپروژه ای مستمر متفاوت می باشند چرا که پروژه ها هنگام حصول به اهداف تعریف شده خود متوقف می گردند، در حالی که تعهدات غیرپروژه ای، مجموعه ای جدید از اهداف نوین را پیش روی خود قرار داده و به کار مستمر خود ادامه می دهند.

طبیعت موقتی بودن پروژه ها ممکن است وابسته به جنبه های مختلف تلاش آنها باشد. همچون مثالهای زیر:

  • یک فرصت یا مجال بازاری معمولاً موقتی است – اغلب پروژه ها دارای چهارچوب زمانی محدودی برای تولید محصول و یا ارائه خدمتشان می باشند.
  • ندرتاً تیم پروژه در قالب یک گروه منسجم، بیش از خود پروژه عمر  مینمایند – بیشتر پروژه ها توسط تیمی که با هدف اجرای اهداف منحصر بفرد آن گرد هم آمده اند به اجرا در آمده و این تیم پس از تکمیل پروژه از هم پاشیده شده و منحل  میگردد.

خاصیت منحصر بفرد بودن محصول، خدمت و یا نتیجه حاصله

پروژه ها درگیر اجرای مواردی می شوند که پیش از این به اجرا در نیامده اند و این همان تعبیر منحصر بفرد بودن پروژه ها است. یک محصول یا سرویس ممکن است منحصر بفرد باشد، هر چند که این محصول یا سرویس به دسته بزرگی تعلق داشته باشد. به عنوان مثال، [اگرچه] هزاران هزار ساختمان دفتری توسعه داده شده اند اما تسهیلات اختصاصی هر یک از آنها منحصر بفرد بوده و دارای صاحبان متفاوت، طراحی منحصر بفرد، مکان اجرای متفاوت، پیمانکاران مختلف و موارد متفاوت دیگری از این دست بوده اند. حضور اجزاء و عناصر کاری تکراری در پروژه ها، اساس یگانگی و منحصر بفرد بودن آنها را دستخوش تغییر و تزلزل نمی نماید. به عنوان مثال :

  • طرح توسعه هواپیمای مسافربری بازرگانی جدیدی ممکن است نیازمند ساخت چندین نمونه کاری باشد.
  • و یا طرح ارائه یک داروی جدید به بازار ممکن است نیازمند هزاران هزار آزمایش بالینی در جهت رسیدن به بهترین میزان دز مصرفی بوده و یا در مثالی دیگر.
  • طرح توسعه یک شهرک ممکن است شامل صدها واحد منحصر بفرد [به ظاهر مشابه] باشد. همچنین
  • یک پروژه ترویج بهداشت و یا مصرف آب ممکن است در پنج منطقه جغرافیائی [به صورت کاملاً یکسان] به اجرا در آید. شرح قدم به قدم جزئیات پیشرونده یک طرح (Progressive Elaboration)

 

PMBOK چیست

شرح پیشرونده، یکی دیگر از خصوصیات و ویژگیهای منحصر بفرد طرحها می باشد که به یکپارچه سازی مفاهیم موقتی و منحصر بفرد بودن آنها  میپردازد. از آنجا که محصول هر پروژه منحصر بفرد است خصوصیاتی که محصول یا خدمت مورد نظر را از سایر محصولات وخدمات متمایز می سازد می بایست طی فرایندی خاص، رفته رفته شرح داده شده و توصیف گردد.

منظور از “پیشرونده” بودن توصیفات،اقدام مرحله به مرحله و افزایش دائمی و پیوسته آنها  میباشد در حالی که “شرح جزئیات” در مفهوم تفصیل کارها با اعمال دقت نظر و ریز شدن در اجزاء، همچنین شرح و بسط کامل آنهاست. این ویژگیها و خصائص متمایزکننده در آغاز هر پروژه به صورت کلی تعریف گردیده و مقارن با حصول استنباط های جامع تر و کامل تری از محصول طرح، توسط تیم پروژه، با جزئیات بیشتری بسط یافته و تشریح می گردد.

شرح جزئیات مربوط به خصوصیات و ویژگی های محصول پروژه  میبایست با تعریف مناسبی از محدوده پروژه هماهنگ گردد؛ علی الخصوص زمانی که پروژه تحت پیمانی در حال اجرا  میباشد. وقتی محدوده پروژه (یعنی کارهایی که  میبایست در خلال پروژه به اجرا درآیند) به نحو مناسب تعریف گردید.

این تعریف می بایست ثابت بماند هر چند که در این حین، خصوصیات محصول قدم به قدم و با جزئیات بیشتر تشریح گردیده و شرح و بسط داده می شوند. مثالهای دوگانه ذیل، مفهوم شرح جزئیات پیشرونده طرح را در دو محدوده کاربردی متفاوت به روشنی بیان می نماید:

مثال اول:

توسعه یک کارخانه فرایند شیمیائی از طریق مهندسی فرایند و با هدف تعریف خصوصیات آن فرایند مشخص آغاز می گردد. خصوصیات فوق جهت طراحی واحدهای اصلی فرایند مشخص شده مورد استفاده قرار می گیرند. این اطلاعات، خود بنای طراحی مهندسی را ایجاد می نمایند که این طراحی مهندسی به تعریف جزئیات چیدمان کارخانه و خصوصیات مکانیکی واحدهای فرایندی و همچنین تسهیلات فرعی آنها می پردازد.

کلیه این نتایج در طراحی محصول که به طور مفصل تشریح گردیده و همچنین در ایجاد نقشه ساخت (ایزومتریک محصول) به کار برده  میشوند. در طی فرایند ساخت تفاسیر و سازش ها، براساس نیازمندیها به اجرا در آمده و به موضوع مورد تأیید و مناسبی بدل می گردند. این شرح قدم به قدم خصائص و ویژگیها در قالب نقشه های (As-Built) گردآوری شده و اغلب در طی فرایند تست و اعمال تغییرات، همراه با جزئیات بیشتری از خصوصیات محصول، به شکل تعدیلات و تنظیمات نهائی عملکردی در  میآیند.

مثال دوم:

محصول یک پروژه توسعه اقتصادی ممکن است در آغاز کار بدین صورت تعریف گردد: “بهبود کیفیت زندگی افراد مقیم در اجتماع X که دارای کمترین میزان درآمد  میباشند”. همزمان با پیشرفت پروژه ممکن است انتظارات به صورت اختصاصی تر تشریح شده و بسط داده شوند. مثلاً: “فراهم آوری امکان دسترسی به آب و غذا برای ۵۰۰ نفر از ساکنان کم درآمد مقیم در اجتماع “X. دور بعدی شرح جزئیات ممکن است منحصراً بر افزایش تولید و بازاریابی محصولات کشاورزی تمرکز نماید که به یکباره اقدامی در جهت تأمین آب مورد نیاز (که یکی از مؤلفه های اصلی در کشاورزی است) به عنوان اولویت ثانویه صورت می پذیرد.

 

 مدیریت پروژه چیست؟ (What Is Project Management)

مدیریت پروژه به کار بستن دانش ها، مهارتها، ابزارها و تکنیک های مرتبط با فعالیتهای یک پروژه در جهت رسیدن به نیازهای آنمی باشد. با بهره گیری از موارد فوق الذکر در خلال مراحلی همچون مرحله آغازین، برنامه ریزی، اجرا، کنترل و اختتامیه(مرحله پایانی )، فرایند مدیریت پروژه صورت  میپذیرد. تیم پروژه به مدیریت کارهای پروژه پرداخته و این کارها عموماً شامل موارد ذیل است  :

  1. مدیریت تقاضاهای متناقض مرتبط با محدوده طرح، مدت زمان اجرا، هزینه اجرا، ریسک طرح و کیفیت آن.
  2. مدیریت سهام داران با مجموعه انتظارات و احتیاجات متفاوت.
  3. مدیریت ملزومات شناسائی شده طرح.

این نکته، بسیار حائز اهمیت است که تعداد زیادی از فرایندها در مدیریت پروژه طبیعتاً تکرارپذیرند. تا حدودی میتوان شرح قدم به قدم جزئیات پیشرونده یک طرح را نیز به واسطه ماهیت و لزوم آن در تمام طول چرخه حیات پروژه، در  زمره این دسته از فرایندها به شمار آورد. به عبارت دیگر هرچه بیشتر در مورد پروژه خود بدانید، بهتر  میتوانید آنرا مدیریت نمائید.

گاهاً برای بیان رویه سازمانی مدیریت کارهای مستمر یک سازمان اجرائی از اصطلاح “مدیریت پروژه” استفاده می گردد. اما صحیح تر آن است که این شیوه مدیریتی را “مدیریت پروژه ای” بنامیم، چرا که در این شیوه، با بسیاری از جنبه های مختلف این قبیل کارها، برخوردی همچون یک پروژه به عمل  می آید تا تکنیک های مدیریت پروژه را در مورد آنها بکار بندند.

اگرچه درک مفهوم مدیریت پروژه برای سازمانی که به شیوه پروژه ای مدیریت می گردد (مدیریت پروژه ای) بسیار بحرانی و حیاتی است، اما شرح مفصل و مشروح این رویه عملکردی مدیریتی، خود خارج از  محدوده این مستند میباشد.

علوم مرتبط با مدیریت پروژه میتوانند به طرق و شیوه های بسیار متنوعی سازماندهی گردند. مستند PMBOK حاوی دو بخش اصلی و مجموعاً ۱۲ فصل میباشد.

بخش اول: با عنوان چهارچوب مدیریت پروژه، به فراهم آوری یک ساختار اساسی و نیز مبنائی جهت درک مفهوم مدیریت پروژه می پردازد.

  • فصل اول: با عنوان “مقدمه”، به تعریف واژگان و اصطلاحات کلیدی، همچنین به ارائه چشم اندازی از ماوقع این مستند می پردازد
  • فصل دوم: با عنوان “زمینه مدیریت پروژه”، به بیان و توصیف محیط عملکردی پروژه ها  میپردازد. تیم مدیریت پروژه  میبایست این زمینه گسترده را به درستی درک نماید – مدیریت روزانه فعالیتهای یک پروژه جهت نیل به موفقیت آن لازم ولی ناکافی است.
  • فصل سوم: با عنوان “فرایندهای مدیریت پروژه” ، به شرح یک نمای کلی از نحوه تأثیر متداول فرایندهای مختلف مدیریت پروژه بر یکدیگر می پردازد. درک [صحیح] این واکنش ها و تأثیرات متقابل آنها در جهت فهم مطالب ارائه شده در طی فصول ۴ الی ۱۲، لازم و ضروری است .

بخش دوم: با عنوان “حیطه دانش مدیریت پروژه” ، به توصیف و تشریح دانش مدیریت پروژه به لحاظ اجزاء فرایندی هر یک از آنهامی پردازد. این فرایندها در ۹ زمینه علمی به شرح ذیل سازماندهی گردیده است:

  • قسمت چهارم: با عنوان “مدیریت یکپارچگی پروژه”، به شرح فرایندهای مورد نیاز جهت تضمین هماهنگی و یکپارچگی میان اجزاءمختلف یک پروژه به نحوی مناسب می پردازد. این بخش حاوی عناوینی چون “ایجاد برنامه پروژه”، “اجرای برنامه پروژه” و “کنترلتغییر یکپارچه” است.
  • قسمت پنجم: با عنوان ” مدیریت محدوده پروژه “، به شرح فرایندهای مورد نیاز جهت تضمین این نکته  میپردازد که پروژه دربردارنده “تمام و تنها” کارهای مورد نیاز جهت تکمیل موفقیت آمیز خود باشد. این بخش حاوی عناوینی چون “فرایندهای آغازین”، “برنامه ریزی محدوده”، “تعریف محدوده، “تأئید محدوده” و “کنترل تغییر محدوده” است.
  • قسمت ششم: با عنوان “مدیریت زمان پروژه”، به تشریح فرایندهای مورد نیاز با هدف حصول اطمینان از تکمیل به موقع پروژه می پردازد. این بخش حاوی عناوینی همچون تعریف فعالیت، توالی فعالیت، تخمین مدت زمان فعالیت، “ایجاد و توسعه زمان بندی” و “کنترل زمان بندی” است.
  • قسمت هفتم: با عنوان “مدیریت هزینه پروژه”، به تشریح جمله فرایندهای مورد نیازی می پردازد که تکمیل پروژه را با بودجه مصوب تضمین می نماید. این بخش حاوی عناوینی چون: “برنامه ریزی منابع”، “برآورد هزینه”، “بودجه بندی هزینه” و “کنترل هزینه” است.
  • قسمت هشتم: با عنوان ” مدیریت کیفیت پروژه “، به شرح فرایندهای مورد نیاز جهت تضمین برآورده سازی نیازهای برعهده گرفته شده در یک پروژه می پردازد. این بخش حاوی عناوینی همچون: “برنامه ریزی کیفیت”، “تضمین کیفیت” و “کنترل کیفیت” است.
  • قسمت نهم: با عنوان ” مدیریت منابع انسانی پروژه ” ، به شرح فرایندهای مورد نیاز جهت دستیابی به مؤثرترین شیوه بهره گیری از افراد درگیر با پروژه می پردازد. این بخش حاوی عناوینی چون “برنامه ریزی سازمانی”، “جذب کارمندان (استخدام)” و “توسعه تیم” است.
  • قسمت دهم: با عنوان ” مدیریت ارتباطات پروژه “، به شرح فرایندهای مورد نیاز به جهت تضمین گردآوری، پخش، ذخیره سازی و رسیدگی نهائی به اطلاعات پروژه به نحو مناسب و در زمان متقضی می پردازد. این بخش حاوی عناوینی چون “برنامه ریزی اطلاعات”، “توزیع اطلاعات”، “ارائه گزارش کارآئی” و “اختتام اداری و اجرائی” است .
  • قسمت یازدهم: با عنوان “مدیریت ریسک پروژه”، به شرح فرایندهای مرتبط با شناسائی، تجزیه و تحلیل و پاسخگوئی به ریسک پروژه می پردازد. این بخش حاوی عناوینی چون “برنامه ریزی مدیریت ریسک”، “شناسائی ریسک”، “تجزیه و تحلیل کیفی ریسک”، “تجزیه و تحلیل کمی ریسک”، “برنامه ریزی پاسخگوئی به ریسک” و “کنترل و بازبینی ریسک” است.
  • قسمت دوازدهم: با عنوان “مدیریت تدارکات پروژه”، به تشریح مجموعه فرایندهای مورد نیاز به جهت دستیابی به کالاها و خدمات ازمحیطی خارج از سازمان اجرائی پروژه می پردازد. این بخش حاوی عناوینی همچون “برنامه ریزی تدارکات”، “برنامه ریزیدرخواست”، “درخواست”، “انتخاب منبع”، “اداره پیمان” و “اختتام پیمان” است.

