مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی

مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی و اخذ گواهینامه | مصاحبه با مهندس رهنما

مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی

 

در این مقاله دومین مصاحبه خودمان را با مهندس وحید رهنما سرممیز بین المللی ISO 9001:2015 در خصوص مراحلی که باید برای پیاده سازی استاندارد تا اخذ گواهینامه طی کنیم را با شما عزیزان به اشتراک میگذاریم.

 

مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی

 

برای خواندن مصاحبه قبلی با مهندس رهنما بخوانید : اهمیت استانداردهای مدیریتی

 

مراحل پیاده سازی استاندارد (مشاوره و آموزش) تا اخذ گواهینامه (ممیزی) چیست؟

مراحل پیاده سازی و اخذ گواهینامه استانداردهای مدیریتی در یک شرکت بطور معمول شامل ایتم های زیر می باشد:

  1. انتخاب سازمان مشاور توسط شرکت متقاضی
  2. انجام فرآیند آنالیز فاصله یابی (Gap Analysis) توسط مشاور
  3. ارائه برنامه زمانبندی اجرای پروژه متناسب با الزامات استاندارد، نیازهای خاص مشتری و نتایج آنالیز فاصله یابی
  4. برنامه ریزی جهت برگزاری آموزش های مرتبط با سیستم مدیریتی در حال استقرار
  5. برگزاری آموزش های مورد نیاز و برنامه ریزی شده در حین کار و بصورت گروهی
  6. بموازت بند ۵، اقدام به طراحی سیستم می شود. این بخش شامل تهیه خط مشی، شناسایی و تدوین اهداف، شناسایی و تدوین فرآیندها، تدوین روش های اجرایی الزامی و مورد نیاز سازمان، تدوین دستورالعمل ها و فرم ها می شود. این بخش با همکاری کامل مشاور صورت می گیرد
  7. برگزاری آموزش های موردی برای اجرای مدارک تدوین شده و نهایتاً اجرای آنها
  8. اجرای فعالیتهای کاری سازمان متناسب با مدارک تدوین شده توسط کارکنان سازمان و نظارت بر اجرای صحیح مدارک توسط مشاور
  9. تشکیل جلسه بازنگری مدیریت و حضور مشاور در این جلسه
  10. انجام حداقل یک دوره ممیزی داخلی توسط افراد ذیصلاح و آموزش دیده مستقل.
  11. تهیه برنامه  برای رفع کامل عدم انطباق ها و کلیه فرصت های قابل بهبود با همکاری مشاور
  12. نظارت بر اثربخش بودن اقدامات صورت گرفته برای رفع عدم انطباق های ممیزی داخلی
  13. مشاوره در انتخاب شرکت صدور گواهینامه و معرفی این سازمانها به شرکت متقاضی توسط مشاور
  14. عقد قرارداد با یکی از موسسات صدور گواهینامه توسط شرکت متقاضی
  15. هماهنگی جهت حضور شرکت صدور گواهینامه برای انجام ممیزی مرحله اول توسط شرکت متقاضی و ارسال مدارک اصلی سازمان برای انجام بررسی مستندات (Document Review)
  16. برگزاری جلسه ممیزی مرحله اول توسط موسسه صدور گواهینامه با حضور مشاور
  17. اخذ کلیه نظرات ممیز(ین) شرکت صدور گواهینامه و برنامه ریزی برای رفع و یا بهبود آنها توسط مشاور
  18. اقدام برای رفع عدم تطابق و یا فرصت های بهبود ارائه شده و اطمینان از اثربخشی آن توسط مشاور
  19. هماهنگی جهت حضور شرکت صدور گواهینامه برای انجام ممیزی مرحله دوم توسط شرکت متقاضی
  20. برگزاری جلسه ممیزی مرحله دوم توسط موسسه صدور گواهینامه با حضور مشاور
  21. اخذ کلیه نظرات ممیز(ین) شرکت صدور گواهینامه و برنامه ریزی برای رفع و یا بهبود آنها توسط مشاور
  22. اقدام برای رفع عدم تطابق و یا فرصت های بهبود ارائه شده و اطمینان از اثربخشی آن توسط مشاور
  23. تهیه و ارسال شواهد رفع عدم انطباق به شرکت صدور گواهینامه توسط شرکت متقاضی و با همکاری مشاور
  24. اخذ توصیه نامه  و لوگوی مربوطه از شرکت صدور گواهینامه
  25. اخذ گواهینامه اصلی شرکت

 

مدت زمان مشاوره برای پیاده سازی استاندارد به چه عواملی بستگی دارد؟

مدت زمان لازم برای پیاده سازی استاندارد به عوامل زیر بستگی دارد. این عوامل که در ذیل به آنها اشاره می شود در زمان انعقاد قرارداد مشاوره مد نظر قرار می گیرد:

  1. اندازه سازمان (تعداد پرسنل، وسعت خدمات یا تنوع محصولات، تعدد سایت تولیدی/خدماتی)
  2. تعداد استانداردهای درخواستی برای پیاده سازی (یکپارچگی بیش از یک استاندارد با هم)
  3. نوع محصولات/خدمات (فوق ایمنی، ایمنی و …/پیچیده بودن فرآیندها/نو و تازه بودن محصول یا خدمات/تعداد و نوع الزامات قانونی/ تعداد و نوع الزامات مشتری)
  4. تعداد روزهای اختصاص یافته در طی هفته برای مشاوره
  5. نوع استاندارد (قوانین ممیزی در برخی از استانداردها، الزاماتی در خصوص ممیزی ارائه می دهند که محدودیت بیشتری را بطور غیر مستقیم برای مشاور ایجاد می نمایند. بعنوان مثال در استاندارد ISO/TS 16949 برای انجام ممیزی صدور گواهینامه ضروری است که ۱۲ ماه سابقه در برخی قسمت ها وجود داشته باشد. لذا در فاصله مستند سازی و اجرا، مشاور برای حفظ سیستم تا زمان ممیزی می بایست همکاری خود را ادامه دهد. همچنین در برخی دیگر از استانداردها، بدلیل اینکه مراجع ممیزی کننده از سوی مشتری یا ارگان دولتی دیگری نظیر مرجع تایید صلاحیت ایران برای ارزیابی ISO 17025  و یا ISO 15189 می باشد، بدلیل حجم بالای درخواست به آنان، زمان زیادی را برای ممیزی باید به انتظار ماند. ذکر این نکته نیز ضروری است که استانداردهای یاد شده به خودی خود نیز بسیار پیچیده بوده و نیاز به زمان زیادی نیز برای پیاده سازی موثر دارند.)

 

در ادامه مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی گاهاً در حین پروژه عواملی بر روند عادی پروژه اثر گذاشته و مانع از رعایت برنامه زمانبندی می شود. تجربه مشاور در پروژه های مشابه و یا حتی میزان تسلط مشاور بر استاندارد مورد نظر و میزان دانش فنی ایشان بر فعالیت کاری سازمان، عامل بسیار مهمی است که کاهش زمان مشاوره و کیفیت ارائه خدمات مشاوره بسیار دخیل است. همچنین میزان همکاری شرکت متقاضی، حمایت مدیریت ارشد آن سازمان و پیگیری های نماینده مدیریت نیز از عوامل بسیار مهمی است که در زمان مشاوره و کیفیت ارائه خدمات مشاوره اثر گذار است.

 

 

نماینده مدیریت کیست، چه وظایفی و اختیاراتی دارد، چه خصوصیاتی باید داشته باشد و آیا انتخاب آن در سازمان ضروری است؟

عموماً مدیریت ارشد سازمان متقاضی اخذ گواهینامه، یکی از مدیران خود را بعنوان نماینده مدیریت منصوب می نماید. ایشان جدای از سایر مسئولیتهایی که عنوان سازمانی برایش ایجاب می کند مسئولیتها و اختیارات زیر را نیز دارا می باشد:

  1. حصول اطمینان از اینکه فرآیندهای مورد نیاز برای سیستم مدیریتی ایجاد شده و اجرا می شود و الزامات استاندارد بین المللی ایجاد، اجرا و حفظ شده است.
  2. گزارش دهی به مدیریت ارشد در مورد عملکرد سیستم مدیریتی و هر نوع نیاز برای بهبود
  3. حصول اطمینان از افزایش آگاهی در مورد الزامات مشتری در سر تا سر سازمان
  4. ارتباط با طرف های برون سازمانی در مورد موضوعات مربوط به سیستم مدیریتی

 

با توجه به توضیحات بالا بهتر است نماینده مدیریت دارای خصوصیات زیر باشد:

  1. قابل اطمینان باشد، وفاداری او به مدیریت و شرکت تحت مدیریت وی اثبات شده باشد و ماندگار باشد
  2. دارای قدرت اجرایی در سازمان باشد
  3. به مباحث فنی سازمان و فرآیندهای جاری مسلط باشد
  4. مشتریان سازمان و نیازهای آن را بشناسد
  5. وقت پیگیری امور را از مسئولین سازمان داشته باشد
  6. از افراد علاقمند و معتقد به سیستم انتخاب شود
  7. دارای شم مدیریتی باشد
  8. حتی الامکان دارای پیشینه مدیریتی باشد
  9. حتی الامکان با مبانی سیستم های مدیریتی آشنا باشد
  10. دارای فن بیان و قدرت تجزیه و تحلیل مناسب باشد

 

لازم به توضیح است بر اساس الزامات استانداردهای مدیریتی، فرد یا افرادی می بایست وظایف فوق الذکر را در کنار مدیریت ارشد سازمان و کلیه کارکنان ایفا نماید. لذا وجود او لازم و ضروری است ولی گاهاً در استانداردهای مختلف از ایشان به راهبر تیم ایمنی و … هم یاد می نمایند که کمی در وظایف آنان اختلاف دیده می شود. در استاندارد ISO 9001 در بند ۵-۵-۲، در استاندارد ISO 14001 و BS OHSAS 18001 نیز در بند ۴-۴-۱ و در استاندارد ISO 22000 در بند ۵-۵ منصوب این فرد الزامی شده است.

 

بهتر است بخوانید : انواع استانداردهای ایزو

 

ملاک انتخاب شرکت های مشاور چه چیزهایی می تواند باشد؟

برخی از عواملی که می تواند در انتخاب یک شرکت مشاور برای اخذ خدمات مشاوره در پیاده سازی استاندارد راهنمای مناسبی باشد را می توان در  موارد زیر خلاصه نمود:

  1. دارای کادر کارشناسی زبده، با تجربه، به روز، خلاق، با اخلاق، باهوش، با استعداد، قاطع، اقتصاد گرا، با روابط عمومی خوب و فن بیان قوی، تسهیل کننده، دارای مقالات علمی و دارای تجربه اجرایی
  2. دارای تجربه عملی و رزومه مناسب در دامنه کاری سازمان علی الخصوص آشنایی کافی با نیازمندیهای قانونی و مقرراتی مرتبط با فعالیتهای سازمان داشته باشد و از محصولات، فرایندها و انتظارات مشتریان سازمان قبل از شروع خدمات مشاوره شناخت کافی داشته باشد
  3. دارای آشنایی کامل و تجربه  در استاندارد مورد نظر و فرآیند صدور گواهینامه
  4. دارای درک لازم از عوامل کلیدی مرتبط با نحوه ی کارکرد محصولات سازمان (همچنین صلاحیت در تجارب مدیریتی  مشاور از این جهت که درک نماید، سیستم مدیریت کیفیت چگونه با سیستم کلی مدیریت حاکم بر سازمان همسان گردیده و در تعامل قرار گیرد، بسیار حائز اهمیت است.)
  5. توانایی به کارگیری دانش و مهارت های خود در موقعیت های واقعی (بنابراین مشاور باید دارای تجارب مرتبط مدیریتی، حرفه ای یا  فنی در خدمات مشاوره باشد تا بتواند با تمام افراد ذیربط ارتباط برقرار نماید.)
  6. دارای مجوز های لازم از مراجع ذیصلاح قانونی
  7. دارای قیمت متعادل و قابل قبول و با تخمین واقعی
  8. دارای توان مالی مناسب برای مواجهه با ریسک های پروژه
  9. نزدیکی به محل کارخانه برای کاهش ریسک های پروژه، دسترسی ساده تر و کاهش هزینه ها
  10. دارای استاندارد های مدیریتی نظیر ISO 9001 و حتی الامکان ISO 10006

 

تذکر: ملاحظات اخلاقی تا آنجایی برای انتخاب مشاور مد نظر است که مانع بیان یا ایجاد هر گونه تضاد منافع شود. مثالهایی از این موارد می تواند موارد زیر را شامل شود:

رازداری، جلوگیری از ایجاد وابستگی غیرضروری به خدمات مشاوره، عدم ارایه خدماتی که مشاور صلاحیت لازم در آن را ندارد، حفظ استقلال از گواهی دهنده و بی طرفی در انتخاب سازمان گواهی دهنده.

در ادامه مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی لازم به توضیح است استاندارد ISO 10019 بعنوان خطوط راهنما برای انتخاب مشاور سیستم مدیریت کیفیت و استفاده از خدمات آنان توسط سازمان ایزو تدوین گردیده است. این استاندارد برگرفته از استاندارد ایتالیایی UNI 1836 بوده و حاوی خطوط راهنما برای تمام مراحل  انتخاب یک مشاور ذیصلاح، درخواست و ارجاع کار به وی و تنظیم و انعقاد قرارداد به منظور پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت است. لذا سازمانهایی که حساسیت ویژه در انتخاب مشاور خود را دارند می توانند از این استاندارد برای دانستن وظایف کامل یک مشاور، حدود اختیاراتی که باید به او بدهند، ملاحظاتی که در قرارداد با ایشان باید مد نظر قرار دهند، استفاده نمایند.

همچنین سازمانهای مشاور با توجه به اینکه دارای رویکردی پروژه ای در فعالیت ها و خدمات خود هستند، شایسته است از این رویکرد با بکارگیری استانداردهای پروژه ای نظیر ISO 10006 و PMBOK برای مدیریت فعالیت های خود و ارائه خدمات بهتر به مشتریان بهره گیرند.

 

این مقاله برای شما مفید است : صفر تا ۱۰۰ استاندارد PMBOK

 

 

در ممیزی چه کارهایی انجام می شود و نتایج هر مرحله به چه می انجامد؟

مراحل ممیزی در حالت کلی از چهار بخش زیر تشکیل می گردد:

  1. جلسه افتتاحیه
  2. انجام ممیزی
  3. جمع بندی گزارش ممیزی
  4. جلسه اختتامیه

عموماً مراحل ۱، ۲ و ۴ کمتر از یک ساعت و نیم زمان برده و عمده بخش ممیزی، انجام فرآیند ممیزی است.

در جلسه افتتاحیه، ضمن معرفی نفرات حاضر که شامل سرممیز و اعضاء تیم ممیزی است و همچنین مدیریت ارشد سازمان ممیزی شونده، نماینده مدیریت و دیگر اعضاء اصلی سازمان می باشد، به تشریح برنامه ممیزی و نکاتی در خصوص مراحل حین ممیزی، بعد از ممیزی و بخشی از تعهدات طرفین می باشد پرداخته می شود.

پس از این مرحله ممیزی اصلی آغاز می گردد. در این بخش ممیز، بر اساس مدارک و سوابق موجود در سازمان و از طریق بررسی شواهد عینی و مصاحبه با افراد، وضعیت انطباق سیستم را با استاندارد مرجع ممیزی تطابق داده و یافته های خود را در خصوص تطابق، عدم تطابق و یا فرصت هایی برای بهبود جمع آوری می نماید. برای اجرای هر چه بهتر این مرحله و بدست آوردن یافته های مفید برای سازمان متقاضی گواهینامه، ممیز از تکنیک های خاص و روش های متداول ممیزی اقدام به بررسی وضعیت سازمان می نماید. بعنوان مثال روش های رو به جلو و رو به عقب و همچنین روش های افقی و عمودی را می توان از جمله این تکنیک ها نام برد.

بعد از بررسی کلیه فرآیندهای سازمان (در ممیزی اصلی) و یا فرآیندهای منتخب ممیزی (در ممیزی های مراقبتی، ممیزی های اضطراری و یا ممیزی های انتقالی) نوبت به نشست ممیزین و جمع بندی گزارشات جمع آوری شده از هر فرآیند می شود. ما حصل این مرحله، گزارش قابل ارائه در جلسه اختتامیه و تصمیمات سرممیز می باشد.

در جلسه اختتامیه، ممیز ضمن تاکید مجدد بر قوانین حاکم بر ممیزی، اقدام به تشریح گزارش کامل ممیزی برای حاضرین با حضور شخص نماینده مدیریت و مدیریت ارشد سازمان می نماید.

در ادامه مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی در صورتی که عدم انطباق در سازمان مشاهده نشود و یا صرفاً فرصت های بهبود اعلام شود، سازمان برای صدور گواهینامه توصیه می گردد. در صورت وجود عدم انطباق جزئی، فرصتی محدودی به سازمان داده می شود تا به روشی که ممیز اعلام می نماید شواهدی دال بر رفع عدم انطبابق ارائه دهد (عموماً بصورت off site انجام می شود). این روش ها می تواند، سوابق رفع مشکل، عکس، فیلم و … باشد. همچنین در صورتی که عدم انطباق عمده مشاهده شود، لازم است طی فرصتی که با ممیز توافق می شود نسبت به رفع عدم انطباق اقدام شده و در یک فرصت مجدد یکی از اعضاء تیم ممیز برای بررسی رفع عدم انطباق مجدداً به سازمان می آید (on site).

 

گواهینامه های صادر شده از سوی مراجع صادر کننده، چه مدت اعتبار را دارا می باشد؟

کلیه گواهینامه های صادره از سوی شرکت های صدور گواهینامه عموماً دارای ۳ سال اعتبار می باشد مشروط بر اینکه سازمان بتواند در ممیزی های مراقبتی ادواری که عموماً ۲ بار در طی ۳ سال می باشد فرآیند مطلوبی را طی نمایند. یعنی بتوانند در زمان مورد نظر یعنی پیش از گذشت یکسال از زمان صدور (بار اول)، پیش از گذشت زمان دو سال از زمان صدور (بار دوم) ممیزی را بطور موفق بگذرانند. ممیزی موفق یعنی عدم ثبت عدم انطباق و یا در صورت وجود عدم انطباق، رفع آن در زمان توافق شده با ممیز. لازم به توضیح است پس از انجام موفق ممیزی، در محلی مشخص از گواهینامه مهر تمدید اعتبار زده می شود.

ضمناً استراتژی برخی از شرکت های صدور گواهینامه، صدور گواهینامه با اعتبار یکسال می باشد که در این صورت هر سال و پس از ممیزی مراقبتی، در صورت انجام ممیزی موفق، مجداً گواهینامه ای بدون اخذ هزینه مجدد صادر می شود. بنابراین درج مهر در این گواهی برای تمدید دیگر موضوعیت ندارد.

 

 

یکی از بزرگترین دغدغه های سازمانهایی که گواهینامه سیستم مدیریتی اخذ نموده اند نگرانی از استمرار سیستم و تمدید گواهینامه در دوره های ممیزی مراقبتی می باشد. برای این منظور در استانداردهای مدیریتی تمهیداتی در نظر گرفته شده است که در ذیل به آنها اشاره می نماییم:

  1. ممیزی داخلی سیستم مدیریتی سازمان
  2. بازنگری مدیریت سیستم مدیریتی سازمان
  3. پایش و اندازه گیری فرآیندها
  4. خط مشی سیستم مدیریتی سازمان
  5. اهداف سیستم مدیریتی سازمان
  6. نماینده مدیریت
  7. آموزش
  8. تجزیه و تحلیل داده ها
  9. اقدام اصلاحی و پیشگیرانه

توجه عمیق به خواسته های بالا با اهداف در نظر گرفته شده در استاندارد، می تواند همانند اهرم فشار سیستم مدیریتی، سازمان را حرکت داده و مسیر فعالیتهای شرکت را در مسیر معرفی شده از سیستم مدیریتی قرار دهد. بعبارتی سازمان در مسیر سیستم قرار می گیرد نه سیستم اسیر دست کارکنان و عقاید مدیران و مسئولین سازمان.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره مراحل پیاده سازی استانداردهای مدیریتی بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

 

دکتر دمینگ

۱۴ توصیه دکتر دمینگ برای بهبود کیفیت

دکتر دمینگ

دکتر دمینگ نخستین آغازگر جدی و نظریه پرداز مدیریت نوین جهان بر اساس مشارکت تمامی کارکنان، مدیران و مشتریان یک سازمان است که با مکتب جدید خود تحولی شگرف پدید آورده است، مشارکت و همکاری وی با مدیران ژاپنی در توفیق آنها برای تولید یک کیفیت غبطه آور، مورد تأیید و قبول صاحبنظران جهان پیشرفته امروز است.

دمینگ تحت نظر آمارشناس برجسته وقت، فیشر ۲، در لندن مطالعه نموده و همچنین تحت تأثیر کارهای والتر شوارت، مبتکر کنترل آماری فرایند در زمینه بکار گیری نمونه گیری و آمار قرار گرفت. سپس بعنوان استاد دانشگاه و متخصص آمار مشغول به کار شد. وی با انتشار مقاله ” تئوری آماری خطاها ” تلاشهای خود را در زمینه ” کیفیت و فرایندهای کنترل ” به جهان شناساند. دکتر دمینگ در این مقاله عنوان داشت ” کیفیت مربوط به میزان یکنواختی کالاها و خدمات است و وجود نوسانات و انحراف از مشخصه های تعیین شده منجر به کاهش کیفیت می گردد.

بعد از جنگ جهانی دوم وی با سمت مشاور آمار به ژاپن سفر کرد و در آنجا با بعضی از اعضای اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن ملاقات کرد. براساس نظر دمینگ، از طریق نمودارهای کنترل فرایند می توان به میزان کیفیت کالاها و خدمات دست یافت.

از این دیدگاه علت انحراف از کیفیت به دو دسته طبقه بندی می گردد:

  1. مشکلات یا دلائل عام که ناشی از مسئولیتهای مدیریت است و به هماهنگیهای کل عوامل درون سازمانی بستگی دارد.
  2. مشکلات یادلائل خاص که ناشی از کارکرد یک دستگاه، یک قسمت، یک کارگر یا یک روش است.

دمپنگ در ۲۰ دسامبر سال ۱۹۹۳ چشم از جهان فرو بست.

درک فلسفه مدیریت دمینگ نیازمند درک چهار قاعده کلی است:

  1. کیفیت و هزینه ضد هم یا جایگزین هم نیستند که بهبود یکی به بهای از دست رفتن دیگری باشد ، برعکس ، دائما می توان هر دو را بهبود بخشید.
  2. معنی واقعی کیفیت متناوب از نظریات رایجی است که کاربرد مواد اولیه کمیاب و طرحهای مصون از خرابی را به اشتباه کیفیت می دانند . از دیدگاه دمینگ، کیفیت را از نقطه نظر مشتری بهتر می توان درک کرد، و عنصر مهم کیفیت، همسانی بهبود یافته است.
  3. نوسان پدیده ای است که بطور طبیعی ایجاد میشود ولی یک استثناء یا اشتباه نیست. بسته به اینکه ما با یک سیستم با ثبات یا بی ثبات روبرو هستیم، باید با نوسان برخورد متفاوتی داشته باشیم، سیستم باثبات هم موفقیت و هم شکست تولید می کنند. کاهش تعداد محصولات معیوب در سیستم باثبات فقط با کار کردن روی سیستم قابل دستیابی است.
  4. همیاری، امری اساسی است که به بهبود می انجامد.

بررسیهای دمینگ نشان می دهد ، هفت بیماری مرگبار مدیریت ، که پایداری، استمرار و کیفیت محصولات و خدمات مؤسسات را تهدید می کند، عبارتند از :

  1. فقدان یک عزم، اراده و هدف دائمی و مستمر
  2. توجه و تأکید خاص برای تحقق سودهای سریع و کوتاه مدت
  3. ارزشیابی و طبقه بندی مشاغل ، ارزیابی سالیانه کارکنان، بررسی شایستگی ها
  4. جابجایی مدیران و عدم ثبات شغلی
  5. مدیریت بر اساس ارقام قابل رؤیت و تشخیص بدون توجه به اقلامی که قابل رؤیت نیستند و یا نمی توان آنها را تشخیص داد.
  6. هزینه های گزاف درمانی و بهداشتی
  7. هزینه های اضافی بابت تعهدات احتمالی (ضمانت)

 

مطلبی که برایتان مفید است : مفاهیم مدیریت کیفیت

 

ایشان علاوه بر این بیماریهای مرگبار ، از موانع سر راه مدیریت ها به شرح ذیل یاد می کند:

  • به امید معجزه نشستن
  • جستجو برای الگوها
  • متفاوت دانستن مشکلات سازمان خود

به منظور برخورد مناسب با موضوع، دفع بیماری، ارتقا و بهبود کیفیت، دمینگ سه کلید ارتقای کیفیت، سه نوع اساسی کیفیت و چهارده اصل را بعنوان داروی شفابخش مطرح می نماید.

سه کلید ارتقای کیفیت عبارت است از:

  1. استفاده از روشهای آماری در کنترل فرایندها
  2. قبول اینکه ارتقای کیفیت یک مسئولیت همگانی بوده و از مدیریت ارشد شروع و تا پائین ترین سلسله مراتب ادامه دارد.
  3. هر کار، جزئی از یک سیستم بوده و بصورت اندام وار فعال است.

دکتر دمینگ معتقد بود چنان که خود را عوض کنیم هر کاری را بهتر می توانیم انجام دهیم. هدف دمینگ ایجاد یک طرز فکر ساده در مردم و شکستن الگوهای سنتی آن ها بود. شرکت هایی که فلسفه دمینگ را به کار گرفتند به خوبی واقفند که این کار پشتکار و زمان زیاد زیادی می برد.

