مقایسه استاندارد ایزو با EFQM

کاملترین مقایسه استاندارد ایزو(ISO) با مدل سرامدی EFQM

مقایسه استاندارد ایزو ISO 9000 : 2000 با مدل سرامدی EFQM

از آنجا در مقاله های قبلی این دو مفهوم مهم در مدیریت کیفیت را بررسی کردیم حال به مقایسه کلی وجامع یک استاندارد و یک مدل پرداخته ایم.امیدواریم که این اموزش و بررسی برای شما عزیزان مفید واقع شود.

 

مقایسه استاندارد ایزو با EFQM

چکیده مقاله :

حرکت بسوی سر آمدی سازمانی، توسعه سیستم های کیفیت در یک سازمان و استقرار مدیریت کیفیت فراگیر درآن، فرآیند گذار مناسبی می طلبد، برخی صاحب نظران، مسیری را برای اینکار پیش بینی میکنند که از برآورده کردن حداقل نیازها، با پیاده سازی استانداردISO9000 آغاز میشود. مطالعات متعدد، نشان داده است کهISO9000  قدم ابتدایی مناسبی برای حرکت بسوی مدیریت کیفیت فراگیر است.

گام بعدی به عقیده آنان، منطبق کردن کسب و کار سازمان با یک مدل سرآمدی کسب و کار است  (Business  Excellence  Model ) استاندارد های خانوادهISO 9000 سالهاست که بعنوان یک زبان مشترک در بیان چگونگی برآوردن حداقل نیازهای یک سازمان، در حرکت بسوی رشد و توسعه بکار رفته اند. به نظر میرسد که این استانداردها، با پیروی از رویه معمول سازمان بین المللی استاندارد، روند روبه تکامل دارند.

درحالیکه ISO 9000:1994  یک  نظام تضمین کیفیت است، ISO 9000:2000 خود را یک نظام مدیریت کیفیت معرفی می کند و همچنین ISO 9004  زمینه های بهبودی مبتنی بر ISO9001  را برای حرکت بسوی سیستم مدیریت کیفیت عنوان می کند. در نتیجه یک ترتیب منطقی در استفاده از این استانداردها در سازمان مشاهده میشود.

سوالی که برای سازمانها درعمل پیش می آید این است که جایگاه استاندارد ISO9000:2000 در مسیر این حرکت چیست و ارتباط آن با مدلهای سرآمدی کسب و کار چگونه است ؟

در حال حاضر بیش از ۲۲۰۰ شرکت در ایران گواهینامه ISO9000  دارند که حرکت آنها بسمت سرآمدی، می تواند منشاء تحولی کیفی در صنعت ایران باشد. بحث جایزه کیفیت و استفاده از مدل مراجع مختلف درکشور ما مطرح شده است. به نظر می رسد در حال حاضر، دانش مناسبی در برخی سازمانهانسبت به استاندارد های مدیریت کیفیت وجود دارد، ولی هنوز سطح آگاهی نسبت به مدل های سر آمدی پایین است و درک این که یک سازمان، پس از پیاده سازی یک سیستم مدیریت کیفیت مبتنی بر ISO9000:2000 باید برای دست یابی به سطح مناسبی از سر آمدی در سازمان خود چه بکند.

نتایج مناسبی در حوزه عمل دربرخواهد داشت. در دیدگاه نوین ISO9000:2000 مدیریت کیفیت بر مبنای اصول و معیارهای پایه ای مدیریت کیفیت استوار می باشد بطوریکه در این الگوی اجرایی، الزاماتی به منظور تحقق اصول فوق در یک سازمان تدوین گردیده است که عبارتند از :

  1. ارکان مدیریت کیفیت
  2. مدیریت فرآیند
  3. بهبود مستمر

نگاهی به مدل تعالی سازمان بر اساس مدل EFQM

 

مسیر حرکت سازمان بسوی مدیریت کیفیت فراگیر و سر آمدی سازمانی :

برای حرکت سازمان بسوی مدیریت کیفیت فراگیر و پیاده سازی این سیستم در یک سازمان، مدلهای زیادی ارائه شده است. حتی یکی از کاربردهای مدلهای سر آمدی کسب و کار،ارائه مدلی عملی برای حرکت سازمان بسوی مدیریت کیفیت فراگیر عنوان شده است.

 

 ISO 9000:2000 استاندارد

این استاندارد ، تحت عنوان( سیستم های مدیریت کیفیت- راهنمایی ها برای بهبود عملکرد) از نظرساختار و شماره عناصر با ISO9001 یکسان است و بعنوان ((زوج هم خوان ))با آن شناخته میشوند. این استاندارد  کلیه عناصر ISO9001 را در برداشته و برای هر یک از عناصر نیز توضیحات تفصیلی بیشتری را ارایه داده است و تاکید آن بربهبود است. این استاندارد می تواند بصورت هم زمان از سویسازمانهایی که علاقه مند به استقرار الزامات ISO 9001 هستند مورد استفاده قرارگیرد.

ISO9004 راهنمای پیاده سازی ISO9001 نیست بلکه (حداقل بصورت نظری) قصد دارد تا پلی بین یک سیستم مدیریت قابل ممیزی (ISO9001) و یک سیستم سازمانی بالغ  Mature که تاکید بیشتری بر مشتری مداری و بهبود نتایج دارد (مثل EFQM)  برقرار کند .

تحقیقات نشان می دهد ISO9004:2000  از یک رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر برخورد دار است و اکثر معیارهای مدل های مشهود سرآمدی نظیر مدل MBNQA و EFQM  را حداقل از نظر ساختار ،پوشش میدهد.

 

مدلهای سرآمدی

در سال ۱۹۵۱ موسسه JUSE ژاپن (Union of Japaneses Scientists and Engineers) جایزه ای را به پاس خدمات دکتر دمینگ بنیان نهاد که اهداء آن، همچنان ادامه دارد. این مدل نگرش جدیدیبه بحث کیفیت ایجاد کرد و نیاز به همکاری و هماهنگی همه جانبه در سطح سازمان برای ایجادمحصولات با کیفیت را مطرح نمود.

(JUSE1996) در سال ۱۹۸۴ جایزه کیفیت کانادا طرح شد (NQI,2003 ) پس از آن در سال ۱۹۸۷ مدل کسب و کار جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج (MBNQA) در آمریکا مطرح گردد که در واقع پوشش دهنده تمامی اجزاء یک کسب و کار با درنظرگرفتن منافع تمامی ذینفعان بود. مدل جایزه کیفیت اروپا توسط بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت (EFQM) در سال ۱۹۹۱ ارائه گردید که بسیاری از کشور های اروپایی و غیر اروپایی ازآن پیروی کردند .(EFQM,1999)

در یک طبقه بندی کلی ، جوایز کیفیت را می توان به پنج دسته تقسیم نمود:

  • جوایز بین المللی
  • جوایز ملی
  • جوایز منطقه ای ، ایالتی یا محلی
  • جوایز گروههای تجاری یا انجمن های تخصصیجوایز شرکتها

مطالعات نشان می دهد که بیش از٩٠٠ جایزه معتبر کیفیت در سطح جهان وجود دارد.

European for quality Management مدل سرآمدی

در بین مدلهای سر آمدی کسب و کار مدل EFQM  به دلایل متعددی اهمیت بیشتری برای صنایع وسازمان های پیشتاز در کشور ما دارد. در یک نگاه کلی، مدل سرآمدی کسب و کار EFQM  شامل پنج جز اصلی است.

مفاهیم بنیادین سرآمدی در مدل EFQM

مفاهیم بنیادین سرآمدی، مفاهیمی هستند که این مدل برآنها بنا شده است و در واقع پایه و اساس مدل اند. نظریات اندیشمندان و عملکرد سازمانهای سرآمددر قرن بیستم، تصویری از سازمان رقم زده است که دراین مفاهیم گنجانیده شده است. این مفاهیم بنیادین بشرح زیر هستند :

 

الف)توانمندی سازمان : (Enablers)

معیارهای توانمندی ساز آنچه را که سازمان انجام میدهد پوشش داده و شامل معیارهای زیر است :

  1. (Leadership) رهبری
  2. (Policy Straegy) خط مشی استراتژی
  3. (People) کارکنان
  4. (Partnership& Resources)مشارکتها و منابع
  5. (Processes)فرآیند ها
ب) نتایج : (Results)

معیارهای نتایج آنچه را که سازمان بدست می آورد پوشش داده و شامل موارد زیر است :

  1. (Customer Results) نتایج مشتری
  2. (People Results) نتایج کارکنان
  3. (Society Results) نتایج جامعه
  4. (Key Performance  Results)نتایج کلیدی عملکرد

هر یک از عوامل فوق شامل چک لیست هایی است که همانند ممیزی سیستم های مدیریت کیفیت، نمراتی را به خود اختصاص می دهند. ممیزین مدل یاد شده با طرح سوالات مرتبط با هر یک از عوامل و مشاهده سوابق و اختصاص امتیاز نسبت به ارزیابی مدل اقدام می کنند.

در مدل EFQM معیارها روی هم، ۱۰۰۰ امتیاز دارند (۵۰۰ امتیاز برای توانمند سازها و ۵۰۰ امتیاز برای نتایج ) بعبارتی اگر سازمانی موفق شود که این مدل را کاملا در سازمان خود پیاده کند، می تواند ۱۰۰۰ امتیازبگیرد.

سازمانهای اروپایی میتوانندبطور سالیانه از EFQM برای ارزیابی سازمان خود تقاضا نمایند در صورتیکه سازمان حداقل انتظارات EFQM  را برآورده کند و بالاترین نمره ارزیابی را در میان متقاضیان کسب نماید بعنوان برگزیده معرفی و جایزه اصلی به آن تعلق خواهد گرفت. گرفتن حدود۷۵۰ امتیاز از این ۱۰۰۰ امتیاز، فقط در توان شرکت هایی با کلاس جهانی است که به نتایجپایدار در سر آمدی رسیده اند.

 

آیا ISO 9001 و مدل EFQM  مکمل یکدیگرند ؟

ایزو ۹۰۰۱ نتیجه یک تلاش جمعی است و در نتیجه یک انگیزه گروهی را ایجاد می کند. برای ثبت فرآیند ها هر کس باید متحمل تغییرات گردد. ایزو ٩٠٠١ پلی است ما بین توانمند سازهایEFQM  ونتایج این بدان معنی است که ایزو ٩٠٠١ عمدتا در مورد فرآیند مدیریت و کارکرد افقی بحث می کنددرحالیکه الگوی EFQM  در باره خود ارزیابی و الزامات دیگر مانند رهبری توانمند،کارکنان مشتاق وعلاقه مند و موضوعاتی از این قبیل است، با بهره گیری از ایزو ۹۰۰۱ می توان این الزامات را همگون وهماهنگ ساخت.

الگویEFQM  در طراحی ، کنترل و عمل کمک می کند در حالیکه ایزو ٩٠٠١ در اجرایی شدنمساعدت می کند. ویرایش جدید درباره راضی نگهداشتن مشتریان از طریق استفاده بهینه از فرآیند هابحث می کند این یک فرصت واقعی برای تمرکز بر روی اهداف اصلی است. استفاده ازISO9001:2000 به افزایش رضایتمندی مشتریان ازطریق فرآیند ها کمک خواهد نمود.

الگوی EFQM چگونگی بهره گیری از فرآیند ها را به ما می آموزد. بهره گیری از الگوی EFQM در زمان انتشار ایزو ۹۰۰۱:۲۰۰۰ ISO آسانتر شده است  حداقل می دانیم به چه می اندیشیم .در انتهای سال نتایجحاصل از ممیزی ویرایش جدید گواهینامه به ما نشان خواهد داد که تا چه اندازه اشتباه عمل کرده ایم .

 

مقایسه تطبیقی استاندارد ISO9001:2000 و مدل سر آمدی EFQM

 

نتایج مقایسه تطبیقی بین مدل EFQM  را می توان در سه دسته کلی مطرح کرد:

  1. تفاوت در ساختار و چار چوب دو مدل
  2. تفاوت در چشم انداز سازمان مطلوب ( سرآمد) در دو مدل
  3. تفاوت در الزامات و معیارهای دو مدل

 

 

مقایسه ISO 9001:2000  و مدل EFQM  از نظر ساختار کلی :

چارچوب مدل EFQM  ساخت یافته تر است و استاندارد ISO9000  رو به سمتی دارد که این ساخت یافتگی را در خود شبیه مدلهای سرآمدی ایجاد کند. بعبارتی استاندارد ISO9001:2000 برای اینکه ازنظر چار چوب ساختاری با EFQM قابل مقایسه شود نیاز به توسعه توسط استاندارد های خطوط راهنما در این خانواده از استاندارد ها دارد.