 

PMBOK چیست

رابطه با دیگر جنبه های [دانش] مدیریت (Relationship to Other Management Disciplines)

اغلب مهارتهای مورد نیاز به جهت مدیریت پروژه ها منحصراً به [دانش] مدیریت پروژه تعلق دارند. (به عنوان مثال روش تجزیه و تحلیل مسیر بحرانی و یا ساختار شکست کار (WBS)). به هر صورت، PMBOK  سایر موضوعات و جنبه های مدیریتی [مورد نیاز جهت مدیریت پروژه ها] را نیز پوشش می دهد.

“مدیریت عمومی” دربردارنده مباحثی چون برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، اجرا و کنترل کلیه عملیاتهای یک مؤسسه فعال می باشد.

PMBOK  بسیاری از جنبه ها و زمینه های “مدیریت عمومی” را تعدیل نموده و یا تحت پوشش خود قرار  میدهد؛ مواردی همچون رفتار سازمانی، پیش بینی های مالی و تکنیک های برنامه ریزی که عناوین مذکور تنها اسامی تعداد اندکی از آنهاست.

  • “زمینه های کاری” (Application Areas)، دسته ها و طبقات مختلفی از پروژه ها  میباشند که دارای اصول و قواعد مشترک، مهم و معنی داری در میان خود هستند اما این اصول و مبانی در کلیه پروژه ها مورد نیاز نبوده و یا بعضاً در آنها وجود ندارد. “زمینه های کاری” معمولاً در قالبهای ذیل تعریف  میگردند:
  • “بخشهای اجرائی و دستورالعملهای پشتیبانی”، همچون سیاستهای قانونی، بخشهای مدیریت تولید و موجودیها، دپارتمانهای بازاریابی، بخشهای لجستیکی و پشتیبانی و دستورالعملهای پرسنلی.
  • “اصول و مبانی فنی”، همچون [مبانی] توسعه نرم افزار، [اصول] داروئی، [اصول] مهندسی آب و فاضلاب و یا [اصول] مهندسی ساختمان.
  • “تخصص های مدیریتی”، نظیر [تخصص در عقد] قراردادهای دولتی، [تخصص در] امور توسعه اجتماعی و یا [تخصص در] توسعه محصولات جدید.
  • “گروههای صنعتی”، همچون [گروه] خودروسازی، [گروه] صنایع شیمیائی، [گروه] کشاورزی و یا خدمات مالی.

 

تلاشهای مرتبط (Related Endeavors)

گونه های خاصی از تلاشها وجود دارند که ارتباط بسیار نزدیکی با پروژه ها داشته و با آنها هم خانواده اند. اغلب، سلسله مراتبی از طرح استراتژیک (Strategic Plan)، برنامه (Program)، پروژه (Project) و زیرپروژه (Subproject) وجود دارد که در آن، یک برنامه (Program) خود شامل چندین پروژه (Project) مرتبط با یکدیگر بوده و با هدف دستیابی به اهداف طرح استراتژیک (Strategic Plan) با یکدیگر همکاری و همیاری می نمایند. این تعهدات مرتبط با یکدیگر در ذیل تشریح گردیده اند :

برنامه ها (Programs): یک “برنامه” مشتمل بر گروهی از “پروژه ها” است که با هدف دستیابی به منافع و نتایجی خاص، به نحوی یکپارچه و منسجم مدیریت  میگردند؛ نتایجی که از مدیریت جداگانه و مستقل این پروژه ها، حصول آنها امکان پذیر نیست. همچنین بسیاری از “برنامه ها” حاوی عناصر و اجزائی در قالب فعالیتهای مستمر  میباشند. به عنوان مثال:

برنامه (Program) هواپیمای XYZ، شامل هردوی پروژه (Project) یا “پروژه های” طراحی و توسعه هواپیما، همچنین تولید و پشتیبانی مستمر و مداوم آن بصورت تخصصی  میباشد.

بسیاری از شرکتهای فعال در زمینه الکترونیک دارای مدیران برنامه ای (Program Manager) می باشند که این مدیران، مسئولیت مهیا نمودن محصولاتی مشخص را (در قالب پروژه هائی (Projects) برعهده داشته و علاوه بر آن در زمان اضافه کاری،  مسئول هماهنگی و یکپارچه سازی محصولات چندگانه (در قالب یک فعالیت مستمر) می باشند.

همچنین برنامه ها (Programs) ممکن است حاوی یک سری از تعهدات تکراری و یا چرخه ای باشند. به عنوان مثال:

برنامه های خدمات عمومی اغلب از یک “برنامه ساخت یافته” سالیانه صحبت  مینمایند که به خودی خود فعالیت هائی منظم و مستمر بوده و دربردارنده پروژه های بسیاری است.

بسیاری از مؤسسات غیرانتفاعی دارای “برنامه ای جهت جمع آوری اعانه” می باشند. این فعالیت مستمر با انگیزه پشتیبانی مالی صورت پذیرفته و اغلب شامل یک سری از “پروژه های” مستقل و مجزا همچون اجرای مزایده ها و یا ایجاد انگیزه در اعضاء می باشند.

انتشار یک روزنامه یا مجله نیز یک “برنامه” است. اگرچه تکرار دوره ای این فعالیت، خاصیتی مستمر بدان میبخشد اما هر دوره مستقل نشر، خود یک “پروژه” به حساب می آید.

در برخی از زمینه های کاری، مدیریت برنامه (Program Management) و مدیریت پروژه (Project Management) به گونه ای مشابه رفتار مینمایند. اما در پاره ای دیگر از زمینه های کاری، “مدیریت پروژه” به عنوان زیرمجموعه ای از “مدیریت برنامه” مطرح می گردد. به واسطه گوناگونی تعابیر، معانی و مفاهیم، لازم مینماید تا هرگونه بحث پیرامون موضوع “مدیریت پروژه” در مقابل موضوع “مدیریت برنامه”، مقدمتاً با توافقاتی بر تعاریف منطقی و روشن هر یک از اصطلاحات فوق الذکر آغاز گردد.

زیرپروژه ها (Subprojects): “پروژه ها” اغلب به ترکیباتی کوچکتر و مهارپذیرتر بنام “زیرپروژه ها” تقسیم  میگردند. “زیرپروژه ها” عمدتاً به مؤسساتی خارج از سیستم و یا به واحد عملیاتی دیگری در یک سازمان اجرائی، به صورت کنترات واگذار  میگردند. مثالهایی از انواع زیر پروژه ها عبارتند از:

  • زیرپروژه هایی بر مبنای فرایند پروژه؛ مثلاً یک فاز تنها
  • زیر پروژه هایی مطابق با نیازمندیهای مهارتی نیروی انسانی؛ همچون نصب تأسیسات ساختمان و یا فیکسچرهای برقی در یک پروژه ساختمانی
  • زیرپروژه هایی که با تکنولوژی خاصی در ارتباطند؛ همچون تست خودکار برنامه های کامپیوتری در یک پروژه توسعه نرم افزاری. معمولاً “زیرپروژه ها” را نیز “پروژه” نامیده و آنها را همچون پروژه ها مدیریت  مینمایند.

مدیریت سرمایه پروژه (Project Portfolio Management): این اصطلاح به فرایند گزینش منابع سرمایه ای برای “برنامه” و یا”پروژه”، همچنین پشتیبانی های سرمایه ای آنها اطلاق می گردد. این سرمایه ها در هر “برنامه” یا “پروژه”، تحت تأثیر برنامه استراتژیک سازمانی (Organizations Strategic Plan) و یا منابع در دسترس سازمان قرار داشته و از آنها تأثیر  میپذیرد. منابع در دسترس یک سازمان به نوبه خود سرمایه های آن به شمار می آیند.

۱-مدیریت یکپارچگی پروژه

مدیریت یکپارچگی پروژه، دربردارنده فرایندهای مورد نیاز، جهت تضمین هماهنگی و یکپارچگی میان اجزاء مختلف یک پروژه به نحومناسب بوده و همچنین، مبحث یکپارچگی، با هدف برآورده سازی مجموعه انتظارات و نیازمندیهای سهامداران (و یا فراتر روی از آنها) به ایجاد تبادل و توازن میان اهداف و گزینه های متعارض پروژه  میپردازد. امکان یکپارچه سازی و منسجم نمودن کلیه فرآیندهای مدیریت پروژه، مقدمتاً به واسطه انسجام فرآیندهای مشروح در این بخش فراهم می آید. شکل ۱-۲، به ارائه چشم اندازی از فرآیندهای اصلی این مبحث می پردازد که اسامی آنها در ذیل آمده است:

۱٫۴ ایجاد برنامه پروژه (Project Plan Development)؛ به جمع آوری نتایج سایر فرآیندهای برنامه ریزی پرداخته و آنها را در قالب یک مستند یکپارچه و منسجم، در کنار یکدیگر قرار  میدهد.

۲٫۴ اجرای برنامه پروژه (Project Plan Execution)؛ به انجام برنامه پروژه از طریق اجرای فعالیت های موجود در آن می پردازد.

۳٫۴ کنترل تغییر یکپارچه (Integrated Change Control)؛ به هماهنگ نمودن تغییرات در طول کل پروژه می پردازد .

فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، بر حسب نیازمندیهای پروژه، ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید. عموماً هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا در می آیند.

اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای، با مرزهای مشخص نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است، این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

فرآیندها، ابزارها و تکنیک های مورد استفاده جهت یکپارچه سازی کلیه فرآیندهای مدیریت پروژه، موضوع اصلی مباحث این فصل می باشد. برای مثال: وقتی نیازمند انجام یک برآورد هزینه ای، برای یک برنامه احتیاطی هستیم و یا در تعیین و شناسایی ریسک های درگیر با گزینه های مختلف مبحث کارگزینی، الزامی وجود داشته باشد، مدیریت یکپارچگی پروژه،  وارد معرکه می گردد. به هر صورت، برای تکمیل موفق یک پروژه لازم است تا فرآیند یکپارچه سازی در تعدادی دیگر از زمینه های پروژه نیز، به اجرا  در آید. به عنوان نمونه :

  • کارهای هر پروژه، همواره  میبایست، با فعالیت های مستمر و پیشرونده سازمان اجرایی درگیر آن یکپارچه و هماهنگ گردد.
  • “محدوده پروژه” و “محدوده محصول” نیز می بایست یکپارچه و منسجم گردند.

 

PMBOK چیست

از جمله تکنیک های مورد استفاده جهت یکپارچه سازی فرآیندهای مختلف هر پروژه و همچنین سنجش میزان کارایی آن به هنگام پیشرفت، از لحظه شروع تا پایان، تکنیک مدیریت ارزش حاصله (Earned Value Management) می باشد. در خلال این فصل، “EVM” به عنوان یکی از مجموعه روش ها و شیوه های یکپارچه سازی پروژه مورد بحث قرار می گیرد؛ این در حالی است، که تکنیک مذکور در سایر فصول، به عنوان ابزاری جهت سنجش میزان کارایی پروژه، در مقایسه با برنامه آن مورد بحث قرار خواهد گرفت.

نرم افزار مدیریت پروژه نیز ابزاری است، که به فرآیند یکپارچه سازی، در خلال یک پروژه کمک می نماید و همچنین ممکن است، کلیه فرآیندهای مدیریت پروژه را به یکدیگر پیوند دهد.

 

 

ایجاد برنامه پروژه (Project Plan Development)

این مبحث از خروجی های سایر پروسه های برنامه ریزی استفاده نموده و دربرگیرنده یک برنامه ریزی استراتژیک، به منظور خلق مستندی منسجم و سازگار است؛ مستندی که می تواند، به عنوان راهنمایی برای اجرا و کنترل پروژه، مورد استفاده قرار گیرد. تقریباً همیشه این فرآیندها، بارها و بارها تکرار می گردند. برای مثال: ممکن است، نسخه پیش نویس اولیه هر برنامه، تنها، دربرگیرنده نیازهای کلی منابع و همچنین، یک توالی بی تاریخ از فعالیت ها باشد.

در حالی که نسخه بعدی آن دربردارنده ریز منابع مشخص و تاریخ های اجرایی معین [هر یک از فعالیت ها] خواهد بود. بررسی محدوده کاری هر پروژه ، فرآیندی تکرار شونده  میباشد که عموماً توسط تیم پروژه، با بهره گیری از ساختار شکست کار (WBS) به اجرا در می آید و فرآیند مذکور،  به تیم پروژه، امکان استخراج و سپس تجزیه و تحلیل کلیه کارهای مرتبط با یک پروژه را  میدهد.

تمامی کارهای تعریف شده پروژه  میبایست با بهره گیری از برنامه های تفصیلی کنترل مدیریت یکپارچه، که به آن در فرآیند مدیریت ارزش حاصله (EVM)، گاهاً برنامه های کنترل ارزش (Control Account Plans (CAPs نیز گفته می شود، برنامه ریزی گردیده، برآورد شده، زمان بندی گشته و مجوزگیری شوند. اجرای تمامی مجموعه برنامه های کنترلی مدیریت یکپارچه، به تحقق کلی محدوده پروژه می انجامد.

از برنامه پروژه در موارد ذیل استفاده  میگردد:

  • راهنمایی در مورد نحوه اجرای پروژه.
  • مستندسازی فرضیات برنامه ریزی پروژه.
  • مستندسازی تصمیمات مرتبط با فرآیند برنامه ریزی با توجه به گزینه ای مختلف موجود.
  • تسهیل ارتباطات میان سهامداران.
  • تعریف بازنگری های کلیدی مدیریت به لحاظ محتوا، گستره و زمان بندی.
  • فراهم آوری مبنایی برای سنجش میزان پیشرفت پروژه و کنترل آن.

ورودی های ایجاد برنامه پروژه:

۱- خروجی های سایر برنامه ریزی ها (Other Planning Outputs): کلیه خروجی های مربوط به فرآیندهای برنامه ریزی، در سایر زمینه های علمی مربوط به دانش مدیریت پروژه  ورودی های فرآیند ایجاد برنامه پروژه  میباشند.