توصیه های چهارده گانه دمینگ:

  1. برای بهبود خدمت و کالا، هدفی پایدار ایجاد کنید، با این قصد که رقابت کنید و در صحنه تجارت باقی بمانید و اشتغال زایی کنید.
  2. فلسفه جدید مدیریت را پذیرا شوید. ما در عصر اقتصادی جدید هستیم. مدیریت غربی باید برای مبارزه بیدار شود، باید مسئولیت ها را بیاموزد و تغییر را رهبری کند.
  3. وابستگی به بازرسی برای رسیدن به کیفیت را کنار بگذارید. با ایجاد کیفیت کالا در همان محل، نیاز به بازرسی انیوه را حذف کنید.
  4. بر اساس عامل قیمت تجارت نمایید، در عوض هزینه کل را کمینه کنید.
  5. نظام تولید و خدمات را همیشه بطور ثابت بهبود بخشید تا کیفیت بهره وری بهبود و در نتیجه هزینه ها کاهش یابد.
  6. آموزش در حین کار را ایجاد نمایید.
  7. رهبری ایجاد کنید. هدف رهبری باید کمک به کارکنان، ماشین آلات و ابزار آلات برای انجام دادن بهتر شغل باشد.
  8. ترس را بیرون برانید تا اینکه هرکس بتواند در شرکت کار پربازده داشته باشد.
  9. سدهای بین بخش ها را بشکنید، کارکنان بخشهای تحقیق، طراحی، فروش و تولید باید بصورت کم تیم کار کنند تا مشکلات تولید را حل کنند.
  10. شعارها، نصیحتها و هدفهای توخالی که کار بی تقص و سطوح جدیدی از بهره وری را می طلبد، کنار بگذارید. این نصیحت فقط روابط تبلیغاتی ایجاد می کند، علت های اصلی کیفیت پایین به نظام (سیستم) برمی گردد و خارج از قدرت کارکنان است.
  11. الف) استانداردهای کاری (کمی) را در کارخانه حذف نمایید، رهبری را جایگزین آن کنید. (ب) مدیریت هدف گرا را حذف کنید، مدیریت عددگرا و اهداف عددی را حذف نمایید. رهبری را جایگزین آن نمایید.
  12. الف) سدهایی که مانع می شود تا کارگر به کار گری خود افتخار کند، از بین ببرید. (ب) سدهایی را که مانع می شود مهندسان و مدیران به کار خود افتخار کند، نابود کنید.
  13. برنامه آموزشی و خود بهبود دهی کارآمد ایجاد نمایید.
  14. همه را در شرکت برای ایجاد تغییر بسیج کنید. تغییر و تحول شغل همه است.
در زیر پاره ای از نقطه نظرات دمینگ ارائه گردیده است:
  1. سودهای واقعی از طریق مشتریان وفادار حاصل می شود نه از طریق مشتریانی که فقط راضی هستند. این سود ۶ تا ۸ برابر از مشتریان دیگر بیشتر است. شرکتی که به دنبال جذب مشتریان دائمی است درآمدهای بسیار بالاتر از شرکتی دارد که فقط به رد کردن محصولات خود می اندیشد.
  2. مشتریان با ارقام حسابداری شرکت گول نمی خورند.
  3. تحقیقات نشان می دهد که یک مشتری راضی حدودا برای ۸ نفر محصول را تبلیغ می کند و یک مشتری ناراضی حدودا به بیش از ۲۰ نفر توضیح خواهد داد که چه عذابی کشیده است.
  4. کیفیت در اتاق هیئت مدیره ایجاد می شود.
  5. کیفیت، غرور استاد کاری است.
  6. گزارش های مالی واقعیت نیستند. آنها شرح اوضاع مالی گذشته اند. یعنی یک تصویر تک بعدی از یک دنیای چند بعدی
  7. مشکلات رقابتی ما به دلیل کارکنان حاضر در سیستم نیست بلکه به دلیل ضعف مدیریت است.
  8. پیوسته و همیشه باید سیستم تولید و ارائه خدمات را بهبود بخشید.
  9. ترس را از بین ببرید.
  10. شعارها، اصرارها و تعیین اهداف را برای نیروی کار حذف کنید.
  11. سهمیه بندی رقمی برای نیروی کار را کنار بگذارید و به جای آن رهبری را جایگزین کنید.
  12. از تعیین اهداف رقمی برای مدیران دست بردارید. رهبری را جایگزین کنید.
  13. نظریات اقتصادی می گوید: «دانش عنصر کلیدی کیفیت است + دو عنصر: سرمایه و نیروی کار اما دمینگ می گوید. «آگاهی عمیق + دانش فنی + سرمایه به نیروی کار می تواند رمز کیفیت و بهبود پیوسته باشد.»
  14. این مدیران ارشد هستند که به آگاهی عمیق احتیاج دارند.
  15. کیفیت فقط در صورتی به دست می آید که افراد حاضر در سیستم احساس امنیت کنند و از کاری که انجام می دهند لذت ببرند.
  16. ۹۴ درصد مشکلات، ناشی از سیستم هستند و فقط ۶ درصد آنها ماهیتی ویژه دارند.
  17. هر گاه مدیریت حربه ترس را به کار گیرد، ارقام اشتباه و اطلاعات گمراه کننده دریافت خواهد کرد.
  18. عمل بدون آگاهی، به خصوص آگاهی عمیق، می تواند یک سیستم کاملا خوب را تخریب کند .
  19.  WIN – LOSE – SYSTEM خوب نیست. WIN – SYSTEM – WIN خوب است.
  20. در مورد موقعیت هایی که برای تکمیل کار نیاز به همیاری است، ایجاد رقابت، ضدبهره وری است. به عبارت دیگر، ایجاد رقابت بین کارگران وقتی علت عمده نوسان عملکردها، خود سیستم باشد به تنش خواهد انجامید و از بهبود و حتی رقابت هم خبری نخواهد شد.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره دکتر دمینگ بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

بررسی هزینه ها در حوزه مدیریت کیفیت | (توضیح کامل)

هزینه کیفیت

 

هرینه کیفیت

هزینه چیست؟

هزینه شامل بهای اشیا یا خدماتی است که برای تحصیل درآمد مورد نیاز می باشد. به عنوان مثال: هزینه حقوق کارمندان، آب، برق، تلفن، درج آگهی در روزنامه، هزینه استهلاک اثاثه و ساختمان همگی بخشی از هزینه های یک موسسه می باشند.

مبالغی که تولید کنندگان برای تولید صرف می کنند، هزینه ی تولید نامیده می شود. اگر هزینه از درآمد بیشتر باشد آن را زیان و اگر هزینه از درآمد کمتر باشد، به آن سود گفته می شود. همانگونه که درآمد موجب افزایش سرمایه می گردد، هزینه موجب کاهش آن می شود. هر کاهشی در صندوق هزینه محسوب نمی گردد.

به عنوان مثال :

  • خرید بسیاری از اقلام دارایی مانند خرید ساختمان و اثاثه هزینه محسوب نمی گردد.
  • واریز بدهی و پرداخت وجه به طلبکاران هزینه محسوب نمی گردد.
  • برداشت نقدی صاحب موسسه از صندوق جزء هزینه جاری موسسه نمی باشد.

هزینه یابی کیفیت

تاکید و کار بر روی مفاهیم هزینه یابی کیفیت در طول زمان، نکته هایی مهم و ارزشمندی را مشخص کرده است که از اهمیت بالایی برخوردارند. برخی از این نکته ها عبارتند از:

  • هزینه های کیفیت در گزارش های حسابداری به طور کامل ثبت نمی شوند و اغلب هزینه های واقعی کیفیت بسیار بیشتر از موارد گزارش شده هستند
  • فعالیت های خدماتی و پشتیبانی نیز تاثیر عمده ای در افزایش یا کاهش هزینه های کیفیت دارند، بنابراین باید هزینه های مربوط نیز در هزینه های کیفیت مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرند.
  • کاهش هزینه های کیفیت در چارچوب برنامه های استراتژیک سازمان ها قرار دارد.

انواع هزینه های کیفیت

سه دیدگاه اصلی در مورد تعریف هزینه های کیفیت وجود دارد که عبارتند از:

  • هزینه های رسیدن به کیفیت مطلوب از طریق طراحی و سازماندهی
  • هزینه های عملیاتی واحد کنترل کیفیت تجهیزات، حقوق و دستمزد و غیره
  • هزینه هایی که از کیفیت پایین و نامطلوب محصول ناشی می شود (شامل ضایعات، افت قیمت محصول و … ).

گام برداشتن در جهت بهبود کیفیت، به تعریف پروژه های بهبود کیفی و همزمان با آن توسعه سیستم حسابداری نیاز دارد؛ به طوری که بتوان اطلاعات مورد نیاز به منظور بررسی عملکرد پروژه های بهبود کیفیت را به دست آورد. بنابراین یک گام اساسی در کاهش هزینه ها، اصلاح و توسعه سیستم حسابداری است؛ به گونه ای که بتوان هزینه های کیفیت را محاسبه کرد و ضمن ارائه گزارش های مناسب، به اندازه گیری اثربخشی فعالیت ها و پروژه های کاهش هزینه پرداخت و راهکارهای عملی برای کنترل و بهبود هزینه های کیفیت و به تبع آن، عملیات تضمین و کنترل کیفیت ارائه کرد.

به منظور اصلاح و توسعه سیستم حسابداری باید هزینه های کیفیت را طبقه بندی کرد و به هر یک از گروه های هزینه ای، کد هزینه تخصیص داد.

به منظور اندازه گیری هزینه های کیفیت لازم است ابتدا اجزای هزینه های کیفیت شناسایی و طبقه بندی شده، سپس کلیه هزینه های مرتبط با کیفیت بر اساس آمار داده های هزینه ای موجود یا طرح مدون جمع آوری اطلاعات، مشخص و در قالب طبقه بندی شده دسته بندی شوند. تنها در این صورت است که می توان راهکارهای مناسبی برای حذف هزینه های عمده کیفیت ارائه و اجرا کرد.

هزینه های فعالیت محور

در سده اخیر، اطلاعات هزینه یایی، بخش اصلی خدمات ارائه شده توسط حسابداران مدیریت را تشکیل میدهد. در واقع، مبنای نظام نوین حسابداری مدیریت برشیوه های هزینه یابی تاکید دارد که در چند سده گذشته توسعه یافته اند. هزینه یابی، وظیفه ای است که حسابداری مالی و مدیریت را به هم مرتبط می سازد.

در آمد: مبالغی که بابت ارائه خدمات به مشتریان، دریافت شده و یا در آینده دریافت خواهد شد در آمد نام دارد. درآمد موجب افزایش سرمایه خواهد شد. درآمد مؤسسات خدماتی به صورت نقد یا نسیه کسب می شود، کلیه افزایش های حساب وجوه نقد به دلیل کسب درآمد نیست بلکه مواردی از قبیل دریافت طلب نیز موجب افزایش در این حساب و کاهش در حساب های دریافتی و یا استاد دریافتی خواهد شد.

درآمد مقدار پولی است که تولیدکنندگان با فروش محصولات یا خدمات خود به دست می آورند. هنگامی که یک موسسه خدماتی کاری برای دیگران انجام دهد و یا کالایی به آنان تحویل دهد، در ازای آن مبلغی از ایشان دریافت می نماید یا معادل آن مبلغ از ایشان طلب کار می شود، و یا از ایشان سند، چک و سفته دریافت می کند. تمام این موارد موجب افزایش دارایی شرکت می گردد و چنین افزایش در دارایی، درآمد خوانده می شود. درآمد حاصل از فروش کالا یا خدمات غالبا فروش خوانده می شود. برای شناسایی سایر منابع درآمد اصطلاحات دیگری مانند حق الزحمه خدمت حرفه ای، کارمزد، کرایه و درآمد بهره به کار می رود. هر گونه افزایش در صندوق موسسه درآمد محسوب نمی گردد.

 

هر مهندس صنایع باید تاریخچه مدیریت کیفیت را بداند. کلیک کنید.

تعریف هزینه فرصت

اگر یک فرد و یا یک بنگاه، از میان چندین انتخاب متفاوت یکی را برگزیند، هزینه فرصت این فرد یا بنگاه، معادل است با هزینه مرتبط با بهترین انتخاب ممکن از بین سایر انتخاب های باقی مانده که از آن صرف نظر شده است. البته بیشتر اوقات در اقتصاد هزینه فرصت در پروژه های اقتصادی مطرح می گردد و هدف اصلی از طرح آن نیز بررسی تخصیص بهینه منابع موجود است.

مفهوم هزینه فرصت نقش مهمی را در تضمین اینکه منایع کمیاب به صورت کارا مورد استفاده قرار گرفته اند یا نه، بازی می کند. بنابراین محدود به هزینه های پولی و یا مالی نمی شود و هر چیزی که دارای ارزش باشد و از آن صرف نظر شده باشد، می تواند به عنوان هزینه فرصت تلقی شود. از آن جمله می توان به هزینه واقعی محصول صرف نظر شده، زمان و با لذت از دست رفته اشاره کرد.

طبقه بندی هزینه

۱) هزینه های صریح یا آشکار

هزینه های تولیدی صریح شامل هزینه هائی هستند که ما معمولا جزء مخارج جاری یک مؤسسه تولیدی به شمار می آوریم کلیه پرداخت های موسسه تولیدی بایت منابع تولیدی خریداری شده و یا به کار رفته جزء این دسته مخارج هستند. پرداخت دستمزد، پرداخت های مختلف بابت مواد اولیه و مواد نیمه ساخته، کلیه پرداخت ها بایت هزینه های متغیر، پرداخت های مختلف بابت حساب های ذخیره و استهلاک همگی جزء هزینه های آشکار می باشند. اقلام مزبور هزینه هائی هستند که حسابداران جزء مخارج مؤسسه تولیدی منظور می نمایند.

۲) هزینه های ضمنی یا غیر آشکار

هزینه های تولیدی ضمنی عبارتند از هزینه دستمزد و با حقوق اشخاصی که شغل آزاد دارند و با خود مالک و اداره کننده مؤسسه تولید می باشند. هزینه های مزبور اغلب در محاسبه هزینه های مؤسسه تولیدی به حساب آورده نمی شوند.

بهترین مثال در این مورد حقوق و دستمزد شخصی است که خود صاحب یک مؤسسه تولیدی بوده و برای این منظور اصولا مبلغی اختصاص نداده و سود مؤسسه را در حکم پرداخت حقوق در مقابل خدماتی که خود برای امور مؤسسه اش انجام می دهد می داند. مثال دیگری از هزینه های ضمنی یک مؤسسه تولیدی درآمدی است که صاحبان مؤسسه تولیدی در مقابل سرمایه گذاری خود به دست می آورند.

فرایند طراحی و اجرای سیستم هزینه یابی فعالیت محور

اصول اولیه این سامانه شامل شناسایی فعالیتها، محاسبه هزینه هر فعالیت و سپس بهای هر محصول بر مبنای میزان استفاده از فعالیتهاست. بنابراین دقت هزینه یابی محصولات به هزینه یابی فعالتیها و حجم محرکهای هزینه بستگی دارد. بر مبنای این اصول، طراحی سامانه هزینه یابی فعالیت محور به مراحل مختلف قایل طبقه بندی است. مدل مفهومی طراحی و اجرای سامانه هزینه یابی فعالیت محور در نمودار ۲ نشان داده شده است. فرایند طراحی سامانه هزینه یایی فعالیت محور با «شناسایی اهداف» سامانه آغاز و با «اجرای برنامه» پایان می یابد.

۱- تعیین اهداف سامانه هزینه یابی فعالیت محور
  • فراهم کردن اطلاعات درباره فعالیتهای تولید با هدف حذف فعالیتهای اضافی،
  • فراهم کردن اطلاعات درباره فعالیتهای بدون ارزش افزوده و کاهش هزینه ها از طریق حذف این فعالیتها (در صورت امکان)،
  • فراهم کردن اطلاعات برای مهندسان طراح به منظور انتخاب طرح محصول با بالاترین کیفیت و پایینترین هزینه،
  • فراهم کردن اطلاعات درباره انتخاب بازار،
  • فراهم کردن اطلاعات به منظور تدوین راهبرد قیمتگذاری،
  • فراهم کردن و محاسبه دقیقتر هزینه و سوداوری محصولات،
  • فراهم کردن اطلاعات در مورد هزینه تولید قطعات به منظور تصمیم گیری درباره خرید یا ساخت آنها.
۲- تشکیل گروه هزینه یابی فعالیت محور

گروه هزینه یابی فعالیت محور حداقل باید شامل اعضای زیر باشد:

  • رهبر گروه باید مهندسی باشد که در گروه برنامه ریزی راهبردی شرکت مشارکت داشته است،
  • حسابدار (صنعتی) شرکت که شناخت کافی از فرایند تولید شرکت و دانش لازم در مورد سامانه های حسابداری موجود در شرکت داشته باشد،
  • سرپرست تولید،
  • مهندس صنایع (با تجربه کاری زیاد).
٣- تعیین حوزه های هزینه یابی

موضوعاتی که در طراحی سامانه هزینه یابی فعالیت محور باید به آنها توجه کرد عبارتند از:

  • تعداد محصولات یا خدمات شرکت،
  • تنوع خطوط تولید،
  • سربار به عنوان عنصر عمده هزینه،
  • رشد سریع هزینه های سربار،
  • عناصر اصلی هزینه های سربار مربوط به زمانبندی، کنترل کیفیت و متعادل ساختن خطوط تولید،
  • مبنای محاسبه نرخ جذب کنونی سربار مانند ساعات کار مستقیم یا ساعات کار ماشین،
  •  مجاری و بازارهای فروش محصولات،
  • نیاز مشتریان به سطوح مختلفی از خدمات.

 

مقاله ای که بهتر است بخوانید : صفر تا صد بهره وری در سازمان

۴- شناسایی فعالیت ها

فعالیتهای فرایندها و رویاهایی هستند که باعث می شود کار در سازمان انجام شود. فعالیتها، مجموعه ای از چند وظیفه هستند که به وسیله افراد یا ماشینها انجام می شوند تا نیاز مشتریان را براورده سازند. شناسایی فعالیتها، مرحله اصلی سامانه هزینه یایی فعالیت محور است که ساختار و محدوده سامانه را تعیین می کند. شناسایی فعالیتها باید به روش نظام مند انجام شود تا اطمینان یابیم که همه فعالیتهای مربوط در نظر گرفته شده اند.

فعالیتها بر حسب اندازه و نوع شرکت از هم متفاوت اند. مثلا در یک شرکت کوچک، کنترل کیفیت یک فعالیت محسوب میشود در حالی که در یک شرکت بزرگ، کنترل کیفیت خود شامل تعداد زیادی فعالیت نظیر بازرسی کالاهای ورودی، بازرسی فرایند و بازرسی کالای نهایی است.

توجه: میزان فعالیتهایی که شناسایی می شوند به تشابه هزینه های یک فعالیت، سطح دقت مورد نیاز مدیریت و حجم تفصیلی اطلاعات مورد نیاز بستگی دارد.

در این مرحله، حسابداران مدیریت باید با آنچه در ارتباط با هزینه های تعمیر مستقیم تولید است، بخوبی آشنا شوند. این کار بطور نظام مند صورت میگیرد و مستلزم بررسی طرحهای فیزیکی محیط کار (برای آشنایی با نحوه استفاده از فضای کارخانه) و لیست حقوق (برای اطمینان از اینکه تمام کارکنان درگیر تولید به حساب آورده شده اند) است. این بررسی معمولا همراه با مشاهده محل کار و بویژه از طریق مصاحبه های متعدد با کارکنان درگیر کار صورت می گیرد.

برای شناسایی فعالیت ها باید معیارهایی را مدنظر قرار داد. فعالیتها باید از سطح مناسبی از یکپارچگی و جمعپذیری برخوردار باشند. تفکیک فعالیتها به اعمال و وظایف جزئی (نظیر پر کردن یک فرم سفارش، یا فتوکپی یک مدرک) معمولا برای اهداف هزینه یابی مناسب نیست. چنین اعمال و وظایفی معمولا در فعالیتهای اصلی تر با اهداف دراز مدت تر منظور می شوند.

تجزیه و تحلیل فعالیتها، معمولا مدیرانی را متعجب می کند که از منابع واقعی خرج شده در رابطه با هر فعالیت بی اطلاع هستند. این امر به سوالاتی اینچنین منجر می شود که آیا انجام این فعالیتها لازم است؟ اگر انجام برخی فعالیتها ضروریست آیا می توان آنها را به طریقی کم هزینه تر انجام داد؟ برخی شرکتها طرح چنین سؤالاتی را برای مدیریت هزینه، بسیار سودمند یافته اند. سایر شرکتها از روش رسمی تری استفاده می کنند و به طبقه بندی فعالیتها براساس اینکه آیا ارزش افزوده ای ایجاد میکنند یا نه پرداخته اند، در حالی که برخی دیگر، فعالیتها را براساس فعالیتهای اصلی، فعالیتهای پشتیبانی و فعالیتهای انحرافی تقسیم بندی می کنند.

۵- شناسایی محرک های هزینه اولیه

۶- مراکز هزینه فعالیت ها

۷- شناسایی محرک های هزینه ثانویه

این محرک ها معیاری برای سنجش میزان شدت و تقاضای یک موضوع هزینه از فعالیت های مشخص شده است.

انواع محرک هزینه های ثانویه

  • محرک های هزینه حجم خالص
  • محرک های هزینه حجم موزون
  • محرک های هزینه موقعیتی
  • محرک های هزینه انگیزشی

۸- افلام هزینه

شرکت ها از دو طبقه بندی درباره هزینه استفاده می کنند:

  • مشتریان
  •  محصولات

۹- مقایسه های محصول در روش هزینه یابی فعالیت محور با روش سنتی هزینه یابی

۱۰- روش نظام مند برای اجرای سامانه هزینه یابی فعالیت محور

روش نظام مند برای اجرای سامان هزینه یایی فعالیت محور شامل دو بخش است:

  • انتخاب ها را پوشش می دهد که پیش از وقوع برنامه اجرایی باید انجام گیرد
  • مراحل را تعیین می کند که در اجرای موفقیت آمیز سامانه هزینه یابی فعالیت محور لازم است.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره هزینه کیفیت بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

بهره وری چیست و به چه معناست؟ (تعریف | معنی در ایران)

بهره وری چیست ؟

بهره وری

بهره وری یعنی اینکه سازمان در قبال مقدار معینی از محصول به چه نسبتی از منابع تولیدی استفاده می کند.
به معنای (قدرت تولید کردن) در لغت نامه های (لیتره) در سال ۱۸۸۳ میلادی و در لاروس به سال ۱۹۴۶ میلادی دیده می شود.
واژه بهره وری در انگلیسی به معنای (قدرت تولید، باروری و مولد بودن) است.
در سال ۱۹۱۱، آلبرت آفتالیون در مقاله ای در مجله (اقتصاد سیاسی) بهره وری را به مفهوم امروزی آن بکار برد. بنابر دیدگاه وی بهره وری:

رابطه قابل سنجش، بین حجم تولیدی است که در مدت معین بدست آمده و حجم کامل عواملی که در جریان تولید به مصرف رسیده اند.

واژه بهره وری برای نخستین بار بوسیله فرانسوا کنه ریاضیدان و اقتصاد دان طرفدار مکتب فیزیوکراسی بکار برده شد.

تعریف عمومی از بهره وری

بهره وری رابطه بین حجم یا ارزش تولید انجام شده با امکانات و منابع مورد استفاده را توصیف و تبیین می کند و استفاده موثر و بهینه از منابع موجود را به منظور تولید کالا یا خدمات نشان می دهد. بطور کلی بهره وری رابطه بین تولید و مصرف را نشان می دهد.

بهره وری = حجم ستاده ها / حجم داده ها

تعریف های نظری

  1. استاینر: (stenir)
    معیار ارزیابی عملکرد یا قدرت و توان موجود برای تولید کالا و خدمات
  2. سومانت: (sumont)
    نسبت بازده ملموس به نهاده ملموس
  3. استر فیلد: (esterfild)
    بهره وری را نسبت بازده سیستم تولیدی به مقدار یک یا چند عامل تولید استفاده شده تعریف کرد.
  4. استیگل: (stigel)
    بهره وری را نسبت میان ستانده و نهانده مرتبط با عملیات تولیدی مشخص و معین تعریف میکند.
  5. ماندل: (mundel)
    نسبت بین بازده تولید به میزان منابع مصرف شده
  6. دیویس : (davis)
    تغییر بدست آمده در ورودی، به ازای منابع مصرف شده برای تولید آن

 

ویکی پدیا درباره بهره وری چی نوشته ؟ کلیک کنید

تعریف سازمانی از بهره وری

سازمان بین المللی کار: در تولید محصولات مختلف ادغام چهار عامل زمین، سرمایه، کار و سازماندهی را ضروری میداند . گفته میشود که نسبت ترکیب این عوامل در محصولات، معیاری برای سنجش بهره وری است.

آژانس بهره وی اروپا: بهره وری را درجه استفاده مناسب و موثر از هر یک از عوامل تولید معرفی میکند. این آژانس در تعریف دیگری که ارائه میدهد بهرهوری یک بنگاه را دید گاه فکری آن در بهبود بخشیدن به وضعیت موجود میداند. بر اساس نظرات این سازمان انسان میتواند کارهایش را هر روز بهتر از پیش انجام داده و نتایج بهتری به دست آورد.

برداشت عمومی از بهره وری در ایران

بهره وری یعنی: استفاده بهینه (بهتر) از امکانات موجود

بهره وری در ایران

ایران از زمان تاسیس سازمان بهره وری آسیایی تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۵۷ عضو بوده است. عضویت ایران در سال ۱۹۷۹ به حالت تعلیق در آمد اما از سال ۱۳۶۳ با تصویب مجلس شورای اسلامی دوباره به عضویت آن سازمان در آمد. سپس سازمان بهره وری ملی ایران در سال ۱۳۶۴ وابسته به وزارت صنایع سنگین تاسیس شد. سازمان ملی بهره وری ایران بعدا به وزارت صنایع و در سال ۱۳۷۷ به سازمان امور اداری و استخدامی ملحق شد. سازمان ملی بهره وری ایران بیشتر به دنبال کار فرهنگی در اشاعه و ترویج فرهنگ بهره وری در سطوح مختلف جامع بوده است و تا بحال ۵ کنگره ملی در زمینه بهره وری برگزار کرده است.

با اینکه کشور ما ایران از نظر منابع طبیعی و نیرو انسانی، معادن، مواد اولیه و انژی دارای ظرفیت و پتانسیل بسیار بالایی است و از بسیاری جهات نسبت به کشور های دیگر دارای امتیاز و امکانات بالقوه فراوانی بوده و با اینکه باید نیروی کار و بازدهی سرانه صنعت کشور، سرمایه های موجود و منابع ملی به نحو احسن مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد و نمودار ها و شاخص ها و در مقایسه با کشور های پیشرفته جهان و استانداردهای بین المللی از شرایط خوب و مطلوبی برخوردار باشد.

اما متاسفانه ارقام بهره وری در کشور از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. به عنوان مثال، در باره آب و میزان بهره وری آن می توان گفت که از ۱۴۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال حداکثر مقدار مورد استفاده ۹۲ میلیارد متر مکعب بوده و در عین حال راندمان آبیاری بسیار پایین و گاهی تا ۳۰% هم رسید.

انواع بهره وری

  • بهره وری بزنی
    بهره وری جزئی = ستاده / یک ورودی از میان کلیه ورودی ها
  • بهره وری کل عوامل تولید
    بهره وری کل عوامل تولید = (ارزش کل ستاند ها – هزینه مواد و خدمات تأمین شده از خارج سازمان)/ هزینه داده های سرمایه و نیروی کار
  • بهره وری کلی
    بهره وری کلی = ستاده / کل داده ها

سطوح بهره وری

بهره وری دارای سطح مختلف است. فراگیری بهره وری از سطح فرد تا سطح جهان مطرح شده است. که به شرح هر یک خواهیم پرداخت:

الف-فردی

منظور از بهره وری فردی، استفاده بهینه از مجموعه استعداد ها و توانائیهای بالقوه فرد در مسیر پیشرفت زندگی خود می باشد. از دید منافع سازمانی ارتقا بهره وری در افراد، بهبود بهره وری سازمان را خواهند داشت. آموزش یادگیری و رشد نیروی انسانی در سازمان و مشارکت افراد در اداره سازمان علاوه بر بهبود بهره وری فرد، موجب افزایش بهره وری سازمان خواهد شد.