مقایسه  ISO 9000:2000-  و مدلEFQM  از نظر چشم انداز سازمان مطلوب دردو مدل :

میتوان گفت چشم اندازی که این دو مدل از یک سازمان ایده آل و سرآمد دارند از جنبه های زیر بایکدیگرمتفاوت است :

  1. مدل EFQM گام جامع تر و تعالی یافته تری به ذینفعان سازمان دارد و برخلاف استاندارد ISO9000:2000 که مشتریان را محور اصلی قرار می دهد به ایجاد روابط و پاسخ گویی به همه ذینفعان تمرکز دارد.
  2. تاکید مدلهای سرآمدی بر نوآوری و خلاقیت فردی و سازمانی دریک سازمان سرآمد بیشتر ازاستاندارد ISO 9000:2000
  3. جهت گیری کلی مدل EFQM  بر بهینه کاری ( هم سنجی ) است و در حالی که در استاندارد  ISO 9000:2000  به این مفهوم اشاره ای نمی شود .
  4. نگاه مدلEFQM  به فرآیند های سازمانی از وجه استراتژیک  است و نگاهISO9000:2000  ازوجه عملیاتی
  5. توجه به کارکنان در چشم انداز مطلوبISO9000:2000  ظریف تر از مدلEFQM  و با نگاهیشرقی تر است .
مقایسه ISO 9000:2000  و مدل EFQM  از نظر الزامات و معیارهای دو مدل

بررسی الزامات ISO 9001:2000  با معیارهای EFQM:1999 نشان می دهد:

  1. نگاه EFQM  به ذینفعان وسیع بوده و مشتریان، کارکنان، سهام داران و سرمایه گذاران، جامعه،  دولت قوانین و… را در بر می گیرد. اما ISO 9000:2000 تنها به ذینفعان زیر توجه دارد:
    مشتریان، سازمان از زاویه دید توانائی هایی که باید داشته باشد تا نیازهای مشتریان را برآورده کند. تامین کنندگان ن موثر بر کیفیت محصولات و خدماتی که به مشتریان عرضه می شود.
  2. نگاهISO9001:2000  به مقوله مدیریت، نگاهی مکانیکی و با توجه به فرآیندها، سیستم ها وسازو کارهایی است که میتوان آنها را به روشی نظام مند و ساخت یافته کنترل کرد و لذا حوزه هاییارگانیکی نظیر رهبری را کمتر در بر می گیرد.
  3. در ISO 9000:2000 شواهدی در موردمفاهیم زیر یافت نمی شود:
    بهینه کاوی
    یادگیری فردی و سازمان
    نوآوری و خلاقیت
    ارزشهای سازمانی
  4. نتیجه گرایی در استاندارد ISO9001:2000  ضعیف است، لذا تاکید بر این استاندارد ، نمیتواند سازمان را مطمئن به کسب نتایج کسب و کار کند. (٣۶ % را توانمند سازها و ١٣ % معیار نتایج را پوشش میدهد)
  5. نگاهISO9001:2000   به فرآیند های سازمانی نگاهی عملیاتی و متمرکز بر مفاهیم نظیر:
    طراحی و تدوین فرآیندها ، اندازه گیری ، پایش و کنترل آنها ، افزایش قابلیت فرآیند ها و… است درحالیکهEFQM  به جنبه های استراتژیک فرآیندها نظیر  مدیریت مبتنی بر فرآیند ، اتصال فرآیند هابه ساختار سازمانی و منابع ، هم راستایی فرآیند ها با یکدیگر و با چشم انداز ، ماموریت ، اهداف واستراتژی سازمان و… است .
  6. ISO9000:2000 از جنبه سیستماتیک و یکپارچه بودن بسیار قوی است و رویکرد های ساختیافته ای را بخصوص در حوزه اطمینان از برآورده کردن خواسته های مشتر ی ارائه می کند .
  7. EFQM   با توجه خاص به نیازهای مشتریان نشان می دهد که به دنبال ترغیب سازمان به آفریدن و ارائه محصولاتی است که مشتری ارائه آنها را وظیفه و  یا حتی در توان سازمان نمی دانسته و شاید بهآنها فکر نکرده است ، که نگاهی تهاجمی و برون  گرا است. اماISO9000:2000  در حد برآوردهکردن خواست مشتریان متوقف میشود رویکردی منفصلانه دارد (( Reactive )) ، به همین علتاشاره ای به وجود یک سیستم تکوین محصول جدید فعال در سازمان ندارد .
  8. ISO9000:2000  بر پایه بهبود مستمر  بنا شده است و مکانیز های تحول و مدیریت تحولات یکبارهدر آن پیش بینی نشده است . اما درEFQM  به تحول و مدیریت تحول توجه کانونی دارد و تا آنجائیپیش می رود که توانائی سازمان را برای جدا شدن از مدیر ارشدی که مانع رشد سازمان است ، می سنجد .  ٩- بر خلاف تاکیدISO9001:2000  اصول و مفاهیم بر مساله منابع انسانی ، وضعیت این وجه مهم درسازمان در این استاندارد در هردو حوزه نتایج و توانمند سازها ضعیف است ، لذا شاید یکی از حوزه هایاصلی توسعه و بهبود این استاندارد در آینده  مساله نیروی انسانی باشد.
  9. اصولا میتوان گفت کهISO9001:2000 به جنبه های سخت افزاری سازمان( نظیر فرآیند ها و منابعو شراکتها )بیش از وجوه نرم افزاری (نظیر منابع انسانی و رهبری توجه دارد) . تنها مورد نقص شاید در  خط مشی و استراتژی باشد، که اگر به این جنبه هم دقیق تر نگاه کنیم می بینیم توجهISO9001:2000  به تسری استراتژی نظیر ترجمه اهداف کیفی به برنامه های عملیاتی ، ارتباط اهداف سطوح بالا و پائین ،آگاه یافتن افراد از استراتژی های مرتبط و مسائل این حوزه کاملا بیشتر از مسائل حوزه تدوین استراتژی ،تدوین طرح های  کسب و کار ، نگاه به رقبا و محیط بیرونی و  بهرهگیری از فرهنگ و ارزش های سازمانیدر خلق استراتژی های موفق و سر آمد و  …است .

 

دیدگاه فرآیندگرا در استاندارد مدیریت کیفیت بر اساس ISO 9000 : 2000 لازمه عملکرد مناسب یک سازمان و امکان رهبری موفقیت آمیز آن ، این است که این سازمان به روشینظام مند و شفاف ، تحت هدایت و کنترل قرار گیرد.

موفقیت یک سازمان بیش از هر چیزی حاصل اجراو حفظ یک سیستم مدیریت است ، سیستمی که برای بهبود مستمر و کارایی سازمان ، طراحی شده و درعین حال نیازهای تمامی طرفهای ذینفع را مورد توجه قرار می دهد ، اداره چنین سازمانی ، محتاج کاربردشیوه های مختلف مدیریت می باشد که از جمله مهمترین آنها مدیریت کیفیت است. از آنجائیکهاصول مدیریت کیفیت، به عنوان زیر ساخت و ویرایش ۲۰۰۰ استانداردهای ISO9000:2000  درنظر گرفته شده است لازم است با اصول مدیریت کیفیت آشنا شویم.

 

مبانی مدیریت کیفیت :

دیدگاه نوین مدیریت کیفیت بر مبنای اصول و معیارها یی استوار است که سری استانداردهای ISO9000:2000  با تکیه بر همین اصول شکل دهی شده اند. تلاش ارزشمندی توسط کمیته فنی ۱۷۶ سازمان ایزو (ISO/TC176) صورت گرفته است که در الگوی اجرایی ISO9000:2000 نیزالزامات بر اساس همین اصول به نحوی موثری مورد توجه قرار گرفته است .

این اصول و مبانی عبارتند از :

  1. (Coustomer Focus) سازمان مشتری گرا
  2. (Leader Ship) راهبری و هدایت
  3. (Involve ment Of People) مشارکت همکاران
  4. (Process Approach)تفکر فرآیند گرا
  5. (Syestem approach to managememnt) تفکر سیستمی به مدیریت
  6. (Continual improvement) بهبود مستمر
  7. (Factual approach to decision making)تصمیم گیری مبتنی بر موضوع
  8. ارتباط با تامین کنندگان بر پایه منافع متقابل (Mutuall Beneficial Supplier relationships)

 

سازمان پایدار :

سازمانی قدرت بقاء و رشد دارد که بتواند بر روی نیازها و انتظارات و خواسته های مشتریان خود متمرکز گردیده ، بصورت سازمان یافته فعالیتهای خود را طرح ریزی و مدیریت نماید تا در شرایطی پایدار و قابلاطمینان و با هزینه های قابل قبول الزامات مشتری را برآورد سازد .

 

مشتری گرایی :

سازمان به مشتریان خود وابسته است.  بنا براین باید نیازهای فعلی و آتی آنان شناخته شود ، الزامات آنهابرآورده شده و تلاش گردد که از الزامات مشتری پا  فراترگذاشته شود .

 

راهبری :

راهبران، وحدت در هدف ، مسیر و محیط داخلی سازمان را ایجاد می نمایند . آنها محیطی را به وجودمی آورند که در آن ، کارکنان به طور کامل مشارکت داشته و سازمان بتواند به اهدافش دست پیداکند .

مشارکت کارکنان :

کارکنان در کلیه سطوح ، اساس یک سازمان را تشکیل می دهند. مشارکت کامل آنها باعث می شود ،توانائیهایشان در جهت منافع سازمان به کار گرفته شود .

 

دیدگاه فرآیند گرا : ( نگرش فرآیندی )

نتایج مورد انتظار هنگامی که منابع و فعالیتهای مرتبط با آنها به صورت(( فرآیند)) اداره شوند ، بسیارکاراتر به دست می آیند .

می توان هر فعالیت یا هر مجموعه ای از فعالیت ها را که از منابعی برای تبدیل ورودیها به خروجیهااستفاده می کنند ، به عنوان یک فرآیند در نظر گرفت. در اغلب موارد، خروجی یک فرآیند به طورمستقیم، ورودی فرآیند بعدی خواهد بود برای دستیابی مؤثرتر به نتایج مطلوب باید سازمانها بیاموزند به جای مدیریت فعالیت های مجزا و بخش شده، فعالیتها و منابع سازمان را در غالب فرآیندهای مرتبط به هم مدیریت کنند.

این کار مستلزم دستیابی به یک نگرش فرآیندی است. به عمل شناسایی ومدیریت نظام مند فرآیندهای موجود دریک سازمان و به ویژه تعاملات میان چنین فرآیندهایی،(( نگرش فرآیندی)) گویند .

استانداردهای سری ISO 9000: 2000 شوق استفاده از نگرش فرآیندی در اداره یک سازمان هستند، زیرا کیفیت، حاصل تعامل فعالیت های بخش های گوناگون است و اگر این تعامل نادیده گرفته شود ،یک سازمان هرگز نخواهد توانست به اهداف کیفی مورد نظر و یک سیستم مدیریت کیفیت مطلوبدست یابد و به ویژه با بهبود مستمر آن را محقق سازد .

سیستم مدیریت کیفیت بر مبنای فرآیند، که در استاندارهای مذکور مطرح هستند، ارائه شده است همانگونه که در این شکل مشاهده می شود طرحهای ذینفع نقش مهمی در تعیین ورودیهای سازمان برعهده دارند به همین دلیل همواره میزان رضایت ایشان باید، تحت نظارت سازمان قرار داشته باشد  بدین منظور لازم است اطلاعات مربوط به احساسات و نظرات طرفهای ذینفع از میزان برآورده شدننیازها و انتظارات ایشان به طور مرتب به سازمان بازخورد باید سازمان این بازخورد در جهت بهبود مستمرعملکرد خود بکار بندد .

لازم به ذکر است که در مدل نشان داده شده در، جزئیات فرآیندها قابل مشاهده نیست . مهمترین مزایای حاصل از بکار گیری اصل نگرش فرآیندی را می توان چنین برشمرد.

  1. کاهش مستمر هزینه ها و کوتاه شدن زمان چرخه های کاری ، به دلیل استفاده موثر از منابع ،
  2. بهبود نتایج عملیات و سازگار و قابل پیش بینی شدن این نتایج
  3. ایجاد امکان پرداختن به فرصتهای متمرکز و اولویت بندی شده برای انجام عملیات بهبود اقداماتی کهمعمولا در جریان بکار گیری اصل نگرش فرآیندی انجام می گیرند، عبارتند از :

۱-تعریف نظام مند فعالیتهای لازم برای حصول یک نتیجه مطلوب

۲-تعیین شفاف و روشن مسئولیتها و پاسخگوئی ها برای اداره فعالیت های کلیدی و مهم

۳- تجزیه و تحلیل و اندازه گیری توانش فعالیت های مهم

۴-شناسایی فصل مشترک های مهم در داخل و بین وظایف بخش های مختلف سازمان

۵-تمرکز بر عواملی همچون منابع ، روشها و مواد که منجر به بهبود به فعالیتهای مهم سازمان میگردند

۶-ارزیابی مخاطرات ، نتایج و اثرات فعالیتها برروی مشتریان تامین کنندگان و سایر طرفهای ذینفع

 

دیدگاه سیستمی به مدیریت :

شناسایی ، درک و اداره کردن سیستمی از فرآیند های مرتبط برای یک هدف معین شده موجب اثر بخشیو کارائی سازمان می گردد

بهبود مستمر :

یکی از اهداف دائمی سازمان بهبود مستمر می باشد، و هدف از بهبود مستمر یک سیستم مدیریت کیفیت، افزایش احتمال ارتقاء سطح رضایت مشتریان و سایر طرفهای ذینفع است اقداماتی که برای بهبود مستمردر چنین سیستمی باید صورت گیرند ، عبارتند از :

  • تجزیه و تحلیل و ارزیابی وضعیت موجود برای شناسایی حوزه های نیاز مند عملیات بهبود ،
  • تعیین اهداف قابل دسترسی برای بهبود
  • جستجوی راه حل های ممکن برای دستیابی به اهداف تعیین شده ،
  • ارزیابی راه های ممکن و گزینش راه حل مناسب
  • اجرای راه حل برگزیده
  • اندازه گیری، بررسی، تجزیه و تحلیل و ارزیابی نتایج حاصل از اجرای راه حل، برای تعیین اینکه آیا اهداف مورد نظر برآورده شده اند
  • تثبیت و رسمی کردن تغییرات

 

تصمیم گیری بر پایه موضوع :

تصمیم گیری مؤثر وصحیح بر پایه تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات درست و کافی اخذ می گردد.( استفاده از تکنیک های آماری )

ارتباط با تأمین کنندگان بر پایه منافع متقابل :

توانایی سازمان و تأمین کنندگان آن در ایجاد ارزش به وسیله برقراری متقابل بر پایه منافع مشترک ،افزایش می یابد .