خروجی های سایر فرآیندهای برنامه ریزی، مواردی همچون مستندات مبنا (مثلاً WBS) و جزئیات پشتیبانی را شامل  میشوند. همچنین، بسیاری از پروژه ها، نیازمند ورودی های مشخص در زمینه کاری خود می باشند (به عنوان مثال؛ اغلب پروژه های مهم، نیازمند یک پیش بینی از جریان نقدینگی (Cash-Flow) خود هستند).

۲- اطلاعات پیشین (Historical Information): اطلاعات و سوابق تاریخی موجود (به عنوان مثال؛ بانک های اطلاعاتی برآورد، سوابق کارایی پروژه پیشین)،  میبایست، در خلال فرآیندهای برنامه ریزی پروژه های دیگر، مدنظر قرار گیرند. همچنین اطلاعات مذکور می بایست، در راستای کمک رسانی به تصدیق فرضیات و بررسی گزینه های جایگزینی که به عنوان بخشی از فرآیند برنامه ریزی، شناسایی گردیده اند، موجود بوده و در دسترس باشند.

۳- خط مشی های سازمانی (Oraganizational Polocies): ممکن است، تمام و یا هر یک از سازمان های درگیر در پروژه، سیاست ها و خط مشی های رسمی و غیررسمی مخصوص به خود داشته باشند، که [همواره]، تأثیرات آنها  میبایست، مدنظر قرار گیرد. خط مشی های سازمانی که معمولاً  میبایست به آنها توجه کافی مبذول داشت، شامل موارد ذیل است اما به این موارد محدود نمی گردد:

  • مدیریت کیفیت (Quality Management): همچون، ممیزی های فرآیندی (بررسی های دقیق فرآیندها) و اهداف بهبود مستمر.
  • اداره پرسنل (Personnel Administration): مثلاً معیارهای استخدام و اخراج، بازنگری های کارایی کارمندان.
  • کنترل های مالی (Financial Controls): مانند گزارشات دوره ای، مخارج مورد نیاز و بازنگری های جذب بودجه، کدهای حسابداری و شرایط و معیارهای مربوط به پیمان استاندارد.

۴- محدودیت ها (Constraints): یک محدودیت، قید موجهی است، که بر کارایی پروژه اثر خواهد داشت. برای مثال: یک بودجه  از پیش تعیین شده، با احتمال قریب به یقین، قیدی است که اختیارات تیم را در مورد محدوده پروژه، امور استخدامی و زمان بندی، محدود می نماید. وقتی پروژه ای، تحت یک قرارداد به اجرا در می آید، عموماً، شرایط و ضوابط پیمان، محدودیت های آن خواهند بود.

۵- فرضیات (Assumptions): فرضیات، عواملی هستند که برای مقاصد برنامه ریزی، از نقطه نظر میزان درستی، واقعیت و درجه اطمینان، مورد توجه و ملاحظه قرار می گیرند تا [ماهیت آنها] درست، واقعی و مطمئن باشد. فرضیات، تمامی جنبه های برنامه ریزی پروژه را، تحت تأثیر خود قرار داده و قسمتی از فرآیند شرح قدم به قدم جزئیات پیشرونده یک پروژه (Progressive Elaboration) به حساب می آیند.

تیم های درگیر در پروژه متناوباً به شناسایی، مستندسازی و اعتباربخشی به فرضیات، به عنوان بخشی از فرآیند برنامه ریزی خود می پردازند. برای مثال: اگر تاریخ دسترسی به یک فرد کلیدی در پروژه با عدم قطعیت همراه باشد، [همواره] این امکان وجود دارد که تیم پروژه، تاریخ شروع مشخصی را [برای دسترسی به آن] فرض نماید. فرضیت، عموماً با درجه ای از ریسک همراه می باشند.

مدیریت محدوده پروژه (Project Scope Management)

مدیریت محدوده پروژه، دربرگیرنده فرآیندهای لازم جهت تضمین این نکته  میباشد که، هر پروژه، شامل تمام و تنها کارهای مورد نیاز جهت تکمیل موفقیت آمیز خود باشد (منظور جامع و مانع بودن فعالیت های مشتمل در پروژه است). مقوله مدیریت محدوده پروژه، در درجه اول با تعریف و کنترل موارد مشتمل در پروژه و خارج از آن در ارتباط است.

  • فرآیند آغازین (Initiation): به کسب مجوز برای پروژه یا فاز می پردازد .
  • برنامه ریزی محدوده (Scope Planning): به توسعه بیانیه ای مکتوب از محدوده پروژه به عنوان مبنایی برای تصمیمات آتی آن می پردازد.
  • تعریف محدوده (Scope Definition): به تقسیم اقلام اصلی و عمده قابل عرضه در هر پروژه، به مؤلفه های کوچکتر و با قابلیت کنترل بیشتر می پردازد.
  • تایید محدوده (Scope Verification): به پذیرش محدوده پروژه، رسمیت می بخشد.
  • کنترل تغییر محدوده (Scope Change Control): تغییرات [احتمالی] محدوده پروژه را کنترل  مینماید.
  • فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، برحسب نیازمندیهای پروژه، ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید. عموماً، هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا در می آیند.
  • اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص، نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است، این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

واژه “محدوده” در زمینه پروژه، ممکن است در ارتباط با یکی از موارد ذیل بکار رود:

محدوده محصول (Product Scope): به ویژگی ها و عملکردهای تشخص بخش یک محصول یا سرویس، محدوده محصول گفته  میشود (به عبارت دیگر به ویژگی ها و عملکردهایی اطلاق  میگردد که خصوصیات یک محصول یا سرویس را بیان می دارند .

  • محدوده پروژه (Project Scope): به مجموعه کارهایی اطلاق  میگردد که در راستای عرضه یک محصول با ویژگی ها و عملکردهای مشخص، می بایست به اجرا در آیند.
  • فرآیندها، ابزارها و تکنیک های مورد استفاده جهت “مدیریت محدوده پروژه”، موضوع اصلی مباحث این فصل است. مجموعه فرآیندها، ابزارها و تکنیک های مورد استفاده جهت “مدیریت محدوده محصول”، بسته به زمینه کاری پروژه تغییر نموده و معمولاً این موارد، به عنوان بخشی از چرخه حیات پروژه تعریف می گردند.

معمولاً اجرای هر پروژه، منتج به ارائه یک محصول می گردد؛ اما این محصول خود ممکن است، شامل یک سری از مؤلفه های فرعی باشد که هر یک از آنها، محدوده های محصول مجزا و مختص به خود، ولی در نهایت وابسته و مرتبط به هم داشته باشند. برای مثال: معمولا اجرای یک سیستم مخابراتی جدید، شامل ۴ مؤلفه (جزء) فرعی است؛ سخت افزار، نرم افزار، پیاده سازی و آموزش.

میزان تکمیل محدوده پروژه، در مقایسه با برنامه پروژه سنجیده می شود، در حالی که [درصد] تکمیل محدوده محصول، در مقایسه با “ملزومات و نیازمندیهای محصول ارزیابی میگردد. مدیریت های دوگانه محدوده (یعنی مدیریت محدوده محصول و محدوده پروژه)، همواره می بایست، به خوبی با یکدیگر منسجم و یکپارچه گردند تا اطمینان از ارائه محصول مشخص پروژه (موضوع محدوده محصول)، به واسطه اجرای جامع و مانع فعالیت های آن (موضوع محدوده پروژه) حاصل گردد.

 

مدیریت زمان پروژه (Project Time Management)

مدیریت زمان پروژه، دربردارنده فرآیندهای مورد نیاز جهت حصول اطمینان از تکمیل بموقع پروژه می باشد. شکل ۱-۶ به ارائه چشم اندازی از فرآیندهای اصلی مرتبط با موضوع ایجاد و توسعه برنامه زمان بندی پروژه  میپردازد که اسامی آنها در ذیل آمده است:

  1. تعریف فعالیت (Activity Definition): به شناسایی فعالیت های مشخصی می پردازد که در راستای تولید اقلام مختلف قابل عرضه در هر پروژه،  میبایست به اجرا درآیند.
  2. توالی فعالیت (Activity Sequencing): به شناسایی و مستندسازی ارتباطات درونی میان فعالیت ها  میپردازد.
  3. تخمین مدت زمان فعالیت (Activity Duration Estimating): به تخمین تعداد دوره ها (پریودها)ی کاری لازم جهت تکمیل هر فعالیت منفرد  میپردازد.
  4. ایجاد و توسعه زمان بندی (Schedule Development): به تجزیه و تحلیل توالی فعالیت ها، مدت زمان آنها و منابع مورد نیاز جهت خلق برنامه زمان بندی پروژه  میپردازد.
  5. کنترل زمان بندی (Schedule Control): تغییرات [احتمالی] مربوط به زمان بندی پروژه را کنترل  مینماید.

 

فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، برحسب نیازمندیهای پروژه ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید. عموماً، هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا در می آیند.

اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است، این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

در برخی از پروژه ها، علی الخصوص در پروژه های کوچکتر، مجموعه فرآیندهای “توالی فعالیت ها”، “تخمین مدت زمان” آنها و نیز “ایجاد و توسعه زمان بندی”، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند؛ به نحوی که همگی آنها، به صورت یک فرآیند واحد به نظر می رسند. (به عنوان مثال؛ همگی آنها ممکن است، توسط یک فرد و در طی مدت زمان نسبتاً کوتاهی به اجرا درآیند). فرآیندهای مذکور، در اینجا به صورت منفصل به نمایش درآمده اند؛ چرا که مجموعه ابزارها و تکنیک های مربوط به هر یک از آنها، با دیگری متفاوت است.

 

مدیریت هزینه پروژه (Project Cost Management)

مدیریت هزینه پروژه، دربردارنده فرآیندهای مورد نیاز به جهت تضمین این نکته  میباشد که پروژه با بودجه مصوب [خود] تکمیل گردد.

 

  • برنامه ریزی منابع (Resource Planning): به تعیین این نکته  میپردازد که چه منابعی (اعم از نیروی انسانی، مواد، ابزارآلات و تجهیزات) و به چه تعداد از هر یک می بایست جهت تکمیل فعالیت های پروژه، مورد استفاده قرار گیرد.
  • برآورد هزینه (Cost Estimating): به انجام یک تقریب (برآورد) از هزینه های مربوط به منابع مورد نیاز جهت تکمیل فعالیت های پروژه می پردازد.
  • بودجه بندی هزینه (Cost Budgeting): هزینه کلی برآورد شده را به مقادیر کاری هر یک از فعالیتهای منفرد پروژه تخصیص می دهد.
  • کنترل هزینه (Cost Control): تغییرات [احتمالی] در بودجه پروژه را کنترل می نماید.

 

فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل  میباشند. هر فرآیند، بر حسب نیازمندیهای پروژه ممکن است، تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید. عموماً هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا  درمیآیند.

اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است ،این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

“مدیریت هزینه پروژه” در درجه اول، با هزینه منابع مورد نیاز جهت تکمیل فعالیت های [لازم الاجرای] پروژه در ارتباط است. به هر صورت، مدیریت هزینه می بایست، تأثیر تصمیمات [اتخاذ شده در خلال] پروژه را بر هزینه مصرفی محصول آن، مدنظر قرار دهد. برای مثال: اگرچه [اعمال] محدودیت بر تعداد دفعات بازنگری در طراحی [محصول] ممکن است، به کاهش هزینه ها در پروژه بیانجامد اما [اتخاذ این تصمیم]، منجر به افزایش هزینه های عملکردی مشتری آن خواهد شد.

به این چنین چشم انداز گسترده از مدیریت هزینه پروژه، غالباً “چرخه حیات برآورد هزینه” (Life-Cycle Costing) گفته می شود. از “چرخه حیات برآورد هزینه” همراه با “تکنیک های مهندسی ارزش”، به منظور کاهش هزینه و زمان، بهبود کارایی و کیفیت، [همچنین] بهینه سازی تصمیم گیریها استفاده می شود.

در بسیاری از زمینه های کاری، پیش بینی و تجزیه و تحلیل آتی “عملکرد مالی محصول پروژه”، در خارج از [محدوده] پروژه، صورت می پذیرد؛ [حال آنکه] در سایر موارد (نظیر پروژه های مرتبط با تسهیلات سرمایه گذاری) مدیریت هزینه پروژه، پروسه فوق را نیز دربر می گیرد.

وقتی پروژه، شامل پیش بینی ها و تجزیه و تحلیل های این چنینی است، مدیریت هزینه پروژه دربردارنده فرآیندهای اضافی و تکنیک های مدیریت عمومی متعددی نظیر [دوره] بازگشت سرمایه، محاسبه جریان نقدینگی، آنالیز بازپرداخت و مواردی از این دست می باشد.

مدیریت هزینه پروژه می بایست، نیازمندیهای اطلاعاتی سهامداران پروژه را مدنظر قرار دهد؛ [هر یک از] سهامداران مختلف پروژه ممکن است، هزینه های پروژه را به دفعات متعدد و طرق متنوع محاسبه نمایند. برای مثال: هزینه یکی از اقلام تدارکاتی ممکن است، در مراحل تعهد، سفارش، تحویل، بازپرداخت و ثبت، [هر یک به صورت جداگانه] برای مقاصد حسابداری مورد محاسبه قرار گیرند.

زمانی که قسمتی از هزینه های پروژه، به صورت مؤلفه ها و اجزاء یک “سیستم پاداش و قدردانی” مورد استفاده قرار  میگیرند، هزینه های قابل کنترل و غیرقابل کنترل، [هر یک] به صورت کاملاً مجزا و جداگانه ای می بایست برآورد گردیده و بودجه بندی گردند تا انعکاس کارایی واقعی پروژه را بواسطه تشویق های فوق الذکر، تضمین نمایند.

در برخی از پروژه ها و به خصوص در پروژه های کوچکتر، [مباحث] “برنامه ریزی منابع”، “برآورد هزینه” و “بودجه بندی هزینه”، دارای چنان پیوستگی تنگاتنگی با یکدیگر می باشند که به شکل یک فرآیند واحد، به نظر  میرسند (به عنوان مثال ممکن است ،تمامی این فرآیندها در طول یک بازه زمانی نسبتاً کوتاه و توسط فردی خاص به اجرا درآیند).