ب- در خانه

ارتقا بهره وری در خانه موجب پایین آمدن ضایعات، از بین رفتن اسراف و کیفیت زندگی بهتر در استفاده از مواهب زندگی می شود.

پ-بهره وری در سازمان

بهبود بهره وری در سازمان نتیجه استفاده بهینه و موثر و کارامد از منابع، تقلیل ضایعات، کاهش قیمت تمام شده، بهبود کیفیت ارتقا رضایت مشتریان، دلپذیری در محیط کار و افزایش انگیزه و علاقه کارکنان به کار بهتر بوده که نهایتا موجب رشد و توسعه سازمان را به دنبال خواهد داشت. به این گونه سازمان ها، اصطلاحا سازمان های یادگیرنده گویند.

 

ت-سطح ملی

افزایش بهره وری تنها راه توسه اقتصادی کشور ها می باشد که موجب ارتقا سطح رفاه زندگی یک ملت میگردد. تحولا معجزه آسای رشد و توسعه اقتصادی در کوتاه مدت در برخی از کشورها منجمله ژاپن، آلمان، چین و تعدادی از کشور های شرق آسیا نتیجه افزایش بهره وری و استفاده بهینه، کارا و اثر بخش آنها از منابع فیزیکی و انسانی کشورهایشان بوده است.

بهره وری سبز

بهره وری سیر نتیجه برنامه تولید پاکیزه تر در دستور کار بخشهای تولیدی قرار گرفته است. بهره وری سبز به عنوان یک هدف دارای آثار گوناگون در توسعه پایدار است. به طوری که مفاهیم محیط زیست را با احیا و حفظ منابع طبیعی در امور فنی، اقتصادی و استراتژیک بهره وری، پیوند می دهد.
تلفیق بهره وری با حفظ محیط زیست منجر به مفهوم فراگیر بودن بهره وری سبز می گردد.

پیامدهای بهره وری

  1. بهره وری بالا در یک موسسه با توجه به انجام درست هزینه های نیروی انسانی و استفاده بهینه منابع فیزیکی، سود بالاتری را ایجاد می کند.
  2. بهره وری بالاتر موسسه مایه درآمد واقعی بیشتر برای شاغلین در آن است و منافع اجتماعی آن مانند اشتغال بیشتر نصیب مردم می گردد.
  3. خریدار قیمت پایین تری پرداخت می کند.
  4. دانستن سطح بهره وری عملیات برای یک موسسه مفید است و اندازه گیری آن امکان مقایسه های درون سازمان و دروم صنعت مربوطه را ایجاد می نماید.

استراتژی های بهبود

در آثار مدیریتی، واژه استراتژی در پنج مفهوم زیر که به پنج P مشهور هستند بکار برده می شود:

  • راهبرد به معنای طرح (plan)
  • راهبرد به معنای الگو(play)
  • راهبرد به معنای الگو(pattern)
  • راهبرد به معنای موضع (position)
  • راهبرد به معنای دیدگاه (perespective)
استراتژی استفاده از نظام مدیریت بهره وری فراگیرا

استراتژی که برای استفاده از مدیریت فراگیر بعنوان ابزاری برای سنجش و اندازه گیری بهره وری استفاده میشود، در چهار سطح به شرح زیر انجام میشود:

  • سطح اول
    در این وضعیت روند بهره وری کل در برابر نقطه سر به سر بنگاه را بررسی میکنیم. اگر مقدار بهره وری کل در دوره زمانی خاصی از نقطه سر به سر تجاوز کند، تجزیه و تحلیل سطح دوم را انجام میدهیم. با توجه به نمودارهای ذیربط روند شاخصهای بهره وری جزئی را در سازمان بررسی میکنیم.
  • سطح دوم
    به منحنی های روند بهره وری کل در نقطه سر به سر به تفکیک هر واحد عملیاتی توجه می کنیم. برای آن واحد های عملیاتی که مقدار بهره وری کل آنها زیر نقطه سر به سر قرار دارد تجزیه و تحلیل مرحله سوم را انجام می دهیم.
  • سطح سوم
    روند شاخص های  جزئی برای کلیه واحد های عملیاتی که مقدار بهره وری کل آنها زیر نقطه سر به سر است را تجزیه و تحلیل می کنیم. معمولا در عمل یک یا بیشتر از یک شاخص بهره وری جزئی در حال کاهش می باشد.
  • سطح چهارم
    منابع و نهاده ها را در ارتباط با بهره وری آنها با استفاده از روش مهندسی صنایع تجزیه و تحلیل می کنیم. در این استراتژی از اصل مدیریت بر اساس حالات استثنایی که به خودی خود بر بهره وری کل تأثیر می گذارد، استفاده می شود.

عوامل موثر بر بهره وری

برای شناسایی عوامل موثر بر بهره وری مدل های گوناگونی وجود دارد مانند:

مدل سازمان بین المللی کار

در این مدل که توسط جوزف پروکوپنکو مطرح شده است عوامل گوناگون اثرگذار در بهره وری را به دو گروه اصلی که در پی می آید می توان تقسیم کرد:

گروه نخست که عوامل داخلی بوده و توسط مدیران سازمان قابل کنترل هستند. گروه دیگر عوامل خارجی اند که خارج از کنترل است. اولین گام در راستای افزایش بهره وری تشخیص مانع ها در چارچوب دو گروه عوامل داخلی و خارجی و گام بعدی تغییر، هدایت و کنترل این عوامل است. ممکن است عوامل بسیاری برای یک سازمان، خارجی و غیر قابل کنترل، ولی برای سازمان دیگر کنترل پذیر باشد. بسیاری از عواملی که برای یک بنگاه خصوصی جز عوامل داخلی باشند، زیرا دولت می تواند مالیات وضع کند، قوانین کارگری را بهبود بخشد، سیاست قیمت گذاری اعلام نماید اما بنگاه های خصوصی از این امتیازات برخوردار نیستند.

الف) عوامل داخلی موثر

۱) عوامل سخت افزاری

این عوامل به آسانی و در کوتاه مدت قابل تغییر نیستند و شامل خود محصول، تکنولوژی کار و تولید، ماشین آلات و تجهیزات، مواد خام و انرژی و … است.

محصول(کالا یا خدمت)

در بازار ارزش مصرف مبلغی است که مصرف کننده آمادگی دارد برای محصولی با کیفیت مشخص بپردازد.

ماشین آلات و تجهیزات

بکار گیری ماشین به دلیل توان بالا، خستگی ناپذیری، سرعت و دقت از عوامل اصلی بهره وری است.

رعایت نکات زیر در استفاده از ماشین آلات در افزایش بهره وری تاثیر دارد:

  • تعمیرات خوب براساس برنامه ریزی های پیش بینی شده
  • بهره برداری از تجهیزات در شرایط مطلوب
  • کاهش زمان های مرده و استفاده موثر از تجهیزات
  • افزایش ظرفیت و کارای کارخانه یا حذف کمبود ها
  • توجه به شیوه بهره برداری و …
نوآوری تکنولوژیک

نوآوری در تکنولوژی منبع مهم افزایش بهره وری است. افزایش تولید کالاها و خدمات و بهبود کیفیت آن ها از طریق اتوماسیون و تکنولوژی اطلاعات قابل دسترسی است.

کمیت و کیفیت مواد و انرژی

درباره مواد و انرژی، بهبود بهره وری به شیوه های زیر ممکن است:

  • بهره گیری از مواد و انرژی کمتر از واحد محصول
  •  استفاده از ضایعات و قراضه ها و بازیافت آن ها
  • بالابردن کیفیت مواد اولیه
  • بهبود بخشیدن مدیریت انبار داری
  • اصلاح نرخ بازگشت انبار و آزادسازی منابع مالی برای سایر فرآیند های تولید
  • افزایش منابع تامین کننده و عرضه مواد

۲) عوامل نرم افزاری

این عوامل به آسانی قابل تغییرند و شامل موارد زیر می باشد:

منابع انسانی

افراد در قالب کارگر، مهندس، مدیر و کارفرما، یا در انجمن ها، اتحادیه های صنعتی، بازرگانی و سایر گروه ها سرچشمه های اصلی بهبود بهره وری هستند.

ساختار سازمانی

ساختارها بیانگر چگونگی توزیع قدرت در سازمانند. رعایت اصول شناخته شده در مدیریت مانند (وحدت فرماندهی)، (واگذاری مسئولیت)، (نظارت و کنترل)، (تقسیم کار)، (ایجاد هماهنگی) و … از ضرورت ها برای هر سازمانی است.

سیستم ها و فرایند ها و روش های انجام کار

در کشورهای در حال توسعه که سرمایه کمیاب است تکنولوژی های رابط و روش های انسان بر، برای بهبود بهره وری میتواند کاملا مفید باشد، تکنیک ها و روش های کاربر در بهبود بهر بری می توانند را های جایگزین باشند.

سبک مدیریت

شیوه مدیریت و عملکرد آن ها در طراحی سازمانی و تشکیلاتی، سیاست های منابع انسانی، ایجاد مشاغل، برنامه ریزی علمی، سیستم های تعمیراتی و خرید، هزینه های سرمایه ای، منابع سرمایه ای، نظام بودجه ای و تکنیک های کنترل هزینه، همگی در قلمرو شیوه های مدیریتی قرار دارند که از عوامل مهم بهره وری در سازمان قلمداد می گردند.

 

عوامل بیرونی بر بهره وری

۱) متغیرهای اقتصادی

مهمترین تغییرات اقتصادی در الگوی اشتغال، ترکیب سرمایه و تکنولوژی، اندازه سازمان و رقابت اتفاق می افتد. پویایی اقتصادی، کارایی صنعتی، تحرک مالی، منابع و زیربناهای اقتصادی، توجه به صادرات خارجی، نوآوری و اختراعات، ثبات سیاسی و اقتصادی و فرهنگ روحیه اجتماعی در رقابت صنعتی و افزایش بهره وری ملی موثرند.

تغییرات جمعیتی

جمعیت، سطح رفاه و شاخص های کیفیت زندگی آن پیوسته دگرگون می شود. این تغییرات می تواند بر سطح بهره وری ملی تاثیر بگذارد.

۲) منابع طبیع

میزان ذخیره های نفتی، معدن ها و آب از عوامل اصلی در تدوین برنامه های بهره وری هستند.

آب

جنگ های آینده بر سر آب است، میزان آب هر ملت بر بهره وری آن تاثیر دارد.

زمین

گسترش صنایع و افزایش جمعیت و استفاده بیش از حد، عوامل تخریب زمین است و فشاری برای افزایش بهره وری کارگر شاغل در زمین یا هر هکتار زمین به نابودی خاک کمک می کند.

انرژی

میزان نفت، گاز، انرژی هسته ای تجدیدپذیر که در دسترس هستند از عوامل تعیین کننده هستند.

مواد اولیه

کمیت و کیفیت مواد خام نیز از عوامل اصلی بهره وری هستند.

۳) سیاست های ملی و بین المللی دولت ها

سیاست ها، استراتژی ها و برنامه های دولت به شیوه های زیر اثرهای مهمی بر بهره وری سازمان ها و فضای کسب و کار می گذارد:

  • عملکرد و کارایی دستگاه های دولتی
  • مقررات دولیت نظیر سیاست های کنترل قیمت مالیات، مزد
  • حمل و نقل و ارتباطات
  • سیاست های انرژی
  • سیاست های اقدانات مالی و بانکی
  • رقایت بنگاه های عمومی و دولتی به سایر بنگاه ها
  • کنترل انرژی
  • مقررات محیط زیست
  • اجبار به فعالیت در منطقه خاص از جغرافیا
  •  اعطای کمک ها و یارانه ها با قطع آن ها

مدل سوترمایستر (SUTERMEISTER)

در این مدل، بهره وری به عنوان مرکز یک قلمداد شده و عوامل موثر بر آن بصورت بخش ها، بر حسب درجه اهمیت آن ها از مرکز به سمت محیط دایره دسته بندی شده اند.

براساس این مدل می توان ادعا کرد که عملکرد کارکنان از دو عامل زیر تأثیر می پذیرند:

عملکرد = انگیزش * شایستگی

رویکردهای بهره وری

امروز در جهان دو رویکرد مدیریتی وجود دارد. اولی مکتب مدیریتی شکل گرفته در غرب و دیگری ژاپنی است . این دو مکتب را میتوان دو سر کی پیوستار تلقی کرد که دو بین آن ها انواع رویکردهای تلفیقی و ترکیبی قرار می گیرند. در نگاهی دیگر مکتب مدیریت ژاپنی، نوعی تجربه مدیریت غربی در فضای فرهنگی ژاپن است و آن را نمی توان مکتب خاصی، در ردیف نظریه های دیگر دسته بندی کرد. ویژگی های دو رویکرد به طور خلاصه در زیر آمده است:

رویکرد ژاپنی

بطور کلی میتوان ویژگیهای مدیریت ژاپنی را به این صورت بیان کرد:

  1. استخدام مادام العمر
  2. نظام رینگی :”رین” یعنی پیشنهاد دادن به بالا دست و جلب نظر وی و “گی” یعنی اندیشه کردن و تصمیم گرفتن.
  3. رقیع و پیشرفت بطئی و کند
  4. ارزیایی جمعی و ضمنی دراز مدت و مقطعی و غیر رسمی است
  5. توجه به تمام جنبه های زندگی کارکنان
  6. مدیریت در محل: یعنی رابطه عاطفی کارمندان و مدیران ژاپنی بقدری قوی است که هیچ مدیری پشت در های بسته نمیماند بلکه همراه کارکنان در قسمت های مختلف کارخانه به مدیریت میپردازد.
  7. برنامه ریزی سوگیری بلند مدت دارد.
  8. تصمیم گیری بصورت گروهی و از راه همگرایی انجام می شود.
  9. مسئولیت و پاسخ گویی گروهی است.
  10. روند تصمیم گیری کند اما اجرای آن تند است.
  11. ساختار سازمانی غیر رسمی است
  12. جایجایی افراد بین سازمان ها سخت است.
  13. وفاداری به شرکت در حد بالایی است
  14.  آموزش کارکنان یک سرمایه گذاری بلند مدت محسوب میشود.
  15. مدیریت مشارکتی است و ارتباط از پایین به بالاست
  16. نظارت بر کارکرد گروه متمرکز است که بر عملکرد فرد
  17. امنیت شغلی بالاست
  18. ملاک ارشدیت خدمت بالاست
  19. مدیریت در محل
  20. فرآیند کنترل مستقیم به وسیله همکاران انجام میگیرد
  21. جریان کنترل بر روی عملکرد گروهی تنظیم می شود
  22.  تاکید بر شناخت قرد مقصر وجود ندارد
  23. استفاده از ساز و کار کنترل کیفی
رویکرد غربی

بطور کلی میتوان ویژگیهای مدیریت غربی را اینگونه بیان کرد:

  1. استخدام کوتاه مدت
  2. پیشرفت سریع و مسیر شغلی تخصصی
  3. ارزیابی فردی و رسمی و کوتاه مدت و پیوسته
  4. توجه به کارکنان بعنوان جزئی از ماشین
  5. مدیریت سلسله مراتبی
  6. برنامه ریزی سوگیری کوتاه مدت دارد.
  7. تصمیم گیری بصورت فردی صورت میگیرد
  8.  مسئولیت و پاسخگویی فردی است
  9. روند تصمیم گیری سریع اما اجرای آن کند است
  10. ساختار سازمانی رسمی و بوروکراتیک
  11. جایجایی افراد بین سازمانها راحت است
  12. وفاداری کارکنان به سازمان در حد پایینی است
  13. آموزش کارکنان مورد تردید است و سازمانها مایلند از کارکنان آموزش دیده استفاده کنند
  14. مدیریت از بالا به پایین است
  15. نظارت بر عملکرد قرد صورت میگیرد نه گروه
  16.  امنیت شغلی پایین است
  17.  ملاک ارشدیت شغل سازمانی است
  18. وفاداری و صداقت نسبت به تخصص است
  19. ارزیابی عملکرد مکرر برای کارمندان جدید
  20. ارتقا شغلی براساس عملکرد فردی
  21. به وسیله سرپرستان فرآیند کنترل انجام می شود
  22. شناخت فرد مقصر ضروری است
  23. استفاده محدود از ساز و کار کنترل کیفی
مکتب های بهبود بهره وری
  1. مکتب نوآوری (عربی)
  2. مکتب بهبود تدریجی (کایزن)(ژاپنی)
  3. رویکرد ترکیبی

 

بهبود بهره وری

عوامل موثر بر بهره وری

برای حضور در صحنه های بین المللی کشور هایی می توانند حضور قوی پیدا کنند که ضمن استفاده بهینه از عوامل تولید، یخشهای کشاورزی – صنعت و خدمات آنها نیز در حالت رقابت پذیری کامل با دیگر کشور ها باشد.

با نگاهی به کشور های موفق جهان دیده می شود که این کشور ها بهای لازم را به نیروی انسانی به عنوان مهم ترین عامل تولیدی می دهند و در مقابل این نیرو یا بالا بردن بهره وری خود در منافع حاصل از تولید سیم می شوند، که بالا بردن بهره وری باعث بوجود آمدن نظامی می شود که از آن همه طبقات اجتماعی استفاده می برند.

بهره وری در جامعه زمانی تحقیق پیدا می کند که تمامی بخش های تولیدی، اجتماعی و خدماتی سعی در استفاده از یک نظام مناسب بهره وری داشته باشند که معمولا نظام قانون گذار می تواند با هموار کردن راهها، باعث بوجود آمدن بهره وری شود و عامل انسانی در راه تکامل آن کوشش کنند.

بهره وری پایین در سازمان ها، شرکته و موسسات مختلف ناشی از عوامل گوناگونی است. متناسب با این عوامل روشهای متفاوتی نیز برای رفع مشکلات وجود دارد. به کلیه تلاشهای سیستماتیک و ساختار یافته برای حذف یا کاهش تلفات ناشی از مواد، ماشین، انسان و با تعامل نادرست بین آنها، نظام ارتقای بهره وری گفته می شود. نظام ارتقاب بهره وری در سه گروه قایل دسته بندی است:

  • نظامهایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از مواد و ماشین تمرکز دارد.
  • نظامهایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از عملکرد انسان تمرکز دارد.
  • نظامهایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از تعامل نامناسب بین انسان، ماشین و مواد تمرکز دارد.

گروه اول نظامهای سخت افزار محور، گروه دوم نظامهای انسان افزار محور و گروه سوم را نظام های نرم افزار محور گویند. برای ارتقای بهره وری قبل از هر چیز باید عوامل موثر بر بهره وری را به خوب شناخت.

ناکایما معتقد است عوامل موثر بر بهره وری دو نوع است:

الف – عوامل کوتاه مدت.

ب- عوامل بلند مدت.

تغییرات کوتاه مدت در بهره وری غالبا به میزان انگیزه پرسنل برای کار و بهبود روشها و سیستمهای جاری و گردش کار و تغییرات در میزان فشار کار و نوسانات تجاری بستگی دارد.

انواع عوامل بلند مدت موثر بر بهره وری عبارتند از:

  1.  ایجاد و توسع محصولات جدید.
  2.  معرفی روشهای تولید جدید.
  3. کشف منابع جدید.
  4. یافتن کانالهای جدید بازار یابی.
  5. عقلایی کردن ساخت اقتصادی و بهره وری.

در یکی از گزارش های مربوط به بررسی های بهره وری که از سوی وزارت کار در ژاپن منتشر شده است:

  1. نحوه استقرار تجهیزات و پرسنل.
  2. مهارت نیروی کار.
  3. کیفیت مواد.

سازمان بین المللی کار عوامل موثر بر بهره وری را از دیدگاه وسیع تر به سه دسته زیر طبقه بندی کرده است:

  1. عوامل کلی از قبیل آب و هوا، توزیع جغرافیایی مواد خام وغیره.
  2. عوامل تشکیلاتی و فنی از قبیل کیفیت مواد خام، جانمایی و حمل استقرار کارخانه، فرسایش و از بین رفتن ماشین آلات و ابزار و غیره.
  3. عوامل انسانی از قبیل روابط مدیریت و کارکنان، شرایط اجتماعی و روانی کار، قعالیت اتحادیه کارگری و غیره.

سولو عوامل موثر بر بهره وری را با در نظر داشتن تابع تولید، تحولات فنی و تراکم سرمایه معرفی می کند.

برخی دیگر از اقتصاددانان، عوامل موثر بر بهره وری را چنین دسته بندی کرده اند:

  • تغییرات تکنولوژیک.
  • قابلیت نیروی کار به قابلیت ها و توانایی های خاص کارگر محدود می شود.
  •  میزان سرمایه به ازای واحد نیروی کار که منعکس کننده میزان تمرکز سرمایه یا حجم سرمایه ای است که واحد نیروی کار می تواند آن را مصرف کند.

سومانث برخی از مهمترین عوامل موثر بر بهره وری در آمریکا را بشرح زیر بر می شمارد:

  •  میزان سرمایه گذاری
  •  نسبت سرمایه به کار
  • تحقیق و توسعه
  • میزان استفاده از ظرفیت
  • قوانین دولت
  • عمر کارخانه و تجهیزات
  •  هزینه های انرژی
  •  ترکیب نیروی کار
  •  اخلاق کاری
  • ترس کارگران در مورد از دست دادن شغل
  • تاثیر اتحادیه ها
  • مدیریت

بهره وری را می توان از دو دیدگاه دیگر بررسی کرد:

الف- دیدگاه تکنیکی (نگرش فنی)

بهره وری نسبت ستانده به یکی از عوامل تولید است. به این ترتیب با توجه به اینکه منظور ارتباط خروجی با هر یک از عوامل سرمایه ثابت، سرمایه در گردش، مواد خام و مانند آنها می باشد، بهره وری سرمایه ثابت، بهره وری در گردش، بهره وری مواد ختم و مانند آنها مطرح می شود. این تعریف را موسسه همکاری اقتصادی اروپا در سال ۱۹۵۰ ارئه کرده است.

ب-دیدگاه (نگرش) فرهنگی
  • یک دیدگاه فکری است که همواره سعی در بهبود وضع موجود دارد.
  • یک ایدئولوژی، فرهنگ و شیوه زندگی است.

بنایرین بهره وری به عنوان یک فلسفه مبتنی بر استراتژی بهبود، عاملی است که قشرهای مختلف یک جامعه را در بر گرفته و منافع آنها را به یکدیگر پیوند می دهد، در این بینش انسان به عقیده و باوری دست پیدا می کند که می تواند امروز وظایف خویش را از دیروز بهتر و مطلوبتر انجام دهد.

باید توجه داشت که هیچ یک از عوامل فنی به تنهایی مد نظر نیستند بلکه مجموعه آنها بر رشد بهره وری موثرند.

پرکوپنکو دسته بندی عوامل موثر بر بهره وری یک سازمان را به صورت زیر ارائه داده است:

الف – عوامل خارجی یا غیر قابل کنترل با عوامل برون سازمانی

به عواملی اطلاق می شود که از خارج بر سازمان اثر می گذارند و تحت اختیار افراد و مدیران درون سازمان نیستند. یعنی مدیریت تشکیلات قادر نیست در کوتاه مدت آنها را تحت کنترل در آورد و یل بر آنها اثر گذارد. لاجرم سازمان باید خود را با تغییرات آنها منطبق سازد. مانند قوانین و مقررات ملی.

ب- عوامل داخلی یا قابل کنترل یا عوامل درون سازمانی

این عوامل تحت حیطه و اختیارات افراد و مدیران داخل سازمان است که با تعمق و مدیریت صحیح می تواند با بهره وری بالا بکار گرفته شوند. این عوامل را می توان به شرح ذیل تقسیم بندی کرد:

عوامل سخت افزاری

مانند ماشین آلات و تجهیزات، تکنولوژی ، مواد اولیه – انرژی، ابزار – منابع مالی (سرمایه) ، زمین

عوامل نرم افزاری

اطلاعات، دستور العملها، نقشه ها و فرمولها.

عوامل انسان افزاری یا مغز افزاری

این عوامل به دو شاخه اصلی تقسیم می شود:

الف – عوامل موثر بر ارتقای بهره وری نیروی انسانی مانند:

  • توان فنی و تخصصی نیروی کار و قدرت انجام کار، از قبیل علم، تجربه تحصیلات و استعداد
  • توان انگیزه و تمایل به انجام کار، از قبیل نیاز های مادی و فیزیکی، نیاز های روحی روانی، محیط کار

ب– عوامل موثر بر ارتقای بهره وری مدیریت مانند:

  •  فلسفه و سبک مدیریت
  • سازماندهی، برنامه ریزی
  • سیستم های اطلاعاتی مدیریت

عوامل سخت افزاری

گروه سخت افزاری شامل ۴ بخش می شود:

الف)تولید ب)کارخانه و تجهیزات ج)تکنولوژی د)مواد و انرژی

الف – محصول

منظور از بهره وری محصول را اینگونه تعریف می کنند که محصول عرضه شده تا چه اندازه نیاز ها را تامین می کند و با طراحی بهتر و مشخصات بهتر محصول است که می توان ارزش مصرف را بالا برد برای افزایش بهره وری باید تلاش کرد که محصول را در مکان درست، زمان درست و قیمت مناسب عرضه نمود که رعایت اصول باعث صرفه جویی در مقیاس خواهد شد.

ب- کارخانه و تجهیزات

با رعایت نکاتی می تواند نقش مهمی را در افزایش بهره وری داشته باشد:

  • تعمیرات خوب و به موقع
  • بهره برداری از کارخانه و تجهیزات آن در شرایط مطلوب
  • افزایش ظرفیت کارخانه با حذف کمبود ها و اقدامات اصلاحی.
  • کاهش زمان مرده و استفاده بهینه از ظرفیت ماشین آلات و تجهیزات

ج- تکنولوژی

یکی از مهمترین ابزارهای دستیابی به افزایش بهره وری، نوآوری تکنولوژی است.

تکنولوژی غالبا طراحی فرایند تولید، تحقیق و توسعه، آموزش جنگ یا کهنگی و فرسودگی است.

د- مواد و انرژی

با کمی دقت و صرفه جویی در مصرف مواد به نتایجی باور نکردنی در بهره وری دست می یابییم، که این مواد شامل مواد خام مستقیم و غیر مستقیم است. در این رابطه باید انتخاب مواد اولیه بطور مناسب صورت گیرد. فرایند تولید کنترل شود. استفاده از ضایعات، وازده ها، پس مانده ها نیز کنترل گردد. بالا بردن کیفیت مواد اولیه با استفاده از فرایندهای آماده سازی، بهبود بخشیدن مدیریت انبار و جلوگیری از نگهداری مازاد در انبار و افزایش منابع عرضه باید در نظر گرفته شود و کنترل گردد.