 

مدیریت کیفیت و ارکان آن :

مدیریت کیفیت از چهار بخش یا رکن اساسی تشکیل یافته است :

  • ( quality planning ) طرح ریزی کیفیت

بخشی از مدیریت کیفیت که بر روی تنظیم اهداف کیفیتی و مشخص نمودن فرآیند های عملیاتی ومنابعی که به برآورده سازی این الزامات می انجامد متمرکز می گردد. طرح ریزی کیفیت به عنوان مهمترین رکن از ارکان مدیریت کیفیت با ید در سازمان مورد توجه خاص قرار گیرد .

  • ( quality control )  کنترل کیفیت

بخشی از مدیریت کیفیت ، که بر روی برآورده سازی الزامات کیفیتی متمرکز می گردد .

  • ( quality assurance ) تضمین کیفیت

بخشی از مدیریت کیفیت که بر روی فراهم آوری اطمینان لازم از اینکه الزامات کیفیتی برآورده میگردند متمرکز می گردد .

  • ( quality Improvement ) بهبود کیفیت -٢-۴

بخشی از مدیریت کیفیت که بر روی افزایش توانایی برآورده سازی الزامات کیفیتی  تمرکز  می نماید .

 

٣-دیدگاه فرآیند گرا :

مجموعه فعالیتهای مرتبط به هم یا متعامل که درونداد ها را به بروندادها تبدیل میکند .فرآیند ها مجموعه ای از فعالیتهای یک سازمان هستند که برای دسترسی به یک هدف با هم در ارتباط هستند .فرآیند ها عصاره مدیریت عملیات یک سازمان هستند که ورودیها را به خروجی ها تبدیل  میکنند .

مثالهایی از فرآیند ها ( Process Examples  )
  • فرآیند فروش یک سازمان
  • مراحل انجام سفارشات
  • فرآیند برنامه ریزی عملیات فروش
  • فرآیند طراحی محصول جدید
  • فرآیند نصب تجهیزات
نقشه های فرآیندها (Process Maps)
  •  نقشه های فرآیندها ابزاری عینی برای نمایش فرآیندهای یک سازمان بوده و با استفاده از آنها به راحتی می توان به تعاملات ، ورودی ها ، خروجی های فرآیند ها آگاهی پیدا نمود .
مزایای استفاده از نقشهای فرآیندی  ( Process Maps  Allow To )
  • کمک به تفهیم و درک فرآیندها
  • ساده سازی فرآیند ها و ایجاد تصویر ساده از سازمان
  • ایجاد امکان هدف یا اضافه نمودن فرآیند ها از طریق بررسیهای قدم به قدم
  • ایجاد و امکان طراحی مجدد فرآیند ها بصورت عینی .
  • نمایش شماتیکی قدمهای مورد نیاز هر یک از فرآیندها تشابه آنها با فلوچارتها
  • نمایش منطبق مورد نیاز برای دسترسی به نتایج مطلوب

 

علت استفاده از نقشه های فرآیندها( Process Maps Why Use)

ازآنجائیکه نقشه های فرآیندها تمامی ارتباطات را به روش ساده و مورد پسند طرفین ارتباطات نشان می دهد و این نقشه ها به راحتی قابل درک و شناسایی می باشند، به این دلیل مورد استفاده قرار میگیرند.با نقشه های فرآیند ها به راحتی می توان تمام فرآیندهای پیچیده را بر روش ساده نشان داد.

 

مشخصات فرآیند ها (Process Maps :A picture is worth 1000 words )

هر فرآیند ی از چند جزء اصلی شامل :

  • ورودی ها (شامل: مواد ، ماشین آلات ، تجهیزات ، نیروی کار، سرمایه و مدیریت)
  • فرآیند تبدیل
  • خروجیها (شاامل: کالا یا خدمات )
  • (Feed back)  بازخورد

 

ویژگی های نقشه های فرآیندها ( Attributes of Process Maps) :
  • سادگی در درک آن
  • قابل درک در تمامی سطوح سازمان
  • سادگی آن در نمایش فعالیت های پیچیده سازمان
  •   پیشگیری از هرگونه ابهام
  • صرفه جویی در زمان به هنگام آنالیز فرآیندها
  • امکان شناسایی هرگونه سایر موارد مبتنی برفرآیندها

 

مفاهیم اولیه در ترسیم نقشه فرآیند ها (  rms To  know Before we Start Mapping) :
  •  مسیر ممکنه : یک یا چندین انتخاب که از مسیراولیه انشعاب پیدا می کند .
  • معیار تصمیم گیری: به هنگام برخورد با مسیرهای ممکنه می بایست مابین انتخاب مسیر یکودو تصمیم گیری شود.(قبل از تصمیم سئوالاتی را طرح کرده و به آنها پاسخ دهید.)
  • نقطه بازرسی : تصمیم قبول یاردی که به هنگام خروجی یک فرآیند اتخاذ می شود .
  • ورودی  ها: شامل مواد، سرمایه و نیروی انسانی ، اطلاعات یا هر عاملی که در بررسی فرآیندنقش مهمی داشته باشد.
  • خروجی : نتایج نهایی که شامل کار یا خدمتی است که به مشتری ارائه می شود.
  • فرآیند های موازی : فرآیند دیگری است که می تواند درهمان زمان فرآیند اولی شروع شده باشد .
  • فرآیند اصلی: شامل فعالیتهایی است که می بایست برای دسترسی به خروجی مورد انتظار از ورودیهاانجام شود .

 

 چگونه نقشه فرآیند را ترسیم  کنیم ؟ (How to  create a process Map)

قدم اول : شناسایی یک فرآیند (Select A Process)

قدم دوم: تعریف فرآیند شامل : اهداف ، ورودیها و خروجیها(fine The Process Goals/Input/Output )

قدم سوم : ترسیم فرآیند اصلی ( Map The Primary Process ):

  • تعریف فعالیتهای مورد نیاز برای رسیدن به نتیجه مطلوب
  • نمایش فعالیتها با استفاده از علائم  تعریف شده
  • اطمینان از نمایش فرآیند های موازی

قدم چهارم : ترسیم مسیرهای ممکنه ( Map Alternative Processes )

  • تعیین نقاط تصمیم گیری درفرآیند اصلی
  • تشخیص مسیرهای ممکنه
  • اتصال مسیرها به مسیر اصلی و اولیه

قدم پنجم :  ترسیم نقاط بازرسی به منظور :Map Incpeetion Points

  • آزمون خطاهای احتمالی
  • بررسی رضایتمندی مشتری یا کاهش هزینه
  • تعیین نقاطی که ممکن است منجربه دوباره کاری درسازمان شود .

قدم ششم :  استفاده از نقشه تهیه شده برای بهبود فرآیندها ( Use Your Map To Improve The Process)

  • حذف قدمهایی که ارزش افزوده ایجاد نمی کند.
  • تهیه استاندارد برای فرآیند ها، عوامل موفقیت و عوامل شکست
مزایای استفاده از نقشه های فرآیند :(Benefits Of Process Maps)
  • ساده سازی فرآیند
  • اثر بخشی بالا به هنگام استفاده از فعالیتها
  • درک بالای فرآیندها و روشهای اجرایی
  • کاهش هزینه ها از طریق حذف یا کاهش فعالیتهای مازاد
  • نمایش موفقیتها و راه کارهای صحیح سریعتر فرآیندها
  • استفاده از نقشها به عنوان منابع آموزشی
مزایای نقشه های فرآیند :
  • برای طراحی مجدد فرآیندها در ابتدای امر مناسب هستند .
  • دربرگیرنده بخشهای اصلی فرآیندها هستند .
  • برای ارائه نظرات پیشنهادی و ارائه راهکارهای جدید مفید هستند .
نقشه های فرآیند (Detailed Process Maps) :
  • این نوع از نقشه ها برای هر یک از فرآیند های فرعی ارائه شده در سطح یک تهیه میشوند.
  • در اختصاص منابع به تصمیمات مختلف نقش ارزنده ای  ایفا می کنند
  • در تعریف معیارهای اندازه گیری عملکرد ها مورد استفاده قرار می گیرند.

اندازه گیری جهت ارزیابی فعالیت های تجاری سازمان :

سازمانهای امروزی در معرض تحولات و پیشرفت های کاملا دگرگون کننده در محیط رقابتی خود هستند، تحولی که ویژگی اصلی آن انتقال از عصر صنعتی به عصر اطلاعات می باشد . برای سازمانهایی که در جستجوی آینده ای بهتر در شرایط جدید هستند، دیگر ارزیابی مدیریت از طریق صرفا معیارهای مالی، کار آمد نمی باشد .

گذشته از این توجه به دارایی های نامشهود در سیستمهای اندازه گیری ضرورت بیشتری یافته است و میتوان اینگونه بیان کرد که معیارهای اندازه گیری مالی توسط سه دیدگاه معینی مشتری، فرآیند و کارکنان توسعه یافته است . آنچه که در این دیدگاه ضروری به نظر می رسد، همسو سازی این سه دیدگاه به سمت استراتژی های سازمان می باشد .

مسئولیت مدیریت :

مدیریت ارشد سازمان ،باید اطمینان حاصل کند  که در راستای جلب رضایت مشتری، نیازمند یهای او تعیین و برآورده شده اند و همچنین تعهد خود را به توسعه و اجرای سیستم و بهبود مستمر آن از طریق زیراثبات نماید:

  • تعهد و مشارکت
  • مشتری مداری
  • خط مشی کیفیت
  • اهداف کلان و طرح ریزی
  • ساختار سازمانی وتعیین نماینده
  • ارتباطات داخلی
  • بازنگری مدیریت

 

خط مشی کیفیت (Quality policy): 

مقاصد و جهت جلو گیری کلی یک سازمان در رابطه با کیفیت که رسما بوسیله مدیریت رده بالا اعلامشده باشد را خط مشی کیفیت سازمان گویند. در تدوین خط مشی کیفیت باید موارد ذیل مد نظر قرار گیرند :

  • خط مشی کیفیت باید متناسب با هدف سازمان باشد .
  • خط مشی کیفیت در سازمانی ابلاغ و درک شده باشد.
  • خط مشی کیفیت باید برای استمرار مناسب بودن آن بازنگری شود.
  • خط مشی کیفیت مستلزم چار چوبی برای تعیین و بازنگری اهداف کلان کیفیت است.خط مشی کیفیت باید شامل تعهد به رضایت مشتری ، مطابقت با الزامات و بهبود مستمر باشد.

 

 هدف کیفیت (Quality Objective) :

چیزی که در رابطه با کیفیت جستجو شود یا مقصود باشد .

  • تذکر ١ : اهداف کیفیت عموما مبتنی بر خط مشی کیفیت سازمان می باشد.
  • تذکر ٢ : اهداف کیفیت عموما برای انواع کارها و سطوح ذیربط در سازمانی مشخص میگردد ویژگیهای هدف کلان :
  • حتی المقدور بصورت کمی بیان شود( measurable)
  • درتمام بخش ها وسطوح مرتبط سازمان تعریف شود (relevant)
  • هدف کلان کردن حتی الامکان بایستی بصورت خاص بیان شود(specific)
  • باخط مشی سازگار باشد (consistent)
  • ( duitable  indicator) دارای شاخص مناسبی باشد
  • منطقی وقابل دستیابی وبر اساس توانائی های سازمان باشد (achievable)
  • در صورتیکه برای هدف کلان، اهداف خردتعریف شده باشد ، بایستی با هدف کلان سازگار باشند

 

۱-شاخص ها :

بدون اندازه گیری اهداف، ارزیابی اهداف یا پیشرفت های حاصله نمی تواند مورد بررسی قرار گیرند.در واقع مبنای تنظیم اهداف وجود معیارهای معنی دار است که می بایست نه تنها یک بار بلکه بارها درطول یک دوره زمانی بلند مدت مورد بررسی قرار گیرند. این عمل می تواند با ایجاد دستورالعمل هاییباعث توسعه در فعالیت ها و فرآیندهای درون سازمان گردد .

مزایای اندازه گیری :

  •  تعقیب روندها
  • عدم حدس و گمان ایجاد نگرش واقع گرایانه
  • شفافیت عملکردهای مربوط به فرآیند
  • فرصت برای پاسخ گویی سریع
  • الگوبرداری بالقوه باسایرین

٢- سیستم اندازه گیری فعالیتهای تجاری :

در هنگام تهیه شاخص های اندازه گیری ، باید به ارتباط منطقی آنها با سیستم اندازه گیری فعالیت هایتجاری توجه داشت .وجوه  مهم یک سیستم اندازه گیری:

  • بررسی واحدهای مختلف کاری/ فرآیندهای سازمان
  • ارتباط منطقی با دیدگاهها ، عوامل موفقیت و استراتژی های سازمان
  • تمرکز بر تعداد مشخصی از شاخص های اندازه گیری
  • یک دست بودن شاخص های اندازه گیری

 

بررسی مختلف کاری / فرآیندهای سازمان :

نظر به این است که اندازه گیری فعالیتهای تجاری موجب شفافیت عملکرد بخشها و واحدهای مختلفکاری می گردد. برخی از واحدها و بخش های مختلف کاری که نیاز به شاخصهای اندازه گیری متناسب با خود دارند عبارتند از :

  • امور مالی
  • مشتریان
  • تولید ارائه خدمات
  • کارکنان و امور پرسنلی
  • خرید
  • فروش

یک سیستم اندازه گیری خوب از طریق ایجاد تعادل میان شاخص های اندازه گیری واحدها اقدامات مهمرا برای سازمان اولویت بندی می نماید .