فرآیندهای مذکور،  در اینجا به صورت منفصل به نمایش درآمده اند؛ چرا که مجموعه ابزارها و تکنیک های مربوط به هر یک از آنها، با دیگری متفاوت است. قابلیت اثرگذاری بر هزینه [پروژه] در مراحل آغازین آن، بیشترین میزان ممکنه است؛ درست به همین دلیل، تعریف اولیه محدوده پروژه و شناسایی موشکافانه نیازمندیها، به منظور اجرای یک برنامه بی عیب و نقص، از اهمیت حیاتی و بحرانی برخوردار است.

مدیریت کیفیت پروژه (Project Quality Management)

مدیریت کیفیت پروژه، دربردارنده فرآیندهای لازم جهت تضمین برآورده سازی مجموعه نیازمندی هایی است که هر پروژه، متعهد و ملزم به اجرای آنهاست. این فرآیند “مشتمل بر کلیه فعالیت های مرتبط با عملکرد مدیریت جامع و فراگیری است که به تعیین خط مشی های کیفی، اهداف و مسئولیت ها پرداخته و آنها را به واسطه بهره گیری از ابزارهایی نظیر برنامه ریزی کیفیت، تضمین کیفیت، کنترل کیفیت و بهبود کیفیت (در خلال یک سیستم [جامع] کیفیتی) به اجرا درمی آورد.

  • برنامه ریزی کیفیت (Quality Planning): به تعیین و شناسایی استانداردهای کیفی مرتبط با پروژه و همچنین، نحوه ارضاء و برآورده نمودن آنها می پردازد.
  • تضمین کیفیت (Quality Assurance): به ارزیابی کارایی کلی پروژه بر پایه ای منظم و قاعده مند  میپردازد تا از ارضاء و برآورده شدن استانداردهای کیفی مرتبط با پروژه، اطمینان حاصل نماید.
  • کنترل کیفیت (Quality Control): نتایج مشخص و معین پروژه را مورد بازبینی قرار  میدهد تا مشخص نماید که آیا نتایج مذکور از استانداردهای کیفی مرتبط، پیروی  مینمایند یا خیر.

 

فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، بر حسب نیازمندیهای پروژه ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید. عموماً هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا  درمیآیند.

اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص، نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

سعی بر آن گردیده تا مجموعه رویه های مبنای تشریح شده در این بخش پیرامون مقوله “مدیریت کیفیت”، با توصیفات آن از سوی سازمان بین المللی استانداردسازی (ISO) (و به همان صورتی که در استانداردهای سری ۹۰۰۰ ISO و ۱۰۰۰۰ ISO تشریح گردیده)، سازگار و منسجم باشند. [از سوی دیگر،] این رویه های فراگیر همچنین می بایست با موارد ذیل سازگار باشند:

  • رویه های اختصاصی مدیریت کیفیت؛ نظیر مواردی که توسط Deming  ،Juran ، Crosby و دیگران توصیه گردیده اند.
  • رویه های غیراختصاصی و عمومی مرتبط با این مبحث، همچون مدیریت کیفیت فراگیر، بهبود مستمر و موارد دیگری از این دست.

مدیریت کیفیت پروژه همواره  میبایست، دو مقوله “مدیریت پروژه” و “محصول پروژه” را [توامان] مدنظر قرار دهد. گاهاً واژه عامیانه”محصول” (Product)، در ادبیات مرتبط با کیفیت، به “کالاها” و “خدمات” اشاره دارد. ناکامی در ارضاء نیازمندیهای کیفی (از هر جنبه و به هر میزان) می تواند، نتایج و عواقب وخیمی برای هر یک از سهامداران پروژه (و یا تمامی آنها) به همراه داشته باشد. برای مثال :

  1. ارضاء نیازمندیهای مشتریان، به واسطه کارکشیدن از تیم پروژه ممکن است، به عواقب و نتایج نامطلوبی در قالب بالا رفتن میزان فرسایش نیروی کار ،منجر گردد.
  2. حصول اهداف زمان بندی پروژه به واسطه تعجیل در امر بازرسی های کیفی برنامه ریزی شده ممکن است مقارن با عدم کشف عیوب)، نتایج و عواقب منفی به همراه داشته باشد.

 

“کیفیت” عبارت است از، “مجموعه کلیه مشخصات یک نهاده خاص که [این مشخصه ها] متأثر از قابلیت های آن در جهت ارضاء نیازمندیهای بیان شده و ضمنی [شیء موردنظر] بوده و با آنها در ارتباط است”. مجموعه ملزومات بیان شده و ضمنی [مرتبط با کیفیت هر نهاده]، ورودی های فرآیند ایجاد و توسعه نیازمندی های پروژه می باشند.

یکی از جنبه های بحرانی و مهم مدیریت کیفیت در زمینه پروژه، ضرورت تبدیل مجموعه ملزومات ضمنی، به نیازمندیهای قابل حصول در خلال فرآیند مدیریت محدوده پروژه است. (به عبارت دیگر، لازم است تا به واسطه مدیریت کیفیت، نیازمندیهای ضمنی هر نهاده مشخص در خلال فرآیند مدیریت محدوده پروژه به کیفیات قابل حصول تبدیل گردند).

تیم مدیریت پروژه همواره می بایست، در مورد واژگان “کیفیت” (Quality) و “رتبه” (Grade)، دقت کافی مبذول داشته و آنها را با یکدیگر اشتباه نگیرد. “رتبه” عبارتست از، “طبقه یا مرتبه ای که به نهاده هایی با محدوده عملکردی یکسان و خصوصیات تکنیکی متفاوت نسبت داده می شود”. کیفیت پایین همیشه یک معضل است؛ در حالیکه رتبه پائین، لزوماً این چنین نیست.

برای مثال: یک محصول نرم افزاری ممکن است دارای کیفیت بالا (بدون هیچگونه ایراد نرم افزاری آشکار و همراه با دستورالعمل گویا) و رتبه پائین (مشخصه های محدود) بوده و یا اینکه دارای کیفیت پائین (ایرادهای نرم افزاری بسیار و مستندات کاربری با سازماندهی بد) و رتبه بالا(مشخصه های متعدد) باشد. تعیین سطوح کیفیتی و مرتبه مورد نیاز، همچنین ارائه آن، از جمله وظایف و مسئولیت های مدیر پروژه و تیم مدیریت آن میباشد.

تیم مدیریت پروژه همچنین  میبایست از این نکته آگاه و مطلع باشد که “مدیریت کیفیت مدرن”، “مدیریت پروژه” را تکمیل نموده و به آن غنی می بخشد. برای مثال؛ هر دو شیوه مدیریتی، اهمیت موارد ذیل را تصدیق می نمایند:

  • رضایتمندی مشتری (Customer Satisfaction): استنباط، مدیریت و اثرگذاری بر مجموعه نیازمندیها، به نحوی که انتظارات مشتری برآورده گردد. این مطلب نیازمند تلفیق و انسجام دو مقوله ذیل است:
  • تطابق با ملزومات (Conformance to Requirements): بدین معنی که پروژه همواره  میبایست آنچه را که وعده کرده، تولید نماید.
  • شایستگی جهت مصرف (Fitness for Use): به معنی آنکه محصول تولیدی یا سرویس ارائه شده همواره  میبایست، نیازهای واقعی [پروژه] را برآورده نماید.
  • پیش گیری از بازرسی های متعدد (Prevention over Inspection): همیشه هزینه پیش گیری از بروز اشتباهات و خطاها، بسیار کمتر از هزینه اصلاح آنها به هنگام کشف این موارد در لحظه بازرسی است.
  • مسئولیت مدیریت (Management Responsibility): مشارکت کلیه اعضاء تیم پروژه (Participation) لازمه موفقیتآن است اما، فراهم آوری منابع مورد نیاز در جهت حصول موفقیت پروژه، کماکان در زمره وظایف مدیریت پروژه است.
  • فرآیندهای درون فازها (Processes within Phases): چرخه تکرار شونده (Plan – Do – Check – Act) که توسط Deming و دیگران توصیف گردیده، دارای شباهت بسیار زیادی با ترکیب فازها و فرآیندهای مشروح در فصل ۳ (تحت عنوان “فرآیندهای مدیریت پروژه”) می باشد.

علاوه بر این، برنامه های فراگیر بهبود کیفی تعهد شده از سوی هر سازمان اجرایی (مانند TQM، بهبود مستمر و نظایر آن) می توانند، کیفیت مدیریت پروژه، همچنین محصول آن را بهبود بخشیده و بهسازی نمایند.

به هر حال، تفاوتی عمده و اساسی [میان دو مقوله “مدیریت کیفیت مدرن” و “مدیریت پروژه”] وجود دارد و تیم مدیریت پروژه می بایست عمیقاً نسبت به آن آگاه و مطلع باشد؛ و آن اینکه نظر به طبیعت موقتی و گذرای پروژه ها، سرمایه های بهبود کیفیت محصول، علی الخصوص موارد مرتبط با ارزیابی ها و پیش گیری از بروی خطاها، اغلب  میبایست از سوی سازمان اجرایی پروژه تقبل گردد چرا که ممکن است پروژه [در دست] به حد کفایت، طولانی و دراز مدت نباشد که [سازمان اجرایی آن] بتواند از عایدی ها و منافع حاصله بهره برداری نماید.

 

 

مدیریت منابع انسانی پروژه (Project Human Resource Management)

مدیریت منابع انسانی پروژه دربردارنده فرآیندهای مورد نیاز جهت دستیابی به مؤثرترین شیوه بهره گیری از افراد درگیر با پروژه می باشد. این افراد شامل تمامی سهامداران پروژه (اعم از حمایت کنندگان مالی، مشتریان، شرکاء، اشخاص حامی (Individual Contributors) و موارد دیگری از این دست) می باشند.

  1. برنامه ریزی سازمانی (Organizational Planning): به شناسایی، مستندسازی و تخصیص وظایف و مسئولیت ها و همچنین، ارتباطات گزارش دهی پروژه می پردازد.
  2. جذب کارمندان (استخدام) (Staff Acquisition): به جذب نیروی انسانی مورد نیاز تخصیص یافته به پروژه و مؤثر در آن می پردازد.
  3. توسعه تیم (Team Development): رقابت های فردی و گروهی را در جهت افزایش میزان کارایی پروژه گسترش می دهد.

فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، بر حسب نیازمندیهای پروژه ممکن است، تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید. عموماً هر یک از این فرآیندها حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا در می آیند.

اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص نشان داده شده اند اما در عمل ممکن است، این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

رسیدگی به افراد و رفتار با آنها در زمینه های [مختلف] عملیاتی و شرایط مستمر، دارای ساختار ادبی و گستره علمی وسیعی است. برخی از عناوین مرتبط با این موضوع به قرار ذیل است:

  • رهبری (Leading)، برقراری ارتباط (Communicating)، مذاکره (Negotiating) و سایر موارد مشروح در بخش ۴٫۲ تحت عنوان “مهارتهای کلیدی مدیریت عمومی”
  • تفویض اختیارات (Delegating)، انگیزش (Motivating)، مربی گری (Coaching)، ارشاد (Mentoring) و سایر موضوعات مرتبط با مقوله “رفتار با اشخاص.”
  • فعالیت های سازنده تیم (تیم سازی) (Team Building)، رسیدگی به کشمکش ها و تعارضات (Dealing With Conflict) و سایر موضوعات و عناوین مرتبط با مقوله “رفتار با گروهها.”
  • رزیابی کارایی (Performance Appraisal)، تقویت و تجدید قوا (Recruitment)، حفظ و نگهداری (Retention)، روابط کاری (Relations)، آئین نامه های ایمنی و سلامت (Health and Safety Regulations) و دیگر موضوعات مرتبط با مقوله “مدیریت عملکرد نیروی انسانی.”

اکثر عناوین مذکور، مستقیماً با [مقوله] رهبری و مدیریت افراد در پروژه ها مرتبط بوده و مدیر پروژه و تیم مدیریت آن می بایست با اینگونه موارد آشنا باشند؛ بعلاوه مدیر پروژه و تیم مدیریت آن همواره  میبایست در مورد نحوه کاربرد و استعمال این مجموعه از دانستنی ها در پروژه حساس بوده و دقت کافی مبذول دارند. برای مثال:

  • طبیعت موقتی و گذرای پروژه ها به مفهوم آن است که روابط شخصی و سازمانی، عموماً موقتی و نوین خواهند بود. تیم مدیریت پروژه همواره  میبایست، دقت لازمه را در جهت انتخاب تکنیک های مناسب برای [برقراری] چنین روابط گذرا و ناپایداری بکار بندد .
  • تعداد سهامداران پروژه و طبیعت آنها، غالباً به هنگام انتقال پروژه از فازی به فاز دیگر در چرخه حیات آن تغییر می یابند؛ در نتیجه تکنیک های مؤثر در یک فاز ممکن است در فاز دیگر [پروژه] مؤثر نباشند. تیم مدیریت پروژه همواره  میبایست، در مورد استفاده از تکنیک های متناسب با مجموعه نیازمندیهای فعلی پروژه دقت نموده و به آنها توجه نماید.
  • فعالیت های مرتبط با سرپرستی و اداره نیروی انسانی، به ندرت یکی از وظایف و مسئولیت های مستقیم تیم مدیریت پروژه می باشد؛ با این وجود تیم پروژه همواره می بایست به میزان کافی از ملزومات اداری و سرپرستی آگاه و مطلع باشد تا به واسطه آگاهی خود، اطاعت و اجابت این مهم را تضمین نماید.

توجه: مدیران پروژه ها همچنین ممکن است (بسته به صنعت یا سازمانی که به آن تعلق دارند)، عهده دار ترخیص منابع انسانی و یا نقل و انتقال آنها باشند.

 

مدیریت ارتباط پروژه (Project Communications Management)

مدیریت ارتباطات پروژه دربردارنده فرایندهای مورد نیاز به جهت تضمین گردآوری، پخش، ذخیره سازی و رسیدگی نهایی به اطلاعات پروژه به نحو مناسب و در زمان مقتضی میباشد. مدیریت ارتباطات پروژه به برقراری و ایجاد ارتباطات حیاتی میان افراد،  ایده ها، و همچنین آندسته از اطلاعاتی می پردازد که به منظور حصول موفقیت، لازم و ضروری است.

هر یک از اعضاء فعال در پروژه همواره می بایست آماده برقراری ارتباط (اعم از ارسال یا دریافت اطلاعات) باشد؛ از سوی دیگر، هر یک از اعضاء فوق الذکر لازم است تا نحوه اثرگذاری و تأثیر ارتباطات برقرار شده در جایگاه خود را به صورت فردی، بر [پیکره کل] پروژه به عنوان یک مجموعه منسجم و یکپارچه، [به خوبی] درک نماید.