 

گروه نرم افزار

شامل موارد زیر می شود:

۱- افراد ۲-سازمان و سیستم ۳-روش های کار ۴- شیوه مدیریت

افراد: عامل اصلی تکنولوژی و افزایش بهره وری افراد و انسانها هستند که بصورت کارگر، مهندس، مدیر و … انجام وظیفه می نمایند و دارای ۲ جنبه کاربردی و سودمندی هستند، وجهی که انسان ها می توانند خود را با کار تطبیق دهند جنبه کاربردی است. ممکن است افراد کار خود را انجام دهند ولی انگیزه برای کار نداشته باشند و ممکن است کار خود را انجام دهند و از انجام آن کار راضی باشند.

کارگران موفق باید تشویق شوند و پاداش گیرند و باید برای افراد موقعیتی را فراهم آورد که در آنها ایجاد انگیزه کند. مطالعات انجام شده در خصوص شرکتها و سازمانهائی که سرمایه گذاری نسبتا سنگینی بر روی توسعه نیروی کار خود داده اند نکات قابل توجهی را در بردارد. اصلی ترین این نکات بطور خلاصه در زیر آمده است:

سرمایه گذاری روی افراد می تواند کمک بزرگی به بهره وری باشد مشروط بر اینکه با دقت برنامه ریزی شود و به نیازهای کسب و کار مربوط باشد.

بهره وری در موقعیت های متفاوت معانی گوناگونی دارد و بهره وری مرتبط با توسعه منابع انسانی را می توان از راههای گوناگونی بدست آورد. در برخی نمونه ها روش سنتی برای افزایش بهره وری را بکار می برند. مثلا تمرکز بر روی کارگاهی و استفاده از آموزش و کارآموزی برای نیل به بهبودهایی در بهره وری که براحتی می توانند کمی شود، اندازه گیری می شود.

در اینجا بهره وری معنایی ورای افزایش کارایی دارد یعنی بعمنای افزدون ارزش افراد و تضمین رشد و رقابت سازمانی از طریق نیروی کار برتر است. در نمونه دیگری از شرکتها، بهره وری در هر سطحی درباره انعطاف پذیری، همکاری تیمی، کیفیت، تعهد و اطمینان از وجود افرادی تربیت شده در سطح بالا است.

برای موفقیت توسعه منابع انسانی این امر باید با دامنهای از دیگر سیاستگذاریها و تجربه های منابع انسانی همراه باشد و زیر چتر یک راهبرد کلی منابع انسانی قرار گیرد که با نیازهای کسب و کار همسو است. بعنوان نمونه در چند شرکت مورد بررسی، توسعه نیروی کار بخشی از یک استراتژی وسیعتر نیروی انسانی بود و به وضوح مشاهده شد که چگونه فقط بر آموزش و کار اموزی تاکید نگردید بلکه دیگر روندهای منابع انسانی، استخدام دوباره، ایجاد تیمها و آموزش نیروی انسانی به روی بهره وری تاثیر دارد.

وظیفه اصلی هر مدیری توسعه منابع انسانی است چرا که مدیران مسئول محل کار خویش هستند. متخصص آموزش یا پرسنل می تواند به عنوان یک تسهیل کننده، عمل کند و همانند کاتالیزور تجارب را تا آنجا که لازم است ارائه نماید. اما مدیر مستقیما مسئول عمل در محل کار است و بنابراین این مدیر است که باید مستقیما مسئول بهترین نحوه به کارگیری تمام منابع از جمله منابع انسانی باشد که عملکرد را ممکن می سازد.

مدیران کانون معنی دار ترین و با اراده ترین تجارب کاری همکاران خویش هستند. بنابراین مدیر است که می تواند تصمیم بگیرد که چگونه این تجارب کاری را در راهی بکار ببرد که به کارکنان کمک کنند تا در طیف وسیعتری از وظائف شغلی و موقعیت ها، ماهرتر، منعطف تر و دارای دانش بیشتر باشند و بتوانند عملکرد خود را بطور مستمر بهبود بخشند و قابلیتهای خود را افزایش دهند.

بهره وری بهترین استفاده از تمام منابع برای بدست آوردن حداکثر ارزش افزوده از آنها است. تمرکز روی خروجی است آن هم روی خروجی در تمامی سطوح و در تمام سازمان، در تمام واحدهای کسب و کار. در تمام تیمها و در همه افراد. بنابراین توسعه منابع انسانی باید در تمام این سطوح عملکرد کند. به این ترتیب ما به یک تعریف از توسعه منابع انسانی (HRD) می رسیم:

توسعه منابع انسانی بعمنای ذخیره مهارتی و سازماندهی و تجربه های یادگیری اهداف کسب و کارست که می تواند محقق شود تا از طریق بکار گیری مهارتها، دانش، رقابت، قدرت یادگیری و علاقه افراد در تمامی سطوح، رشد مستمر سازمانی به همراه رشد مستمر افراد بوجود آید.

سازمان و سیستم: سازمان باید در جهت رسیدن به اهدافش برنامه ریزی کند. از مهمترین دلایل بهره وری اندک، مقاومت و عدم انعطاف سازمان است که حاضر به پذیرش هیچگونه تغییراتی در جهت بهبود تواناییهای نیروی کار، پذیرش تکنولوژی و نظایر آن نمی باشد.

شیوه مدیریت: مدیریت یکی از مهمترین ابزارها برای افزایش بهره وری است. زیرا مدیریت مسئول استفاده از تمام منابع در بنگاه خویش می باشد. سودمندی مدیریت به، چه وقت، کجا، چگونه و برای چه کسی مربوط می شود.

 

عوامل خارجی

عوامل خارجی نظیر سیاستهای دولت، مکانیزمهای بنیایی، شرایط سیاسی – اجتماعی – اقتصادی، محیط کار، دسترسی به منابع مالی، برق، آب، حمل و نقل و ارتباطات و مواد اولیه و… می باشند که همگی در بهروری بسیار مؤثرند ولی بنگاها قادر به کنترل این عوامل نیستند.

اصلاحات ساختاری: تغیرات ساختاری جامعه در بهروری ملی و در نتیجه بهروری بنگاهمی گذارد. این تغییر در طولانی مدت دوطرفه است یعنی همانطور که تغییر ساختار روی بهروری اثر می گذارد و بهروری نیز موجب تعدیل ساختار می شود و این تغییر موجب توسعه اقتصادی و اجتماعی می شود. مهمترین تغییرات ساختاری عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی هستند.

تغییرات اقتصادی: وقتی که اشتغال از بخش کشاورزی به بخش صنعت انتقال پیدا کند باعث رشد بخش صنعت و رشد بهروری می گردد. نیروی کار در بخش کشاورزی کاهش پیدا می کنند و از بخش کم بهره کشاورزی به بخش صنعت انتقال پیدا می کنند.

مرحله دوم تغییر ساختار از صنعت به خدمات است که خدمات شامل عمده فروشی، خرده فروشی، امور بانکی، بیمه و … است البته این افزایش بهروری در مرحله اشتغال از صنعت به خدمات مثل انتقال کشاورزی به صنعت نمی باشد و انتقال اشتغال از صنعت به خدمات با افزایش هزینه آموزش نیروی کار نیز همراه است.

رقابت صنعتی در بهروری اقتصادی و بنگاهی بسیار مؤثر است و رقابت صنعتی «ایجاد توانایی غوری و خلق فرصت برای کارفرمایان در طراحی، تولید، فروش کالا در محیط مربوط به خویش می داند کیفیت و قیمت را رقبای داخلی و خارجی تعیین می کنند. از عوامل مهم دیگر در افزایش بهره وری تحرک اقتصادی، کارایی صنعتی، تحرک، مالی، حضور در بازار رقابت، منابع انسانی، قوانین و مقررات مالی و مالیاتی و پولی، منابع و زیر بنای اقتصادی، توجه به صادرات، توجه به اختراعات، ثبات سیاسی، اقتصادی و … را می توان نام برد که در رقابت صنعتی نیز موثرند.

تغییرات جمعیتی و اجتماعی: نرخ زیاد زاد و ولد و نرخ کاهش یابند مرگ و میر در جهان باعث افزایش جمعیت شده است در کنار آن تعداد زنانی که وارد بازار کار می شوند نیز سیر سعودی دارد . مزد حقیقی در کشور های در حال توسعه روند صعودی ندارد ولی قیمت کالاها باید رقابتی باشد تغییرات جمعیتی در جویندگان کار، کارگران، شاغل، مهارتهای کاری و عرضه و تقاضای کالاها تاثیر بسیار زیادی دارد. جایجایی جمعیت، درصد اشتغال زنان به تاخیر افتادن بازنشستگی به دلیل استفاده از امکانات بهداشتی، کار افراد مسن، افزایش جمعیت و افزایش هزینه های آموزش بهداشت، تامین اجتماعی، مسکن، و … اینها عواملی هستند که به طور مستقیم و غیر مستقیم روی بهره وری تاثیر می گذارند.

منابع طبیعی: نیروی انسانی، زمینی، سوخت و مواد خام مهمترین منابع طبیعی می باشند. توانایی ملت ها در استفاده بهینه از این منابع تاثیر بسیار زیادی در بهبود بهره وری دارد.

نیروی انسانی: با ارزش منبع طبیعی، جامع می باشد در کشورهایی که منابع طبیعی دیگرش زمین، مواد سوختنی و مواد معدنی کمیاب است، مهمترین عامل، توسعه و رشد اقتصادی است. در اینگونه کشورها انسانها و مهارت و آموزش و انگیزه های آنان می باشد که سبب بهبود کیفیت مدیریت می شود.

زمینی: زمین به مدیریت صحیح و سیاست درست استفاده از آن، نیازمند است افزایش جمعیت و استفاده بیش از حد از عوامل، مخرب زمین هستند اگر کارگر شاغل در زمین تحت فشار باشد به جای افزایش بهره وری باعث نابودی زمین خواهد شد.

سوخت (انرژی): یکی از منابع مهم در امر بهره وری، انرژی است. افزایش بهای نفت در دهه ۱۹۷۰ از عوامل کاهش بهره وری در سطح جهان بود. تقاضا برای نفت تابع قیمت و سوخت جایگزین است، و عرضه نفت بر اقتصاد کشورها تاثیر می گذارد. افزایش و کاهش عرضه نفت مشکل چندانی ندارد ولی بدلیل محدودیت منابع باید در مصرف آن صرفه جویی کرد. نباید به این ماده به عنوان عامل فزاینده بهره وری نگاه کرد بلکه باید سعی در تبدیل آن به محصولاتی با ارزش افزوده بیشتر داشت.

مواد خام: از عوامل اصلی دیگر می توان به مواد خام اشاره کرد که بهای آن مثل نفت همیشه با نوسانات شدید همراه است. بهره برداری از معادن در کشور ما کیفیت مطلوبی ندارد. زیرا به دلیل ناشناخته بودن معادن و عدم استخراج آنها و در صورت استخراج با سرمایه گذاری بالا و بکارگیری نیروی انسانی متخصص که خود هزینه بالایی را در بر دارد باعث کاهش بهره وری می گردد و وابستگی این کشور به درآمدهای نفتی باعث می شود که استخراج معادن نقش مثبتی در بهره وری نداشته باشد.

مطالعه انجام شده توسط مک کنینزی نشان داد که در شرکتهای امریکایی هشتاد و پنج درصد متغیرهای موثر بر بهره وری درون سازمانی و قابل کنترل توسط مدیریت هستند و فقط ۱۵% این متغیرها بیرونی و خارج از کنترل مدیریت هستند. علاوه بر این مطالعه کینز ستر گور نشان داد که مدیریت می تواند ۸۰% از متغیرهای درونی را تحت نفوذ در آورده و یا آنها را تغییر دهد. در حالیکه تنها ۲۰% از متغیرها زیر نفوذ کارکنان است. اگر این ارقام به واقعیت نزدیک باشند، حدود ۷۰% از عوامل بهره وری در کشورها با اقتصاد بازار صنعتی شده تحت کنترل مدیریت هستند.

در کشورهای در حال توسعه و در کشورهایی که در حال انتقال به اقتصاد بازار هستند، به دلیل بحران اقتصادی و دخالتهای در حد غیر ضروری زیاد و نیز وابستگی آنها به بازار اقتصاد های توسعه یافته، اغلب عکس مطلب یاد شده صحیح است. در واقع، دخالت بیش از حد دولت و زیاد بودن نا معقول مالیاتها می تواند تجارب را نابود کند و یا به زیر زمین بکشاند.

در هر حال، شناخت و درک شدت و برهم کنش عوامل درون سازمانی و برون سازمانی، چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه اهمیتی اساسی دارد.

عواملی که برای یک موسسه جنبه برون سازمانی دارند و تعمیر قابل کنترل هستند، غالبا برای یک موسسه دیگر درون سازمانی به شمار می آید. مثلا عواملی که از نظر یک تشکیلات اقتصادی برون سازمانی تلقی می شوند، می توانند برای دولت موسسات کشوری یا منطقه ای، انجمنها و گروهای فشار درون سازمانی باشند. این موسسات می توانند سیاستهای مالیاتی را اصلاح، قوانین متناسب را وضع، دستیابی به منابع ملی را تسهیل کنند، زیر ساخت اجتماعی و سیاست قیمت گذاری بهتر نمایند در حالی که سازمانها به صورت فردی قادر به انجام این امور نیستند. به این ترتیب روشن می شود که چرا غالبا عوامل برون سازمانی و درون سازمانی را عوامل اقتصاد کلان و اقتصاد خرد می نامند در ذیل به برخی از عوامل فوق موثر بر بهبود بهره وری به تفضیل صحبت خواهیم کرد.

(الف) عوامل موثر بر بهره وری نیروی کار

کارکنان سرمایه های با ارزش هر سازمان می باشند. دستیابی به هدفهای هر سازمان در گرو مدیریت درست این منابع با ارزش است. نیروی کار عامل مهم و موثر در بهره وری است نیروی کار اگر با آرامش خاطر و انگیزه قوی، اشتغال به کار داشته باشد و به دلایل گوناگون از آینده واهمه نداشته باشد، بهره وری او بالاتر خواهد بود مجموعه ای از عوامل و ارزشهای حاکم بر سازمان، بر روی بهره وری کار موثر می باشند. مهمترین عاملی که بر روی بهره وری نیروی کار تاثیر دارد انگیزه نیروی کار در انجام کار است. عواملی که بر روی انگیزه نیروی کار تاثیر دارد به دو دسته کلی، مادی و فرهنگ سازمانی وابسته می باشند.

عوامل مادی به میزان حقوق و دستمزد افراد در مقایسه با سطح قیمتها در جامعه و بر آورد نیازهای اولیه افراد (نیازهای مازلو) بستگی دارد.

عوامل فرهنگ سازمانی به این مساله می پردازد که جو مدیریتی و فضای سازمان برای کارگران چگونه است؟ یعنی مدیریت سازمان آیا امکان بروز عقاید و افکار تو را به زیر دستان خود می دهد یا خیر؟ آیا معیار انتخاب و بکار گیری افراد در مشاغل بر اساس شایستگی ها و صلاحیت ها می باشد یا این که معیار صرفا بر اساس داشتن رابطه و اطلاعات محض است؟ آیا سیستم تشویق یا تنبیه عادلانه در سازمانها وجود دارد؟ یعنی سازمان بین کسی که کار می کنند و کسی که کم کاری می کند تفاوت قائل می شود؟ میزان مشارکت در سازمان چقدر است؟ مدیران تا چه میزان محیط را برای انجام کار جذاب نموده اند؟

افزایش حقوق و مزایا به تنهایی باعث افزایش بهره وری نیروی کار نخواهد شد در کنار آن توجه به مسائل عاطفی و نیازهای روحی انسانها بسیار مهم است.

مدیریت موفق منابع انسانی در ارتقاء بهره وری سازمان اهمیت بسزایی دارد مدیریت منابه انسانی با استفاده بهینه از استعدادها و توانایی های بالقوه نیروی انسانی موجود در سازمان، طراحی یک سیستم مناسب پرداخت بر اساس عملکرد، شایستگی و مهارت های فردی و نگهداری نیروی انسانی و آموزش و رشد نیروی انسانی و آموزش و رشد نیروی انسانی می تواند بهره وری سازمان را ارتقاء دهد.

 

مرکز بهره وری ژاپن در دهه ۱۹۷۰ بهره وری را بدین شرح تعریف کرد:

بهره وری عبارتست از به حداکثر رساندن بهره گیری از منابع انسانی، تسهیلات و به شیوه علمی و با کاهش هزینه های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال ها، افزایش دستمزدهای واقعی و بهبود معیارهای زندگی به گونه ای که به سود کارکنان، مدیران و مصرف کنندگان باشد.

صنایع ژاپن در سال ۱۹۹۵ برای بالاتر بردن سطح بهره وری روی پنج عامل تاکید ویژه گذاشتند:

  • برتر شمردن آموزش و پرورش کارکنان.
  • نشر اطلاعات و ایجاد تصور مشترک از آرمانها، اهداف و برنامه های سازمان.
  • توسعه تکنولوژی با توجه به مهارت کارکنان.
  • استقرار نظام با ثبات از دستمزد و روابط صنعتی.
  • افزایش سرمایه گذاری در تحقیقات بنیادی و کاربردی.

بر عهده مدیران است تا قدرت عظیم نهفته استعدادهای انسانی سازمان خود را شناخته و به شوق آورده و از آن استفاده بهینه نمایند. توجه به عوامل موثر ایجاد انگیزه در ابعاد مادی و ابعاد غیر مادی در ارتقای بهره وری تاثیر دارد. تشویق و شخصیت دادن به کار گزر و کارمند باید بصورت اصلی لاینفک از سیستم بهره وری در آید. مهمترین و عمده ترین عامل کاهش بهره وری منابع انسانی تا متوازن بودن در آمد و هزینه است که مهمترین عامل در انگیزش منابع انسانی است. پس از آن مهم ترین عوامل موثر در کاهش بهره وری در داخل یک سازمان بشرح زیر است:

  • وجود تبعیض بین کارکنان
  • ناامنی شغلی
  • موفق نبودن و بی میلی بر برنامه ریزی های میان مدت و بلند مدت
  • کنترل نکردن
  • ناهماهنگی رشته تحصیلی و شغلی
  • استفاده نکردن از تخصص ها در مشاغل مربوطه
  • ریشه این عوامل معمولا در خارج از سازمان یافت می شود.
  • بی برنامه گی مدیریت
  • فقدان کارآموزی
  • ناهماهنگی استعداد های فردی و شغلی
  • بی کفایتی سرپرست
  • بی علاقگی به کار فعلی و انتقال پی در پی نیروی انسانی
  • تورم نیروی انسانی

تقریبا تمامی عوامل کاهش بهره وری نیروی انسانی به ضعف مدیریت ارتباط دارد. در این میان باید رابطه فرد با سازمانی ارتباطی متقابل و دو طرفه باشد. مدیر موفق کسی است که محیط فرهنگی سازمان خود را که عاملی بسیار موثر در رفتارهای کارکنان است عمیقا بشناسد و درک کند و آن را در جهت اجرای برنامه های سازمانی بکار گیرد.

حقوق و مزایای افراد باید بر اساس ماهیت شغال، تخصص، تجاری و عملکرد افراد در برابر تغییرات و برنامه ها معین شود. اگر عملکرد افراد به دقت ارزیابی نشود و مطابق شایستگی به آنان امتیاز داده نشود یا به تعبیر دیگر شایسته از امتیازات بیشتر در سازمان برخوردار نشوند در آن سازمان بتدریج فرهنگ کم کاری بوجود می آید.

مدیران بطور روز افزانی این انتظار درست را دارند که بهره وری در سازمان می بایستی تسهیلاتی را ایجاد نماید که کیفیت زندگی کاری اعضا سازمان حفظ گردد. مفهوم کیفیت زندگی کاری بیانگر اهمیت احترام قائل شدن برای مردم در محیط های کاریشان است.

این موضوع با اهمیتی در محلهای کاری جدید است و بطور خلاصه می توان گفت، کیفیت بالای زندگی کاری آن چیزی است که برخی موارد را در خصوص افراد بشرح زیر پیشنهاد می کنند:

  • پرداخت مناسب و عادلانه برای انجام خوب یک کار.
  • وضعیت کاری سالم و ایمن.
  • امکان یادگیری و استفاده از مهارتهای جدید.
  • ایجاد انسجام اجتماعی در سازمان.
  • حفظ حقوق فردی.
  • تعادل در تقسیم زمان کار و زمان بیکاری مجاز.
  • ایجاد غرور کاری و سازمانی.

کیفیت زندگی کاری مشتنل بر محورهای گوناگون است که بر میزان بهره وری تاثیر دارد. عواملی چون مکانیزمهای پاداش، محیطی ایمن و سالم، محیط کاری که موجب ارتقای توانائیها و استعداد های افراد شود، حقوق و دستمزد متناسب با سطح هزینه زندگی، بیمه های اجتماعی کارکنان و برخورداری از تامین اجتماعی جبل مشارکت کارکنان، واگذاری شغل بر اساس شایستگی، نظام پاداش متناسب با عملکرد افراد، توجه مدیران به نیروی انسانی و ایجاد جو سازنده، خلاقانه در سازمان از جمله عوامل مهم در ارتقای بهره وری نیروی کار می باشد.

افزایش بهره وری با استفاده از علوم ارگونومی نیز مطرح است که باید سعی شود بهره وری نیروی کار در سه بعد حس و حرکت، ادراک و تفکر، نوآوری و خلاقیت افزایش دهد.

شیوه انتخاب مدیران

انتخاب مدیران بر اساس مصالح ملی و اجتماعی، تخصص و تعهد افراد و کارنامه افراد صورت بگیرد. چنانچه افراد واجد شرایط در مشاغل مدیریتی گمارده شوند و امکان بروز عقاید و افکار تو را به زیردستان دهند، نوآوری و مشارکت کارکنان موجب ارتقا بهره وری خواهد شد. مدیران ذیصلاح و با تجربه توانایی تبدیل شرایط نا مناسب به شرایط مناسب را دارند.

فلسفه هایی که شرکتها دارند ممکن است بر اساس خط کسب و کار و تلقی مدیران شرکت از هدفهای آنها تغییر کند. یقا و توسعه یک شرکت حاصل تلاش و مداوم آن برای ایجاد ارزش بیشتر از منابع در دسترس، نسبت به رقبای خود است. سخت افزار و نرم افزار، هر دو؛ محدودیتهای فیزیکی خود را دارند. ولی توانایی و تخیل انسان هیج حدی ندارد. بدین ترتیب، فلسفه محوری هر شرکت باید کشف این نکته باشد که چگونه از توانایی های بالقوه انسانی استفاده کند تا آمیخته بهینه منابع دیگر را برای تأمین نیازهای بازار ایجاد نماید.

از نظر مفاهیم سنتی، منابع انسانی باید توسعه و تحرک یابند تا سود بیشتری برای کمپانی حاصل شود. برنامه های تشویقی و پاداشی مختلفی ایجاد شد تا نیازهای فیزیکی کارگران و مدیران را تامین کند. برای تامین نیازهای شخصی و عاطفی آنان بهبودهایی در این حال، تفاوت های عمده ای بین عملکرد شرکتهایی که برنامه های تشویقی مشابهی را بکار می برند، می بینیم. شاید این تفاوت بیش از هر چیز ناشی از فلسفه محوری شرکت باشد این همان فلسفه ای است که ارتباط کلیدی بین ادراه کنندگان و اداره شوندگان ایجاد می کند.

فلسفه درست که توسط مدیران وارد می شود و توسط کارگران آموخته و باور می شود و در جریان کار تثبیت می شود، می تواند روابطی را بر اساس صداقت متقابل برقرار کند. این یک توافقنامه نوشته شده و دقیق برای تضمین شغل نیست بلکه تعهد نانوشته و تلویحی در کارکنان که می دانند مدیران از آنان این انتظار را دارند و به آنان انگیزه می دهند تا عملکردی بسیار بیشتر از حد مورد انتظار داشته باشند.

بنابراین، فلسفه محوری باید احترام شکست نسبت به ارزش فردی کارکنان و باور شرکت نسبت به نامحدود بودن توانایی های بالقوه منابع انسانی را در بر داشته باشد. رویکرد انسان گرایی مشابهی باید بین شرکت و مشتریان و عرضه کنندگان وجود داشته باشد و این با تثبیت رابطه ای بر اساس اعتماد ایجاد می شود.

برای رشد مشارکت، نوآوری، ابتکار و خلاقیت در سازمان، مدیران می بایست ساختار مناسب و فرهنگ سازمانی مناسب را با مدیریت مشارکتی بوجود آورند. نظام پیشنهادات می تواند در بروز افکار خلاق و افکار سازنده موثر باشد.

گماردن مدیران کارآفرین در سازمان ها نیز بسیار مهم است. کارآفرین کسی است که خلق کند و بازده ارزشمندی را از هیچ می سازد. مدیر کارافرین دارای بصیرت کافی برای شناخت فرصت ها، بازار و شرایط محیطی است. عامل خلاقیت و کارافرینی در موسسات از عوامل مهم و موثر در پیشرفت در صحنه رقابت جهانی می باشد.

لذا مدیران باید از بین شایسته ترین ها و کارامدترین ها انتخاب شوند. در این جهت باید روشهای انتصاب مدیران بر اساس ضابطه های روشن و شفاف انجام پذیرد. یافته های علمی نشان می دهد هر مدیری کارامدی باید دارای ریسک پذیری معتدل، پر انرژی، مسئولیت پذیری فردی و مهارت سازماندهی، پیشبینی امکانات آینده و تخصص کافی داشته باشد. علاوه بر این ویژگیها مدیرانی در عمل موفق خواهند بود که به توانند اعتماد و مشارکت کارکنان را برانگیزند. شیوه و سبک مدیریت در دنیای امروز مبتنی بر مشارکت، کار گروهی و رشد و یادگیری در سازمان ها می باشد. افزایش بهره وری مسئولیت اصلی مدیریت است.

برخورداری از رهبرانی بصیر در اداره سازمانها در رشد و پیشرفت بهره وری بسیار مهم است. نظام آموزشی و تربیتی باید مدیران و رهبران یصیر تربیت کند. مدیرانی که علاوه بر توانمندی به نتایج دراز مدت تصمیمات خود توجه دارند. همچنین رهبرانی که مشارکت کارکنان را به خدمت گرفته و موجب می شوند کارکنان رده های مختلف سازمان در تحقق به سوی اهداف سازمان با انگیزه، جدیت و پشتکار کار کنند.

رهبران ضمن جلب توجه زیر دستان به اهداف متعالی سازمان، روابط حسنه کاری با کارکنان خود برقرار کرده و احترام به یکدیگر را در سازمان متجلی می سازند. مدیران رهبر، اشخاصی بسیار با ثبات بوده و سازمان را در راستای برنامه ریزی های موثر هدایت می کنند.