 

ارتباط منطقی با دیدگاهها، عوامل موفقیت و استراتژی های سازمان :

مدیریت ارشد سازمان در اولین قدم درونی و دیدگاههای سازمان را به اهداف و شاخص های سطح اول تبدیل می کند  ومعیارها(شاخصهای استراتژی). سپس نوبت به اولویت بندی اهداف بر اساس پاسخگوبودن آنها در قبال استراتژی سازمان، نتایج مالی و مشتری گرائی، می رسد.

پس از آن، فرآیندهایی که برای موفقیت در بازار حیاتی هستند شناسایی می گردند. در قدم آخر فرآیندهای موجود و همچنین فرآیندهای احتمالی آینده مورد بررسی قرار گرفته و شاخص هایی برای اجزای این فرآیندها در محدودهکارکنان سازمان شناسایی می گردند .

به منظور تعیین این که آیا اقدامات و عملکردهای اجرایی نتایج مطلوب را به همراه خواهند داشت ،اهداف مورد نظر سازمان مورد اندازه گیری قرار می گیرند. باید توجه داشت که معرفی شاخص هایاندازه گیری همیشه بر پایه اهداف سازمان صورت می گیرد .

تمرکز بر تعداد مشخصی از شاخص های اندازه گیری :

مطالعات نشان می دهد که هیچ کس قادر به بازرسی و کنترل مستمر بیش از ۱۵ تا ۲۰ متغیر در یک عملیات معین نیست . رمز موفقیت یک سیستم اندازه گیری در کاهش منابع داده ها به چند متغیر اندک اما مهم نهفته است . اولویت بندی داده هایی که در دسترسی هستند ، بسیار اهمیت دارد .

 

همگن بودن شاخص های اندازه گیری :

برخی از سازمانهای فهرستی از شاخص های معین برای ارزیابی یک عملکرد سازمان در اختیار دارند . اما برخی از واحدهای درون سازمان اقدام به جمع آوری داده هایی می کنند که هیچ ارتباطی با شاخص های مرکزی سازمان ندارد شاخص ها باید در سطوح بالای سازمان تعریف گردیده و سپس به شاخص های سطوح پایین سازمان تبدیل گردند .

 

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم علاقه مندید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

انواع استانداردهای ایزو

انواع استانداردهای ایزو که هر مدیر باید با آنها آشنا شود

انواع استانداردهای ایزو

یک مهندس صنایع، در هر حیطه شغلی که فعالیت میکند و به نوعی مدیر و رهبر آن قسمت است، آشنایی با انواع استانداردهای ایزو به آن کمک میکند تا سازمان یا شرکتی که در آن فعالیت میکند را از نظر بهره وری افزایش دهد. پس شمارا به خواندن این مقاله دعوت میکنم. اگر شما هم درباره این مقاله نظر یا پیشنهادی جهت کامل تر شدن آن دارید پایین این متن برای ما کامنت کنید.

 

در سال ۱۹۸۷ کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بین اامللی استاندارد سری استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ را به جهانیان ارائه نمود. هدف از تدوین این سری استاندارد بخ وجود آوردن الگوی بین المللی برای پیاده سازی و استقرار سیستم های مدیزریت و تضمین کیفیت بوده که مورد استقبال فراروان در سطح دنیا قرار گرفت.

درواقع استاندارد ایزو ۹۰۰۰ به یک محصول خاص داده نمیشودف بلکه فرایند تولید کالا یا خدمات را در یک واحد تجاری مورد ارزیابی قرار میدهد.

انواع استانداردهای ایزو

مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۹۰۰۰

  • بررسی مجدد فعالیت های سازمان بر اساس اهداف سازمان و رفع کاستیها
  • شفافیت فرآیندها و شاخص ها در سازمان
  • جلوگیری از دوباره کاری ها به واسطه تعریف فعالیتهای برنامه ریزی شده و سیستماتیک
  • کاهش هزینه ها
  • ایجاد اطمینان و اعتماد در درون سازمان
  • مشخص شدن حیطه وظایف و اختیارات سطوح مختلف سازمان
  • ایجاد اطمینان و اعتماد در میان مشتری
  • افزایش توان رقابت در عرصه بین المللی

دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی، خدماتی و پژوهشی و آموزشی و غیر کاربرد دارد.

استاندارد ۱۴۰۰۰ISO

استانداردهای خانواده ۱۴۰۰۰ISO  شامل استانداردهای بین الملی در رابطه با سیستمهای زیست محیطی است.این استانداردها در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط کمیته فنی ۲۰۷ سازمان ایزو بوجود آمدند.یک سیستم مدیریت زیست محیطی میتواند به عنوان بخشی از سیستمهای جامع مدیریت به حساب آید.این سیستم شامل ساختار سازمانی، فعالیتهای طرحریزی، تعریف مسوولیتها، تعیین روشها و فرایندها و همچنین در اختیارگیری منابع لازم برای تهیه، اجرا، بازنگری و حفظ خط مشی زیستمحیطی سازمان است.

این استاندارد مساله اصلی فرآیند تولید و به عبارتی پشت پرده عرضه یک کالا است، نه خود کالا.در واقع این گواهینامه به واحدی اعطا میشود که در درازمدت برنامههای عملی برای کمک به پاکیزه ماندن محیط زیست داشته باشد و آنها را به درستی اجرا کند.

مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۱۴۰۰۰

  • ایجاد سیستمهای مدیریت زیست محیطی که منجر به حفاظت بیشتر از محیط زیست می شود .
  • به حداقل رسانیدن موانع غیر تعرفه ای تجاری و تسهیل تجارت بین الملل با توجه به بها دادن بیشتر به محیط
  • زیست در سازمانها
  • جلب مشتریان بیشتر و افزایش سهم بازار در سطح بین المللی
  • افزایش رعایت مقررات و قوانین مربوط به محیط زیست
  • استفاده بهینه از منابع طبیعی
  • ایجاد ارزش افزوده بیشتر برای سازمان

دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه صنایع و سازمانهای مختلف تولیدی و خدماتی کاربرد دارد.

استاندارد OHSAS 18001

سری ارزیابی ایمنی بهداشت شغلی ( Safety Assessment Series & Occupational Health ) استانداردی قابل امتیازبندی و اخذ گواهینامه است. در سال ۱۹۹۸ کمیتهای متشکل از موسسه استاندارد بریتانیا، شرکتهای اصلی گواهی دهنده انگلستان و سایر سازمانهای بینالمللی استاندارد تشکیل شد که هدف آن تهیه و تدوین استانداردی واحد بود. OHSAS 18001 در پاسخ به نیاز سازمانها به یک استاندارد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، که بوسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را در زمینههای بهداشتی و ایمنی ارزیابی کنند تدوین شده است.

ساختار استاندارد ۱۸۰۰۱OHSAS  سازگار با استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ و ایزو ۱۴۰۰۰ است تا سازمانها بتوانند به  راحتی سیستمهای مدیریت کیفیت، محیط زیست و بهداشت شغلی و ایمنی را با یکدیگر ادغام و سیستم مدیریتی یکپارچهای را ایجاد نمایند. یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، سازمان را در شناسایی، حذف و یا به حداقل رساندن خطرات مرتبط  با بهداشت و ایمنی کارکنان خویش و سایر طرفهای ذینفع که در معرض آن قرار دارند، یاری میکند.

مزایای بکار گیری استاندارد ۱۸۰۰۱OHSAS

  • تفکری طرح ریزی شده و مستند در ارتباط با بهداشت و ایمنی شغلی
  • ساختاری مناسب برای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی
  • ایجاد محیط کاری ایمنتر و سالمتر
  • افزایش آگاهی و دانش در خصوص مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی
  • کاهش ریسک حوادث، رویدادها و….

دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی کاربرد دارد. در ادامه این مطلب به یکی دیگر از انواع استانداردها ایزو میپردازیم

استاندارد ۲۲۰۰۰ISO

ایمنی غذا وابسته به بروز مخاطرات بیماریزایی غذایی در هنگام مصرف میباشد. کنترل کافی و مناسب در طول زنجیره غذایی امری ضروری بنظر میرسد چرا که در هرمرحله از زنجیره غذایی ممکن است مخاطرات ایمنی غذا رخ دهد. لذا رسیدن به ایمنی غذا بایستی با تلاش همه گیر طرفهای زنجیره غذا صورت پذیرد.بکارگیری این استاندارد به سازمانهایی که در ردههای مختلف زنجیره غذایی قرار دارند کمک میکند که بتوانند  مخاطرات موجود در سیستم خود را شناسایی و کنترل نمایند.

این استاندارد مجموعه ترکیبی موثری را جهت حصول اطمینان از ایمنی غذا در طول زنجیره غذایی ایجاد مینماید که عناصر کلیدی آنها شامل ارتباط متقابل، سیستم مدیریت، برنامههای پیشنهادی و اصول HACCP میباشد.

دامنه کاربرد: کلیه سازمانها در محدوده زنجیره غذایی شامل تولیدکنندگان مواد اولیه در کارخانههای تولید مواد غذایی و خوراک دام، عوامل درگیر با حمل و نقل و انبارش، فروشگاههای خرده فروشی و تامین کنندگان خدمات مرتبط با غذا نظیرخدمات بستهبندی و … میتوانند از این استاندارد بهره جویند.

 ISO/IEC 17020 استاندارد

یکی از استانداردهای تخصصی است که برای معیارهای عمومی برای فعالیت انواع مختلف سازمانهای بازرسی کننده میباشد. هدف از این استاندارد مشخص کردن معیارهای عمومی سازمانهای بازرسی کننده بیطرف, قطع نظر از بخش مورد بازرسی, میباشد.

این استاندارد همچنین معیارهای استقلال را نیز مشخص می نماید. این استاندارد برای استفاده سازمانهای بازرسی کننده و مراجع تایید صلاحیت و نیز سایر سازمانهای مرتبط با شناسایی صلاحیت سازمان های بازرسی کننده در نظر گرفته شده است.

دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه شرکت ها و موسسات بازرسی کاربرد دارد.

مقاله مرتبط مخصوص شما: ایزو ۹۰۰۱ چیست ؟

 ISO/IEC 17025 استاندارد

روند تخصصی شدن فعالیتهای سازمانها موسسات و سازمانهای تدوین کننده استاندارد را بر آن میدارد تا نیازمندیهای خاصی را جهت حصول اطمینان از کیفیت خدمات این نوع سازمانها تدوین نمایند. علاوه بر استاندارد ایزو ۹۰۰۰ که الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت را برای کلیه سازمانها بیان مینماید در صنایع مختلف استانداردهایی منتشر میشود که الزامات خاصی را برای آن تعریف مینماید که این الزامات به صورت مکمل – جایگزین الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت سازمان را شکل میدهد. این استاندارد تخصصی برای تشریح سیستم مدیریت کیفیت آزمایشگاهها تدوین شده است.

به بیان دیگر این استاندارد برای کلیه آزمایشگاههای ارایه دهنده خدمات اندازه گیری، تست، آزمون و کالیبراسیون (آزمایشگاههای صنعتی) بدون توجه به تعداد پرسنل یا گستردگی محدوده فعالیتهای آن قابل کاربرد میباشد.

استاندارد ISO/TS 16949

با وجود آنکه استانداردهای سری ایزو ۹۰۰۰ به دلیل ماهیت مستقل خود، برای بسیاری از نهادها به عنوان پایه و اساس ساخت سیستم مدیریت کیفیت قرار گرفته، اما برخی از حوزههای اقتصادی به خصوص، مانند صنایع خودرو ،که علاقه بیشتری به برآورده شدن خواستههای کیفی خود دارند اقدام به تدوین الزامات ویژه خود نمودهاند و اجرای این خواستهها را برای تامین کنندگان خود الزام نموده اند.

از آنجا که تعداد این الزامات سبب بروز مشکلاتی در خصوص ارزیابی مکرر خواستههای متفاوت برای قطعه سازان طرف قرارداد, خودروسازان مختلف شده است. بررسیها برای حل این مشکل منجر به تشکیل گروه کاری بین المللی صنعت خودرو گردید که این گروه کاری با همکاری کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بین المللی استاندارد اقدام به یکپارچه سازی الزامات خودروسازان جهان نمود.ماحصل این تلاش انتشار مشخصه فنی ایزو گردید. در تدوین این مشخصه فنی مراجع ذیل به کار گرفته شده است:

  • سری استانداردهای بینالمللی مدیریت کیفیت
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان آمریکایی
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان ایتالیایی
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان فرانسوی
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان آلمانی

استاندارد HACCP

مجموعه الزامات مربوط به سیستم مدیریت بهداشت مواد غذایی است که به معنی تجزیه و تحلیل خطر و نقاط کنترل بحرانی میباشد که برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ در کنفرانس ملی حفاظت مواد غذایی مطرح شد. سپس درسال ۱۹۷۳ سازمان فضا نوردی آمریکا (ناسا) با همکاری شرکت پیلسبوری این سیستم را برای اطمینان از سلامت مواد غذایی فضا نوردی اجرا کردند.

این سیستم در سال ۱۹۸۵ به اطلاع عموم رسید و در سال ۱۹۹۳ توسط کمیسیون کدکس پذیرفته شد.در سال ۱۳۷۷ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران آیین کار استفاده از آنرا تحت عنوان استاندارد ملی ۴۵۵۷ منتشر کرد. حروف کلمات این سیستم با هدف ایمنسازی فرآیندهای تولید مواد غذایی و پیشگیری از بروز حوادث ناشی از مشکلات بهداشتی مواد غذایی در سازمانها مستقر میشود.