  1. برنامه ریزی ارتباطات (Communications Planning)؛ به تعیین و شناسایی نیازمندیهای ارتباطی و اطلاعاتی سهامداران از نقطه نظرات ذیل می پردازد:
    چه کسانی به چه اطلاعاتی نیاز دارند، در چه زمانی به آنها نیازمند هستند و این اطلاعات به چه نحوی به آنها داده خواهد شد.
  2. توزیع اطلاعات (Information Distribution)؛ به آماده سازی اطلاعات مورد نیاز سهامداران پروژه به شیوه مناسب و در زمان مقتضی می پردازد.
  3. ارائه گزارش کارایی (Performance Reporting)؛ به جمع آوری و انتشار اطلاعات مربوط به کارایی پروژه می پردازد. این مبحث شامل [مواردی چون] ارائه گزارش وضعیت، سنجش میزان پیشرفت و پیش بینی ها  میباشد.
  4. اختتام اداری و اجرایی (Administrative Closure)؛ در راستای رسمیت بخشیدن به تکمیل هر فاز یا پروژه، به ایجاد، جمع آوری و انتشار اطلاعات [مربوطه] می پردازد.

فرایندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرایندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل  میباشند. هر فرایند، بر حسب نیازمندیهای پروژه ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید. عموماً هر یک از این فرایندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا درمی آیند.

اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است. کنش های فرآیندی (اثرات فرآیندی بر یکدیگر)، به صورت مشروح در فصل ۳ مورد بحث قرار گرفت.

مهارت های ارتباطی مطرح در زمینه مدیریت عمومی با “مدیریت ارتباطات پروژه” مرتبط بوده، اما دقیقاً با آن یکسان نیست. برقراری ارتباط (ارتباطات)، موضوع گسترده تری بوده و دربردارنده ساختار علمی گسترده ای  میباشد که منحصراً به زمینه پروژه متعلق نیست.

برای مثال:

  • مدل های فرستنده و گیرنده؛ همچون چرخه های بازخورد، موانع برقراری ارتباط و غیره.
  • انتخاب رسانه؛ به هنگام برقراری و ایجاد ارتباط از طریق نوشتار، گفتار، درج یادداشت های رسمی و غیررسمی و موارد دیگریاز این دست.
  • سبک نوشتار؛ همچون لحن نافذ در مقایسه با اظهارات بی اثر، ساختار جملات، انتخاب کلمات و غیره.
  • تکنیک های ارائه [مطالب]؛ همچون زبان اندام، طراحی تسهیلات سمعی و بصری و غیره
  • تکنیک های مدیریت جلسات؛ همچون تهیه یک دستور جلسه، رسیدگی به مشکلات و تضادها و موارد دیگر.

 مدیریت ریسک پروژه (Project Risk Management)

“مدیریت ریسک پروژه” فرآیند سیستماتیک شناسایی، تجزیه و تحلیل و پاسخگویی به ریسک پروژه  میباشد. این مبحث به حداکثرنمودن احتمال [رخداد] وقایع مثبت و نتایج و پیامدهای حاصل از آن، همچنین حداقل نمودن احتمال [رخداد] وقایع ناخوش آیند و نتایج و عواقب ناشی از [بروز] آنها در رابطه با اهداف پروژه  میپردازد.

  1. برنامه ریزی مدیریت ریسک (Risk Management Planning)؛ به تصمیم گیری پیرامون نحوه رسیدگی و توجه به مقوله مدیریت ریسک، همچنین برنامه ریزی برای [اجرای] فعالیت های آن در هر پروژه میپردازد.
  2. شناسایی ریسک (Risk Identification)؛ به تعیین و احراز هویت ریسک های (محتملاً) مؤثر بر پروژه و همچنین، مستندسازی خصائص آنها  میپردازد.
  3. تجزیه و تحلیل کیفی ریسک (Qualitative Risk Analysis)؛ به انجام یک آنالیز کیفی بر روی ریسک ها و موقعیت ها می پردازد تا میزان اثرات آنها را بر اهداف پروژه، اولویت بندی نماید.
  4. تجزیه و تحلیل کمی ریسک (Quantitative Risk Analysis)؛ به اندازه گیری میزان احتمال وقوع و تأثیر ریسک ها، همچنین برآوردی از پیامدهای آنها در رابطه با اهداف پروژه می پردازد.
  5. برنامه رزی پاسخگویی به ریسک (Risk Response Planning)؛ نسبت به ایجاد و توسعه رویه ها و تکنیک هایی اقدام می نماید که هدف از آنها، افزایش میزان فرصت ها و همچنین، کاهش میزان تهدید اهداف پروژه از سوی ریسک ها است.
  6. کنترل و بازبینی ریسک (Risk Monitoring and Control)؛ به [مواردی همچون] پی گیری منظم و مستمر ریسک های شناسایی شده، بررسی و بازبینی ریسک های باقیمانده، شناسایی ریسک های جدید، حصول اطمینان از اجرای برنامه های مربوط به ریسک و [همچنین]، ارزیابی کارایی برنامه ای مذکور در کاهش میزان ریسک  میپردازد.

فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. عموماً هر یک از این فرآیندها، حداقل یکبار در هر فاز پروژه به اجرا در می آیند. اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

ریسک پروژه، رخدادی نامطمئن و موقعیتی احتمالی  میباشد که در صورت وقوع، دارای اثری مثبت (یا منفی) بر یکی از اهداف پروژه است. [از نگاهی دیگر،] هر ریسک دارای علتی و در صورت رخداد، حاوی نتیجه و پیامدی است. برای مثال؛ “علت”، ممکن است یکی از موارد “درخواست یک مجوز” و یا “داشتن پرسنل محدود برای تخصیص به پروژه” بوده و [به تبع آنها،] “واقعه ریسک” ممکن است، “رخداد تأخیر در زمان برنامه ریزی شده برای کسب مجوز” و یا “عدم کفایت [تعداد] پرسنل جهت اجرای فعالیتی مشخص” باشد.

در صورت رخداد هر یک از دو واقعه نامطمئن فوق الذکر، پیامدی متوجه هزینه پروژه، زمان بندی و یا کیفیت آن خواهد بود. موقعیت ها و شرایط [رخداد] ریسک  میتواند [متأثر] از جنبه های محیطی ویژه ای باشد که محتملاً به تحقق ریسک پروژه یاری  میرسانند (مواردیهمچون روش های ضعیف مدیریت پروژه) و یا اینکه به دست اندرکاران خارجی وابسته باشد که مهار این مجموعه امکان پذیر نیست. بهعبارت دیگر، سرمنشاء رخداد ریسک های مختلف ممکن است مهارپذیر بوده و یا غیرقابل کنترل باشد.

ریسک پروژه، هر دو مقوله “تهدیدهای ممکنه بر اهداف پروژه” و “فرصت های احتمالی جهت بهبود اهداف” را دربرمی گیرد. ریسک پروژه [فی الواقع]، سرچشمه از عدم قطعیتی می گیرد که در تمامی پروژه ها موجود است. ریسک های معلوم (Known Risks)، آندسته از ریسک هایی  میباشند که شناسایی گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. برنامه ریزی برای ریسک های این چنینی ممکن است مقدور باشد.

مدیریت ریسک های ناشناخته (Unknown Risks) امکان پذیر نیست؛ اگرچه مدیران پروژه ها ممکن است، بواسطه بهره گیری از مقادیر احتیاطی بر مبنای تجارب پیشین خود در پروژه های مشابه (آنهم بصورت عمومی و کلی)، برای موارد اخیر [تا حدودی]، چاره اندیشی نمایند.

توجه به ریسک و درک آن توسط سازمانها، از دریچه ارتباط تهدید آمیزش با اهداف پروژه صورت  میپذیرد. ریسک هایی که برای پروژه [نوعی] تهدید محسوب می شوند، در صورتی که با عایدی های احتمالی حاصل از کنترل و قبول آنها در تعادل و توازن باشند ممکن است مورد پذیرش قرار گیرند.

برای مثال: گزینش زمان بندی انجام شده به روش “پی گیری سریع” که ممکن است به افزایش هزینه ها منجر گردد، [فی نفسه] ریسک پذیرفته شده ای جهت حصول به تاریخ تکمیل سریعتر [برای پروژه] می باشد. ریسک هایی که [برای پروژه] فرصت به شمار می آیند ممکن است، با هدف سود رسانی به اهداف پروژه مورد تعقیب و پی گیری قرار گیرند.

در راستای نیل به موفقیت، سازمان [اجرائی پروژه] همواره  میبایست متعهد به اجرای مدیریت ریسک پروژه بوده و آن را در خلال پروژه [از ابتدا تا انتهای کار]، مورد ملاحظه و توجه ویژه ای قرار دهد. از جمله معیارهای [سنجش] تعهد سازمانی [در قبال حسن اجرای پروسه فوق الذکر]، تلاش بی وقفه آن در جهت گردآوری اطلاعات با کیفیت بالا، پیرامون ریسک های دخیل در پروژه و خصائص مربوط به آنها می باشد.

 

مدیریت تدارکات پروژه (Project Procurement Management)

به منظور تحقق بخشیدن به محدوده پروژه، “مدیریت تدارکات پروژه” دربردارنده فرآیندهای مورد نیاز جهت حصول کالاها و خدمات ازمحیطی خارج از سازمان اجرایی [آن] است. عموماً به منظور سهولت، به “کالاها” و “خدمات” (اعم از یک مورد یا بیشتر)، “محصول “(Product) گفته  میشود.

  1. برنامه ریزی تدارکات (Procurement Planning)؛ به تعیین این مطلب  میپردازد که “چه چیزی” و “در چه زمانی” می بایست تدارک گردد.
  2. برنامه ریزی درخواست (Solicitation Planning)؛ به مستندسازی نیازمندیهای محصول، همچنین شناسایی منابع بالقوه تأمین آنها  میپردازد.
  3. درخواست (Solicitation)؛ به مقولاتی چون، کسب صورت قیمت ها (Quotations)، پیشنهادات [مناقصه ای] (Bids) و [همچنین، دریافت] پیشنهادات رسمی یا غیررسمی مورد نیاز (Offers or Proposals) [در پروژه] می پردازد .
  4. انتخاب منبع (Source Selection)؛ به گزینش منابع [تأمین کالا یا خدمات،] از میان فروشندگان بالقوه می پردازد.
  5. اداره پیمان (Contract Administration)؛ [نحوه برقراری] ارتباط با فروشندگان را مدیریت  مینماید.
  6. اختتام پیمان (Contract Closeout)؛ به تکمیل پیمان و تسویه حساب آن می پردازد که این مطلب خود شامل حل و فصل کلیه اقلام باز و ناتمام [موضوع] پیمان است.

فرآیندهای فوق الذکر، با یکدیگر و نیز با سایر فرآیندهای موجود در زمینه های دیگر دانش مدیریت پروژه در تعامل می باشند. هر فرآیند، برحسب نیازمندیهای پروژه، ممکن است تلاش یک فرد، تعداد بیشتری از افراد و یا گروهها را متوجه خود نماید.

اگرچه فرآیندهای بیان شده در اینجا، به صورت اجزاء مستقل و عناصر گسسته ای با مرزهای مشخص نشان داده شده اند، اما در عمل ممکن است این فرآیندها با یکدیگر همپوشانی داشته و یا بر یکدیگر اثر بگذارند که نحوه  این همپوشانی و تأثیر، در اینجا به تفصیل بیان نگردیده است.

“مدیریت تدارکات پروژه در روابط میان فروشنده و خریدار (Buyer-Seller Relationship)، ]همواره] از دیدگاه خریدار (Buyer)، مورد بحث و بررسی قرار  میگیرد”. روابط میان فروشنده و خریدار  میتواند، در بسیاری از سطوح یک پروژه وجود داشته باشد. بسته به زمینه کاری [پروژه]، به “فروشنده” (Seller) همچنین ممکن است [الفاظ مختلفی چون] پیمانکار فرعی مقاطعه کار (Subcontractor) و یا عرضه کننده،  تأمین کننده (Vendor)،گفته شود

“فروشنده” معمولاً کار خود را همچون یک پروژه، مدیریت  مینماید. در چنین مواردی:

  • “خریدار” (Buyer)، “مشتری” (Customer) گشته و بنابراین یک سهامدار کلیدی برای “فروشنده” محسوب می گردد.
  • لازم است که تیم مدیریت پروژه “فروشنده”، با تمامی فرآیندهای مدیریت پروژه (و نه صرفاً با این زمینه از دانش مدیریت پروژه)، در ارتباط باشد.
  • شرایط و ضوابط پیمان (قرارداد)، یکی از ورودی های مهم و کلیدی برای بسیاری از فرآیندهای [لازم الاجرای] “فروشنده”می باشد. فی الواقع قرارداد ممکن است حاوی ورودی هایی نظیر اقلام قابل عرضه اصلی، وقایع مهم کلیدی، اهداف هزینه ایبوده و یا اینکه ممکن است، اختیارات تیم پروژه را محدود نماید (مثلاً در غالب اوقات، موافقت رسمی “خریدار” پیرامون تصمیمات [مرتبط با] کارگزینی، در “پروژه های طراحی” لازم و ضروری است).

فرض بر این است که “فروشنده” در خارج از سازمان اجرایی [پروژه] قرار دارد. با وجود این، بخش اعظم مباحث مطرح شده در اینجا می تواند، پیرامون توافقات “رسمی” به عمل آمده با سایر واحدهای سازمان اجرایی [پروژه]، بدون هیچگونه کم و کاست به کار برده شوند. به هنگام درگیری با توافقات “غیررسمی”، احتمال کاربرد فرآیندهای مشروح مبحث مدیریت منابع انسانی پروژه و مبجث مدیریت ارتباطات پروژه، بیشتر می باشد.