مدیر رهبر، باید حداکثر بهره وری از منابع انسانی را ببرد و سعی در برقراری و نهادینه کردن فرهنگ سازمانی در راستای انضباط، ابتکار، ابداع، خلاقیت و مشارکت میان افراد در انجام فعالیت ها و رسیدن به هدف های سازمان داشته باشند.

بهره وری و ثبات مدیریتی

تغییرات در سطوح عالی مدیریت پس از تغییر دولت ها امری عادی است. اما تغییرات در سطوح میانی مدیریت چنانچه بیش از حد باشد می تواند اثرات نا مطلوب داشته و در گردش و نظم کارها اخلال بوجود اورد. جابجایی مدیران بیش از همه کارکنان و مدیران میانی را متضرر می کند. تداوم این قبیل تغییرات نه تنها کارکنان را نسبت به اهداف آتی سازمان بیمناک می سازد بلکه خود به خود به بی هویتی موجود در سازمان دامن می زند.

اگر مدیر ناموفقی از سازمان برکنار شود باید مورد نقد و پرسش قرار گیرد نه اینکه به پست دیگری گمارده شده و حتی ارتقا یابد. البته استمرار و ثبات مدیریت نباید جلوی نوآوری و ورود استعدادهای جدید به سازمان را بگیرد. نظام گزینش مدیران بر اساس ضوابط و صلاحیتهای علمی و شایسته سالاری همراه با تعهد آنان به خدمت گزاری به مردم و پیشرفت کشور باید استوار باشد. لذا عزل و نصب مدیران باید تابع ضوابط معین و عقلایی باشد. گردش مدیران باید به گونه ای صورت بگیرد که فرایند توسعه دچار وقفه نگردد و تداوم برنامه ها امکان پذیر باشد.

به این لحاظ مدیران باید از بین شایسته ترینها و کارامد ترینها و مجرب ترین افراد انتخاب شوند. مسئولیت پذیری و آزادی در تصمیم گیری و پر انرژی بودن و از مهارت لازم برخوردار بودن شرط موفقیت هر مدیری است. دموکراسی سازمانی و برانگیختن حد بالایی از مشارکت کارکنان در نظام برنامه ریزی و تصمیم گیری از راههای پیشرفت سازمان ها در راستای تحقق اهدافشان می باشد. شرکتها و سازمان ها باید به مثابه خانواده ای بزرگ تلقی شوند که در آن ایفای نقش مدیریت به عهده پدری دلسوز و خیر اندیش است که کارگران همچون فرزندان وی تابعی از او هستند.

پیشرفت تکنولوژی و تحقیق و توسعه

تحقیق و توسعه بر پیشرفت اقتصادی هر جامعه تاثیر عمده ای دارد. تحقیق و توسعه موجب کسب توانایی تولید محصولات بهتر و جدید به بازار و در نتیجه افزایش بهره وری می شود. این کار از دو طریق انجام می پذیرد: بهسازی محصول و بهسازی فرایندها. یک نظام تحقیقات و نوآوری کارامد را می توان مجموعه ای زنده و پیوسته از عوامل زیر دانست:

  • تجهیزات و سرمایه یا سخت افزار ها
  • نیروی متخصص
  • مدیریت و سازمان
  • فضای تحقیقات: مقصود عناصر فرهنگی و ارزشی در ارتباط با تحقیقات است.
  • نظام های پشتیبانی اطلاعاتی و ارتباطی

اولویت دادن به تحقیقات کاربردی درباره فرآیندها کار کم هزینه تر و شدنی تر در کشور ما می باشد. ارتباط دانشگاهها و انجمن های تخصصی با صنعت به صورت ارتباطی ارگانیک، زنده و پویا می تواند کمک به پیشبرد تحقیق و توسعه و تکنولوژی در کشور شود. نقش دولت در این مساله ایجاد هماهنگی، فراهم کردن زمینه و انگیزه و بستر سازی برای فعالیت های تحقیق و توسعه و پیشبرد تکنولوژی در کشور خواهد بود. نوآوری در محصول، فرایند تولید، کیفیت، بسته بندی و نظایر آن با تغییر و توسعه تکنولوژی ارتباط دارد.

تحقیق و توسعه موجب نوآوری بیشتر و بهره وری بالا تر می شود. تعامل دو جانبه بین بهره وری و نوآوری در سازمان بسیار مهم است. نوآوری قطعا به بینش و مشارکت افراد در سازمان بستگی دارد. افرادی که بر خلاف رسوم رایج در جهت بهبود فکر کرده و مخاطره پذیرند.

 

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره تعریف بهره وری بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

آیا بعنوان یک مهندس صنایع با تاریخچه مدیریت کیفیت آشنا هستید؟

پیشینه مدیریت کیفیت:

تاریخچه مدیریت کیفیت؛ پیدایش کنترل کیفیت تقریبا هم زمان با پیدایش صنعت می باشد. در دوران قرون وسطی کیفیت مورد نیاز صنعت، مستلزم کنترل بسیار وسیع به همراه آموزش های درازمدت بود. این آموزش ها باعث می شود که کارگر در مورد محصول احساس افتخار کند.

تاریخچه مدیریت کیفیت

 

تاریخچه مدیریت کیفیت با تخصصی شدن کارها در دوران انقلاب صنعتی نمود پیدا کرد. در نتیجه، کارگر تمام یک محصول را نمی ساخت، بلکه تنها مسئول ساخت قسمتی از آن بود. این تغییر باعث پایین آمدن کیفیت محصولات شد. به دلیل آنکه در آن دوران کالاها پیچیده نبودند، کیفیت چندان با اهمیت به نظر نمی رسید. در حقیقت به علت افزایش بهره وری، قیمت محصولات کاهش یافت که نتیجه آن، پایین آمدن انتظارات مشتریان بود. هرقدر که محصولات پیچیده تر و شغل ها تخصصی تر می شدند، بازرسی محصولات بعد ساخت آنها ضروری تر به نظر می رسید.

در طول سال ۱۷۰۰ تا ۱۹۰۰ کیفیت تقریبا همیشه به وسیله سعی و تلاش یک صنعت گر نمایانمی شود.

در ۱۸۷۵ فردریک تیلور اصول مدیریت کیفیت را به منظور تفکیک یک کار به وظایف کوچک تر که انجام آن ها آسان تر بود ارائه داد. این اولین گام در راستای طراحی و توسعه محصولات و فرآیندهای پیچیده به شمار می آید. بعدها افرادی نظیر گیلبرت و گانت در این فعالیت ها سهیم شدند و تاکید اصلی را بر بهره وری بنا نهادند.

در ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۰ هنری فورد مفاهیم خطاناپذیری مونتاژ، خودبررسی و بازرسی حین تولید را توسعه داد.

در ۱۹۰۱ اولین آزمایشگاه استانداردها در انگلیس تاسیس شد.

در ۱۹۱۹ انجمن بازرسی فنی (۱۹۱۵-۱۹۱۹ TIA) در انگلیس تشکیل می شود. این اتحادیه بعدا به انستیتوی تضمین کیفیت تغییر نام داد.

در ۱۹۲۰ ازمایشگاه های بل بخش کیفیت را تشکیل می دهد.

بی پی دادینگ در شرکت جنرال الکتریک انگلیس از روش های آماری به منظور کنترل کیفیت لامپ های الکتریکی استفاده می کند.

در ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ آرای فیشر یک سری از مقالات اساسی در مورد طراحی آزمایشها و کاربرد آن ها در علوم کشاورزی منتشر می کند.

در سال ۱۹۲۴ دکتر والتر شوارت از شرکت تلفن بل آمریکا، مجموعه مقالات مربوط به کاربرد آمار در کنترل کیفیت محصولات تولیدی را منتشر کرد. از این نمودار به عنوان نقطه شروعی برای کنترل کیفیت آماری (SQC) نام برده می شود. سپس در همان دهه، داج و رامیگ هر دو از همان شرکت، فن آوری برای پذیرش را به جای بازرسی صد در صد ارائه دادند. ارزش کنترل کیفیت آماری در سال ۱۹۲۴ آشکار شد، ولی متاسفانه مدیران آمریکایی در شناخت آن را خطا رفتند.

در ۱۹۲۸ روش نمونه گیری برای پذیرش به وسیله اچ اف داج و اچ جی رومیگ در ازمایشگاه های بل ارائه و بهبود داده شد.

در سال ۱۹۳۱ دکتر شوارت کتابی با عنوان “کنترل اقتصادی کیفیت محصولات صنعتی” منتشر کرد.در این کتاب هم کنترل کیفیت آماری مطرح شد.

در سال ۱۹۳۵ آماردان انگلیسی به نام ای.اس.پیرسون کتاب خود را تحت عنوان کاربرد روشهای آماری دراستاندارد کردن فعالیتهای صنعتی و کنترل کیفیت منتشر کرد.

تا سال ۱۹۳۷ کمتر از ۱۰ شرکت آمریکایی، کنترل کیفیت آماری را به مورد اجرا گذاشته بودند. در سال ۱۹۴۲ سازمان غیرانتفاعی اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن تأسیس شد و تقریبا در همین زمان اتحادیه استانداردهای ژاین، در زمینه کنترل کیفیت آماری سمینارهایی برپا کرد.

در سال ۱۹۴۲ جامعه کنترل کیفیت آمریکا تشکیل شد.

در سال ۱۹۴۹ افراد علاقمند از انجمنهای دانشگاهی، صنعتی و دولتی در (JUSE) تشکیل جلسه دادند و گروهی به نام ” گروه تحقیق درباره کنترل کیفیت” را با هدف اجرای تحقیق، کنترل کیفیت، آموزش و ارتقای آن در این ایجاد کردند. آنها داوطلبانی مستقل از دولت بودند که به ارتقای کنترل کیفیت و بهبود صادرات این می اندیشیدند.

در سال ۱۹۵۰ اتحادیه دانشمندان و مهندسان ژاپن (JUSE) اولین نشریه خود را تحت عنوان ” کنترل کیفیت آماری” منتشر ساخت.

در سال ۱۹۵۰ استانداردهای صنعتی ژاپن تنها به محصولات شرکتهایی علامت استاندارد (JIS) را می داد که در آن شرکت کنترل کیفیت آماری اجرا می شد.

در سال ۱۹۵۰ اتحادیه دانشمندان و مهندسان ژاپن (JUSE) از دکتر “ادوارد دمینگ” از آمریکا برای ارائه سمینار و سخنرانی دعوت کرد. دکتر دمینگ در دهه ۱۹۵۰ که نظراتش در آمریکا اقبالی نداشت و در برخی مواقع مورد بی اعتنایی و تمسخر واقع می شد، چندین بار از ژاپن دیدن کرد و در سمینارها و سخنرانیهای مختلف، افکار خود را برای ژاپنی ها تشریح کرد.

در سال ۱۹۵۱ اتحادیه دانشمندان و مهندسان ژاپن (JUSE) جایزه دمینگ را با هدف افزایش سطح کیفیت صنعت ژاین ایجاد کردند.

در سال ۱۹۵۱ دکتر فایگنیام کتابی تحت عنوان “کنترل کیفیت جامع” منتشر کرد.

در سال ۱۹۵۴ اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن (JUSE) از دکتر ژوران امریکایی برای سخنرانی در سمینار “مدیریت کنترل کیفیت” دعوت کرد. کنترل کیفیت به عنوان ابزاری برای مدیریت مطرح شد و زمینه تغییر کنترل کیفیت آماری به کنترل کیفیت جامع فراهم شد. در سال ۱۹۵۵ رادیوی موج کوتاه ژاپن بخشی از برنامه های خود را به کنترل کیفیت اختصاص داد.

در سال ۱۹۶۰، اولین دوایر کنترل کیفیت به منظور بهبود کیفیت ایجاد شد. همچنین کارگران ژاپنی فنون ساده آماری را فرا گرفته، آنها را بکار بستند.

در سال ۱۹۶۲ نشریه “کنترل کیفیت برای سر کارگران” از سوی اتحادیه دانشمندان و مهندسان ژاپن انتشار یافت.

در اواخر دهه ۱۹۷۰ آمریکایها و اروپاییها که متوجه پیشی گرفتن ژاپنی ها در تسخیر بازارهای جهانی شدند، به فکر استفاده از نگرش TQM در مدیریتهای خود افتادند و سفرهایی را به ژاپن انجام دادند، در حقیقت اگر آنها کتاب های دمینگ و ژوران را می خواندند، نیازی به انجام این سفرها نمیدیدند، به هرحال رنسانس کیفیت در مورد محصولات و خدمات آمریکایی در حال اجزا بود. در میانه دهه ۱۹۸۰، مفهوم TQM منتشر شد.

در اواخر دهه ۱۹۸۰ صنایع اتومبیل سازی در زمینه کنترل آماری فرایند شروع به سرمایه گذاری کردند. آنها از تامین کنندگان و پیمانکاران خود خواستند که از فنون SPC استفاده نمایند.

در ۱۹۸۷، ISO اولین استاندارد سیستم کیفیت را منتشر می کند.

در سال ۱۹۸۷ آمریکا جایزه ای را به نام “مالکولم بالدریج” وزیر تجارت فقید این کشور در سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۷ ایجاد و رئیس جمهور آمریکا آن را امضاء کرد.

این جایزه معیاری برای سنجش TQM بنیان گذارده شد و تاگوچی مفاهیمی نو در مورد پارامترها و تلورانس های طراحی مطرح کرد و باعث تجدید حیات طراحی آزمایش ها (DOE) به عنوان ابزاری با ارزش برای بهبود کیفیت شد.

جایزه بالدریج همه ساله به حداکثر شش شرکت (دو شرکت از هر یک از دسته های بازرگانی، خدماتی و بازرگانی کوچک) تعلق می گیرد.

در ادامه مقاله تاریخچه مدیریت کیفیت، عقاید علمای کیفیت نتایج عمری درک و تجربه آنان از کیفیت است. قبل از اینکه بانیان این افکار به عنوان عالم و استاد شناخته شوند، این ایده ها در هزاران شرکت و سازمان در سراسر جهان تجربه شده است. این ایده ها دانش ژرفی هستند که می توانند توسط هر کس و هر سازمان به کار گرفته شوند و ارزش آن ها بی شمار است. هیچ دانشمندی یافت نمی شود که تمامی جواب ها را داشته باشد، هر علامه ای نوعی ایده منحصر بفردی را ارائه می دهد تا مرزهای دانش را جلو ببرد و مسائل کیفی را حل کند.

برای حل مسائل واقعی زندگی، فرد می بایستی قادر باشد پیام های دانشمندان مختلف را بگیرد و پس از درک و دسته بندی و ترکیب آنها به یک جمع بندی مفیدی تبدیل کند.

برای تفهیم بهتر تاریخچه مدیریت کیفیت و برای حصول بهترین نتیجه از عقاید این مشاهیر، می توان از خلاصه ۷ نکته ای بندل (Bendell) به عنوان خطوط راهنما استفاده کرد:

  1. تعهد و پای بندی مدیریت و آگاهی کارکنان از همان مراحل اولیه اجرای TQM امری حیاتی است.(فلسفه دمینگ احتمالا مفید ترین وسیله ای برای ترغیب این رفتار مورد لزوم است.)
  2. آگاهی باید با حقایق و اعداد و ارقام پشتیبانی شود. برنامه ریزی و گردآوری اطلاعات مهم بوده و هزینه کیفیت را می توان به عنوان معیاری برای بهبود به کار گرفت . جوران بزرگترین تأثیر را در این مورد داشته است.
  3. برنامه های TQM به طور طبیعی کار گروهی را برای تسهیل ارتباطات و حل مسئله در اختیار می گیرد . چنانچه بقیه ساختار TQM درست باشد، هسته های کنترل کیفیت که به خصوص توسط پروفسور ایشی کاوا مورد تأکید قرار گرفته اند، می توانند بسیار موفقیت آمیز باشند.
  4. ایشی کاوا ابزارهای ساده ای را برای استفاده کارکنان در حل مسئله و بهبود تجویز می کند.
  5. ابزارهای فنی بیشتری برای کنترل طراحی و تولید وجود دارند. کار شینگو با سیستم های موفق “تولید به موقع” مرتبط بوده است.
  6. ابزارهای مدیریت باید برای دست یابی کیفیت مورد مطالعه قرار گیرند و این ابزارها شامل مفاهیم کنترل کیفیت فراگیر شرکتی و کنترل کیفیت جامع است، که به ترتیب مرتبط با ایشی کاوا و فایگنیام می باشند.
  7. برای این که امر بازرسی را به فرهنگ پیشگیری تبدیل کنید، تاکید روی مشتریان داخلی و تأمین کنندگان ضروری است.

در سال ۱۹۸۹ نشریه مهندسی کیفیت منتشر می شود.

دهه ۱۹۹۰ علاقه نسبت به اخذ گواهینامه ISO9000 در صنایع آمریکا افزایش می یابد.

 

برای آشنایی هر چه بیشتر با ایزو کلیک کنید

 

در ۱۹۹۷ رویکرد شش سیگما موتورولا به سایر صنایع نیز راه پیدا می کند.

دهه ۲۰۰۰، استاندارد ۲۰۰۰ : ۹۰۰۰ ISO منتشر می شود.

در این سال های اخیر نیز فعالیت های بهبود کیفیت از صنایع مرسوم فراتر رفته و به بخش های دیگری نظیر خدمات مالی، مراقبت های بهداشتی، بیمه و انرژی گسترش یافته است.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره تاریخچه مدیریت کیفیت بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

مدیریت کیفیت

صفر تا صد مفاهیم مدیریت کیفیت و بهره وری که باید بدانید

مفاهیم مدیریت کیفیت و بهره وری

مدیریت کیفیت

مدیریت کیفیت ؛ بر هر مهندس صنایع و مدیر سازمانی واجب است که با این مفاهیم آشنا باشد چراکه آشنا نبودن با این مفاهیم و عل نکردن به آنها باعث رشد نکردن مطلوب هر سازمانی است. و شما مهندسان که در سازمان ها و شرکت ها مسئولیت بهره وری بیشتر رابر عهده دارید از هر شخصی در سازمان باید بهتر با این مفاهیم آشنا باشید.

چندین مقاله در خصوص مفاهیم مدیریت کیفیت توسط تیم تحریریه صنایع سافت تهیه شده است که هر روز باشما عزیزان در همین سایت به اشتراک گذاشته خواهد شد.پس اگه به این مفاهیم مهم علاقه مند هستین حتما ایمیلتونو آخر همین مقاله برای ما بفرستین تا ما بهتون از انتشار مقاله ای جدید اطلاع بدیم.

شاخص های بررسی عملکرد بهتر موسسه ها

برای سنجش و ارزیابی عملکرد هر سازمانی معیارها و ساخت های گوناگون و متفاوتی مورد استفاده قرار میگیرند. برخی از شاخص هایی که بیش از سایر معیارهای ارزیابی عملکرد رایج تر می باشند عبارتند از:

اثربخشی، کارایی، نوآوری، انعطاف پذیری، کیفیت زندگی کاری

اثربخشی: سازمان عبارت است از درجه یا میزانی که سازمان به هدفهای مورد نظر خود نائل می اید. اثربخشی یک مفهوم کلی دارد. به بیان ساده اثربخشی را می توان ((انجام کارهای درست)) نامید.

کتاب چرخه بهبود بهره وری (غلامرضاخاکی) اثربخشی را میزان درک و دستیابی به اهداف توسط سازمان تعریف کرده است و گفته است که رفته رفته معناهای دیگری چون قابلیت انعطاف پذیری، کسب و رشد منابع، بهسازی نیروی انسانی برای آن مطرح شد.

به بیان دیگر اثربخشی نشان می دهد که تا چه میزان از تلاش انجام شده نتایج مورد نظر حاصل شده است، در حالیکه نحوه استفاده و بهره برداری از منابع مربوط به کارایی است.

در ادبیات مدیریت، اثربخشی را انجام کارهای درست و کارایی را انجام درست کارها گویند. مفهوم اثربخشی در مفهوم کارایی نهفته است. کارای جنبه کمی و اثربخشی جنبه کیفی دارد.

کارایی به معنای کمترین زمان با منابع مصرفی برای بیشترین کاری که انجام شده است. سطح افزایش کارایی مستقیما به دست مدیران سپرده شده است. افزایش کارایی موجب ارتقا بهره وری و کمک موثر برای نیل به اهداف سازمانی است. واژه کارایی معنای محدودتری دارد و در رابطه با کارهای درون سازمان مورد استفاده قرار میگیرد.

کارایی: تلاش برای کارایی یعنی اینکه در ازا هر واحد ورودی، چه کنیم تا خروجی مفیدتری بدست آید.

کارایی سازمان عبارت است از مقدار منابعی که برای تولید یک واحد محصول به مصرف رسیده است و می توان آن را برحسب نسبت مصرف به محصول محاسبه کرد. اگر سازمانی بتواند در مقایسه با سازمان دیگر با صرف مقدار کمتری از منابع به هدف مشخت برسد، می گویند که کارایی بیشتری دارد. به عبارت دیگر کارایی نسبت مقدار کاری که انجام می شود به مقدار کاری که باید انجام می گیرد.

خلاقیت یعنی تلاش برای یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی سازمان.
خلاقیت بکارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.
خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یک اندیشه جدید است.
خلاقیت یعنی طی کردن یک راه تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی با روش های نوین.

نوآوری، خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته، یا ارائه محصول یا خدمات جدید به بازار است.
نوآوری بکارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا ایده جدید است.

انعطاف پذیری به طور کلی توانایی یک سازمان برای درک تغییر محیطی و سپس پاسخ گویی سریع و کارا به آن تغییر است. این تغییر محیطی می تواند تغییرات تکنولوژیک و کاری با تغییر نیاز مشتری باشد. واژه انعطاف توصیف گر سرعت و قدرت پاسخگویی در هنگام مواجهه با رویدادهای داخلی و خارجی سازمان است.

کیفیت زندگی کاری: به این موضوع مربوط می شود که سازمان تا چه میزان به برقراری ایمنی در محیط کار، امنیت شغلی در سازمان، پرورش استعداد کارکنان خود و بالا بردن مهارتهای آنان از طرق گوناگون و به عبارتی دیگر ایجاد رضایت شغلی آنان از محیط کار قادر می باشد.

دو شاخص مهم و اساسی که مدیران برای اتخاذ تصمیمات درست به آن ها توجه می کنند عبارتند از: کیفیت و بهره وری.

تعریف کیفیت: هر چند کیفیت معیوم پیچیده و چندگانه ای دارد اما در طی تاریخ پیدایش این شاخه از علم افراد صاحب نظر از دیدگاه های متفاوت به تعریف کیفیت پرداخته اند.

کیفیت دو جنبه عینی و ذهنی دارد، عینیت یک شی واقعیتی است که شی را بوجود آورده و ذهنیت در مورد یک شی مطلوبیت یا ارزش خواص فیزیکی آن است این دو مفهوم رابطه تنگاتنگی دارند. (این تعریف توسط شوهارت در ۱۹۳۱ مطرح گردید.)

کیفیت: به درجه انطباق محصول تولید شده با نیازهای مشتریان و طرح محصول گفته می شود.

کیفیت همان مناسب کاربرد است. (ژوران و گارینا)

کیفیت تطابق با نیازهایی است که به صورت مشخصات طراحی بیان می شود. (کرازبی ۱۹۷۹)

کیفیت دارای جنبه های هشت گانه شهرت دارد و با توجه به نیاز مشتری براساس کاربرد پیدا می کند (گاروین ۱۹۸۴)

۱) عملکرد: آیا محصول قادر است کار خود را انجام دهد؟

مشتریان بالقوه، معمولا یک محصول را از منظر کارکردهای مختلف و چگونگی عملکرد هر یک از این کارکردها مورد ارزیابی قرار می دهند. به عنوان مثال یک مثال، یک نرم افزار صفحه گسترده را می توان به منظور پی بردن به عملیاتی که قادر است ارزیابی کند. با انجام این ارزیابی ممکن است مشخص شود که نرم افزار مورد نظر از لحاظ سرعت اجرا به مراتب بر سایر نرم افزارهای مشابه برتری داشته باشد.

۲) قابلیت اطمینان: هر چند وقت یکبار محصول خراب می شود؟

محصولات پیچیده نظیر اغلب لوازم خانگی، خودرو ها، یا هواپیماها در طول مدت عمرشان نیاز به تعمیر پیدا خواهند کرد. به عنوان مثال باید انتظار داشت که یک خودرو در بعضی مواقع نیاز به تعمیر دارد ملی اگر بطور مستمر نیاز به تعمیر داشته باشد آنگاه می گوییم که آن خودرو غیر قابل اطمینان است. در صنعت خودروسازی دیدگاه مشتری در مورد کیفیت بطور قابل ملاحظه ای تحت تاثیر این بعد کیفیت است.

۳) قابلیت دوام: چه مدت محصول دوام می آورد؟

طول عمر مفید یک محصول محسوب می شود. بدیهی است مصرف کنندگان محصولاتی را می خواهند که طی یک مدت زمان نسبتا طولانی عملکرد رضایت بخش از خود نشان می دهند. به عنوان مثال صنایع خودرو سازی و لوازم خانگی، جز صنایعی هستند که این بعد کیفیت برای اغلب مشتریان آن مهم تلقی می شود

۴) قابلیت تعمیر پذیری: به چه سهولتی می شود محصول را تعمیر کرد؟

در صنایع مشتریان اهمیت بسیار زیادی به سرعت و هزینه انجام تعمیرات لوازم خود می دهند. به عنوان مثال می توان باز هم به صنایع خودروسازی و لوازم خانگی در این مورد اشاره کرد.

۵) زیبایی: محصول چگونه به نظر می رسد؟

این بعد کیفیت وضع ظاهری محصول را با در نظر گرفتن عواملی نظیر شکل، رنگ، مدل، شیوه بسته بندی، مشخصه های لامسه ای و خواص مشابه دیگر توصیف می کند. به عنوان مثال می توان شرکت های نوشابه سازی را مثال زد چون زیبایی نقش مهمی را برای رقابت در بازار جهانی دارد.

۶) ویژگی ها: محصول چه کارهایی انجام می دهد؟

مشتریان معمولا محصولاتی را که دارای ویژگی های گوناگون هستند و از این لحاظ بر محصولات رقبا برتری دارند را محصولات با کیفیت محسوب می شود. به عنوان مثال یک بسته نرم افزاری صفحه گسترده که دارای قابلیت انجام تحلیل های آماری است ممکن است بر نرم افزارهای مشابه که فاقد این ویژگی هستند ترجیح داده شود.

 

هر مهندس صنایع باید بداند که تفاوت تضمین کیفیت و کنترل کیفیت چیست

 

۷) کیفیت درک شده: محصول یا شرکت از چه شهرتی برخوردار است؟

در اغلب موارد، مشتری با اتکا به شهرت سازمان از لحاظ کیفیت محصولات آن، محصولی را خریداری می کند. این شهرت مستقیما تحت تأثیر خرابی های قابل رویت محصول یا فراخوان آن برای انجام تعمیری اساسی توسط تولید کننده و چگونگی برخورد با مشتری در زمان گزارش یک مشکل کیفی قرار می گیرد. حسن نیت و خرید مجند محصول به وسیله مشتری با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند.