مزایای بکارگیری استاندارد

استقرار این سیستم در سازمان با توجه اجرای مراحل کنترل مناسب و موثر در طول فرآیندهای پذیرش مواد اولیه ،تولید محصول، انبارش و نگهداری و ارسال محصول به سازمان اطمینان میدهد که با حداقل هزینه مطمئن ترین کنترلها را انجام میدهد و میتوان به مزایای زیر اشاره کرد:

  • ایجاد اطمینان در مصرف کنندگان محصولات
  • حرکت به سمت تولید بدون نقص
  • پیشگیری از مخاطرات شیمیایی، میکروبی و فیزیکی که ممکن است در فرآوردههای غذایی موجب خسارت رساندن به مشتری و کاهش اعتبار سازمان شود
  • سازگاری با سایر سیستم های مدیریت کیفیت
  • کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی که در زنجیره تامین مواد غذایی جامعه نقش ایفا میکنند مانند مجتمع های کشت و صنعت، تولید کنندگان مواد غذایی، توزیعکنندگان مواد غذایی، سردخانه ها و…. می توانند با استفاده از این اصول نسبت به تضمین سلامت محصولات غذایی خود اطمینان لازم را کسب نمایند.

استانداردIMS  و HSE

یک سیستم مدیریت سازمان یافته چارچوبی ایجاد میکند که در قالب آن افراد میتوانند به طور منظم برای سازمان کار کنند و در مقابل درآمد مطلوب با روش کارآمد و موثر بدست بیاورند.به عبارت دیگر سیستم مدیریت روشی است که ما میخواهیم کارها انجام شوند. سیستم مدیریت میتواند در زمینه های گوناگونی همچون کیفیت، بهداشت و ایمنی و محیط زیست مدنظر قرار گیرد. بطور طبیعی مرکز توجه و تأکید هر یک از اجزاء سیستم با دیگری تفاوت دارد.

یک مقاله دیگر برای شما پیدا شد : سیستم مدیریت یکپارچه چیست ؟

به عنوان مثال، سیستم مدیریت کیفیت بر نیازهای مشتری تأکید دارد، در حالی که سیستم مدیریت محیط زیست نیازهای طیف گستردهای از طرفهای ذینفع و تقاضای رو به رشد جامعه نسبت به حفاظت محیط زیست را بیان میکند و سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی کانون توجه خود را بر حفظ ایمنی سرمایهها و بهداشت شغلی نیروی انسانی در سازمان قرار میدهد.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم علاقه مندید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

استانداردهای کیفیت

اهمیت یادگیری استانداردهای مدیریت کیفیت | مصاحبه با وحید رهنما

سلام و خسته نباشید خدمت کاربران عزیز،از آنجا که همه مهندسان صنایع میدانند که یک سازمان یا یک شرکت با پیاده سازی استانداردهای کیفیت از نظر بهره وری و رشد نتایج خوبی بدست می آورد و این مسئله برای همه کسانی که در این رشته به نوعی فعالیت میکنند بدیهی است لذا برای درک دقیق تر و بهتر شما عزیزان یکی از اساتید باتجربه در این حوزه مصاحبه ای ترتیت داده ایم که در این مقاله به شرح آن میپردازیم.

 

آقای مهندس وحید رهنما مدرس دوره ها آموزشی در خصوص استاندارد های مدیریتی و سر ممیز بین المللی میباشند. برای شناخت بیشتر شما عزیزان بخشی از رزومه ایشان در اینجا نوشته شده است :

وحید رهنما

  • کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
  • سرممیز رسمی و بین المللی ISO 9001:2015 تحت اعتبار IRCA
  • ممیز رسمی شرکت IMQ Italy
  • کارشناس و مدیر پروژه IMS شرکت آرشانیک آوید
  • مدیرپروژه تحقیقاتی مدلسازی ارزیابی ریسک شرکت سایپا
  • عضو انجمن مدیران کیفیت ایران
  • عضو انجمن مهندسان صنایع ایران
  • دبیر کمیته مهندسی صنایع ،مدیریت و HSE مرکز رشد واحدهای فناور دانشگاه امام حسین(ع) جهت اجرای پروژه های علمی و پژوهشی قرارگاه خاتم الانبیاء
  • ارزیاب جایزه ملی رضایت مشتری شرکت فولاد امیرکبیر کاشان، شرکت گاز اهواز
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2015 پتروشیمی بندرامام خمینی (ره)
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت یکپارچه IMS پتروشیمی ایلام
  • کارشناس پروژه BPR مهندسی مجدد فرآیند دانشگاه امام صادق (ع)
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2015 شرکت آبنوس پالایش
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2015 شرکت الکتروژن و…. که برای طولانی نشدن در اینجا ذکر نشده است. در ادامه به شرح این مصاحبه میپردازیم

 

 

اهمیت و ضرورت یادگیری استانداردها

استاندارد چیست ؟

تا کنون برای استاندارد و استاندارد کردن تعاریف مختلفی ارایه شده ولی اگر بخواهیم استاندارد را در یک جمله تعریف کنیم باید گفت استاندارد یعنی پیروی از یک الگو که منجر به ایجاد نظم در یک سازمان، واحد یا محصول می‌شود.

انواع استاندارد؟

استانداردها به انواع استانداردهای کارخانه‌ای، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی قابل تقسیم‌بندی هستند. در استانداردهای کارخانه‌ای واحد تولیدی راسا محصولاتش را با کیفیت‌های مختلف کدگذاری می‌کندکه این نوعی از استاندارد است. استاندارد ملی نیز همانطور که ازنامش پیداست اینگونه تعریف می‌شود که در هر کشوری یک سری استانداردهای مخصوص آن کشور تدوین می‌شود و این وظیفه در ایران به عهده سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران است.

استانداردهای این سازمان در حال حاضر به دو نوع استانداردهای اجباری وتشویقی تقسیم می‌شودبه گونه‌ای که ما هم ‌اکنون حدود۸۰۰ استاندارد اجباری و حدود ۱۰هزار استاندارد تشویقی داریم. در مورد استانداردهای منطقه‌ای باید گفت: قسمت‌های مختلفی از جهان برای خود حداقل‌های خاصی را تعیین می‌کنند و تمام محصولاتی که به آنجا وارد می‌شود باید این حداقل‌ها را داشته باشند.

مثلا هر محصولی که بخواهد وارد بازار اروپا شود باید استانداردهای این منطقه را داشته باشد. فراتر از تمام این استانداردها، استانداردهای بین‌المللی است که توسط سازمان جهانی استاندارد تدوین می‌شود که از این دست می‌توان به انواع استانداردهای ایزو اشاره کرد. در این زمینه و برای هر مبحث در زمینه‌های مدیریت کیفیت، مدیریت زیست محیطی، ایمنی و بهداشت شغلی، مدیریت ایمنی مواد غذایی، امنیت اطلاعات ، صنایع خودروسازی و… استاندارد مخصوصی وجود دارد.

این استانداردها چه رابطه‌ای با اشتغال دارند؟

اگر در سال‌های اخیر به برخی آگهی‌های استخدامی نگاهی بیندازیم مخصوصا در رشته‌های فنی برای جذب به غیر از آشنایی با کامپیوتر و زبان انگلیسی، آشنایی به الزامات ایزو نیز اضافه شده است و پیش‌بینی می‌شود در آینده به عنوان یک شرط اصلی مطرح شود. با این شرایط طیف وسیعی از فارغ التحصلان دانشگاهی در رشته‌های مختلف می‌توانند با فراگیری این دوره‌ها به عنوان کارشناس، مشاور، ممیز و… مشغول به کار شوند.

فارغ التحصلان چه رشته‌هایی می‌توانند دوره های استاندارد را آموزش ببینند و در زمینه استاندارد فعالیت‌ کنند؟

به دلیل اینکه استانداردهای مدیریتی اختصاص به صنعتی خاص نداشته و حتی بسیاری از واحدهای خدماتی بزرگ و کوچک می‌توانند از این استانداردها استفاده کنند به همان نسبت فارغ‌التحصیلان تمام رشته‌ها نیز می‌توانند در قسمت‌های مختلف در ارتباط با استاندارد فعالیت کنند. با این وجود در سال‌های اخیر در ایران بیشتر مهندسان صنایع، فارغ التحصیلان رشته‌های زیر مجموعه مدیریت و دانش آموختگان بعضی از رشته‌های مهندسی‌ همچون مکانیک به این سمت روی آورده‌اند ولی هیچ گونه محدودیتی در زمینه حضور سایر رشته‌ها وجودندارد.

مطلبی که شاید برایتان مفید باشد : ایزو ۹۰۰۱ چیست ؟

 

استانداردها با سرعت گسترش می‌یابند و بازارکار گسترده‌ای را به روی فارغ‌التحصیلان گشوده‌اند. ما همه روزه شاهدیم استاندارد جدیدی تدوین می‌شود. برای مثال اخیرا استانداردی تدوین شده که مخصوص آزمایشگاه‌های پزشکی است و باتوجه به تعداد زیاد این آزمایشگاه‌ها در سطح کشور می‌تواند برای افرادزیادی ایجاد اشتغال کند. حتی به فارغ‌التحصیلان علوم انسانی نیز پیشنهاد می‌کنم که بیایند و در قسمت‌های مختلف استاندارد مخصوصا استانداردهای واحدهای خدمات مشغول به کار شوند.

آیا آماری از تعداد فعالان بخش استاندارد در ایران وجود دارد؟

در این زمینه آماردقیقی وجود ندارد. قسمتی از فعالان زیرنظر موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مشغول به فعالیت هستند که با توجه به گستردگی فعالیت آنها تعداد قابل ملاحظه‌ای را در بر می‌گیرد. در زمینه استانداردهای مدیریت کیفیت هم‌اکنون حدود ۳۰شرکت اقدام به صدور گواهینامه‌های بین‌المللی ایزو می‌کنند و در کنار آنها حدود ۸۰۰ مشاور نیز داریم که به صورت حقیقی و حقوقی در جهت پیاده‌سازی این استانداردها مشغول به کار هستند.

در زمینه استانداردهای جدید تعداد مشاوران و فعالان محدودتراست ولی در استاندارهایی همچون ایزو ۹۰۰۱ که مدت زمان بیشتری از ورود آن به کشور می‌گذرد به همان نسبت تعداد کارشناسان نیز بیشتر است. به طور کلی در فرایند گرفتن ایزو به غیر از یک یا دو مهندس که باید به این مبحث آشنایی داشته باشند، یک مشاور، یک ممیزو یک مدرس دوره‌ها برای کارگران به طور مستقیم مشغول به کار هستند.

چرا دانشجویان باید ایزو یاد بگیرند ؟

  1. آشنایی با الزامات استانداردهای مدیریت کیفیت
  2. ایجاد تفکر سیستمی و رویکرد فرآیندی در مقابل رویکر وظیفه گرا و جزیره ای
  3. اهمیت توجه به اصل اول  استاندارد مدیریت کیفیت یعنی مشتری محوری
  4. آشنایی بامفاهیم  تفکر مبتنی برریسک ، مدیریت تغییرات ، مدیریت ریسک ها و فرصت ها ، مدیریت دانش و…
  5. توانایی در طرح ریزی فرآیندهای سازمان درچارچوب خط مشی ،برنامه استراتژیک ، اهداف کلان ، نقشه فرآیندها و…
  6. آشنایی با اصل بهبود مستمر
  7. توانایی اداره جلسات بازنگری مدیریت و ممیزی داخلی
  8. کسب تجارب پیاده سازی ایزو در شرکت های مختلف
  9. توانایی در طراحی مستندات مورد نیاز سازمان ها شامل فرم ها ، روش های اجرایی و…
  10. آشنایی با نحوه پیاده سازی ایزو  توسط شما در هر سازمانی
  11. افزایش مهارت های مدیریتی برای شغل نماینده مدیریت یا مدیریت کیفیت و سیستمها و روش ها
  12. توانایی در ارائه مشاوره استاندارد مدیریت کیفیت به سازمان ها
  13. تحقیق و پژوهش در زمینه استانداردهای مدیریت کیفیت ، چالش های پیش رو و ….
  14. کمک به سازمان ها در جهت ساخت و عرضه کالاها و خدمات موثرتر، ایمن تر و بهداشتی تر
  15. تقویت رزومه کاری و موفقیت در مصاحبه های شغلی

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم. همچنین میتونید کامنت بگذارید و به ما بگید که دوست دارید با کدوم از اساتید دیگه که در هر حوزه ای از مهندسی صنایع فعالیت میکنند مصاحبه کنیم و همینطور سوالاتتون رو با ما به اشتراک بگذارید تا بتونیم به اونها پاسخ بدیم. پس به ما بگید که به چی نیاز دارید.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مصاحبه برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

 

۵ عنصرکنترل کیفیت که درسازمان شما باید وجود داشته باشد

عناصر کنترل کیفیتی که باید در سازمان شما وجود داشته باشد

پس از اتمام ذهنیت کنترل کیفیت، می خواهید اطمینان حاصل کنید که تمام شرایط  لازم برای طی کردن مسیری درست در طول تولید وجود دارد. جنبه های مختلفی وجود دارد که کنترل کیفیت را تشکیل می دهند و هر کدام به اندازه یکسان اهمیت دارند.

در اینجا برخی از مواد اصلی مورد نیاز برای استفاده از یک راه حل مدیریت کیفیت سازمانی کامل را مورد بررسی قرار داده ایم:

جمع آوری و ادغام داده ها

ضرورت  دارد که شما طرح خود را متناسب با معیارهای کیفیت بسازید این فرآیند با تجزیه و تحلیل تولید شما آغاز می شود تا نقاط قوت و ضعف خود را بیابد و اهداف واقع بینانه را برای شرکت شما تعیین کند. این اهداف در درجه اول به فرآیندهای فردی مربوط می شود و مراحل اولیه شامل شناسایی جایی است که شما می توانید نقاط ضعف  خود را از بین ببرید و اینکه چگونه از  بهبود عملیات خود استفاده کنید.