 

امیدواریم از این مطلب که ذرباره استاندارد PMBOK در سایت صنایع سافت بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

مدیریت هزینه پروژه

۱۰ اشتباه بزرگ در مدیریت هزینه پروژه که باید بدانید

اشتباهات قابل توجه در مدیریت هزینه پروژه

برای بررسی اشتباهات مدیریت هزینه پروژه بیایید به مدیریت یک پروژه بپردازیم،باید مطمئن شویم که همه چیز درست انجام می شود، میان بودجه، و زمان یک رقابت وجود دارد؛ به خصوص زمانی که ما گرفتار یک اشتباه تکراری می شویم.
برای ما اگاه شدن نسبت به بخشهای متحرک زیادی که باعث موفقیت پروژه میشوند مهم است، ما لیستی از رایج ترین مشکلات مدیریت هزینه پروژه و راه حلهای پیشنهادی برای اصلاح آنها را تهیه کرده ایم، که در ادامه به انها می پردازیم…

 

مقاله مرتبط : یکبار برای همیشه تفاوت کنترل پروژه و مدیریت پروژه را بدانید

مدیریت هزینه پروژه

۱-پیشگیری بجای واکنش پذیری

مدیران پروژه های پیشگیرانه، افرادی هستند که تلاش و توجه خود را در درازمدت متمرکز می کنند، در حالی که مخالف واکنش پذیری هستند.این یک قانون طلایی است، هر چند ممکن است به نظر واضح بیاید اما یکی از سخت ترین کارها و همچنین یکی از دلایل اصلی افزایش هزینه هاست.

مدیران پروژه، در بسیاری از موارد خود را در معرض خطرقرار می دهند. آنها ممکن است در یک دام غوطه ور شوند، زمانی که اعتقاد دارند اگر با مشکلی مواجه شوند، با هزینه  نیزمواجه می شوند، اما پس از آن، فاجعه غیرمنتظره ای رخ میدهد و پروژه را از بین می برد، به این ترتیب مردم برای رسیدن به این مسئله ثابت وظایف دیگر خود را به تأخیر می اندازند و هزینه های غیر منتظره باید برای ازبین بردن  یک وضعیت نامطلوب ایجاد شود

حتی یک تیم عالی و بزرگ هم، زمان و فرصتی برای کشف راه حل های لازم را ندارند لذا بسیار سخت است که به عقب برگردیم و دوباره کار کنیم بنابراین داشتن یک برنامه ریزی  برای موقعیت هایی مثل این ضروری است

اقدام به پیشگیری از واکنش پذیری مهم تر است پیش از این که پروژه ی خود را آسیب پذیر کنید.

چگونه از واکنش پذیری جلوگیری کنیم؟

هنگامی که سخن از مدیریت هزینه های پیشگیرانه به میان می آید، ما در مورد هزینه های زیر صحبت میکنیم:

در برآورد هزینه پایه ای برای موفقیت ایجاد کنیم

بسیاری نمیتوانند اهمیت یک برآورد قوی را ببینند اگرچه چندین بار نادیده گرفته شده یا حتی به کنار گذاشته شده است. این پایه و اساس همه پروژه ها است. مدیران پروژه بهتر و دقیق تر می توانند برآورد کنند و واکنش به رویدادها در یک پروژه رابدون اشاره به کم کردن شگفتی ها پیش بینی کنند.

درس هایی که یاد گرفته اید به شما امکان می دهد روند پیشرفت را از پروژه های قبلی برای کمک به جلوگیری اشتباهات گذشته و یاایجاد  موفقیت ها پیش بینی کنید.

هزینه ها و بودجه ها باید به طور پیوسته برآورد شوند

ارزیابی هزینه ها به بودجه ها باید بدون درنظر گرفتن تغییرات پیش بینی شده در مورد خودشان  مناسب باشد. به عنوان مثال، در راه حل کلئوپاترا، کاربر توانایی پیوند برآورد به ماژول هزینه را دارد، به عبارت دیگر، این سیستم توانایی ایجاد یک سند بودجه را برای اجرا براساس برآورد تایید شده دارد. تجزیه و تحلیل ساختاری به منظور جلوگیری از اختلاف بین تیم برآورد و تیم هزینه مثل مقایسه یک چیز با خودش است

اطمینان حاصل کنیم که پروژه راهی برای نظارت دارد و ارزش کسب شده و مغایرت هزینه را مدیریت میکند

ما به شما یک ابزار ردیابی اختصاصی که عملکرد برنامه ریزی شده را با برنامه واقعی و عملکرد هزینه مقایسه می کند در مدیریت هزینه پروژه را توصیه می کنیم.
ما باید مطمئمن شویم که این شناسایی و ارتباط برقرار میشود. علاوه بر این اطمینان حاصل کنیم  که سیستم پروژه ی ما انعطاف پذیری لازم برای تنظیم وپیش بینی روش ها و فرمول ها به طور واضح  و شفاف را دارد.

شناسایی کی پی آی های ارزشمند .مرزی بین شاخص عملکرد کلیدی و معیارهای کلی است. شناسایی و تعریف  معیارها شاخص های کلیدی ای  هستند که باید ردیابی شوند و برای شناسایی چیزی که نیاز به توجه دارد مورد استفاده قرار میگیرند.

این اجازه می دهد تا تیم پروژه به طور فعال از هزینه های احتمالی جلوگیری کند

هماهنگی فرایندهای پروژه ضروری است.ما باید از مراحل اولیه اطمینان حاصل کنیم که این موارد به وضوح در سراسر تیم قابل فهم باشند و سیستم های مورد استفاده، توانایی هماهنگی و تولید نتایج در هر فرایند را دارند

۲- ارتباطات دیداری ضعیف با مشارکت کنندگان

برقراری ارتباط زمانی نشان دهنده ی چگونگی انجام پروژه هاست  که از طریق گزارش ها صورت بگیرد. زندگی در دنیای دیجیتال با وجود داشتن اطلاعات قدیمی دیگر امکان پذیر نیست. هنگامی که این داده ها در زمان واقعی در دسترس هستند، نه تنها در این مسئله ، بلکه برای یک پروژه ایجاد گزارش استاندارد شده مهم است.

فرمت های مختلف گزارش می توانند سردرگمی ایجاد کنند و حفظ یکپارچگی داده ها را به خطر اندازند ؛ اطلاعات می تواند از بین برود اگر تیم، اطلاعات را به طور مداوم ارتباط ندهد

توجه به دیدگاه یا حساسیت در هنگام تجزیه و تحلیل گزارش ها برای تیم پروژه مهم است و چگونگی درک یک گزارش توسط مدیر پروژه با توجه به دیدگاهی که دارد می تواند متفاوت باشد. اطمینان حاصل کنیم که گزارش ها در سطوح مختلف در صورت لزوم گزارش شوند و دسترسی مناسب به داشبورد ها برای گرفتن تصمیمات دقیق و آگاهانه برای ما امکان پذیر باشد

زمانی که کارهای ساده و پیشرفته به تیم گزارش نشود به این معنی است که تشریفات برای تغییر مدیریت دنبال نمی شوند و به روز رسانی وضعیت به طور موثر میان سهامداران و دیگر اعضای تیم ارتباط برقرار نمی کند.  اینکه هزینه ها و تغییرات در یک مکان را برای یک منبع حقیقی  ترجیحا با استفاده از نرم افزار مدیریت هزینه پروژه ردیابی کنیم برای ما مهم است.

در بخش قبلی ذکر شده است که تخمین ها به عنوان پایه ای از هزینه پروژه نقش مهمی دارند. داشتن یک ابزار که برآورد و مدیریت هزینه را با هم ادغام می کند.(ادغام با ابزار برنامه ریزی و سیستم های حسابداری به اندازه  کافی انعطاف پذیر است ) بنابراین اطلاعات ارائه شده قابل اعتماد تر است و ارتباطات موثر را تضمین می کند.

 

۳- ساختار تفکیک کار بدون استاندارد

یک ساختار تفکیک کار تجزیه و تحلیل بصری و سلسله مراتبی از اهداف و دامنه مدیریت هزینه پروژه است. این طرح کلی وظایف را به وظایف کوچکتر تقسیم می کند تا اطمینان حاصل شود که اهداف و نتایج ارائه شده در سطوح مناسب در طول مسیر قرار می گیرند.

هزینه های بودجه به شدت به این موضوع بستگی دارد. اگر ابزار هزینه به کاربر اجازه ندهد به راحتی مکانی برای مدیریت و اختصاص هزینه ایجاد کند این مورد می تواند برای مدیریت خسته کننده باشد

به عنوان مثال، تشکیلات اقتصادی کلئوپاترا به اندازه کافی انعطاف پذیر است که در آن کاربر می تواند ساختار تفکیک را از یک منبع دیگر کپی کند یا به همان اندازه ساختارتفکیک  کار را ایجاد کند. این نه تنها اجازه طبقه بندی قوی سلسله مراتبی را می دهد، بلکه می تواند برای گزارش، متریک و مرتبط با دیگر اسناد مربوط به هزینه استفاده  شود. این اجازه ی چندین ساختار تفکیک  کار در یک برآورد را می دهد.

این موضوع هنگام برخورد با اشخاص ثالث مهم است، جایی که آنها نسبت به پروژه خود گزارش میدهند، همچنان ما را قادر به کار با ساختارهای خاص خود برای شرکت می کنند

۴- کمبود زمان و بودجه مورد نیاز

در زیر تصویری است که نتایج مطالعات ارنست و یانگ را در سال ۲۰۱۴ نشان می دهد. هزینه های تکمیل ۵۹٪ بالاتر از پیش بینی هزینه های اولیه است، که نشان دهنده ی هزینه ی افزایشی ۵۰۰ بیلیون دلار است. پس از تجزیه و تحلیل حدود ۳۶۵ پروژه مگا، تحقیقات نشان داد که ۶۴ درصد از پروژه ها با هزینه های بیش از حد مواجه هستند و ۷۳ درصد از تاخیر های برنامه را گزارش کرده اند.

هیچ  چیز منکر اینکه زمان و بودجه توسط تیم های پروژه در همه جا به شدت کم ارزش شده اند نمی شود

اطلاعات قوی هستند، مدیران پروژه باید وقت خود را برای یادگیری در مورد چگونگی انجام پروژه ها و انجام آنها بگذرانند. آیا آنها تاخیر در زمانبندی و  یا سرازیر شدن را نشان می دهند؟ دانستن این امر به تعیین هر گونه روند که رخ داده است کمک خواهد کرد.

چه نوع هزینه هایی نادیده گرفته می شوند و چرا؟ اگر آنها ا سوالات زیر را بپرسند از بسیاری از این مسائل از طرف مدیران پروژه ها می توان صرف نظر کرد

  • ما باید منایع کافی خودمان را از کجا تهیه کنیم
  • آیا ما سیستم مناسب برای تجزیه و تحلیل و مقایسه برآوردهای مفهومی و پارامتری کلاس های مختلف داریم؟
  • آیا ما قادر به تولید تخمین های دقیق بر اساس (MOT) ایجاد اشیای هزینه در ساختارهای مونتاژ هستیم؟
  • آیا ما قادر به تولید وایجاد رابطه میان برآوردهایمان در تخمین منابع ونیروی انسانی هستیم؟
  • آیا ما قادر به تجزیه و تحلیل اثر استراتژی های مختلف بر روی تخمین هایمان هستیم ؟
  • آیا ما راهی برای ارزیابی درونی پروژه هایمان داریم تا بتوانیم به پروژه های پیشین کمک کنیم تا به برآوردهای آینده ما کمک کنند؟

۵- استفاده از صفحات گسترده (کمبود ابزار اختصاصی)

تقریبا در مدیریت هزینه پروژه مشاهده تعداد پروژه هایی که هنوز از صفحات گسترده که ابزار اصلی آنها است  برای تجزیه و تحلیل هزینه ها و نیازهای مدیریت استفاده می  کنند حیرت انگیز است. اکسل مزایای خود را دارد و آنها را به آسانی در اختیار ما قرار می دهد، شروع کار با آن آسان  است، و این کار کاملا توسط ما انجام خواهد شد، و قرار است که اینکار را انجام دهیم.

داشتن یک پروژه اختصاصی مدیریت هزینه همانند همان نام است که به مدیریت هزینه های پروژه اختصاص دارد. این طرح برای کمک به تجزیه و تحلیل و سازماندهی اطلاعات مربوط به هزینه ی پروژه در یک منبع طراحی شده است که در آن قابلیت هایی نظیر ایجاد ساختارتفکیک کار، انتخاب روش های پیش بینی، ارزیابی لینک ها، ادغام با ابزارهای دیگر دیدگاه  نسبت به اعضای تیم های مختلف و غیره با خطراتی که در اکسل وجود دارد امکان پذیر است.

قابل ذکر است که مزایای یک ابزار نباید برای دیگری قربانی شود. پیدا کردن یک نرم افزار اختصاصی که اجازه انعطاف پذیر باشد همان نرم افزار اکسل است و مسئله مهم همین است. در زیر دلایل دیگری برای نشان دادن اینکه داشتن یک پروژه اختصاصی مدیریت هزینه پروژه ی سودمندی است وجود دارد

  • خارج از جعبه ی کنترل هزینه و قابلیت EVM
  • ثبات داده ها حفظ می شود
  • مدیریت تغییر و پیشرفت
  • معیارهای از پیش تعریف شده مانند CPI و SPI
  • نسخه ها و عکس های فوری

 

مقاله مرتبط : ۸ چیزی که باید برای اجرای طرح کنترل پروژه موفق بدانید اینجا کلیک کنید.

۶- فراموش کردن مدیریت پروژه همان فراموش کردن مدیریت افراد است

یک مدیر پروژه یک رهبر در نظر گرفته می شود که با همکاری و تشویق و ارتقای ایده ها روحیه تیم را به سمت موفقیت هدایت می کند

عدم موفقیت در مدیریت اعضای تیم و یا مدیریت آنها، می تواند در کیفیت تاثیر گذار باشد و منجر به افزایش هزینه ها شود. اعضای تیم افرادی هستند که بیشترین ارتباط را با چالش ها، ریسک ها و مسائلی دارند که احتمالا بر پروژه اثر می گذارد

همچنین مدیران که فکر می کنند یک سیستم قوی تمام مسائل مربوط به پروژه را حل خواهد کرد در حالی که غلط است. اگر تیم به درستی مدیریت شود و اعضای آن فرآیندها و کارها و نقش های آخود را درک  کنند، آنها می توانند اطلاعات ارزشمندی را در ابزار وارد کنند.