به عنوان مثال، اگر شخصی برای انجام کارهای تجاری خود از خط هوایی خاصی استفاده می کند و پرواز تقریبا همیشه طبق برنامه انجام گرفته و هیچگاه وسایل او صدمه ندیده باشد آنگاه این شخص ترجیح می دهد که همیشه از این خط هوایی استفاده کند.

۸) انطباق با استانداردها: آیا محصول دقیقا همان گونه که مورد نظر طراح بوده شده است؟

معمولا محصولی را با کیفیت می شناسیم که با خواسته های از قبل تعیین شده برای آن مطابقت داشته باشد. برای مثال کاپوت یک خودرو جدید با چه میزان انطباق بر روی خودرو تولید شده مونتاژ می شود؟ آیا تمام اجزا باهم منطبق است؟ اگر محصولی بزرگ یا کوچک باشد نظم سیستم بهم میریزد و این باعث می شود خودرو بطور نامناسب و نامنطبق با نظر طراح عمل می کند.

تعریف سنتی کیفیت بر این دیدگاه استوار است که محصول و خدمت باید نیازمندیهای استفاده کنندگان آنها را برطرف نماید. یک نکته اصلی را باید همیشه در مورد یک محصول در نظر داشت و آن این است که، محصول باید خواسته های افرادی را که از آن استفاده می کنند را برآورده نماید.

با توجه به این نکته ما کیفیت را شایستگی جهت استفاده تعریف می کنیم. کلمه مصرف کننده در مورد استفاده کنندگان مختلفی به کار برده می شود.

کتاب مدیریت کیفیت کیفیت بسترفیلد، واژه کیفیت را به صورت زیر تعریف کرده است:

هنگامی که از واژه کیفیت استفاده می کنیم معمولا به واژه های یک محصول یا خدمت ممتاز فکر می کنیم. که انتظارات ما رو برآورده می سازد و یا از آن سبقت می گیرد.به طور کلی کیفیت به معنی شایستگی برای استفاده است.

ویژگیهای کیفیت

  •  کیفیت توسط مشتری تعریف میشود.
  •  کیفیت باید مشتری های درونی و بیرونی را راضی کند.
  •   کیفیت در فرآیند تولید لحاظ میگردد.
  • کیفیت یعنی انجام کار درست و صحیح در دفعه اول و همیشه.
  •  کیفیت یک روش زندگی است فرهنگ کاری شرکت است و بصورت روزانه روی آن کار میکند.
جنبه های مدیریتی بهبود کیفیت:

مدیریت اثربخش کیفیت شامل اجرای موفقیت آمیز این سه فعالیت است: طرح ریزی کیفیت، تضمین کیفیت و بهبود کیفیت

طرح ریزی کیفیت یک فعالیت راهبردی است و همانند طرح تکوینی محصول، طرح مالی و طرح بازاریابی و سایر طرح های استفاده از منابع انسانی، در موفقیت بلند مدت سازمان نقش حیاتی ایفا می کنند. سازمان بدون یک طرح کیفی راهبردی، زمان، سرمایه و تلاش بسیار زیادی را صرف اصلاح با رفع اشکالات طراحی، نقص های تولید، شکست های عملکردی و رسیدگی به شکایت های مشتری می کند.

طرح ریزی کیفیت شامل شناسایی مشتریان و نیازهای آن ها می شود که در بعضی مواقع اصطلاحا از این فعالیت ها به عنوان گوش دادن به صدای مشتری نام برده می شود. سپس محصولات و خدماتی که فراتر از انتظارات مشتریان عمل می کنند را باید طراحی و آماده کرد.

تضمین کیفیت شامل مجموعه ای از فعالیت است که از آن طریق اطمینان حاصل می شود که سطح کیفیت محصول یا خدمت به نحو مناسبی حفظ و موضوعات کیفی مربوط به تامین کنندگان مشتری نیز به نحو مناسبی رسیدگی می شود و

کنترل و بهبود کیفیت مجموعه ای از فعالیت ها را در بر می گیرد که از آن طریق اطمینان حاصل می شود که محصولات و خدمات انتظارات مورد نیاز را پوشش و به طور مستمر آن ها را بهبود می دهد. از آنجایی که تغییر پذیری منبع اصلی کیفیت نامطلوب محسوب می شود لذا روش های آماری شامل کنترل فرایندهای آماری و آزمایش های طراحی شده به عنوان ابزار های اصلی کنترل و بهبود کیفیت در نظر گرفته می شود.

کنترل کیفیت غالبا به صورت پروژه به پروژه و توسط کارکنان آموزش دیده و آشنا با روش های آماری و در قالب کار تیمی انجام می شود. پروژه ها باید براساس میزان تاثیری که بر اهداف کیفی کسب و کار دارند در فرایند طرح ریزی انتخاب شوند.

رابطه بین بهبود کیفیت و بهره وری

امروزه تولید محصولات با کیفیت بسیار بالا در محیط های نوین صنعتی کار ساده ای نیست. مشکل و مسئله عمده تکامل سریع فن آوری است. در ۲۰ سال اخیر تحولات زیادی در فن آوری صنایع گوناگونی نظیر الکتریک، متالوژی، سرامیک، مواد مرکب و علوم شیمیایی و دارویی ایجاد شده است. این تحولات باعث پیدایش محصولات و خدمات جدیدی شده است.

به عنوان مثال در الکتریک، پیدایش مدارهای مجتمع، انقلابی در طراحی و ساخت رایانه ها و سایر محصولات الکترنیکی پدید آورد. فن آوری مدارهای مجتمع اولیه به فن آوری مدارهای چگال، فن آوری مدارهای مجتمع خیلی چگال و تحولات متناظری که در زمینه طراحی و تولید نیمه هادی حاصل شده است جایگزین شد.

زمانی که پیشرفت های فن آوری به طور سریع روی می دهد و با همان سرعت نیز فن آوری نوین برای سبقت گرفتن از رقبا استفاده می شود، مشکلات ساخت محصولاتی که باید از سطح مناسبی از کیفیت طراحی و انطباق برخوردار باشند به سرعت افزایش می یابد.

در اغلب موارد توجه کافی نسبت به کیفیت، بهره وری، کارایی و اقتصادی بودن تولید معطوف نمی شود. بدیهی است استفاده از یک روش بهبود کیفیت موثر باعث افزایش بهره وری و کاهش هزینه می شود. به عنوان مثال یک قطعه مکانیکی که در دستگاه کپی کاربرد دارد را در نظر گیرید. این قطعه به وسیله یک فرایند ماشین کاری به میزان تقریبی ۱۰۰ عدد در روز ساخته می شود. به دلایل مختلف، فرآیند در سطح عبور مستقیم حدودا ۷۵ درصد قرار دارد. به عبارت دیگر، ۷۵ در صد از خروجی فرایند با مشخصات فنی انطباق دارد و حدودا ۲۵ درصد از خروجی فرایند فاقد انطباق لازم است.

حدود ۶۰ درصد قطعات فاقد مشخصات فنی را می توان توسط دوباره کاری به قطعات مصرفی تبدیل کرد و قطعات باقیمانده باید دور ریخته شود. هزینه تولید هر قطع در این مرحله حدود ۲۰ دلار است. برای قطعاتی که بوسیله فرایند دوباره کاری به قطعات قابل مصرف تبدیل می شود یک هزینه اضافی ۴ دلاری نیز منظور می شود. بنابراین هزینه ساخت هر یک از قطعات تولید شده خوب برابر خواهد بود با:

$۲۲،۸۹=۹۰ /{(۱۵) ۴ – (۱۰۰) ۲۰- قطعه خوب / هزینه

باید توجه داشت که بازده این مرحله از فرایند بعد از انجام دوباره کاری، تعداد ۹۰ قطعه خوب و سالم در روز است.

با انجام یک مطالعه مهندسی روی این فرآیند مشخص می شود که منبع اصلی ایجاد این مشکل عدم استفاده کافی از روش های کنترل کیفی است. با استفاده از یک فرایند کنترل آماری میزان محصولات فاقد مشخصات فنی از ۲۵ درصد به ۵ درصد کاهش می یابد. از این ۵ درصد حدود ۶۰ در صد دوباره کاری و حدود ۴۰ در صد دور ریخته می شود. حال هزینه تولید هر قطعه خوب بصورت زیر خواهد شد:

۵۳ ،۲۰ $= ۹۰/ {(۳) ۴ + (۱۰۰) ۲۰} = قطعه خوب / هزینه

توجه به این نکته ضروری است که با استفاده از کنترل فرایند آماری هزینه های تولید تقریبا ۱۰،۳ درصد کاهش می یابد. به علاوه بهره وری نیز تقریبا ۱۰ درصد افزایش می یابد و یا به عبارت دیگر میزان تولید از ۹۰ قطعه سالم در روز به ۹۸ قطعه خوب در روز افزایش می یابد.

با انجام این کار، ظرفیت تولید بدون هیچگونه سرمایه گذاری اضافی، افزایش نیروی کار و یا هزینه های سربار افزایش یافته است. تلاش جهت این فرآیند با استفاده از روش های دیگر نظیر تولید به موقع و تولید ناب تا زمانی که پراکندگی کاهش نیافته باشد نمی تواند از اثربخشی لازم برخوردار باشد.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره مفاهیم مدیریت کیفیت بود، لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

مقایسه استاندارد ایزو با EFQM

کاملترین مقایسه استاندارد ایزو(ISO) با مدل سرامدی EFQM

مقایسه استاندارد ایزو ISO 9000 : 2000 با مدل سرامدی EFQM

از آنجا در مقاله های قبلی این دو مفهوم مهم در مدیریت کیفیت را بررسی کردیم حال به مقایسه کلی وجامع یک استاندارد و یک مدل پرداخته ایم.امیدواریم که این اموزش و بررسی برای شما عزیزان مفید واقع شود.

مقایسه استاندارد ایزو با EFQM

چکیده مقاله :

حرکت بسوی سر آمدی سازمانی، توسعه سیستم های کیفیت در یک سازمان و استقرار مدیریت کیفیت فراگیر درآن، فرآیند گذار مناسبی می طلبد، برخی صاحب نظران، مسیری را برای اینکار پیش بینی میکنند که از برآورده کردن حداقل نیازها، با پیاده سازی استانداردISO9000 آغاز میشود. مطالعات متعدد، نشان داده است کهISO9000  قدم ابتدایی مناسبی برای حرکت بسوی مدیریت کیفیت فراگیر است.

گام بعدی به عقیده آنان، منطبق کردن کسب و کار سازمان با یک مدل سرآمدی کسب و کار است  (Business  Excellence  Model ) استاندارد های خانوادهISO 9000 سالهاست که بعنوان یک زبان مشترک در بیان چگونگی برآوردن حداقل نیازهای یک سازمان، در حرکت بسوی رشد و توسعه بکار رفته اند. به نظر میرسد که این استانداردها، با پیروی از رویه معمول سازمان بین المللی استاندارد، روند روبه تکامل دارند.

درحالیکه ISO 9000:1994  یک  نظام تضمین کیفیت است، ISO 9000:2000 خود را یک نظام مدیریت کیفیت معرفی می کند و همچنین ISO 9004  زمینه های بهبودی مبتنی بر ISO9001  را برای حرکت بسوی سیستم مدیریت کیفیت عنوان می کند. در نتیجه یک ترتیب منطقی در استفاده از این استانداردها در سازمان مشاهده میشود.

سوالی که برای سازمانها درعمل پیش می آید این است که جایگاه استاندارد ISO9000:2000 در مسیر این حرکت چیست و ارتباط آن با مدلهای سرآمدی کسب و کار چگونه است ؟

در حال حاضر بیش از ۲۲۰۰ شرکت در ایران گواهینامه ISO9000  دارند که حرکت آنها بسمت سرآمدی، می تواند منشاء تحولی کیفی در صنعت ایران باشد. بحث جایزه کیفیت و استفاده از مدل مراجع مختلف درکشور ما مطرح شده است. به نظر می رسد در حال حاضر، دانش مناسبی در برخی سازمانهانسبت به استاندارد های مدیریت کیفیت وجود دارد، ولی هنوز سطح آگاهی نسبت به مدل های سر آمدی پایین است و درک این که یک سازمان، پس از پیاده سازی یک سیستم مدیریت کیفیت مبتنی بر ISO9000:2000 باید برای دست یابی به سطح مناسبی از سر آمدی در سازمان خود چه بکند.

نتایج مناسبی در حوزه عمل دربرخواهد داشت. در دیدگاه نوین ISO9000:2000 مدیریت کیفیت بر مبنای اصول و معیارهای پایه ای مدیریت کیفیت استوار می باشد بطوریکه در این الگوی اجرایی، الزاماتی به منظور تحقق اصول فوق در یک سازمان تدوین گردیده است که عبارتند از :

  1. ارکان مدیریت کیفیت
  2. مدیریت فرآیند
  3. بهبود مستمر

نگاهی به مدل تعالی سازمان بر اساس مدل EFQM

مسیر حرکت سازمان بسوی مدیریت کیفیت فراگیر و سر آمدی سازمانی :

برای حرکت سازمان بسوی مدیریت کیفیت فراگیر و پیاده سازی این سیستم در یک سازمان، مدلهای زیادی ارائه شده است. حتی یکی از کاربردهای مدلهای سر آمدی کسب و کار،ارائه مدلی عملی برای حرکت سازمان بسوی مدیریت کیفیت فراگیر عنوان شده است.

 ISO 9000:2000 استاندارد

این استاندارد ، تحت عنوان( سیستم های مدیریت کیفیت- راهنمایی ها برای بهبود عملکرد) از نظرساختار و شماره عناصر با ISO9001 یکسان است و بعنوان ((زوج هم خوان ))با آن شناخته میشوند. این استاندارد  کلیه عناصر ISO9001 را در برداشته و برای هر یک از عناصر نیز توضیحات تفصیلی بیشتری را ارایه داده است و تاکید آن بربهبود است. این استاندارد می تواند بصورت هم زمان از سویسازمانهایی که علاقه مند به استقرار الزامات ISO 9001 هستند مورد استفاده قرارگیرد.

ISO9004 راهنمای پیاده سازی ISO9001 نیست بلکه (حداقل بصورت نظری) قصد دارد تا پلی بین یک سیستم مدیریت قابل ممیزی (ISO9001) و یک سیستم سازمانی بالغ  Mature که تاکید بیشتری بر مشتری مداری و بهبود نتایج دارد (مثل EFQM)  برقرار کند .

تحقیقات نشان می دهد ISO9004:2000  از یک رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر برخورد دار است و اکثر معیارهای مدل های مشهود سرآمدی نظیر مدل MBNQA و EFQM  را حداقل از نظر ساختار ،پوشش میدهد.

مدلهای سرآمدی

در سال ۱۹۵۱ موسسه JUSE ژاپن (Union of Japaneses Scientists and Engineers) جایزه ای را به پاس خدمات دکتر دمینگ بنیان نهاد که اهداء آن، همچنان ادامه دارد. این مدل نگرش جدیدیبه بحث کیفیت ایجاد کرد و نیاز به همکاری و هماهنگی همه جانبه در سطح سازمان برای ایجادمحصولات با کیفیت را مطرح نمود.

(JUSE1996) در سال ۱۹۸۴ جایزه کیفیت کانادا طرح شد (NQI,2003 ) پس از آن در سال ۱۹۸۷ مدل کسب و کار جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج (MBNQA) در آمریکا مطرح گردد که در واقع پوشش دهنده تمامی اجزاء یک کسب و کار با درنظرگرفتن منافع تمامی ذینفعان بود. مدل جایزه کیفیت اروپا توسط بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت (EFQM) در سال ۱۹۹۱ ارائه گردید که بسیاری از کشور های اروپایی و غیر اروپایی ازآن پیروی کردند .(EFQM,1999)

در یک طبقه بندی کلی ، جوایز کیفیت را می توان به پنج دسته تقسیم نمود:

  • جوایز بین المللی
  • جوایز ملی
  • جوایز منطقه ای ، ایالتی یا محلی
  • جوایز گروههای تجاری یا انجمن های تخصصیجوایز شرکتها

مطالعات نشان می دهد که بیش از٩٠٠ جایزه معتبر کیفیت در سطح جهان وجود دارد.

European for quality Management مدل سرآمدی

در بین مدلهای سر آمدی کسب و کار مدل EFQM  به دلایل متعددی اهمیت بیشتری برای صنایع وسازمان های پیشتاز در کشور ما دارد. در یک نگاه کلی، مدل سرآمدی کسب و کار EFQM  شامل پنج جز اصلی است.

مفاهیم بنیادین سرآمدی در مدل EFQM

مفاهیم بنیادین سرآمدی، مفاهیمی هستند که این مدل برآنها بنا شده است و در واقع پایه و اساس مدل اند. نظریات اندیشمندان و عملکرد سازمانهای سرآمددر قرن بیستم، تصویری از سازمان رقم زده است که دراین مفاهیم گنجانیده شده است. این مفاهیم بنیادین بشرح زیر هستند :

الف)توانمندی سازمان : (Enablers)

معیارهای توانمندی ساز آنچه را که سازمان انجام میدهد پوشش داده و شامل معیارهای زیر است :

  1. (Leadership) رهبری
  2. (Policy Straegy) خط مشی استراتژی
  3. (People) کارکنان
  4. (Partnership& Resources)مشارکتها و منابع
  5. (Processes)فرآیند ها
ب) نتایج : (Results)

معیارهای نتایج آنچه را که سازمان بدست می آورد پوشش داده و شامل موارد زیر است :

  1. (Customer Results) نتایج مشتری
  2. (People Results) نتایج کارکنان
  3. (Society Results) نتایج جامعه
  4. (Key Performance  Results)نتایج کلیدی عملکرد

هر یک از عوامل فوق شامل چک لیست هایی است که همانند ممیزی سیستم های مدیریت کیفیت، نمراتی را به خود اختصاص می دهند. ممیزین مدل یاد شده با طرح سوالات مرتبط با هر یک از عوامل و مشاهده سوابق و اختصاص امتیاز نسبت به ارزیابی مدل اقدام می کنند.

در مدل EFQM معیارها روی هم، ۱۰۰۰ امتیاز دارند (۵۰۰ امتیاز برای توانمند سازها و ۵۰۰ امتیاز برای نتایج ) بعبارتی اگر سازمانی موفق شود که این مدل را کاملا در سازمان خود پیاده کند، می تواند ۱۰۰۰ امتیازبگیرد.

سازمانهای اروپایی میتوانندبطور سالیانه از EFQM برای ارزیابی سازمان خود تقاضا نمایند در صورتیکه سازمان حداقل انتظارات EFQM  را برآورده کند و بالاترین نمره ارزیابی را در میان متقاضیان کسب نماید بعنوان برگزیده معرفی و جایزه اصلی به آن تعلق خواهد گرفت. گرفتن حدود۷۵۰ امتیاز از این ۱۰۰۰ امتیاز، فقط در توان شرکت هایی با کلاس جهانی است که به نتایجپایدار در سر آمدی رسیده اند.

آیا ISO 9001 و مدل EFQM  مکمل یکدیگرند ؟

ایزو ۹۰۰۱ نتیجه یک تلاش جمعی است و در نتیجه یک انگیزه گروهی را ایجاد می کند. برای ثبت فرآیند ها هر کس باید متحمل تغییرات گردد. ایزو ٩٠٠١ پلی است ما بین توانمند سازهایEFQM  ونتایج این بدان معنی است که ایزو ٩٠٠١ عمدتا در مورد فرآیند مدیریت و کارکرد افقی بحث می کنددرحالیکه الگوی EFQM  در باره خود ارزیابی و الزامات دیگر مانند رهبری توانمند،کارکنان مشتاق وعلاقه مند و موضوعاتی از این قبیل است، با بهره گیری از ایزو ۹۰۰۱ می توان این الزامات را همگون وهماهنگ ساخت.

الگویEFQM  در طراحی ، کنترل و عمل کمک می کند در حالیکه ایزو ٩٠٠١ در اجرایی شدنمساعدت می کند. ویرایش جدید درباره راضی نگهداشتن مشتریان از طریق استفاده بهینه از فرآیند هابحث می کند این یک فرصت واقعی برای تمرکز بر روی اهداف اصلی است. استفاده ازISO9001:2000 به افزایش رضایتمندی مشتریان ازطریق فرآیند ها کمک خواهد نمود.

الگوی EFQM چگونگی بهره گیری از فرآیند ها را به ما می آموزد. بهره گیری از الگوی EFQM در زمان انتشار ایزو ۹۰۰۱:۲۰۰۰ ISO آسانتر شده است  حداقل می دانیم به چه می اندیشیم .در انتهای سال نتایجحاصل از ممیزی ویرایش جدید گواهینامه به ما نشان خواهد داد که تا چه اندازه اشتباه عمل کرده ایم .

مقایسه تطبیقی استاندارد ISO9001:2000 و مدل سر آمدی EFQM

نتایج مقایسه تطبیقی بین مدل EFQM  را می توان در سه دسته کلی مطرح کرد:

  1. تفاوت در ساختار و چار چوب دو مدل
  2. تفاوت در چشم انداز سازمان مطلوب ( سرآمد) در دو مدل
  3. تفاوت در الزامات و معیارهای دو مدل
مقایسه ISO 9001:2000  و مدل EFQM  از نظر ساختار کلی :

چارچوب مدل EFQM  ساخت یافته تر است و استاندارد ISO9000  رو به سمتی دارد که این ساخت یافتگی را در خود شبیه مدلهای سرآمدی ایجاد کند. بعبارتی استاندارد ISO9001:2000 برای اینکه ازنظر چار چوب ساختاری با EFQM قابل مقایسه شود نیاز به توسعه توسط استاندارد های خطوط راهنما در این خانواده از استاندارد ها دارد.

مقایسه  ISO 9000:2000-  و مدلEFQM  از نظر چشم انداز سازمان مطلوب دردو مدل :

میتوان گفت چشم اندازی که این دو مدل از یک سازمان ایده آل و سرآمد دارند از جنبه های زیر بایکدیگرمتفاوت است :

  1. مدل EFQM گام جامع تر و تعالی یافته تری به ذینفعان سازمان دارد و برخلاف استاندارد ISO9000:2000 که مشتریان را محور اصلی قرار می دهد به ایجاد روابط و پاسخ گویی به همه ذینفعان تمرکز دارد.
  2. تاکید مدلهای سرآمدی بر نوآوری و خلاقیت فردی و سازمانی دریک سازمان سرآمد بیشتر ازاستاندارد ISO 9000:2000
  3. جهت گیری کلی مدل EFQM  بر بهینه کاری ( هم سنجی ) است و در حالی که در استاندارد  ISO 9000:2000  به این مفهوم اشاره ای نمی شود .
  4. نگاه مدلEFQM  به فرآیند های سازمانی از وجه استراتژیک  است و نگاهISO9000:2000  ازوجه عملیاتی
  5. توجه به کارکنان در چشم انداز مطلوبISO9000:2000  ظریف تر از مدلEFQM  و با نگاهیشرقی تر است .
مقایسه ISO 9000:2000  و مدل EFQM  از نظر الزامات و معیارهای دو مدل

بررسی الزامات ISO 9001:2000  با معیارهای EFQM:1999 نشان می دهد:

  1. نگاه EFQM  به ذینفعان وسیع بوده و مشتریان، کارکنان، سهام داران و سرمایه گذاران، جامعه،  دولت قوانین و… را در بر می گیرد. اما ISO 9000:2000 تنها به ذینفعان زیر توجه دارد:
    مشتریان، سازمان از زاویه دید توانائی هایی که باید داشته باشد تا نیازهای مشتریان را برآورده کند. تامین کنندگان ن موثر بر کیفیت محصولات و خدماتی که به مشتریان عرضه می شود.
  2. نگاهISO9001:2000  به مقوله مدیریت، نگاهی مکانیکی و با توجه به فرآیندها، سیستم ها وسازو کارهایی است که میتوان آنها را به روشی نظام مند و ساخت یافته کنترل کرد و لذا حوزه هاییارگانیکی نظیر رهبری را کمتر در بر می گیرد.
  3. در ISO 9000:2000 شواهدی در موردمفاهیم زیر یافت نمی شود:
    بهینه کاوی
    یادگیری فردی و سازمان
    نوآوری و خلاقیت
    ارزشهای سازمانی
  4. نتیجه گرایی در استاندارد ISO9001:2000  ضعیف است، لذا تاکید بر این استاندارد ، نمیتواند سازمان را مطمئن به کسب نتایج کسب و کار کند. (٣۶ % را توانمند سازها و ١٣ % معیار نتایج را پوشش میدهد)
  5. نگاهISO9001:2000   به فرآیند های سازمانی نگاهی عملیاتی و متمرکز بر مفاهیم نظیر:
    طراحی و تدوین فرآیندها ، اندازه گیری ، پایش و کنترل آنها ، افزایش قابلیت فرآیند ها و… است درحالیکهEFQM  به جنبه های استراتژیک فرآیندها نظیر  مدیریت مبتنی بر فرآیند ، اتصال فرآیند هابه ساختار سازمانی و منابع ، هم راستایی فرآیند ها با یکدیگر و با چشم انداز ، ماموریت ، اهداف واستراتژی سازمان و… است .
  6. ISO9000:2000 از جنبه سیستماتیک و یکپارچه بودن بسیار قوی است و رویکرد های ساختیافته ای را بخصوص در حوزه اطمینان از برآورده کردن خواسته های مشتر ی ارائه می کند .
  7. EFQM   با توجه خاص به نیازهای مشتریان نشان می دهد که به دنبال ترغیب سازمان به آفریدن و ارائه محصولاتی است که مشتری ارائه آنها را وظیفه و  یا حتی در توان سازمان نمی دانسته و شاید بهآنها فکر نکرده است ، که نگاهی تهاجمی و برون  گرا است. اماISO9000:2000  در حد برآوردهکردن خواست مشتریان متوقف میشود رویکردی منفصلانه دارد (( Reactive )) ، به همین علتاشاره ای به وجود یک سیستم تکوین محصول جدید فعال در سازمان ندارد .
  8. ISO9000:2000  بر پایه بهبود مستمر  بنا شده است و مکانیز های تحول و مدیریت تحولات یکبارهدر آن پیش بینی نشده است . اما درEFQM  به تحول و مدیریت تحول توجه کانونی دارد و تا آنجائیپیش می رود که توانائی سازمان را برای جدا شدن از مدیر ارشدی که مانع رشد سازمان است ، می سنجد .  ٩- بر خلاف تاکیدISO9001:2000  اصول و مفاهیم بر مساله منابع انسانی ، وضعیت این وجه مهم درسازمان در این استاندارد در هردو حوزه نتایج و توانمند سازها ضعیف است ، لذا شاید یکی از حوزه هایاصلی توسعه و بهبود این استاندارد در آینده  مساله نیروی انسانی باشد.
  9. اصولا میتوان گفت کهISO9001:2000 به جنبه های سخت افزاری سازمان( نظیر فرآیند ها و منابعو شراکتها )بیش از وجوه نرم افزاری (نظیر منابع انسانی و رهبری توجه دارد) . تنها مورد نقص شاید در  خط مشی و استراتژی باشد، که اگر به این جنبه هم دقیق تر نگاه کنیم می بینیم توجهISO9001:2000  به تسری استراتژی نظیر ترجمه اهداف کیفی به برنامه های عملیاتی ، ارتباط اهداف سطوح بالا و پائین ،آگاه یافتن افراد از استراتژی های مرتبط و مسائل این حوزه کاملا بیشتر از مسائل حوزه تدوین استراتژی ،تدوین طرح های  کسب و کار ، نگاه به رقبا و محیط بیرونی و  بهرهگیری از فرهنگ و ارزش های سازمانیدر خلق استراتژی های موفق و سر آمد و  …است .