 

نظارت بر زمان واقعی و هشدارهای فوری

در سازمان های امروز، حیاتی است که شما به نظارت بر زمان واقعی و هشدارهای فوری دسترسی داشته باشید تا بتوانید از بروز هر گونه مشکل ، مانند تغییرات، محصولات ناامن یا مواد نامتعادل در هنگام تولید جلوگیری کنید . هنگامی که شما به نظارت بر زمان واقعی دسترسی دارید، می توانید دقیقا زمانی که هنگام شروع تولید چیزی اشتباه می کنید را مشاهده کنید و به منظور اصلاح آن اقدام کنید.

 

این مقاله هم مفیده واستون : چگونه می توانم برنامه تضمین کیفیت یا کنترل کیفیت بنویسم؟

مدیریت گردش کار

هنگامی که فرآیندهای تولید اتوماتیک می شوند، اگر چیزی در شرکت اشتباه باشد و براساس آن عمل شود کارگران این موضوع را گوش زد میکنند .علاوه بر اطمینان از اینکه این کار ثابت می شود، تکنولوژی اتوماتیک یک سند کاغذی را نشان می دهد که نشاندهنده ی اطلاع یک کارگر از این مسئله است، به طوری که او میتواند در این وضعیت کار کند. اتوماسیون فرآیند، مسئله ی یکپارچگی کارگر را حذف می کند و تضمین می کند که مشکلات برطبق آن حل شود.

 

گزارش پیشرفته

اطلاعات لازم برای تولید داده های خام به اندازه کافی ثبت نشده است .مدیران باید بتوانند این اطلاعات را به دست آورند و از طریق گزارش پیشرفته به منابع ارزشمندی تبدیل کنند

یک راه حل مدیریت سازمانی کامل شامل قابلیت های گزارشگری پیشرفته مانند نمودار جعبه و ویسک و پارتو و هیستوگرام است. داده ها باید تجزیه تحلیل شوند و با توجه به روند عملکردشان در طول زمان  محک زده شوند.

 

مخزن پایگاه داده تنها

هنگامی که داده ها از سیستم های اختصاصی فناوری اطلاعات استخراج می شوند، به هیچ وجه تصویر دقیقی از فرآیند شما مشخص نیست. داده ها باید در یک مرکز کنترل کیفیت واحد به منظور بررسی دقیق فرایندها جمع آوری و ذخیره شده و اطمینان حاصل شود که مدیریت کیفیت سازمانی در حال انجام است.

حال سوال اینجاست که، آیا شما یک راه حل مدیریت کیفیت سازمانی قوی در شرکت خود دارید؟

 

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره عناصر کنترل کیفیت در سازمان بود لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

شش سیگما

شش سیگما مفهومی که مهندسان صنایع باید با آن اشنا شوند

شش سیگما‌ چیست؟‌ ‌

شش سیگما که کلمه سیگما یکی از حروف الفبای یونانی و در علم آمار از شاخصهای مهم پراکندگی به نام انحراف معیار و در واقع مقیاسی برای سنجش انحراف است؛ سیگما بیانگر آن است که یک فرایند چه اندازه از حالت مطلوب خود منحرف شده است، لذا در واقع استعاره ایست برای دقت فوق العاده در کاهش هزینه های کیفیت.

استعاره ای که اهمیت محاسبات دقیق در فرایند تولید و ارایه خدمات را مورد تاکید قرار می دهد. شش سیگما یعنی رسیدن به سطحی از کیفیت تولیدات و ارایه خدمات که خطای فرایندهای کاری به میزان ۳٫۴ در یک میلیون موقعیت کاهش یابد.

 

این در حالیست که سطح کیفی سه سیگما که طی دهه های گذشته مورد قبول بود، اکنون به دلایل مختلف از جمله افزایش پیچیدگی و حساسیت تکنولوژی و نیز بالا رفتن انتظارات مشتریان، سطحی قابل قبول به شمار نمی آید.

اگر خواستید میتوانید تعریف ویکی پدیا را درباره ۶ سیگما اینجا بخوانید.

شش سیگما یک استراتژی تحول سازمانی است؛ استراتژی تحولی شش سیگما، سیستمی است که موجب توسعه و گسترش متدهای مدیریتی، آماری و نهایتا حل مشکلات شده و به کمپانی امکان جهش و تحول را می دهد. احراز کیفیت برتر و افزایش قابلیت اعتماد در محصولات تولیدشده و مونتاژشده نیازمند چارچوبی است که به قابلیتهای سازمان در زمینه های مدیریت، کاربرد اطلاعات و تکنولوژی، یکپارچگی ببخشد.

برای استفاده از اطلاعات، وجود یک سری ابزارهای آماری که بتوان بوسیله آنها عملکرد فرایندها و تولیدات را بهینه نمود، بسیار ضروری است. در دنیای رقابتی امروز، کیفیت خوب یک ویژگی تجملاتی نیست بلکه از دیدگاه تولیدکنندگان و مصرف کنندگان یک نیاز بنیادی است.

صرفنظر از تعریف های متعدد کیفیت، یک سری ویژگیهای مشترک جهانی برای آن درنظر گرفته شده است که عبارتند از: عملکرد دقیق، حداقل تغییر و کمترین هزینه.

دانشمندان و مهندسینی که به طور عمومی و کلی با مسائل برخورد می کنند علاقمند به مورد اول، آمارگران متمایل به مورد دوم و مدیران تجاری دوستار مورد سوم می باشند.

بدیهیست فرایند و یا محصولی موفق است که برخوردار از همه موارد فوق باشد. شش سیگما فلسفه بهبود مستمر است و به سمت عالی شدن در همه کارها پیش می رود.

شش سیگما سیستمی است که تعیین می کند کجا قرار گرفته ایم، دوست داریم کجا باشیم، چگونه به آن مقصد خواهیم رسید و چگونه در طول راه پیشرفت خواهیم نمود. شش سیگما ابزاریست که برای میزان سازی دقیق ماشین فرایند بکار می رود و اینکار را از طریق مشتری مداری، بهبود مستمر و درگیر کردن و مشارکت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام می دهد.

در مبحث شش سیگما، سه حوزه اصلی وجود دارد:

  1. حوزه اول فلسفه است که طریقه حرکت، چشم انداز و جهت حرکت سازمان را تعیین می کند.
  2. حوزه دوم مقیاس است که به سازمان این امکان را می دهد تا به طور دقیق نحوه عملکرد فرایندها را مشخص کند.
  3. حوزه سوم نیز روش شناسی است. روش شناسی یک فرایند سیستماتیک است که موجب شناسایی، تبیین، اندازه گیری، تحلیل، توسعه و استاندارد شدن یک فرایند می شود.

 

هر چه تعداد شش سیگماها بیشتر باشد میزان خطا کمتر است. هر چه تغییرات کوچکتر باشند هزینه کمتر است. بهترین سازمانها حدود ۴ یا ۳ سیگما بکار می گیرند که این تعداد، احتمال بروز خطا در یک میلیون واحد را به ۶۲۰۰ عدد می رساند. به طور عملی تعداد خطاها می تواند تا ۳٫۴ واحد در هر یک میلیون واحد کاهش پیدا کند و این به معنای میلیونها دلار صرفه جویی است.

شش سیگما یک رویکرد تحولی مدیریتی است که باعث ارتقا و بهبود کیفیت می شود.

مسیری روشن در دستیابی به بهبود مستمر و آرمانی است که شرکت ها را به تولید بهتر، سریع تر، باکیفیت تر و در نهایت با قیمت تمام شده  کمتر ترغیب می نماید تا منجر به سودآوری بیشتر گردد.

در برنامه های شش سیگما، به هر آن چیزی که با رضایتمندی مشتریان و مطلوبیت مدنظر آنها مغایرت داشته باشد، ضایعات گفته می شود. استراتژی شش سیگما دربرگیرنده استفاده از ابزارهای آماری در قالب یک روش ساخت یافته است تا با دست یابی به دانش موردنیاز در دنیای رقابتی امروز، تولید محصولات و ارائه خدمات بهتر، سریعتر و با هزینه کمتری به انجام رسد.

شش سیگما رویکردی نظام یافته و پویا برای هدایت اطلاعات و یک متدولوژی برای حذف ضایعات است؛ با این هدف که شش سیگما در فاصله مابین حدود مشخصه پایینی و بالایی از مقدار هدف قرار گیرد. برنامه های شش سیگما برای هر فرایندی، از ساخت و تولید گرفته  تا هر فرایند اجرایی و نیز برای سرویس های خدماتی استفاده می شود.

شش سیگما یک استاندارد جهانی است که علاوه بر تامین نیاز مشتریان باعث توسعه و پیشرفت کارکنان در لایه های جدید می شود و این به منزله یک مسئولیت برای نیروهای انسانی است نه فقط یک فرصت.

نیروهای انسانی نیازمند افزایش ارزش عملکردهای خود می باشند که این کار را با ایفای یک نقش کلیدی و پیاده سازی شش سیگما در سازمان خود انجام می دهند.

شش سیگما یک متد آماری است که نیازهای مشتری را به صورت وظایف جداگانه تعریف کرده و ضمنا یک سری ویژگیهای بهینه در صورتیکه بین آنها عملکردهای فیمابین وجود داشته باشد، برایشان در نظر می گیرد.

همانگونه که از شواهد پیداست، گامهایی که برای نیل به این هدف برداشته می شود تاثیر بسیار عمیقی بر روی کیفیت محصولات، عملکرد سرویسهای مشتریان و پیشرفتهای حرفه ای پرسنل خواهد گذاشت.

شش سیگما به دلیل تاکید عمیق بر روی تحلیلهای آماری، مقیاسهای ارزیابی طراحی، تولید محصول و فعالیتهای متمرکز در حیطه مشتری گرایی، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرویسها را به میزان بی سابقه ای کاهش دهد؛ شش سیگما حاصل پیوند سیستمهای اجتماعی و فنی است.

به طور ساده می توان گفت که شش سیگما متدی است که بر اساس داده( data) هدایت می شود و هدف آن دستیابی به کیفیت برتر است. چیزی که شش سیگما را از سایر اصول کیفیت متمایز می کند پیش گیری قبل از وقوع اشتباهات است؛ به طور ویژه می توان گفت شش سیگما یک تلاش نظام یافته است که فرایندهای تکرار شونده سازمان را در بخشهای طراحی محصولات، عملکرد تامین کنندگان، سرویسهای خدماتی و… را از نزدیک مورد سنجش قرار می دهد.

تاریخچه‌ شش‌ سیگما‌ به‌ چه‌ زمانی‌ باز‌ می‌گردد؟ ‌

نام و ایده آغازین شش سیگما به بیل اسمیت نسبت داده می شود؛ وی که در دهه هفتاد و هشتاد میلادی بعنوان مهندس ارشد کیفیت و قابلیت اطمینان در کمپانی موتورولا به فعالیت مشغول بود اکنون پدر ۶ سیگما نام دارد.

بیل اسمیت با مشاهده افزایش نرخ خطا در نتیجه افزایش پیچیدگی محصولات و اضافه شدن بر تعداد قطعات آنها به ناکارآمد بودن سطح کیفیت سه سیگما پی برد و با تلفیق مفاهیم قابلیت اطمینان و تکنیکهای مهندسی کیفیت ایده آغازین شش سیگما را در حضور مدیر عامل موتورولا باب گالوین مطرح نمود؛ گالوین با تشخیص ژرف نگری بیل اسمیت او را به بسط تئوری شش سیگما ترغیب نمود.

فرایندگرایی به مجموعه برنامه شش سیگما در پانزده ژانویه ۱۹۸۷ به صورت رسمی توسط باب گالوین در موتورولا معرفی و رسیدن به سطح کیفیت شش سیگما به عنوان یک هدف راهبردی پنجساله تعیین گردید.

در سال ۱۹۸۸ نیز، دانشگاه موتورولا و آکادمی ۶ سیگما به ریاست مایکل هری تاسیس گردیدند و در همان سال شرکت موتورولا موفق به دریافت جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج گردید. در خلال  پیادهسازی شش سیگما در موتورولا مایکل هری دریافت که رسیدن به سطح  ششسیگما تنها با بکارگیری  تکنیکهایی نظیر طراحی نیرومند و طراحی برای  شش سیگما امکان پذیر است.

آنچه کمپانی موتورولا بدان پرداخت را می توان یک نوع مهندسی مجدد در مدیریت کیفیت جامع دانست که نهایتا به طرح روش شناسی شش سیگما منجر گردید. ضرورتی که این کمپانی را به سمت  روش جدید کشانید این بود که در فضای پیچیده و بسیار رقابتی کسب وکار دیگر نمیتوان صرفا با تفکر خطای صفر و برخی راهکاره ای عملیاتی به موفقیت رسید.

قواعد جدید بازی حکم می کند که سازمان هدف گیری مشخص و دقیقی برای کاهش خطا با ابزارهایی داشته باشد که طبق برنامه و ساختار، حصول هدف را تضمین می کنند و نتیجه اثربخش این رویکرد به صورت مستقیم و قابل اندازه گیری به ارتقا سطح  سازمان در فضای رقابتی بینجامد.

در کنار این، عمیق شدن در تعالیم بنیادین  ۶ سیگما بهره گیری این روش از تلفیق نظریات مدیریتی دمینگ و جوران و تکنیکهای آماری شوهارت را نیز بوضوح آشکار مینماید.

رویکرد شش سیگما به چه سمتی گام برمی دارد؟ ‌

شش سیگما یک  روش شناسی جامع  بهبود اثربخش سازمانی است که در درون خود از ساختار، برنامه و ابزارهای توانمند مدیریت  کیفیت  برخوردار است. رویکرد ۶ سیگما کاهش مشخص کلیه خطاهای سازمان و رسیدن به سطح ۶ سیگما در خطاست. در این رابطه لازم است به نکات ذیل اشاره نمود:

شش سیگما در واقع معرف روش شناسی سیگماهاست.