یک ابزار صرفا یک ابزار بدون افراد به خوبی آموزش دیده است که می دانند چگونه از آن استفاده کنند و چه اطلاعاتی به عنوان ورودی و خروجی مورد نیاز استبنابراین، ما به عنوان  مدیران پروژه باید

  • اطمینان حاصل کنیم که تیم نقش و مسئولیت ها و اهمیت آنها را درک می کند
  • موفقیت تیم را تشخیص دهیم
  • پیروزی های کوچک، هر گونه تلاش اضافی را که به پیشرفت مأموریت تیم کمک می کند را جشن بگیریم
  • یک سیستم بررسی عملکرد به عنوان بخشی از طرح مدیریت پروژه خود را ایجاد کنیم
  • اطمینان حاصل کنیم که عملکرد اندازه گیری، بازبینی وغیره  به رسمیت شناخته شده است

یکی دیگر از مسائل مربوط به مدیریت افراد، مدیریت میکرو است. برخی از جوانب مثبت به خصوص در شرکت های کوچک وجود دارد که می تواند بدون هیچ زحمت و حادثه ای برای تیم پروژه باشد. همچنین زمان زیادی را از مدیر پروژه می گیرد

 

 

 

۷- عدم تنظیم یا تغییر زمانی که چیزها مرتکب اشتباه می شوند

معمولا دو نوع ترس در بحث مدیریت هزینه پروژه وجود دارد: ترس از شکست و ترس از تغییر.

هر مدیر پروژه باید بداند که گاهی اوقات، علیرغم بهترین تلاشها، همه چیز اشتباه است یا پروژه نمیتواند انجام شود. گاهی اوقات به دلیل ترس از شکست، مدیران پروژه سعی در نابودی پروژه ی شکست خورده دارند و این مورد می تواند به تصمیمات افراطی منجر شود که باعث ایجاد آسیب و هزینه بیشتر از نیازمی شود. در عوض آنها باید یک گام به عقب بردارند و موقعیت خود را تجزیه و تحلیل و در صورت لزوم تنظیم کنند.

به همین دلیل مهم است که یک سیستم یا ابزار ایجاد کنند که شفافیت و گزارش درست را ایجاد کند.

با این حال، با وجود این دانش، بسیاری از مدیران وجود دارند که وقتی چیزی کار نمی کند،یا چیزی نیاز به تغییر دارد. از تغییردادن  یا  تغییراتی در نحوه استفاده از آنها برای انجام کار فرار می کنند همانطور که توماس جفرسون گفت، “اگر چیزی که هرگز نخواسته اید را میخواهید، باید  کاری که هرگز انجام نداده اید را انجام دهید.

همچنین مقاومت در برابر هر تکنولوژی در حال تغییر، وجود دارد. بسیاری معتقدند که تغییر تنها باعث کار بیشتر، خطرات بیشتر، هزینه بیشتر خواهد شد. این ممکن است گاهی اوقات در ابتدا درست باشد اما باید نتایج بلندمدت نیز ارزیابی شود.

 

همانطور که بیل گیتس آن را بیان می کند، (افرادی که در برابر تغییرات مقاومت می کنند، به لطف تکنولوژی با افزایش جمعیت، افرادی را می بینند که با روش های بهتری در دسترس هستند مواجه خواهند شد.)

۸- عدم کنترل پروژه های یکپارچه

بسیاری از بخش های مختلف با هم کار می کنند تا کار یک پروژه را انجام دهند یا حداقل باید با هم به صورت یکپارچه کار کنند. با این وجود، آنچه که مشاهده کردیم، این است که این بخش های مختلف کار می کنند، اگرچه آنها در سیلوهای خود هستند و بنابراین یکپارچه نیستند.

با توجه به (انجمن پیشرفت مهندسی هزینه) راه مناسب برای مدیریت پروژه این است که اطمینان حاصل شود که اطلاعات از طریق یک رویکرد یکپارچه باشد به جای مجموعه ای از رشته های فردی که در حال اجرا است.

بعضی از شایعترین چالش های ناشی از کمبود ادغام، عدم وجود گزارش های استاندارد شده اختلافات مربوط به بخش های مختلف مسئول «فروشگاه» خود و غیره است.
رویکرد کار یکپارچه کنترل پروژه می تواند مزایای متعددی  داشته باشد، از جمله:

  • با افزایش سطح IPC می توان از پیشرفت های قابل توجهی انتظار داشت
  • دقیق تر و قابل اعتماد (فاز اولیه) تخمین می زند
  • زمان بیشتری برای تمرکز روی تجزیه و تحلیل
  • افزایش سودآوری بیش از حد پروژه ها از طریق کم کردن و فرایندهای کاری کارآمدتر.

شرکت کلئوپاترا شامل این ساختار در چارچوب خود است. یک سیستم مبتنی بر مقیاسهای قابل انعطاف، بخش های مختلف یک پروژه را در مراحل مختلف آن به هم پیوسته می سازد.

پایه و اساس یک پروژه موفق، برآورد صحیح و تأمین بودجه است. هنگامی که بودجه تعیین می شود، باید برنامه ای برای تعیین نظم فعالیت ها و منابع در نظر گرفته شود. در طول اجرای پروژه ما از اینکه مشتریان به ما کمک می کنند و در زمان و بودجه باقی می مانند اطمینان حاصل می کنیم. در پروژه تمام اطلاعات مربوطه باید به منظور انجام تجزیه و تحلیل داده های بزرگ برای بهبود برآورد برای پروژه های آینده اسیر شود.

 

۹- عدم بستن پروژه پیوسته

همه می دانند که  این موضوع مهم است، اما فقط چند سازمان به درستی آن را انجام می دهند. این جایی است که یادگیری درس می تواند برای بهبود موفقیت پروژه های آینده مورد استفاده قرار گیرد. خیلی وقت و تلاش برای یک پروژه صرف می شود، چرا همه این کار را دور بریزید؟

اغلب اوقات ما خود را به سمت چیز دیگری و ندانستن اینکه چگونه به درستی اطلاعات مهم و تجزیه و تحلیل انجام شده در پروژه تکمیل شده را ضبط کنیم می رانیم .صرف زمان زیادی در این مورد، ارزش واقعی پروژه آینده ما را افزایش می دهد و از انجام کارهای غیر ضروری جلوگیری می کند.

بعضی از مدیران پروژه مایل به ارزیابی در بازار هستند، اما بی توجهی به ارزیابی داخلی دارند. داشتن یک راه حل هزینه پروژه یکپارچه با قابلیت سنجش داخلی می تواند پروژه را به آسانی به پایان برساند و به اطلاعات ارزشمند دسترسی پیدا کند که در آن می توان هزینه های پیشین پروژه را با یک نسبت جاری مقایسه کرد.

۱۰- زمانی برای یادگیری نیست

دانش قدرت است. بیشتر ما یاد می گیریم که توانایی حل مسائل را داریم و دستمان برای راه حل ها باز است. با این حال به نظر میرسد ما همیشه برای یادگیری، شرکت در سمینارها، شبکه، وبینارها، و یا حتی خواندن در مورد آنچه در بازار جدید است بیش از حد پر مشغله هستیم.

ما دیگر نمی توانیم در این جهان سریع گرا زندگی کنیم. همانند پزشکانی که در سمینارهای خود شرکت نمی کنند و آگاه نیستند که یک داروی جدید وجود دارد که می تواند یک بیماری مرگبار را درمان کند. همین امر برای مدیران پروژه نیز صادق است.

این که آیا برای مشاغل خود و یا فقط رشد شخصی است؟ اضافه کردن ارزش به خود واضافه کردن دانش باعث می شود یک رهبر بزرگ شود.مدیران پروژه باید وقت خود را برای گسترش افق های خود و شنیدن آنچه که دیگران فکر می کنند یا باید بگویند،صرف کنند.در ادامه درباره اشتاباهات مدیریت هزینه پروژه نتیجه گیری میکنیم.

 

نتیجه گیری

همانطور که ذکر شد، زمانی که به مدیریت پروژه و بسیاری از خطراتی که ما می توانیم شناسایی کنیم می پردازیم بسیاری از بخش های متحرک وجود دارد، بعضی از آن خطراتی است که ممکن است در این لیست ذکر نکرده باشیم. این موارد فقط برخی از انتخاب های ما بود.

ما امیدواریم که این اطلاعات برای شما و پروژه های شما مفید واقع شود. این که ما از این اشتباهات آگاه شویم و سعی کنیم از این اشتباهات پندی بگیریم  بسیار مهم است

در زیر یک لیست خلاصه از توصیه ها آمده است:

  1. بلوغ پروژه کنترل سازمان خود را ارزیابی کنید
  2. پیشگویی کنید
  3. پیاده سازی و استفاده از فناوری های امروز و (نرم افزار) ابزار
  4. اهمیت برآوردها و هزینه را نادیده نگیرید
  5. استاندارد سازه های گزارش دهی
  6. اطمینان حاصل کنید که این پروژه توانایی ایجاد داشبورد قابل تنظیم را دارد.
  7. درک اهمیت ارزش کسب شده
  8. اطمینان از نزدیک بودن پروژه ها
  9. داده ها زمان واقعی را در اختیار شما قرار می دهد
  10. درک نحوه مقایسه با پروژه های مشابه در شرکت خود (معیار داخلی)

 

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره مدیریت هزینه پروژه بود لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

اجزا برنامه کنترل پروژه

اجزا برنامه کنترل پروژه برای مهندسان صنایع

اجزا برنامه کنترل پروژه، آیا تا به حال به یک پروژه اختصاص داده شده و از آنها خواسته شده است که روش، گزارش یا ارائه مربوط به پروژه را توسعه دهند، اما دقیقا نمی دانند که چگونه؟

اکثر مردم، علیرغم دانش یا تخصصشان، هنگام خواسته شدن در مورد روش، سند یا ارائه، از آنچه در مورد صحبت کردن یا نوشتن صحبت می کنند، گیج می شوند. چیزهای زیادی در ذهن دارند، اما نمی دانند چگونه به درستی آن را روی کاغذ بنویسند. با این حال، به محض این که شما به آنها ساختار، لیست عناوین یا اجزای گزارش را بدهید، آنها سریعا پر کردن فرم ها را شروع می کنند.

نکته ای که می خواهیم به آن بپردازیم این است که اگر دقیقا مشخص کنید کدامیک از اجزای گزارش، ارائه یا روش پروژه شما هستند، می توانید به راحتی اطلاعات را کامپایل کرده و یک سند خوب ایجاد کنید.

در این آموزش، ما قصد داریم اجزا یک برنامه کنترل پروژه را پوشش دهیم، به طوری که دفعه بعد شما برای ایجاد پروژه، اجزا برنامه کنترل پروژه خود و آنچه مورد پوشش آن است را میدانید.

برای اینکه یک ایده را بدست آورید، برنامه کنترل پروژه (PCP) یک استراتژی اجرای دقیق کنترل پروژه است که پروسه ها، روش ها، سیستم ها و ابزارهای مورد استفاده توسط تیم پروژه را در طول چرخه حیات پروژه مورد استفاده قرار می دهد.

بر اساس AACE® Practice Recommendation No.60R-10، برنامه کنترل پروژه یک ابزار ارتباطی برای ایجاد پروسه کنترل پروژه است.

بنابراین، برای تشخیص اجزای یک پلان اجزا برنامه کنترل پروژه و نحوه جمع آوری این طرح، ابتدا باید فرایند کنترل پروژه را درک کنیم.

فرایند کنترل پروژه

بر اساس چارچوب TCM AACE، یک فرایند کنترل پروژه موثر بر روی چرخه کنترل PDCA، که همچنین به عنوان چرخه دمینگ شناخته می شود، ساخته شده است.

چرخه PDCA / Deming یک روش برای کنترل و بهبود مستمر محصولات و خدمات است. این برای “طرح”، “انجام”، “بررسی”، و “عمل / ارزیابی / تنظیم” است.

مرحله اول فرایند کنترل پروژه، “برنامه ریزی پروژه” است. در مرحله برنامه ریزی، برنامه شما، تعریف و توسعه دامنه، زمان و هزینه و ارزیابی خطرات مرتبط با آن را تعیین می کنید. این مرحله یک گام اساسی در تشکیل یک طرح پایه پروژه است.

پس از اجرای طرح در محل و ایجاد پایگاه های پروژه، شما کنترل پروژه را با ثبت و اندازه گیری هزینه واقعی و وضعیت برنامه اجرا می کنید. این همچنین شامل اندازه گیری پیشرفت، مدیریت تغییر، و همچنین مدیریت ریسک و احتمالات می باشد.

مرحله بعدی، که به صورت دستی با مرحله اجرای اجزا برنامه کنترل پروژه  می شود، اندازه گیری و ارزیابی عملکرد پروژه است. در این مرحله، شما اندازه گیری و نظارت بر هزینه و برنامه ریزی عملکرد در برابر خط مشی اولیه و ارزیابی سلامت پروژه خود را انجا میدهیدکه آیا شما در زمان و در بودجه به پایان خواهد رسید یا نه. پس از به دست آوردن نتایج عملکرد، شما تجزیه و تحلیل و پیش بینی رفتار پروژه را انجام میدهید.

در نهایت، وضعیت پروژه و هر گونه اقدامات اصلاحی یا پیشگیرانه توصیه شده به اعضای تیم پروژه از طریق گزارش های مختلف کنترل پروژه و نتایج ارائه می شود.

به طور کلی، این فرآیند کنترل کلی پروژه است.

اجزا برنامه کنترل پروژه

اجزا برنامه کنترل پروژه باید به همان اجزا در فرایند کنترل پروژه و همچنین کاربرد ابزار / نرم افزار مربوط باشد.

اجزای برنامه کنترل پروژه

عناصر زیر باید در اجزا برنامه کنترل پروژه مورد توجه قرار گیرند:

برنامه ریزی پروژه

دامنه طرح پروژه، اجرای و توسعه استراتژی متعاهد:

  • شرح مختصری از محدوده کار پروژه
  • توسعه و ساختار پروژه WBS
  • شرح مختصری از استراتژی اعدام (استاندارد، مسیر سریع، خاموش کردن، و غیره)
  • شرح مختصری از استراتژی قرارداد (self-execute، پیمانکار اصلی، چند پیمانکار، JV …) و نحوه ساختار و سیستم های کد گذاری یکپارچه (یا نقشه برداری)
  • توسعه و سازمان حسابرسی پروژه

تحلیل ریسک و احتمالی:

  • آیا تجزیه و تحلیل ریسک رسمی برای تعیین هزینه و / یا برنامه احتمالی انجام خواهد شد و چه کسی مسئول انجام کارگاه خطر است.
  • هزینه هدف و برنامه احتمالی / سطح اطمینان برای احتمالی
  • اگر زمان رزرو برای برنامه ریزی شود، چگونه انجام می شود.
  • سیستم / نرم افزار مورد استفاده برای تحلیل ریسک
  • روند ضبط و نگهداری ثبت ریسک

برنامه ریزی و توسعه برنامه:

  • چگونگی برنامه ریزی پروژه، اعتباردهی و پایه ریزی شده است.
  • چگونگی برنامه ریزی اسناد
  • ابزار مورد استفاده برای برنامه ریزی و توسعه برنامه.
  • سطح جزئیات مورد نیاز برای برنامه های توسعه یافته در طول پروژه، از جمله بارگذاری و سطح منابع.
  • چگونگی تعیین منابع مورد نیاز برای حمایت از اجرای پروژه.
  • چگونه برنامه کارشناسی ارزیابی می شود و چه کسی مسئول توسعه و نگهداری برنامه استاد است.