دیدگاه فرآیندگرا در استاندارد مدیریت کیفیت بر اساس ISO 9000 : 2000 لازمه عملکرد مناسب یک سازمان و امکان رهبری موفقیت آمیز آن ، این است که این سازمان به روشینظام مند و شفاف ، تحت هدایت و کنترل قرار گیرد.

موفقیت یک سازمان بیش از هر چیزی حاصل اجراو حفظ یک سیستم مدیریت است ، سیستمی که برای بهبود مستمر و کارایی سازمان ، طراحی شده و درعین حال نیازهای تمامی طرفهای ذینفع را مورد توجه قرار می دهد ، اداره چنین سازمانی ، محتاج کاربردشیوه های مختلف مدیریت می باشد که از جمله مهمترین آنها مدیریت کیفیت است. از آنجائیکهاصول مدیریت کیفیت، به عنوان زیر ساخت و ویرایش ۲۰۰۰ استانداردهای ISO9000:2000  درنظر گرفته شده است لازم است با اصول مدیریت کیفیت آشنا شویم.

مبانی مدیریت کیفیت :

دیدگاه نوین مدیریت کیفیت بر مبنای اصول و معیارها یی استوار است که سری استانداردهای ISO9000:2000  با تکیه بر همین اصول شکل دهی شده اند. تلاش ارزشمندی توسط کمیته فنی ۱۷۶ سازمان ایزو (ISO/TC176) صورت گرفته است که در الگوی اجرایی ISO9000:2000 نیزالزامات بر اساس همین اصول به نحوی موثری مورد توجه قرار گرفته است .

این اصول و مبانی عبارتند از :

  1. (Coustomer Focus) سازمان مشتری گرا
  2. (Leader Ship) راهبری و هدایت
  3. (Involve ment Of People) مشارکت همکاران
  4. (Process Approach)تفکر فرآیند گرا
  5. (Syestem approach to managememnt) تفکر سیستمی به مدیریت
  6. (Continual improvement) بهبود مستمر
  7. (Factual approach to decision making)تصمیم گیری مبتنی بر موضوع
  8. ارتباط با تامین کنندگان بر پایه منافع متقابل (Mutuall Beneficial Supplier relationships)

سازمان پایدار :

سازمانی قدرت بقاء و رشد دارد که بتواند بر روی نیازها و انتظارات و خواسته های مشتریان خود متمرکز گردیده ، بصورت سازمان یافته فعالیتهای خود را طرح ریزی و مدیریت نماید تا در شرایطی پایدار و قابلاطمینان و با هزینه های قابل قبول الزامات مشتری را برآورد سازد .

مشتری گرایی :

سازمان به مشتریان خود وابسته است.  بنا براین باید نیازهای فعلی و آتی آنان شناخته شود ، الزامات آنهابرآورده شده و تلاش گردد که از الزامات مشتری پا  فراترگذاشته شود .

راهبری :

راهبران، وحدت در هدف ، مسیر و محیط داخلی سازمان را ایجاد می نمایند . آنها محیطی را به وجودمی آورند که در آن ، کارکنان به طور کامل مشارکت داشته و سازمان بتواند به اهدافش دست پیداکند .

مشارکت کارکنان :

کارکنان در کلیه سطوح ، اساس یک سازمان را تشکیل می دهند. مشارکت کامل آنها باعث می شود ،توانائیهایشان در جهت منافع سازمان به کار گرفته شود .

دیدگاه فرآیند گرا : ( نگرش فرآیندی )

نتایج مورد انتظار هنگامی که منابع و فعالیتهای مرتبط با آنها به صورت(( فرآیند)) اداره شوند ، بسیارکاراتر به دست می آیند .

می توان هر فعالیت یا هر مجموعه ای از فعالیت ها را که از منابعی برای تبدیل ورودیها به خروجیهااستفاده می کنند ، به عنوان یک فرآیند در نظر گرفت. در اغلب موارد، خروجی یک فرآیند به طورمستقیم، ورودی فرآیند بعدی خواهد بود برای دستیابی مؤثرتر به نتایج مطلوب باید سازمانها بیاموزند به جای مدیریت فعالیت های مجزا و بخش شده، فعالیتها و منابع سازمان را در غالب فرآیندهای مرتبط به هم مدیریت کنند.

این کار مستلزم دستیابی به یک نگرش فرآیندی است. به عمل شناسایی ومدیریت نظام مند فرآیندهای موجود دریک سازمان و به ویژه تعاملات میان چنین فرآیندهایی،(( نگرش فرآیندی)) گویند .

استانداردهای سری ISO 9000: 2000 شوق استفاده از نگرش فرآیندی در اداره یک سازمان هستند، زیرا کیفیت، حاصل تعامل فعالیت های بخش های گوناگون است و اگر این تعامل نادیده گرفته شود ،یک سازمان هرگز نخواهد توانست به اهداف کیفی مورد نظر و یک سیستم مدیریت کیفیت مطلوبدست یابد و به ویژه با بهبود مستمر آن را محقق سازد .

سیستم مدیریت کیفیت بر مبنای فرآیند، که در استاندارهای مذکور مطرح هستند، ارائه شده است همانگونه که در این شکل مشاهده می شود طرحهای ذینفع نقش مهمی در تعیین ورودیهای سازمان برعهده دارند به همین دلیل همواره میزان رضایت ایشان باید، تحت نظارت سازمان قرار داشته باشد  بدین منظور لازم است اطلاعات مربوط به احساسات و نظرات طرفهای ذینفع از میزان برآورده شدننیازها و انتظارات ایشان به طور مرتب به سازمان بازخورد باید سازمان این بازخورد در جهت بهبود مستمرعملکرد خود بکار بندد .

لازم به ذکر است که در مدل نشان داده شده در، جزئیات فرآیندها قابل مشاهده نیست . مهمترین مزایای حاصل از بکار گیری اصل نگرش فرآیندی را می توان چنین برشمرد.

  1. کاهش مستمر هزینه ها و کوتاه شدن زمان چرخه های کاری ، به دلیل استفاده موثر از منابع ،
  2. بهبود نتایج عملیات و سازگار و قابل پیش بینی شدن این نتایج
  3. ایجاد امکان پرداختن به فرصتهای متمرکز و اولویت بندی شده برای انجام عملیات بهبود اقداماتی کهمعمولا در جریان بکار گیری اصل نگرش فرآیندی انجام می گیرند، عبارتند از :

۱-تعریف نظام مند فعالیتهای لازم برای حصول یک نتیجه مطلوب

۲-تعیین شفاف و روشن مسئولیتها و پاسخگوئی ها برای اداره فعالیت های کلیدی و مهم

۳- تجزیه و تحلیل و اندازه گیری توانش فعالیت های مهم

۴-شناسایی فصل مشترک های مهم در داخل و بین وظایف بخش های مختلف سازمان

۵-تمرکز بر عواملی همچون منابع ، روشها و مواد که منجر به بهبود به فعالیتهای مهم سازمان میگردند

۶-ارزیابی مخاطرات ، نتایج و اثرات فعالیتها برروی مشتریان تامین کنندگان و سایر طرفهای ذینفع

دیدگاه سیستمی به مدیریت :

شناسایی ، درک و اداره کردن سیستمی از فرآیند های مرتبط برای یک هدف معین شده موجب اثر بخشیو کارائی سازمان می گردد

بهبود مستمر :

یکی از اهداف دائمی سازمان بهبود مستمر می باشد، و هدف از بهبود مستمر یک سیستم مدیریت کیفیت، افزایش احتمال ارتقاء سطح رضایت مشتریان و سایر طرفهای ذینفع است اقداماتی که برای بهبود مستمردر چنین سیستمی باید صورت گیرند ، عبارتند از :

  • تجزیه و تحلیل و ارزیابی وضعیت موجود برای شناسایی حوزه های نیاز مند عملیات بهبود ،
  • تعیین اهداف قابل دسترسی برای بهبود
  • جستجوی راه حل های ممکن برای دستیابی به اهداف تعیین شده ،
  • ارزیابی راه های ممکن و گزینش راه حل مناسب
  • اجرای راه حل برگزیده
  • اندازه گیری، بررسی، تجزیه و تحلیل و ارزیابی نتایج حاصل از اجرای راه حل، برای تعیین اینکه آیا اهداف مورد نظر برآورده شده اند
  • تثبیت و رسمی کردن تغییرات

تصمیم گیری بر پایه موضوع :

تصمیم گیری مؤثر وصحیح بر پایه تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات درست و کافی اخذ می گردد.( استفاده از تکنیک های آماری )

ارتباط با تأمین کنندگان بر پایه منافع متقابل :

توانایی سازمان و تأمین کنندگان آن در ایجاد ارزش به وسیله برقراری متقابل بر پایه منافع مشترک ،افزایش می یابد .

مدیریت کیفیت و ارکان آن :

مدیریت کیفیت از چهار بخش یا رکن اساسی تشکیل یافته است :

  • ( quality planning ) طرح ریزی کیفیت

بخشی از مدیریت کیفیت که بر روی تنظیم اهداف کیفیتی و مشخص نمودن فرآیند های عملیاتی ومنابعی که به برآورده سازی این الزامات می انجامد متمرکز می گردد. طرح ریزی کیفیت به عنوان مهمترین رکن از ارکان مدیریت کیفیت با ید در سازمان مورد توجه خاص قرار گیرد .

  • ( quality control )  کنترل کیفیت

بخشی از مدیریت کیفیت ، که بر روی برآورده سازی الزامات کیفیتی متمرکز می گردد .

  • ( quality assurance ) تضمین کیفیت

بخشی از مدیریت کیفیت که بر روی فراهم آوری اطمینان لازم از اینکه الزامات کیفیتی برآورده میگردند متمرکز می گردد .

  • ( quality Improvement ) بهبود کیفیت -٢-۴

بخشی از مدیریت کیفیت که بر روی افزایش توانایی برآورده سازی الزامات کیفیتی  تمرکز  می نماید .

٣-دیدگاه فرآیند گرا :

مجموعه فعالیتهای مرتبط به هم یا متعامل که درونداد ها را به بروندادها تبدیل میکند .فرآیند ها مجموعه ای از فعالیتهای یک سازمان هستند که برای دسترسی به یک هدف با هم در ارتباط هستند .فرآیند ها عصاره مدیریت عملیات یک سازمان هستند که ورودیها را به خروجی ها تبدیل  میکنند .

مثالهایی از فرآیند ها ( Process Examples  )
  • فرآیند فروش یک سازمان
  • مراحل انجام سفارشات
  • فرآیند برنامه ریزی عملیات فروش
  • فرآیند طراحی محصول جدید
  • فرآیند نصب تجهیزات
نقشه های فرآیندها (Process Maps)
  •  نقشه های فرآیندها ابزاری عینی برای نمایش فرآیندهای یک سازمان بوده و با استفاده از آنها به راحتی می توان به تعاملات ، ورودی ها ، خروجی های فرآیند ها آگاهی پیدا نمود .
مزایای استفاده از نقشهای فرآیندی  ( Process Maps  Allow To )
  • کمک به تفهیم و درک فرآیندها
  • ساده سازی فرآیند ها و ایجاد تصویر ساده از سازمان
  • ایجاد امکان هدف یا اضافه نمودن فرآیند ها از طریق بررسیهای قدم به قدم
  • ایجاد و امکان طراحی مجدد فرآیند ها بصورت عینی .
  • نمایش شماتیکی قدمهای مورد نیاز هر یک از فرآیندها تشابه آنها با فلوچارتها
  • نمایش منطبق مورد نیاز برای دسترسی به نتایج مطلوب
علت استفاده از نقشه های فرآیندها( Process Maps Why Use)

ازآنجائیکه نقشه های فرآیندها تمامی ارتباطات را به روش ساده و مورد پسند طرفین ارتباطات نشان می دهد و این نقشه ها به راحتی قابل درک و شناسایی می باشند، به این دلیل مورد استفاده قرار میگیرند.با نقشه های فرآیند ها به راحتی می توان تمام فرآیندهای پیچیده را بر روش ساده نشان داد.

مشخصات فرآیند ها (Process Maps :A picture is worth 1000 words )

هر فرآیند ی از چند جزء اصلی شامل :

  • ورودی ها (شامل: مواد ، ماشین آلات ، تجهیزات ، نیروی کار، سرمایه و مدیریت)
  • فرآیند تبدیل
  • خروجیها (شاامل: کالا یا خدمات )
  • (Feed back)  بازخورد
ویژگی های نقشه های فرآیندها ( Attributes of Process Maps) :
  • سادگی در درک آن
  • قابل درک در تمامی سطوح سازمان
  • سادگی آن در نمایش فعالیت های پیچیده سازمان
  •   پیشگیری از هرگونه ابهام
  • صرفه جویی در زمان به هنگام آنالیز فرآیندها
  • امکان شناسایی هرگونه سایر موارد مبتنی برفرآیندها
مفاهیم اولیه در ترسیم نقشه فرآیند ها (  rms To  know Before we Start Mapping) :
  •  مسیر ممکنه : یک یا چندین انتخاب که از مسیراولیه انشعاب پیدا می کند .
  • معیار تصمیم گیری: به هنگام برخورد با مسیرهای ممکنه می بایست مابین انتخاب مسیر یکودو تصمیم گیری شود.(قبل از تصمیم سئوالاتی را طرح کرده و به آنها پاسخ دهید.)
  • نقطه بازرسی : تصمیم قبول یاردی که به هنگام خروجی یک فرآیند اتخاذ می شود .
  • ورودی  ها: شامل مواد، سرمایه و نیروی انسانی ، اطلاعات یا هر عاملی که در بررسی فرآیندنقش مهمی داشته باشد.
  • خروجی : نتایج نهایی که شامل کار یا خدمتی است که به مشتری ارائه می شود.
  • فرآیند های موازی : فرآیند دیگری است که می تواند درهمان زمان فرآیند اولی شروع شده باشد .
  • فرآیند اصلی: شامل فعالیتهایی است که می بایست برای دسترسی به خروجی مورد انتظار از ورودیهاانجام شود .
 چگونه نقشه فرآیند را ترسیم  کنیم ؟ (How to  create a process Map)

قدم اول : شناسایی یک فرآیند (Select A Process)

قدم دوم: تعریف فرآیند شامل : اهداف ، ورودیها و خروجیها(fine The Process Goals/Input/Output )

قدم سوم : ترسیم فرآیند اصلی ( Map The Primary Process ):

  • تعریف فعالیتهای مورد نیاز برای رسیدن به نتیجه مطلوب
  • نمایش فعالیتها با استفاده از علائم  تعریف شده
  • اطمینان از نمایش فرآیند های موازی

قدم چهارم : ترسیم مسیرهای ممکنه ( Map Alternative Processes )

  • تعیین نقاط تصمیم گیری درفرآیند اصلی
  • تشخیص مسیرهای ممکنه
  • اتصال مسیرها به مسیر اصلی و اولیه

قدم پنجم :  ترسیم نقاط بازرسی به منظور :Map Incpeetion Points

  • آزمون خطاهای احتمالی
  • بررسی رضایتمندی مشتری یا کاهش هزینه
  • تعیین نقاطی که ممکن است منجربه دوباره کاری درسازمان شود .

قدم ششم :  استفاده از نقشه تهیه شده برای بهبود فرآیندها ( Use Your Map To Improve The Process)

  • حذف قدمهایی که ارزش افزوده ایجاد نمی کند.
  • تهیه استاندارد برای فرآیند ها، عوامل موفقیت و عوامل شکست
مزایای استفاده از نقشه های فرآیند :(Benefits Of Process Maps)
  • ساده سازی فرآیند
  • اثر بخشی بالا به هنگام استفاده از فعالیتها
  • درک بالای فرآیندها و روشهای اجرایی
  • کاهش هزینه ها از طریق حذف یا کاهش فعالیتهای مازاد
  • نمایش موفقیتها و راه کارهای صحیح سریعتر فرآیندها
  • استفاده از نقشها به عنوان منابع آموزشی
مزایای نقشه های فرآیند :
  • برای طراحی مجدد فرآیندها در ابتدای امر مناسب هستند .
  • دربرگیرنده بخشهای اصلی فرآیندها هستند .
  • برای ارائه نظرات پیشنهادی و ارائه راهکارهای جدید مفید هستند .
نقشه های فرآیند (Detailed Process Maps) :
  • این نوع از نقشه ها برای هر یک از فرآیند های فرعی ارائه شده در سطح یک تهیه میشوند.
  • در اختصاص منابع به تصمیمات مختلف نقش ارزنده ای  ایفا می کنند
  • در تعریف معیارهای اندازه گیری عملکرد ها مورد استفاده قرار می گیرند.

اندازه گیری جهت ارزیابی فعالیت های تجاری سازمان :

سازمانهای امروزی در معرض تحولات و پیشرفت های کاملا دگرگون کننده در محیط رقابتی خود هستند، تحولی که ویژگی اصلی آن انتقال از عصر صنعتی به عصر اطلاعات می باشد . برای سازمانهایی که در جستجوی آینده ای بهتر در شرایط جدید هستند، دیگر ارزیابی مدیریت از طریق صرفا معیارهای مالی، کار آمد نمی باشد .

گذشته از این توجه به دارایی های نامشهود در سیستمهای اندازه گیری ضرورت بیشتری یافته است و میتوان اینگونه بیان کرد که معیارهای اندازه گیری مالی توسط سه دیدگاه معینی مشتری، فرآیند و کارکنان توسعه یافته است . آنچه که در این دیدگاه ضروری به نظر می رسد، همسو سازی این سه دیدگاه به سمت استراتژی های سازمان می باشد .

مسئولیت مدیریت :

مدیریت ارشد سازمان ،باید اطمینان حاصل کند  که در راستای جلب رضایت مشتری، نیازمند یهای او تعیین و برآورده شده اند و همچنین تعهد خود را به توسعه و اجرای سیستم و بهبود مستمر آن از طریق زیراثبات نماید:

  • تعهد و مشارکت
  • مشتری مداری
  • خط مشی کیفیت
  • اهداف کلان و طرح ریزی
  • ساختار سازمانی وتعیین نماینده
  • ارتباطات داخلی
  • بازنگری مدیریت

خط مشی کیفیت (Quality policy): 

مقاصد و جهت جلو گیری کلی یک سازمان در رابطه با کیفیت که رسما بوسیله مدیریت رده بالا اعلامشده باشد را خط مشی کیفیت سازمان گویند. در تدوین خط مشی کیفیت باید موارد ذیل مد نظر قرار گیرند :

  • خط مشی کیفیت باید متناسب با هدف سازمان باشد .
  • خط مشی کیفیت در سازمانی ابلاغ و درک شده باشد.
  • خط مشی کیفیت باید برای استمرار مناسب بودن آن بازنگری شود.
  • خط مشی کیفیت مستلزم چار چوبی برای تعیین و بازنگری اهداف کلان کیفیت است.خط مشی کیفیت باید شامل تعهد به رضایت مشتری ، مطابقت با الزامات و بهبود مستمر باشد.

 هدف کیفیت (Quality Objective) :

چیزی که در رابطه با کیفیت جستجو شود یا مقصود باشد .

  • تذکر ١ : اهداف کیفیت عموما مبتنی بر خط مشی کیفیت سازمان می باشد.
  • تذکر ٢ : اهداف کیفیت عموما برای انواع کارها و سطوح ذیربط در سازمانی مشخص میگردد ویژگیهای هدف کلان :
  • حتی المقدور بصورت کمی بیان شود( measurable)
  • درتمام بخش ها وسطوح مرتبط سازمان تعریف شود (relevant)
  • هدف کلان کردن حتی الامکان بایستی بصورت خاص بیان شود(specific)
  • باخط مشی سازگار باشد (consistent)
  • ( duitable  indicator) دارای شاخص مناسبی باشد
  • منطقی وقابل دستیابی وبر اساس توانائی های سازمان باشد (achievable)
  • در صورتیکه برای هدف کلان، اهداف خردتعریف شده باشد ، بایستی با هدف کلان سازگار باشند

۱-شاخص ها :

بدون اندازه گیری اهداف، ارزیابی اهداف یا پیشرفت های حاصله نمی تواند مورد بررسی قرار گیرند.در واقع مبنای تنظیم اهداف وجود معیارهای معنی دار است که می بایست نه تنها یک بار بلکه بارها درطول یک دوره زمانی بلند مدت مورد بررسی قرار گیرند. این عمل می تواند با ایجاد دستورالعمل هاییباعث توسعه در فعالیت ها و فرآیندهای درون سازمان گردد .

مزایای اندازه گیری :

  •  تعقیب روندها
  • عدم حدس و گمان ایجاد نگرش واقع گرایانه
  • شفافیت عملکردهای مربوط به فرآیند
  • فرصت برای پاسخ گویی سریع
  • الگوبرداری بالقوه باسایرین

٢- سیستم اندازه گیری فعالیتهای تجاری :

در هنگام تهیه شاخص های اندازه گیری ، باید به ارتباط منطقی آنها با سیستم اندازه گیری فعالیت هایتجاری توجه داشت .وجوه  مهم یک سیستم اندازه گیری:

  • بررسی واحدهای مختلف کاری/ فرآیندهای سازمان
  • ارتباط منطقی با دیدگاهها ، عوامل موفقیت و استراتژی های سازمان
  • تمرکز بر تعداد مشخصی از شاخص های اندازه گیری
  • یک دست بودن شاخص های اندازه گیری

بررسی مختلف کاری / فرآیندهای سازمان :

نظر به این است که اندازه گیری فعالیتهای تجاری موجب شفافیت عملکرد بخشها و واحدهای مختلفکاری می گردد. برخی از واحدها و بخش های مختلف کاری که نیاز به شاخصهای اندازه گیری متناسب با خود دارند عبارتند از :

  • امور مالی
  • مشتریان
  • تولید ارائه خدمات
  • کارکنان و امور پرسنلی
  • خرید
  • فروش

یک سیستم اندازه گیری خوب از طریق ایجاد تعادل میان شاخص های اندازه گیری واحدها اقدامات مهمرا برای سازمان اولویت بندی می نماید .

ارتباط منطقی با دیدگاهها، عوامل موفقیت و استراتژی های سازمان :

مدیریت ارشد سازمان در اولین قدم درونی و دیدگاههای سازمان را به اهداف و شاخص های سطح اول تبدیل می کند  ومعیارها(شاخصهای استراتژی). سپس نوبت به اولویت بندی اهداف بر اساس پاسخگوبودن آنها در قبال استراتژی سازمان، نتایج مالی و مشتری گرائی، می رسد.

پس از آن، فرآیندهایی که برای موفقیت در بازار حیاتی هستند شناسایی می گردند. در قدم آخر فرآیندهای موجود و همچنین فرآیندهای احتمالی آینده مورد بررسی قرار گرفته و شاخص هایی برای اجزای این فرآیندها در محدودهکارکنان سازمان شناسایی می گردند .

به منظور تعیین این که آیا اقدامات و عملکردهای اجرایی نتایج مطلوب را به همراه خواهند داشت ،اهداف مورد نظر سازمان مورد اندازه گیری قرار می گیرند. باید توجه داشت که معرفی شاخص هایاندازه گیری همیشه بر پایه اهداف سازمان صورت می گیرد .

تمرکز بر تعداد مشخصی از شاخص های اندازه گیری :

مطالعات نشان می دهد که هیچ کس قادر به بازرسی و کنترل مستمر بیش از ۱۵ تا ۲۰ متغیر در یک عملیات معین نیست . رمز موفقیت یک سیستم اندازه گیری در کاهش منابع داده ها به چند متغیر اندک اما مهم نهفته است . اولویت بندی داده هایی که در دسترسی هستند ، بسیار اهمیت دارد .

همگن بودن شاخص های اندازه گیری :

برخی از سازمانهای فهرستی از شاخص های معین برای ارزیابی یک عملکرد سازمان در اختیار دارند . اما برخی از واحدهای درون سازمان اقدام به جمع آوری داده هایی می کنند که هیچ ارتباطی با شاخص های مرکزی سازمان ندارد شاخص ها باید در سطوح بالای سازمان تعریف گردیده و سپس به شاخص های سطوح پایین سازمان تبدیل گردند.

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

حتما شما هم علاقه مندید مثله بقیه مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب فقط کافیه ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید و دکمه ارسال رو بزنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها
هدفم اینه که بازار کار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف تر کنم.

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

انواع استانداردهای ایزو

انواع استانداردهای ایزو که هر مدیر باید با آنها آشنا شود

انواع استانداردهای ایزو

یک مهندس صنایع، در هر حیطه شغلی که فعالیت میکند و به نوعی مدیر و رهبر آن قسمت است، آشنایی با انواع استانداردهای ایزو به آن کمک میکند تا سازمان یا شرکتی که در آن فعالیت میکند را از نظر بهره وری افزایش دهد. پس شمارا به خواندن این مقاله دعوت میکنم. اگر شما هم درباره این مقاله نظر یا پیشنهادی جهت کامل تر شدن آن دارید پایین این متن برای ما کامنت کنید.

 

در سال ۱۹۸۷ کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بین اامللی استاندارد سری استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ را به جهانیان ارائه نمود. هدف از تدوین این سری استاندارد بخ وجود آوردن الگوی بین المللی برای پیاده سازی و استقرار سیستم های مدیزریت و تضمین کیفیت بوده که مورد استقبال فراروان در سطح دنیا قرار گرفت.

درواقع استاندارد ایزو ۹۰۰۰ به یک محصول خاص داده نمیشودف بلکه فرایند تولید کالا یا خدمات را در یک واحد تجاری مورد ارزیابی قرار میدهد.