این به آن معناست که شش سیگما یک هدف مشخص است که بایستی از مراحل و سطوح قبلی سیگماها بگذرد. برای سازمانی که رویکرد فوق را دنبال می کند ابتدا ورود به حوزه سیگماها و تعیین وضعیت موجود و سپس طی مراحل بهبود تا رسیدن نهایی به سطح ۳٫۴ خطا در میلیون فرصت برنامه ریزی می گردد. به طورمثال، موتورولا زمانیکه در سطح ۶۲۰۰ خطا در میلیون فرصت قرار داشت برنامه های خود را برای رسیدن به سطح شش سیگما تدوین نمود.

منظور از کاهش  خطا در سازمان  کاهش  خطا در فرایندها است.

در واقع محور بررسی و تحلیلها در شش سیگما فرایند است  و نه افراد. بنابر نگرش نوین مدیریت کیفیت، سازمان مجموعه ای از فرایندهاییست که هدف آنها ایجاد ارزش برای مشتری می باشد.

تمرکز سازمان برای کشاندن سطح خطای کل به سطح ۶ سیگما با تمرکز بر فرایندها آغاز می گردد، لذا تدوین فرایندهای واقعی اصلی از اهمیت ویژه برخوردار است.

رویکرد شش سیگما برای شناسایی و حذف خطا در فرایندها در چرخه DMAIC صورت می گیرد.

فرایند تعریف تا کاهش خطا در شش سیگما در چرخه DMAIC شکل می گیرد. این چرخه را می توان چرخه بهبود اثربخش در شش سیگما دانست.

از لحاظ مفهومی می توان این چرخه را با چرخه های بهبود شوهارت و دمینگ هم جهت دانست؛ اما در DMAIC یک چرخه کاهش خطای بسیار عملیاتی و مبتنی بر پایش دقیق اجرا می گردد. چرخه DMAIC به ترتیب از حرف اول واژگان  Define (تعریف)، Measure (اندازه گیری)، Analyze (تحلیل)، Improve (بهبود) و Control (کنترل) تشکیل شده است.

  • تعریف: تیم شش سیگمای سازمان پروژه ای مناسب را بر اساس شرکت، نیازهای مشتریان و بازخورد تعریف می کند.
  • اندازه گیری: شناسایی فرایندهای کلیدی درون سازمانی تاثیر گذار بر ویژگیهای کلیدی کیفیت و ارزیابی میزان خطاهای مرتبط با هر فرایند در این مرحله انجام می گیرد.
  • تجزیه وتحلیل: تیم شش سیگما بررسی علل وقوع خطاها و نواقص را در این مرحله بررسیمی کند و سپس به شناسایی تغییرات کلیدی می پردازد.
  • بهبود: در این مرحله تغییرات کلیدی و اثرات آن بر ویژگیهای اصلی کیفیت به ارزش عددیتبدیل می شود؛ همچنین تیم شش سیگما حداکثر طیف قابل قبول تغییرات کلیدی را تعیین می کند و در عین حال نظامی را برای سنجش انحرافات و تغییرات کلیدی طراحی می نماید.
  • کنترل: تدوین سازوکارهای نظارتی که پایداری تغییرات کلیدی در طیفی قابل قبول را تضمین نماید از طریق استقرار نظام سنجش، در این مرحله موردتوجه قرار می گیرد.

در تشریح این چرخه باید گفت که هرگونه کاهش خطایی از تعریف (Define) صحیح آغاز می گردد. اندازه گیری در روش شناسی چرخه DMAIC پس از موضوع تعریف، تاکید شش سیگما را برای تبیین وضعیت موجود در راستای تغییر (بهبود) آن نشان می دهد.

اندازه گیری به شکل گیری و تشخیص جریان اطلاعات در فرایند منجر می گردد و می تواند سطح خطاها و روند و در یک سطح بالاتر، اولویت  آنها را مشخص کند. تحلیل با استفاده از اطلاعات قسمت قبل به ریشه یابی عوامل بروز خطا در فرایند خواهد پرداخت؛ یکی از خطاهای رایج در سازمانها، عدم تشخیص عوامل و ریشه های اصلی خطاهاست.

بهبود مرحله ای است که در آن پاسخهای لازم به سوالهای مطرح شده در مراحل قبل، شکل می گیرد. کاهش خطا به سمت اهداف تدوین شده سنجش نتایج اولیه پس از اعمال روشهای بهبود مربوط به این مرحله خواهد بود. کنترل را می توان مرحله ای در تداوم و تثبیت بهبود دانست.

در مرحله قبل سنجش کامل عملکرد در ابتدا و انتهای مرحله صورت می گیرد؛ مرحله کنترل را می توان ادامه مرحله بهبود تا حصول اطمینان از اثربخشی آن برای ورود به چرخه بعدی دانست. در مرحله کنترل، مستندات جدیدی از نتایج ایجادشده و یادگیری های مراحل قبل در حافظه سازمانی برای عملیات بعدی جاگذاری خواهد شد.

این مراحل پنجگانه با کمک ابزار و فنون متناسب صورت می گیرد. آنچه که قابلیت کلیدی ۶ سیگما در چرخه DMAIC نسبت به رویکردهای کلاسیک بهبود است را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

  1. روش شناسی  اثربخش شش سیگما در چرخش حلقه DMAIC به گونه ای عمل می کند که حصول نتایج مشخص و اندازه گیری شده ارتقا سطح سیگمای  فرایند، از قابلیت اطمینان بسیار بالایی برخوردار باشد. این عملکرد در مدیریت کیفیت کلاسیک در تاکید بر مفاهیم کیفی کمی شده و عمدتا در فعالیتها و نه نتایج نسبت به  ۶ سیگما کمرنگ است.
  2. ابزار و فنون در شش سیگما عمدتا همان فنون مدیریت کیفیت هستند با این تفاوت که بهره گیری آنها در قالب یک رویکرد وحدت یافته به  سینرژی لازم منجر میگردد.
  3. کثرت ابزار و فنون در شش سیگما به تکثر در برنامه های بهبود و در نتیجه عدم حصول نتایج نهایی قابل قبول منجر نمی گردد.

چه‌ عناصری‌ در‌ برنامه‌ های‌ شش‌ سیگما‌ حضور‌ خواهند‌ داشت؟ ‌

اگرچه بسیاری از افراد سازمان به نوعی با این موضوع مواجه خواهند گردید اما پروژه های ۶ سیگما از افراد انتخابی استفاده می کند. بسط افراد درگیر در برنامه های بهبود الزاما نتایج  مثبتی را به همراه نخواهد داشت. نتایج استقرار شش سیگما در سازمانها، شش گروه از افراد را برای درک، آموزش، استقرار و نتیجه گیری پیشنهاد می کند. مستندات جدید علمی  موجود در زمینه شش سیگما بر روی   این ساختار به  صورت  کلی  اتفاقنظر دارند؛  این شش  گروه  عبارتند از:

  1. مدیران ارشد(Executives): مدیر یا مدیران ارشدی که نیروی رویکرد به ۶ سیگما را در سازمان جاری میکنند و نسبت به اجرای آن متعهد و پاسخگو هستند.
  2. قهرمانان(Champions): افرادی که وظیفه تهییج و معرفی فلسفی-فرهنگی شش سیگما را بر عهده دارند و راهبران فکری و روحی ایجاد و بسط  این روش شناسی هستند.
  3. استادان کمربند مشکی (Master Black Belts): افرادی که پروژههای جامع ۶ سیگما را مدیریت و هدایت می کنند.
  4. کمربند مشکی ها(Black Belts): افرادی که مدیریت اجرای  پروژه های شش سیگما را به عهده  داشته و برنامه های آموزشی  معرفی  رویکرد و ابزارهای  آن را تدوین  و اجرا  میکنند.
  5. کمربند سبزها(Green Belts): افرادی  که   هدایت اجزاء پروژه های شش سیگما و استفاده از ابزارهای اصلی بهبود بر عهده  آنهاست.
  6. تیم اجرایی(Team Members): افرادی که برنامه های مشخص تعریف شده بهبود را به صورت عملیاتی اجرا یا نظارت بر اجرا می کنند.

تقسیم بندی فوق یک ایده و الگوی کلی است که نشان می دهد شش گروه مشخص از افراد در یک طیف پیوسته جنبه های مختلف شش سیگما را مورد توجه قرار می دهند.

نقش قهرمانان هدایت استراتژی کسب وکار، حمایت و راهنمایی است. وظیفه کمربند مشکی ها پیاده سازی، هدایت و نتیجه گیری از پروژه تیمهای شش سیگما است. نقش کمربند سبزها هم این است که با بکارگیری مهارتهای فنی خود در مورد موضوعات روز درون سازمانی با تیم همکاری کنند و این فرصتی برای بهبود است.

جلسات تعاملی، در طول چندین هفته برگزار می شود. کمربند سبزها کسانی هستند که جلسه را با موفقیت گذرانده و برای بکارگیری ابزارهای بهبود و توسعه آموزش دیده اند. پس از سپری شدن نخستین هفته، پروژه ها انتخاب شده و آموزش دیدگان موظف به بکارگیری و اجرای مباحثی می شوند که در طول دوره آموخته اند.

پس از پایان هر برنامه نیز نتایجی را که از این جلسات گرفته اند را ارائه می دهند؛ کسانیکه این جلسات را با موفقیت پشت سر گذاشته و پروژه ها را به درستی اجرا کنند، گواهینامه کمربند مشکی دریافت می کنند. این افراد مسئول اجرای ۶ سیگما در واحد کسب وکار خود شده و تیمهای مذکور را هدایت و رهبری می کنند و علاوه بر آن مدیران را نیز در جهت اولویت دادن به امور، برنامه ریزی و اجرای پروژه ها، حمایت و هدایت می نمایند. از دیگر وظایف این گروه بکارگیری، آموزش و توزیع ابزارها و متدهای لازم برای کمربند سبزها و اعضای تیم می باشد.

تنها تعدادی از این افراد به سومین سطح که بالاترین لایه نیز می باشد راه پیدا کرده و اصطلاحا استاد کمربند مشکی می شوند؛ البته قبل از دریافت گواهینامه مذکور موظف به هدایت چندین تیم و پروژه می گردند. استادان کمربند مشکی ها در واقع کارشناس اجرای شش سیگما و تئوری آن می باشند و باید فرایندها را آموزش دهند؛ این افراد متخصصین کیفیت در روش شناسی و بکارگیری ابزار بهبود در همه سطوح سازمان می باشند؛ ضمنا فرایند یکپارچه سازی ۶ سیگما با استراتژی کسب وکار سازمان و برنامه های عملیاتی آن را نیز رهبری می کنند.

 

شش سیگما در‌ ایران ضرورت یا انتخاب؟ ‌

رویکرد به ۶ سیگما برای کلیه سازمانها (کوچک یا بزرگ-تولیدی یا خدماتی – دولتی یا خصوصی) و مخصوصا صنایع بزرگ یک ضرورت تام است و نه یک انتخاب.

این موضوع را سازمانهای متعدد کوچک و بزرگ دنیا که طی دو دهه گذشته به سمت این رویکرد روی آورده اند عنوان می کنند. George Eckes در کتاب انقلاب شش سیگما به روش و دستاوردهای چند پیشگام این موضوع، خصوصا انقلابی که وی با استفاده از روش ۶ سیگما در خود بوجود آورده اشاره می کند.

EOQ و ASQ که به ترتیب نهاد و سازمانهای بسیار معتبر و جهانی کیفیت اروپا و آمریکا هستند ۶ سیگما را محور فعالیتهای خود و اعضا (عمده کشورهای آمریکایی و اروپایی) قرار داده اند. آنها به بسط مفهوم شش سیگما در مقیاس ملی می اندیشند و درهمین راستا کشور ایرلند را به عنوان رهبر ملی این موضوع برگزیده اند.

مفاهیم و فلسفه درونی شش سیگما از یک سو و بسامد بالای رویکرد سازمانها در دنیا مخصوصا طی پنج سال گذشته به این موضوع از سوی دیگر، دلایل محکمی هستند که سازمانهای هوشمند داخلی مخصوصا صنایع بزرگ کشور را به بازبینی برنامه های بهبود خود و هماهنگ سازی آنان با این روش شناسی فرا خواهدخواند و صد البته زمان عاملی حیاتی برای ماندگاری سازمان خواهد بود.

صنایع کشور دوران گذار خاصی را پشت سرمیگذارند؛ آنها می بایست هرچه سریعتر آماده ورود به صحنه بازار رقابت جهانی بشوند. از چالشهای اساسی آنها افزایش کیفیت و کاهش هزینه میباشد.

این صنایع اگرچه برنامه ها و تمهیدات گوناگونی را برای رسیدن به شاخصهای جهانی در کیفیت و قیمت در دستور کار خود دارند اما برای حصول حداقل شرایط، لازم است تا شتاب تغییرات و بهبود شاخصهای ارزش افزا در رقابت جهانی، بسیار بیشتر از سطح موجود باشد.

حال سوال اساسی این است که آیا روشهای بهبود موجود میتواند رویکرد قابل قبول و موفقی برای ورود به صحنه رقابتی داشته باشد؟ مطمئنا پاسخ مثبت نخواهدبود.

دستیابی به سطح ۶ سیگما در برخی از صنایع کوچک و بزرگ و برنامه ریزی برای رسیدن در کوتاه مدت به  این سطح در گروهی دیگر، استراتژی اصلی بهبود در کسب وکار صنایع دنیا طی یک دهه گذشته بوده است. این صنایع سرمایه گذاری وسیع ذهنی و عملیاتی در راستای این استراتژی انجام داده اند و آنگونه که  آمار و نتایج کمی نشان می دهد.