برآورد هزینه و بودجه گیری:

  • سیستم طبقه بندی هزینه برآورد شده.
  • کلاس برآورد هزینه در پایان هر مرحله توسعه پروژه.
  • چگونگی ارزیابی هزینه ها مستند خواهد شد.
  • چگونگی تخمینی هزینه ها توسعه خواهد یافت.
  • چطور کل هزینه هزینه برآورد شده جمع آوری می شود و مسئولیت دارد.
  • چه ابزار / نرم افزار برای برآورد هزینه و بودجه بندی هزینه استفاده می شود؟
  • چگونگی برآورد هزینه با برنامه یکپارچه شده است.

اجرای کنترل پروژه

مدیریت تغییر:

  • فرآیند مدیریت تغییرات (از آغاز تا تایید، تغییرات داخلی / خارجی، تغییرات پروژه در مقابل تغییر قرارداد)
  • روشهای ارتباط تغییر در کنترل پروژه
  • پروژه کنترل درگیر در ارزیابی تغییرات در هزینه و برنامه پروژه
  • چگونه تغییرات در محدوده مدیریت خواهد شد
  • در چه نقطه ای، تغییرات به هزینه ها و برنامه های پروژه اضافه می شود
  • مسئولیت پیمانکاران در مدیریت و ارتباط تغییرات
  • ابزارها / قالب ها برای مدیریت تغییرات

اندازه گیری پیشرفت:

  • چگونه پیشرفت فیزیکی اندازه گیری خواهد شد (روش ها / قوانین اعتباری)
  • انتظارات از پیمانکاران در اندازه گیری و گزارش پیشرفت
  • رابط بین کنترل برنامه و اندازه گیری پیشرفت فیزیکی

مدیریت ریسک و احتمالی:

  • چه کسی احتمال این پروژه را مدیریت می کند؟
  • هنگامی که صندوق احتمالی می تواند مورد استفاده قرار گیرد (به عنوان مثال برای “در دامنه” تغییرات؟)
  • چگونگی هزینه احتمالی و برنامه ریزی رزرو اختصاص داده خواهد شد
  • چگونگی ریسک ها در طول پروژه بررسی می شود

کنترل هزینه:

  • چه ابزار / سیستم / روش برای مدیریت و کنترل هزینه های پروژه مورد استفاده قرار می گیرد
  • چگونه هزینه ها و هزینه های واقعی جمع آوری می شود
  • پیش بینی هزینه چگونه انجام می شود
  • چگونه هزینه های پروژه با سیستم حسابدار هزینه های مالک ارتباط برقرار می کند

کنترل زمانبندی:

  • چه ابزار / سیستم برای مدیریت و کنترل برنامه پروژه مورد استفاده قرار خواهد گرفت
  • چگونه برنامه به روز و حفظ می شود
  • چگونه واریانس برنامه ها گزارش خواهد شد
  • استراتژی پیرامون بازآفرینی دوباره چیست
  • چگونه تغییرات در برنامه درج خواهد شد
  • چگونه منابع ردیابی و پیش بینی می شود

ارزیابی عملکرد پروژه

  • چگونگی هزینه و برنامه ریزی عملکرد اندازه گیری خواهد شد
  • آستانه واریانس قابل قبول برای هزینه و برنامه پروژه چیست؟
  • نحوه اندازه گیری هزینه ها و برنامه های زمان بندی پروژه
  • پیش بینی هزینه چگونه انجام می شود
  • چگونه تجزیه و تحلیل برنامه و پیش بینی انجام می شود

گزارش کنترل پروژه و ارتباطات

  • محدوده، محتوای، قالب و مسئولیت های آماده سازی، ارائه و تایید گزارش های پروژه.
  • گزارش های گزارش پروژه و فرکانس گزارش (تقویم گزارش پروژه)
  • کنترل پروژه مورد نیاز و فرکانس جلسات را برآورده می کند
  • ساختار پرونده برای ذخیره پرونده ها و اطلاعات پروژه.
  • پروژه کنترل خروجی / تحویل، مورد نیاز برای اجرای و مدیریت پروژه است.
  • ابزار / سیستم های مورد استفاده برای گزارش کنترل پروژه.

به خاطر داشته باشید، طرح کنترل پروژه به یک سند طولانی نیازی ندارد. بهتر است اگر کوتاه و به نقطه ای باشد. تا زمانی که استراتژی اجرای کنترل پروژه روشن است توصیف فرآیندهای خاص، روش ها، سیستم ها و ابزار های مورد استفاده توسط تیم پروژه کنترل در پروژه، باید خوب باشد.

اگر سازمان شما در حال حاضر روشهای کنترل پروژه را توسعه داده است، این مسئله این است که این روش ها را با توجه به نیازهای پروژه خود تطبیق دهید و رویکرد کلی پروژه های پروژه را مستند سازید.

 

آیا لازم است طرح کنترل پروژه برای یک پروژه ایجاد شود؟

با توجه به AACE® International RP No.60R-10، استفاده از یک طرح کنترل پروژه، یک شاخص پیشرو برای کمک به موفقیت تحویل پروژه محسوب می شود.

زمانی که شما در توسعه، مستند سازی و ارتباط یک برنامه کنترل پروژه قوی سرمایه گذاری می کنید، خطرات تحویل پروژه کاهش می یابد و در نتیجه، موفقیت اجرای پروژه را افزایش می دهد.

بنابراین، هر گونه توجه به توسعه یا اجرای طرح کنترل پروژه در کل یا بخش، یک سطح از خطر برای پروژه را معرفی می کند.

 

امیدواریم از این مقاله که درباره آموزش آشنایی با نرم افزار ویزیو  در صنایع سافت بود لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

طرح کنترل پروژه موفق

۸ چیزیکه باید برای پیاده سازی طرح کنترل پروژه موفق بدانید

طرح کنترل پروژه

 

طرح کنترل پروژه (Project Controls Plan) (PCP) یک استراتژی اجرایی کنترل پروژه مستقل است که توصیف فرآیندها، روش ها، سیستم ها و ابزارهای مورد استفاده توسط تیم کنترل پروژه در طول چرخه حیات پروژه است. طبق AACE International RP No.60R-10، “استفاده از یک طرح کنترل پروژه، یک شاخص پیشرو در کمک به موفقیت تحویل پروژه است. زمان سرمایه گذاری در تهیه، مستند سازی و ارتباط یک برنامه کنترل پروژه جامع، موفقیت اجرای پروژه را افزایش می دهد. “اگر چه مستند سازی طرح کنترل پروژه برای موفقیت پروژه ضروری است، اما به اندازه کافی نیست. الزامات دیگری وجود دارد که به پیاده سازی طرح موفق کنترل پروژه کمک می کند.

 طرح کنترل پروژه موفق

۱٫ صندوق طرح

یکی از الزامات اساسی اما ضروری برای پیاده سازی موفق کنترل پروژه این است که برنامه را جلب کند. این پروژه باید برای آن بودجه. اگر به درستی برنامه ریزی نشده باشد، تیم مدیریت پروژه زمان زیادی برای ارائه اطلاعات دقیق، سازگار و به موقع پروژه خواهد داشت. فقدان بودجه مناسب، یک مسئله معمول در بسیاری از پروژه ها است. تابع کنترل پروژه ها معمولا کم بودجه دارد.این ناشی از عدم درک میزان کار است که تیم کنترل پروژه باید در یک پروژه انجام دهد.

با این حال، با آموزش مناسب و حسابرسی و نشان دادن ارزشمندی که تیم کنترل پروژه میتواند به آن برسد، شما می توانید به آرامی بر روی موضوع تامین مالی برای رشته های کنترل پروژه غلبه کنید. گاهی اوقات این پروژه واقعا کوچک است و نه بودجه ای کافی برای زمانبندی و یا منابع لازم برای ایجاد طرح دقیق پروژه نداریم.
در این شرایط، یک رویکرد خوب، طرح کلی کنترل پروژه را برای پروژه های کوچک، که انتظار می رود از این پروژه ها به دنبال ساختار و استراتژی اجرایی مشابه باشد، در حال توسعه است.

۲٫ برنامه کنترل پروژه (PCP) را توسعه دهید.

گام بعدی برای اجرای موفقیت آمیز کنترل پروژه، توسعه و مستند سازی این طرح است. جزئیات بیشتر در مورد برنامه کنترل پروژه در سایر فیلم ها می تواند یافت شود: “برنامه ای برای کنترل پروژه چیست” و “اجزای طرح کنترل پروژه”.

۳٫ بررسی و تایید PCP

هنگامی که پروژه کنترل پروژه توسعه یافته است، باید توسط تیم پروژه بررسی و تایید شود. دلیل بررسی و تایید رسمی این است که: تعیین کنید که آیا طرح کنترل پروژه اطلاعات مورد نیاز را ارائه می دهد و به عنوان پایه ای برای کنترل مناسب است اطمینان از اتخاذ سیاست ها و روش های شرکت اطمینان از رعایت اهداف و الزامات پروژه ارزیابی هماهنگی با بهترین صنعت شیوه ها و دستورالعمل ها یکی دیگر از دلایل روند بررسی و مجوز، ایجاد یک سند رسمی برای رعایت تمام چرخه عمر پروژه است.

۴٫ ارتباط با طرح

بدون توجه به اینکه چقدر برنامه Planning Controls را تعریف کرده اید و چقدر تلاش کرده اید که در توسعه آن سرمایه گذاری کنید، به نتایجی که شما تصور می کردید اعتماد نخواهید کرد، اگر شما آن را به تیم پروژه نگویید. بسیاری از مردم بعد از قدم قبلی متوقف می شوند. هنگامی که آنها برنامه کنترل پروژه را تأیید می کنند، آن ها را در یک پوشه پروژه یا اینترانت بایگانی می کنند و یا آن را به تیم ارسال نمی کنند و هیچ ارتباطی با آنها ندارند.

این کار اثرگذاری این طرح را به شدت کاهش می دهد و در نتیجه اولویت اصلی اتلاف وقت و تلاش در توسعه آن است. برای ایجاد کار پروژه کنترل پروژه، باید به تیم پروژه اطلاع داده شود. یک رویکرد موثر برای انجام این کار، سازماندهی یک جلسه / کارگاه جهت گیری با تمام مدیران حسابداری کنترل و رهبران تیم است.
سرپرست / مدیریت پروژه پروژه به طور معمول این جلسه را تسهیل می کند و هر کس را از طریق برنامه های کنترل پروژه با استفاده از برخی مثال های دستی و سناریوهای هر چیزی می گذراند.

۵٫ کارکنان طرح

برنامه های کنترل پروژه در صورتی که کارکنان مناسب برای پروژه اختصاص داده شود، عملی خواهد شد. تعداد کارکنان اختصاص یافته به پروژه بستگی به عوامل متعددی نظیر اندازه و پیچیدگی یک پروژه، نوع قرارداد، نتایج مورد نیاز و سطح جزئیات دارد. برای پروژه های کوچکتر، مدیر پروژه، رهبر پروژه یا تعیین کننده ممکن است فرایند کنترل پروژه را مدیریت کند. برای پروژه های بزرگتر، ممکن است نیاز به کارکنان گسسته برای رسیدگی به مسئولیت های کنترل پروژه از قبیل برآورد هزینه، کنترل هزینه، برنامه ریز / زمانبندی و غیره باشد.

۶٫ راه اندازی سیستم های کنترل پروژه ها و ابزارها

اولین گام در اجرای فرآیند کنترل پروژه، راه اندازی سیستم ها و ابزارهای مرتبط است. این شامل ایجاد ساختارهای کدگذاری در سیستم های مختلف، تعیین رابطه بین الزامات برنامه نویسی در رابطه با سیستم ها و الزامات آنها، ارائه دسترسی و حقوق امنیتی به سیستم ها / ابزار خاص، ایجاد الگوهای گزارش پروژه و خیلی بیشتر.

۷٫ اجرای طرح کنترل پروژه

با توجه به AACE RP 60R-10، اجرای پروژه کنترل پروژه، ادغام تمام جنبه های طرح کنترل پروژه است. تیم پروژه مورد نیاز خواهد بود که با تمام بخش های مرتبط برنامه کنترل پروژه پیروی کند.

۸٫ درخواست بازبینی برای طرح کنترل پروژه

گام نهایی در اجرای طرح کنترل پروژه با ترکیب تغییرات طرح با استفاده از یک فرایند مدیریت تغییر رسمی. مدیریت تغییر سیاست باید شناسایی کند که تغییر را تایید کرده است، چه کسانی تغییرات را توزیع می کند و چگونه نسخه ها مدیریت می شوند. این امر در نتیجه مجددا طرح نظارت بر پروژه را با شماره تجدید نظر جدید تغییر می دهد و به این ترتیب تغییرات را به تیم تغییر می دهد.

خلاصه

به طور خلاصه، پیاده سازی موفق کنترل پروژه نیازمند منابع مناسب برای توسعه و اجرای یک برنامه مشخص است. پس از توسعه، نیاز به بازبینی و اعتبار دارد تا اطمینان از پیروی از سیاست ها و رویه های شرکت و همچنین اهداف و الزامات پروژه باشد. یک جنبه مهم در طرح کنترل پروژه، ارتباط صحیح طرح با تیم پروژه است. کارکنان این طرح، ایجاد سیستم ها و ابزارهای کنترل پروژه، پیوستن به طرح در حین اجرای و تنظیم برنامه با تغییرات، الزامات دیگری از اجرای طرح کنترل پروژه های موفق می باشد.

اگر میخواهید بدانید تفاوت کنترل پروژه و مدیریت پروژه چیست اینجا کلیک کنید :)

 

امیدواریم از این مطلب در صنایع سافت لذت برده باشید.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.