انواع استانداردهای ایزو

مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۹۰۰۰

  • بررسی مجدد فعالیت های سازمان بر اساس اهداف سازمان و رفع کاستیها
  • شفافیت فرآیندها و شاخص ها در سازمان
  • جلوگیری از دوباره کاری ها به واسطه تعریف فعالیتهای برنامه ریزی شده و سیستماتیک
  • کاهش هزینه ها
  • ایجاد اطمینان و اعتماد در درون سازمان
  • مشخص شدن حیطه وظایف و اختیارات سطوح مختلف سازمان
  • ایجاد اطمینان و اعتماد در میان مشتری
  • افزایش توان رقابت در عرصه بین المللی

دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی، خدماتی و پژوهشی و آموزشی و غیر کاربرد دارد.

استاندارد  ISO 14000

استانداردهای خانواده ۱۴۰۰۰ISO  شامل استانداردهای بین الملی در رابطه با سیستمهای زیست محیطی است.این استانداردها در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط کمیته فنی ۲۰۷ سازمان ایزو بوجود آمدند.یک سیستم مدیریت زیست محیطی میتواند به عنوان بخشی از سیستمهای جامع مدیریت به حساب آید.این سیستم شامل ساختار سازمانی، فعالیتهای طرحریزی، تعریف مسوولیتها، تعیین روشها و فرایندها و همچنین در اختیارگیری منابع لازم برای تهیه، اجرا، بازنگری و حفظ خط مشی زیستمحیطی سازمان است.

این استاندارد مساله اصلی فرآیند تولید و به عبارتی پشت پرده عرضه یک کالا است، نه خود کالا.در واقع این گواهینامه به واحدی اعطا میشود که در درازمدت برنامههای عملی برای کمک به پاکیزه ماندن محیط زیست داشته باشد و آنها را به درستی اجرا کند.

مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۱۴۰۰۰

  • ایجاد سیستمهای مدیریت زیست محیطی که منجر به حفاظت بیشتر از محیط زیست می شود .
  • به حداقل رسانیدن موانع غیر تعرفه ای تجاری و تسهیل تجارت بین الملل با توجه به بها دادن بیشتر به محیط
  • زیست در سازمانها
  • جلب مشتریان بیشتر و افزایش سهم بازار در سطح بین المللی
  • افزایش رعایت مقررات و قوانین مربوط به محیط زیست
  • استفاده بهینه از منابع طبیعی
  • ایجاد ارزش افزوده بیشتر برای سازمان

دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه صنایع و سازمانهای مختلف تولیدی و خدماتی کاربرد دارد.

استاندارد OHSAS 18001

سری ارزیابی ایمنی بهداشت شغلی ( Safety Assessment Series & Occupational Health ) استانداردی قابل امتیازبندی و اخذ گواهینامه است. در سال ۱۹۹۸ کمیتهای متشکل از موسسه استاندارد بریتانیا، شرکتهای اصلی گواهی دهنده انگلستان و سایر سازمانهای بینالمللی استاندارد تشکیل شد که هدف آن تهیه و تدوین استانداردی واحد بود. OHSAS 18001 در پاسخ به نیاز سازمانها به یک استاندارد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، که بوسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را در زمینههای بهداشتی و ایمنی ارزیابی کنند تدوین شده است.

ساختار استاندارد ۱۸۰۰۱OHSAS  سازگار با استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ و ایزو ۱۴۰۰۰ است تا سازمانها بتوانند به  راحتی سیستمهای مدیریت کیفیت، محیط زیست و بهداشت شغلی و ایمنی را با یکدیگر ادغام و سیستم مدیریتی یکپارچهای را ایجاد نمایند. یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، سازمان را در شناسایی، حذف و یا به حداقل رساندن خطرات مرتبط  با بهداشت و ایمنی کارکنان خویش و سایر طرفهای ذینفع که در معرض آن قرار دارند، یاری میکند.

مزایای بکار گیری استاندارد OHSAS 18001

  • تفکری طرح ریزی شده و مستند در ارتباط با بهداشت و ایمنی شغلی
  • ساختاری مناسب برای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی
  • ایجاد محیط کاری ایمنتر و سالمتر
  • افزایش آگاهی و دانش در خصوص مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی
  • کاهش ریسک حوادث، رویدادها و….

دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی کاربرد دارد. در ادامه این مطلب به یکی دیگر از انواع استانداردها ایزو میپردازیم

استاندارد ISO 22000

ایمنی غذا وابسته به بروز مخاطرات بیماریزایی غذایی در هنگام مصرف میباشد. کنترل کافی و مناسب در طول زنجیره غذایی امری ضروری بنظر میرسد چرا که در هرمرحله از زنجیره غذایی ممکن است مخاطرات ایمنی غذا رخ دهد. لذا رسیدن به ایمنی غذا بایستی با تلاش همه گیر طرفهای زنجیره غذا صورت پذیرد.بکارگیری این استاندارد به سازمانهایی که در ردههای مختلف زنجیره غذایی قرار دارند کمک میکند که بتوانند  مخاطرات موجود در سیستم خود را شناسایی و کنترل نمایند.

این استاندارد مجموعه ترکیبی موثری را جهت حصول اطمینان از ایمنی غذا در طول زنجیره غذایی ایجاد مینماید که عناصر کلیدی آنها شامل ارتباط متقابل، سیستم مدیریت، برنامههای پیشنهادی و اصول HACCP میباشد.

دامنه کاربرد: کلیه سازمانها در محدوده زنجیره غذایی شامل تولیدکنندگان مواد اولیه در کارخانههای تولید مواد غذایی و خوراک دام، عوامل درگیر با حمل و نقل و انبارش، فروشگاههای خرده فروشی و تامین کنندگان خدمات مرتبط با غذا نظیرخدمات بستهبندی و … میتوانند از این استاندارد بهره جویند.

 ISO/IEC 17020 استاندارد

یکی از استانداردهای تخصصی است که برای معیارهای عمومی برای فعالیت انواع مختلف سازمانهای بازرسی کننده میباشد. هدف از این استاندارد مشخص کردن معیارهای عمومی سازمانهای بازرسی کننده بیطرف, قطع نظر از بخش مورد بازرسی, میباشد.

این استاندارد همچنین معیارهای استقلال را نیز مشخص می نماید. این استاندارد برای استفاده سازمانهای بازرسی کننده و مراجع تایید صلاحیت و نیز سایر سازمانهای مرتبط با شناسایی صلاحیت سازمان های بازرسی کننده در نظر گرفته شده است.

دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه شرکت ها و موسسات بازرسی کاربرد دارد.

مقاله مرتبط مخصوص شما: ایزو ۹۰۰۱ چیست ؟

 ISO/IEC 17025 استاندارد

روند تخصصی شدن فعالیتهای سازمانها موسسات و سازمانهای تدوین کننده استاندارد را بر آن میدارد تا نیازمندیهای خاصی را جهت حصول اطمینان از کیفیت خدمات این نوع سازمانها تدوین نمایند. علاوه بر استاندارد ایزو ۹۰۰۰ که الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت را برای کلیه سازمانها بیان مینماید در صنایع مختلف استانداردهایی منتشر میشود که الزامات خاصی را برای آن تعریف مینماید که این الزامات به صورت مکمل – جایگزین الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت سازمان را شکل میدهد. این استاندارد تخصصی برای تشریح سیستم مدیریت کیفیت آزمایشگاهها تدوین شده است.

به بیان دیگر این استاندارد برای کلیه آزمایشگاههای ارایه دهنده خدمات اندازه گیری، تست، آزمون و کالیبراسیون (آزمایشگاههای صنعتی) بدون توجه به تعداد پرسنل یا گستردگی محدوده فعالیتهای آن قابل کاربرد میباشد.

استاندارد ISO/TS 16949

با وجود آنکه استانداردهای سری ایزو ۹۰۰۰ به دلیل ماهیت مستقل خود، برای بسیاری از نهادها به عنوان پایه و اساس ساخت سیستم مدیریت کیفیت قرار گرفته، اما برخی از حوزههای اقتصادی به خصوص، مانند صنایع خودرو ،که علاقه بیشتری به برآورده شدن خواستههای کیفی خود دارند اقدام به تدوین الزامات ویژه خود نمودهاند و اجرای این خواستهها را برای تامین کنندگان خود الزام نموده اند.

از آنجا که تعداد این الزامات سبب بروز مشکلاتی در خصوص ارزیابی مکرر خواستههای متفاوت برای قطعه سازان طرف قرارداد, خودروسازان مختلف شده است. بررسیها برای حل این مشکل منجر به تشکیل گروه کاری بین المللی صنعت خودرو گردید که این گروه کاری با همکاری کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بین المللی استاندارد اقدام به یکپارچه سازی الزامات خودروسازان جهان نمود.ماحصل این تلاش انتشار مشخصه فنی ایزو گردید. در تدوین این مشخصه فنی مراجع ذیل به کار گرفته شده است:

  • سری استانداردهای بینالمللی مدیریت کیفیت
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان آمریکایی
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان ایتالیایی
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان فرانسوی
  • نظامنامه های مرجع خودروسازان آلمانی

استاندارد HACCP

مجموعه الزامات مربوط به سیستم مدیریت بهداشت مواد غذایی است که به معنی تجزیه و تحلیل خطر و نقاط کنترل بحرانی میباشد که برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ در کنفرانس ملی حفاظت مواد غذایی مطرح شد. سپس درسال ۱۹۷۳ سازمان فضا نوردی آمریکا (ناسا) با همکاری شرکت پیلسبوری این سیستم را برای اطمینان از سلامت مواد غذایی فضا نوردی اجرا کردند.

این سیستم در سال ۱۹۸۵ به اطلاع عموم رسید و در سال ۱۹۹۳ توسط کمیسیون کدکس پذیرفته شد.در سال ۱۳۷۷ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران آیین کار استفاده از آنرا تحت عنوان استاندارد ملی ۴۵۵۷ منتشر کرد. حروف کلمات این سیستم با هدف ایمنسازی فرآیندهای تولید مواد غذایی و پیشگیری از بروز حوادث ناشی از مشکلات بهداشتی مواد غذایی در سازمانها مستقر میشود.

مزایای بکارگیری استاندارد

استقرار این سیستم در سازمان با توجه اجرای مراحل کنترل مناسب و موثر در طول فرآیندهای پذیرش مواد اولیه ،تولید محصول، انبارش و نگهداری و ارسال محصول به سازمان اطمینان میدهد که با حداقل هزینه مطمئن ترین کنترلها را انجام میدهد و میتوان به مزایای زیر اشاره کرد:

  • ایجاد اطمینان در مصرف کنندگان محصولات
  • حرکت به سمت تولید بدون نقص
  • پیشگیری از مخاطرات شیمیایی، میکروبی و فیزیکی که ممکن است در فرآوردههای غذایی موجب خسارت رساندن به مشتری و کاهش اعتبار سازمان شود
  • سازگاری با سایر سیستم های مدیریت کیفیت
  • کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی که در زنجیره تامین مواد غذایی جامعه نقش ایفا میکنند مانند مجتمع های کشت و صنعت، تولید کنندگان مواد غذایی، توزیعکنندگان مواد غذایی، سردخانه ها و…. می توانند با استفاده از این اصول نسبت به تضمین سلامت محصولات غذایی خود اطمینان لازم را کسب نمایند.

استانداردIMS  و HSE

یک سیستم مدیریت سازمان یافته چارچوبی ایجاد میکند که در قالب آن افراد میتوانند به طور منظم برای سازمان کار کنند و در مقابل درآمد مطلوب با روش کارآمد و موثر بدست بیاورند.به عبارت دیگر سیستم مدیریت روشی است که ما میخواهیم کارها انجام شوند. سیستم مدیریت میتواند در زمینه های گوناگونی همچون کیفیت، بهداشت و ایمنی و محیط زیست مدنظر قرار گیرد. بطور طبیعی مرکز توجه و تأکید هر یک از اجزاء سیستم با دیگری تفاوت دارد.

یک مقاله دیگر برای شما پیدا شد : سیستم مدیریت یکپارچه چیست ؟

به عنوان مثال، سیستم مدیریت کیفیت بر نیازهای مشتری تأکید دارد، در حالی که سیستم مدیریت محیط زیست نیازهای طیف گستردهای از طرفهای ذینفع و تقاضای رو به رشد جامعه نسبت به حفاظت محیط زیست را بیان میکند و سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی کانون توجه خود را بر حفظ ایمنی سرمایهها و بهداشت شغلی نیروی انسانی در سازمان قرار میدهد.

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم علاقه مندید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

استانداردهای کیفیت

اهمیت یادگیری استانداردهای مدیریت کیفیت | مصاحبه با وحید رهنما

سلام و خسته نباشید خدمت کاربران عزیز،از آنجا که همه مهندسان صنایع میدانند که یک سازمان یا یک شرکت با پیاده سازی استانداردهای کیفیت از نظر بهره وری و رشد نتایج خوبی بدست می آورد و این مسئله برای همه کسانی که در این رشته به نوعی فعالیت میکنند بدیهی است لذا برای درک دقیق تر و بهتر شما عزیزان یکی از اساتید باتجربه در این حوزه مصاحبه ای ترتیت داده ایم که در این مقاله به شرح آن میپردازیم.

 

آقای مهندس وحید رهنما مدرس دوره ها آموزشی در خصوص استاندارد های مدیریتی و سر ممیز بین المللی میباشند. برای شناخت بیشتر شما عزیزان بخشی از رزومه ایشان در اینجا نوشته شده است :

وحید رهنما

  • کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
  • سرممیز رسمی و بین المللی ISO 9001:2015 تحت اعتبار IRCA
  • ممیز رسمی شرکت IMQ Italy
  • کارشناس و مدیر پروژه IMS شرکت آرشانیک آوید
  • مدیرپروژه تحقیقاتی مدلسازی ارزیابی ریسک شرکت سایپا
  • عضو انجمن مدیران کیفیت ایران
  • عضو انجمن مهندسان صنایع ایران
  • دبیر کمیته مهندسی صنایع ،مدیریت و HSE مرکز رشد واحدهای فناور دانشگاه امام حسین(ع) جهت اجرای پروژه های علمی و پژوهشی قرارگاه خاتم الانبیاء
  • ارزیاب جایزه ملی رضایت مشتری شرکت فولاد امیرکبیر کاشان، شرکت گاز اهواز
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2015 پتروشیمی بندرامام خمینی (ره)
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت یکپارچه IMS پتروشیمی ایلام
  • کارشناس پروژه BPR مهندسی مجدد فرآیند دانشگاه امام صادق (ع)
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2015 شرکت آبنوس پالایش
  • مشاور استقرار سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2015 شرکت الکتروژن و…. که برای طولانی نشدن در اینجا ذکر نشده است. در ادامه به شرح این مصاحبه میپردازیم

 

 

اهمیت و ضرورت یادگیری استانداردها

استاندارد چیست ؟

تا کنون برای استاندارد و استاندارد کردن تعاریف مختلفی ارایه شده ولی اگر بخواهیم استاندارد را در یک جمله تعریف کنیم باید گفت استاندارد یعنی پیروی از یک الگو که منجر به ایجاد نظم در یک سازمان، واحد یا محصول می‌شود.

انواع استاندارد؟

استانداردها به انواع استانداردهای کارخانه‌ای، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی قابل تقسیم‌بندی هستند. در استانداردهای کارخانه‌ای واحد تولیدی راسا محصولاتش را با کیفیت‌های مختلف کدگذاری می‌کندکه این نوعی از استاندارد است. استاندارد ملی نیز همانطور که ازنامش پیداست اینگونه تعریف می‌شود که در هر کشوری یک سری استانداردهای مخصوص آن کشور تدوین می‌شود و این وظیفه در ایران به عهده سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران است.

استانداردهای این سازمان در حال حاضر به دو نوع استانداردهای اجباری وتشویقی تقسیم می‌شودبه گونه‌ای که ما هم ‌اکنون حدود۸۰۰ استاندارد اجباری و حدود ۱۰هزار استاندارد تشویقی داریم. در مورد استانداردهای منطقه‌ای باید گفت: قسمت‌های مختلفی از جهان برای خود حداقل‌های خاصی را تعیین می‌کنند و تمام محصولاتی که به آنجا وارد می‌شود باید این حداقل‌ها را داشته باشند.

مثلا هر محصولی که بخواهد وارد بازار اروپا شود باید استانداردهای این منطقه را داشته باشد. فراتر از تمام این استانداردها، استانداردهای بین‌المللی است که توسط سازمان جهانی استاندارد تدوین می‌شود که از این دست می‌توان به انواع استانداردهای ایزو اشاره کرد. در این زمینه و برای هر مبحث در زمینه‌های مدیریت کیفیت، مدیریت زیست محیطی، ایمنی و بهداشت شغلی، مدیریت ایمنی مواد غذایی، امنیت اطلاعات ، صنایع خودروسازی و… استاندارد مخصوصی وجود دارد.

این استانداردها چه رابطه‌ای با اشتغال دارند؟

اگر در سال‌های اخیر به برخی آگهی‌های استخدامی نگاهی بیندازیم مخصوصا در رشته‌های فنی برای جذب به غیر از آشنایی با کامپیوتر و زبان انگلیسی، آشنایی به الزامات ایزو نیز اضافه شده است و پیش‌بینی می‌شود در آینده به عنوان یک شرط اصلی مطرح شود. با این شرایط طیف وسیعی از فارغ التحصلان دانشگاهی در رشته‌های مختلف می‌توانند با فراگیری این دوره‌ها به عنوان کارشناس، مشاور، ممیز و… مشغول به کار شوند.

فارغ التحصلان چه رشته‌هایی می‌توانند دوره های استاندارد را آموزش ببینند و در زمینه استاندارد فعالیت‌ کنند؟

به دلیل اینکه استانداردهای مدیریتی اختصاص به صنعتی خاص نداشته و حتی بسیاری از واحدهای خدماتی بزرگ و کوچک می‌توانند از این استانداردها استفاده کنند به همان نسبت فارغ‌التحصیلان تمام رشته‌ها نیز می‌توانند در قسمت‌های مختلف در ارتباط با استاندارد فعالیت کنند. با این وجود در سال‌های اخیر در ایران بیشتر مهندسان صنایع، فارغ التحصیلان رشته‌های زیر مجموعه مدیریت و دانش آموختگان بعضی از رشته‌های مهندسی‌ همچون مکانیک به این سمت روی آورده‌اند ولی هیچ گونه محدودیتی در زمینه حضور سایر رشته‌ها وجودندارد.

مطلبی که شاید برایتان مفید باشد : ایزو ۹۰۰۱ چیست ؟

 

استانداردها با سرعت گسترش می‌یابند و بازارکار گسترده‌ای را به روی فارغ‌التحصیلان گشوده‌اند. ما همه روزه شاهدیم استاندارد جدیدی تدوین می‌شود. برای مثال اخیرا استانداردی تدوین شده که مخصوص آزمایشگاه‌های پزشکی است و باتوجه به تعداد زیاد این آزمایشگاه‌ها در سطح کشور می‌تواند برای افرادزیادی ایجاد اشتغال کند. حتی به فارغ‌التحصیلان علوم انسانی نیز پیشنهاد می‌کنم که بیایند و در قسمت‌های مختلف استاندارد مخصوصا استانداردهای واحدهای خدمات مشغول به کار شوند.

آیا آماری از تعداد فعالان بخش استاندارد در ایران وجود دارد؟

در این زمینه آماردقیقی وجود ندارد. قسمتی از فعالان زیرنظر موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مشغول به فعالیت هستند که با توجه به گستردگی فعالیت آنها تعداد قابل ملاحظه‌ای را در بر می‌گیرد. در زمینه استانداردهای مدیریت کیفیت هم‌اکنون حدود ۳۰شرکت اقدام به صدور گواهینامه‌های بین‌المللی ایزو می‌کنند و در کنار آنها حدود ۸۰۰ مشاور نیز داریم که به صورت حقیقی و حقوقی در جهت پیاده‌سازی این استانداردها مشغول به کار هستند.

در زمینه استانداردهای جدید تعداد مشاوران و فعالان محدودتراست ولی در استاندارهایی همچون ایزو ۹۰۰۱ که مدت زمان بیشتری از ورود آن به کشور می‌گذرد به همان نسبت تعداد کارشناسان نیز بیشتر است. به طور کلی در فرایند گرفتن ایزو به غیر از یک یا دو مهندس که باید به این مبحث آشنایی داشته باشند، یک مشاور، یک ممیزو یک مدرس دوره‌ها برای کارگران به طور مستقیم مشغول به کار هستند.

چرا دانشجویان باید ایزو یاد بگیرند ؟

  1. آشنایی با الزامات استانداردهای مدیریت کیفیت
  2. ایجاد تفکر سیستمی و رویکرد فرآیندی در مقابل رویکر وظیفه گرا و جزیره ای
  3. اهمیت توجه به اصل اول  استاندارد مدیریت کیفیت یعنی مشتری محوری
  4. آشنایی بامفاهیم  تفکر مبتنی برریسک ، مدیریت تغییرات ، مدیریت ریسک ها و فرصت ها ، مدیریت دانش و…
  5. توانایی در طرح ریزی فرآیندهای سازمان درچارچوب خط مشی ،برنامه استراتژیک ، اهداف کلان ، نقشه فرآیندها و…
  6. آشنایی با اصل بهبود مستمر
  7. توانایی اداره جلسات بازنگری مدیریت و ممیزی داخلی
  8. کسب تجارب پیاده سازی ایزو در شرکت های مختلف
  9. توانایی در طراحی مستندات مورد نیاز سازمان ها شامل فرم ها ، روش های اجرایی و…
  10. آشنایی با نحوه پیاده سازی ایزو  توسط شما در هر سازمانی
  11. افزایش مهارت های مدیریتی برای شغل نماینده مدیریت یا مدیریت کیفیت و سیستمها و روش ها
  12. توانایی در ارائه مشاوره استاندارد مدیریت کیفیت به سازمان ها
  13. تحقیق و پژوهش در زمینه استانداردهای مدیریت کیفیت ، چالش های پیش رو و ….
  14. کمک به سازمان ها در جهت ساخت و عرضه کالاها و خدمات موثرتر، ایمن تر و بهداشتی تر
  15. تقویت رزومه کاری و موفقیت در مصاحبه های شغلی

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم. همچنین میتونید کامنت بگذارید و به ما بگید که دوست دارید با کدوم از اساتید دیگه که در هر حوزه ای از مهندسی صنایع فعالیت میکنند مصاحبه کنیم و همینطور سوالاتتون رو با ما به اشتراک بگذارید تا بتونیم به اونها پاسخ بدیم. پس به ما بگید که به چی نیاز دارید.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مصاحبه برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.

 

 

۵ عنصرکنترل کیفیت که درسازمان شما باید وجود داشته باشد

عناصر کنترل کیفیتی که باید در سازمان شما وجود داشته باشد

پس از اتمام ذهنیت کنترل کیفیت، می خواهید اطمینان حاصل کنید که تمام شرایط  لازم برای طی کردن مسیری درست در طول تولید وجود دارد. جنبه های مختلفی وجود دارد که کنترل کیفیت را تشکیل می دهند و هر کدام به اندازه یکسان اهمیت دارند.

در اینجا برخی از مواد اصلی مورد نیاز برای استفاده از یک راه حل مدیریت کیفیت سازمانی کامل را مورد بررسی قرار داده ایم:

جمع آوری و ادغام داده ها

ضرورت  دارد که شما طرح خود را متناسب با معیارهای کیفیت بسازید این فرآیند با تجزیه و تحلیل تولید شما آغاز می شود تا نقاط قوت و ضعف خود را بیابد و اهداف واقع بینانه را برای شرکت شما تعیین کند. این اهداف در درجه اول به فرآیندهای فردی مربوط می شود و مراحل اولیه شامل شناسایی جایی است که شما می توانید نقاط ضعف  خود را از بین ببرید و اینکه چگونه از  بهبود عملیات خود استفاده کنید.

 

نظارت بر زمان واقعی و هشدارهای فوری

در سازمان های امروز، حیاتی است که شما به نظارت بر زمان واقعی و هشدارهای فوری دسترسی داشته باشید تا بتوانید از بروز هر گونه مشکل ، مانند تغییرات، محصولات ناامن یا مواد نامتعادل در هنگام تولید جلوگیری کنید . هنگامی که شما به نظارت بر زمان واقعی دسترسی دارید، می توانید دقیقا زمانی که هنگام شروع تولید چیزی اشتباه می کنید را مشاهده کنید و به منظور اصلاح آن اقدام کنید.

 

این مقاله هم مفیده واستون : چگونه می توانم برنامه تضمین کیفیت یا کنترل کیفیت بنویسم؟

مدیریت گردش کار

هنگامی که فرآیندهای تولید اتوماتیک می شوند، اگر چیزی در شرکت اشتباه باشد و براساس آن عمل شود کارگران این موضوع را گوش زد میکنند .علاوه بر اطمینان از اینکه این کار ثابت می شود، تکنولوژی اتوماتیک یک سند کاغذی را نشان می دهد که نشاندهنده ی اطلاع یک کارگر از این مسئله است، به طوری که او میتواند در این وضعیت کار کند. اتوماسیون فرآیند، مسئله ی یکپارچگی کارگر را حذف می کند و تضمین می کند که مشکلات برطبق آن حل شود.

 

گزارش پیشرفته

اطلاعات لازم برای تولید داده های خام به اندازه کافی ثبت نشده است .مدیران باید بتوانند این اطلاعات را به دست آورند و از طریق گزارش پیشرفته به منابع ارزشمندی تبدیل کنند

یک راه حل مدیریت سازمانی کامل شامل قابلیت های گزارشگری پیشرفته مانند نمودار جعبه و ویسک و پارتو و هیستوگرام است. داده ها باید تجزیه تحلیل شوند و با توجه به روند عملکردشان در طول زمان  محک زده شوند.

 

مخزن پایگاه داده تنها

هنگامی که داده ها از سیستم های اختصاصی فناوری اطلاعات استخراج می شوند، به هیچ وجه تصویر دقیقی از فرآیند شما مشخص نیست. داده ها باید در یک مرکز کنترل کیفیت واحد به منظور بررسی دقیق فرایندها جمع آوری و ذخیره شده و اطمینان حاصل شود که مدیریت کیفیت سازمانی در حال انجام است.

حال سوال اینجاست که، آیا شما یک راه حل مدیریت کیفیت سازمانی قوی در شرکت خود دارید؟

 

 

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره عناصر کنترل کیفیت در سازمان بود لذت برده باشید.نظرات خودتون رو واسه ما کامنت بزارین تا ما بتونیم هر چه بیشتر از اونها واسه بهتر شدنه تیممون استفاده کنیم.

 

حتما شما هم دوست دارید مانند دیگر مهندسان صنایع از مقاله های جدید ما باخبر بشین، خب کافیه که فقط ایمیلتونو داخل فرم زیر وارد کنید. به همین راحتی :)

 

دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی صنایع، فعال در حوزه دیجیتال مارکتینگ و علاقه مند به استارت اپ ها و دوست دارم که هر روز آموزش های بیشتری برای مهندسان صنایع تولید کنم

احمد جعفری

اگر این مقاله برای شما مفید بود برای دوستان خود هم به اشتراک بگذارید تا بقیه هم از این مطلب استفاده لازم را ببرند.