بهره وری بالایی از این سرمایه گذاریها حاصل شده است. به اعتقاد نظریه پردازان مدیریت: امروزه این استانداردهای کیفی صنعت نیست که تعیین کننده بقا و تعالی صنایع است بلکه پیش از هرچه به این موضوع باید اندیشیدکه آیا به سطح خطای ۶ سیگما رسیده ایم؟!

همه  صحبتها و اظهارنظرها در قرن جدید از سطح شش سیگما آغاز خواهد شد آن گونه که در اواخر قرن گذشته همه صحبتها به  شش سیگما ختم  می گردید. یکی  دیگر از دلایل  تاکید بر رویکرد به  شش سیگما در صنایع  بزرگ  و هوشمند (به غیر از ضرورت  تام  آن) این  است که اولا از دید ملی، صنعت نقش  بسیار مهمی در اقتصاد کشور ایفا می کند و لذا یک نگاه استراتژیک ضرورت تحول در این صنعت را مورد تاکید مضاعف قرار خواهد داد، ثانیا این  صنایع  پیش نیاز و بستر لازم برای برگزیدن روش شناسی شش سیگما را دارد. برخی از زمینه های  موجود که رویکرد صنایع آگاه به سمت شش سیگما را هموار می سازد عبارتند از:

  1. تجربیات  مفید در استفاده  از فنون  بهبود و کیفیت و فرایند مانند: کنسول  آماری  فرایندها(SPC)، گسترش  توابع  کیفیت  (QFD)، تجزیه  و تحلیل عوامل شکست(FMEA) و طراحی آزمایشهای خطا( DOE)
  2. وجود ظرفیتهای یادگیری سازمانی خصوصا در سطوح کارشناسی و مدیریتی.
  3. سطح بالای بینش و اندیشه مدیریتی برای رویکرد و حمایت از طرحهای تحول زا.
  4. سطح مناسب تکنولوژی.
  5. وجود برخی ابزارهای پایش عملکرد و فرایند.

نقطه شروع اساسی برای به ورود چرخه جهانی بهبود شش سیگما از آموزش آغاز می گردد. آموزش اگرچه در اینجا (شش سیگما) ویژگیهای عام و تخصصی خود را داراست اما بسیار متفاوت با آموزشهای رایج در مدیریت کیفیت کلاسیک است.

نگاه شش سیگما به آموزش بسیار نتیجه گرا، پروژه ای، فشرده و متمرکز بر گروههای شش گانه ساختار معرفی شده است.

الگوهای اثربخشی وجود دارد که برای هر سازمان برنامه های آموزشی کوتاه و میان مدت را تدوین می کند؛ حرکت با آموزشها آغاز می گردد. در خلال آموزشها نحوه طراحی برای  شش سیگما به سازمان منتقل  می شود و سازمان معیارهای عملی و اجرایی انتخاب پروژه های  شش سیگما را درخواهد یافت. آموزشها به معنای شروع استقرار خواهند بود. درخلال آموزشها با تعریف پروژه ها، عملا استقرا  شش سیگما آغاز می گردد.

آنچه گفته شد را می توان شش سیگما در یک نگاه دانست، اما بدون  تردید ادبیات مدیریتی ما در آینده نزدیک گفتگوهای مفصلی در این  زمینه را شاهد خواهدبود،  پیش از آن، جمله  زیر جای  تعمقی فراوان برای مدیران اندیشمند امروز کشور ما برجای می گذارد: برای  اینکه  بدانیم شش سیگما چه تاثیری در کسب وکارتان خواهد داشت  تصور نمائید که رقیبتان به این سطح رسیده باشد و شما نرسیده باشید! (جک ولش مدیرعامل سابق جنرال  الکتریک)

 

امیدواریم از این مقاله که درباره شش سیگما در صنایع سافت بود لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

برنامه تضمین کیفیت

چگونه می توانم برنامه تضمین کیفیت یا کنترل کیفیت بنویسم؟

برنامه تضمین کیفیت در شغل تضمین کیفیت، یا کنترل کیفیت، ارزیابی و اصلاح روش های سازمان برای اطمینان از ارائه نتایج مورد نظر است. یک پلان تضمین کیفیت باید شامل ساختار سازمانی، جزئیات مسئولیت های هر کارمند و شرایط کارمند باشد که نیاز به انجام این مسئولیت ها دارد. اگر مهندس صنایع هستید و در این شغل مشغول بکار شده اید و یا علاقه مند به این شغل هستید این مقاله برای شما نوشته شده است.

برنامه تضمین کیفیت همچنین شرایط لازم برای تامین کنندگان و مواد مورد نیاز آنها را مشخص می کند. این آزمون تست محصول را مشخص می کند و نتایج آزمایشات و شکایات مشتری را برای حل مشکلات و پیشبرد بهبود در سراسر سازمان فراهم می کند. کسب و کارهای کوچک از تضمین کیفیت برای افزایش بهره وری و بهبود رضایت مشتری استفاده می کنند.

یک نمودار سازمانی در هسته است

یک چارچوب سازمانی با توصیف شغل دقیق، الزامات اساسی تضمین کیفیت است. برای قرار دادن یک نفر در برنامه تضمین کیفیت خود، توصیف شغل را که شامل مدارک و آموزش مورد نیاز برای انجام وظایف مشخص شده است، بنویسید.

این برنامه باید شامل مدارک مربوط به آموزش واقعی و شرایط فردی که دارای موقعیت است، باشد. موقعیت شخص مسئول تضمین کیفیت باید شامل آموزش مورد نیاز، مستندات باشد که دارنده موقعیت، آموزش و راه مستقیم گزارش را به مدیریت بالاتری می دهد.

تایید کار: چه کسی چه کاری انجام میدهد

برنامه تضمین کیفیت شما نه تنها باید مشخص کند که چه کسی مسئول انجام یک کار خاص است، بلکه باید مشخص کند چه کسی مسئول بررسی کار است. در کسب و کارهای کوچک مجاز است که فردی که کار را انجام می دهد نیز آن را بررسی کند، اما او باید این تأیید را به عنوان یک کار جداگانه انجام دهد، طبق روال جداگانه.

در سازمان های بزرگتر، کارکنان در همان بخش می توانند کار یکدیگر را بررسی کنند. اما برنامه تضمین کیفیت اغلب مشخص می کند که برای انجام وظایف مهم، تأیید کار باید توسط کسی که به ویژه واجد شرایط است انجام شود و ممکن است بخشی از یک واحد تضمین کیفیت متمایز باشد.

خرید و دریافت مواد

یکی دیگر از الزامات تضمین کیفیت این است که مواد مورد استفاده برای تولید باید مشخصات تولید یک محصول با کیفیت مطلوب را برآورده سازند. طرح تضمین کیفیت باید مشخصات مواد خریداری شده را مشخص کند. این طرح وظیفه بررسی مواد ورودی و جزئیات بازرسی مورد نیاز را تعیین می کند. ماده ای که نیاز را برآورده نمی کند، بازگردانده می شود.

تضمین صحیح تامین کننده

در حالی که بازرسان می توانند کفایت مواد اولیه را بررسی کنند، آزمایش قطعات پیچیده تجهیزات پس از دریافت اغلب امکان پذیر نمی باشد. در عوض، برنامه کنترل کیفیت شما باید استانداردها را مشخص کند که تامین کنندگان احتمالی باید قبل از اینکه بتوانند در قرارداد شرکت کنند، برآورده شوند.

به عنوان مثال، شما ممکن است یک استاندارد خارجی مانند ISO 9001 را مشخص کنید یا اینکه سازمان شما برای هر تامین کننده بالقوه ممیزی را انجام می دهد تا اطمینان حاصل شود که روش هایی که برای موفقیت طرح کیفیت مورد بررسی قرار گرفته  اند، مورد توجه قرار گرفته اند. در هر صورت، برنامه کنترل کیفیت باید لیستی از تامین کنندگان واجد شرایط را داشته باشد.

تضمین کیفیت بازخورد

در حالی که یک برنامه تضمین کیفیت تلاش می کند تا اطمینان حاصل کند که رویه های در حال اجرا در نتیجه یک محصول با کیفیت است، شرکت ها مزایای کامل از این ابتکار را از طریق مکانیسم بازخورد به دست می آورند. برنامه تضمین کیفیت شما از طریق بررسی شکایات مشتری و تصحیح مسائل مربوط به عدم انطباق پیگیری می شود.

مشخص کنید که شخص مسئول تضمین کیفیت، کپی های تمام شکایات مشتری را دریافت می کند، سپس بررسی می کند که آیا این نتیجه عدم انطباق با برنامه اطمینان کیفیت است.

در داخل، اگر شخصی مسئول یک کار متوجه شود که فرایند مطابق با رویه های قابل اجرا نیست، باید یک گزارش عدم تطابق را صادر کند. گزارشهای عدم انطباق، بازخورد مورد استفاده برای ردیابی مسائل مربوط به کیفیت است.

یک فرایند اقدام اصلاحی

برنامه اقدام اصلاحی کلید حل مشکلات کیفیت است و مشخص می کند چگونه با آنها مقابله کند. از آنجاییکه برنامه اطمینان کیفیت مستلزم مسئولیت تمام وظایف و اقدامات است، ممکن است افرادی را که مسئول عدم انطباق هستند شناسایی کنند.

در برنامه تضمین کیفیت، باید مشخص کنید که یک گروه سعی دارد راه حلی پیدا کند که مانع از عدم تطابق با تکرار شود. این گروه باید شامل یک نماینده از تضمین کیفیت، فردی که کار را انجام داده و فردی که آن را چک کرده است. واقعیت این است که شخص مسئول تضمین کیفیت به مدیریت بالایی تضمین می کند که گروه دسترسی به منابع مورد نیاز را داشته باشد.

گاهی اوقات این راه حل شامل بهبود در برنامه تضمین کیفیت می شود. اغلب اوقات، شکاف در کنترل و یا روش های کیفی را مورد توجه قرار می دهد. هنگامی که شرکت چنین بازخوردی را به طور مداوم اجرا می کند، نتیجه یک بهبود مستمر در عملکرد شرکت است.

چگونه یک برنامه تضمین کیفیت ایجاد کنیم

برنامه های تضمین کیفیت یکی از اصلی ترین تمرکز ها هستند، که اطمینان حاصل می کند که سازمان پیرو استانداردها است.شناخت چگونگی ایجاد یک برنامه تضمین کیفیت مهم است زیرا مستمر و منظم بودن مقیاس و مناسب بودن محصولات و خدمات شرکت شما را ارزیابی می کند.

از طریق توسعه استانداردها با اهداف قابل اندازه گیری، مستند سازی سیاست ها و رویه ها، آموزش کارمندان و بررسی اطلاعات مرتبط با استانداردها، برنامه اطمینان کیفیت به عنوان یک سیستم «چک و تعادل» برای سازمان شما عمل می کند.

ایجاد استانداردها

استفاده از مقررات فدرال و ایالتی و تعهدات قراردادی مشتری به عنوان نقطه شروع در برنامه تضمین کیفیت. معیارهای خود را با استانداردهای اعتباربخشی مطابقت دهید، حتی اگر مجوز را دنبال نکنید. بهترین روش ها را در صنعت خود مرور کنید و تعیین کنید که چگونه می توانید به آنها دست پیدا کنید. این به اساس سیاست و روش های سازمان شما تبدیل خواهد شد.

ایجاد خط مشی ها و رویه ها

کار با رهبران مختلف اداری برای توسعه گردش کار و روش های عملیاتی استاندارد که از برنامه تضمین کیفیت شما پشتیبانی می کند و با اصول عالی برای اجرای کسب و کارتان ملاقات کنید. کارکنان را آموزش دهید و تازه کارها را نگه دارید تا اطمینان حاصل شود که گردش کارها درک، پیاده سازی و تطابق با نیازهای کسب و کار شما است.

یک توصیف برنامه کیفیت ایجاد کنید

این سند شامل بیانیه ماموریت، ساختار گزارشگری شرکت، پروسه ارزیابی برنامه سالانه، اهداف، شیوه های تجاری و سیاست های خاص مربوط به محدوده برنامه تضمین کیفیت است. برای سنجش و تایید پیشرفت و موفقیت شرکت خود، گزارش ها را تهیه کنید. سند برنامه را حداقل یک بار در سال بررسی کنید و آن را به روز کنید تا اطمینان حاصل شود که اهداف و فرآیندها فعلی هستند و مطابق با دستورالعمل و استانداردهای شرکت شما هستند.

ایجاد یک کمیته کیفیت

اطمینان حاصل کنید که شامل کارکنان ادارات غیر از اداره خود می شود. شامل شرکت کنندگان خارجی، مانند مشتریان، که می توانند بازخورد ذهنی ارائه دهند. برای بررسی گزارش های کیفیت، روندها و فعالیت های بهبودی به صورت سه ماهه ملاقات کنید.

داده های بررسی های کمیته باید شامل معیارهای کیفی، مانند گزارش فروش، نتایج تحقیقات رضایتمندی و سایر ابزارهای غربالگری مرتبط با کسب و کار شما باشد. این کمیته شما “چک و تعادل” خود را برای اطمینان از پیروی از استانداردها است.

پیاده سازی برنامه های اصلاحی

هنگامی که نتایج نامطلوب است و عملکرد نیازمند بهبود است، مدیریت را برای تهیه نقشه های عملیاتی و دستیابی به نتایج در نظر بگیرید. نظارت را ادامه دهید تا مطمئن شوید که شرکت شما بهترین محصولات و خدمات را ارائه می دهد.

امیدواریم از این مقاله که درباره نوشتن برنامه تضمین کیفیت در صنایع سافت بود لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.