کار تیمی و گروهی از مهارت های یک مهندس صنایع | حتما بخوانید

کار گروهی

 

کار گروهی

 

کار گروهی از مهم ترین ارکان شخصیتی افراد حسن مدیریت و ایجاد هماهنگی بین نیروها و اعمال فردی و اجتماعی است. چراکه استعداد و پشتکار بدون حضور و اعمال برنامه معین و مشخص به نتیجه میرسد و برنامه بدو نداشتن مدیریت راهبردی صحیح، پویا منسجم هرگز منج به دستیابی به هدف نخواهد شد.

این مساله چنان مهم و اساسی است که در کش.رهای پیشرفته و صاحب نظام آموزش و پرورش علمی و اصولی، یکی از اهداف اصلی تعلیم و تربیت کودکان، ساختن و پرورش حسن مدیریت در کودکان است.

برای نیل به این هدف یا کارکردن و تحقیق مدرن، کاملترین و درعین حال کاربردی ترین راه را که همانا مدیریت عملی است آموزش داده میشوند.

در این نظام ها، کودکان و نوجوانان دانش آموز در هر کلاس به گروه های چند نفری تقسیم و هر هفته از گروه های کاری پژوهشی خواشته میشود البته کار گروهی نیاز همکاری افراد گروه دارد تا به نتیجه مطلوب برسد. هر هفته ریاست و مدیریت گروه فرد مشخصی سپرده میشود و دیگران موظف به اجرای راهکارها و پیشنهادهای وی هستند و بدین ترتیب هر عضو گروه هر چند هفته یکبار مدیریت گروه را تجربه میکند و تاثیر پرورش این روحیه در این کشورها غیرقابل انکار است.

یکی دیگر لز برنامه های نظام های آموزشی پیشرفته وادار کردن دانش آموزان به انجام ورزش های گروهی علاوه بر ورزش مورد علاقه افراد است تا روحیه همکاری در آنها هر چه بیشتر پرورش یابد.

 

جالب است بخوانید: مهارت های ارتباطی ویژه مهندسان صنایع

 

اکثر متفکران و جامعه شناسان دنیا علت اصلی عدم موفقیت کشورهای جهان سوم را ضعف مدیریت و برنامه ریزی، عدم انسجام در کارکرد نیروها و به طبع آن اتلاف انرژی و نیرو، چند صدایی بودن جوامع کاری و نظایر آن میدانند.

کمبود مدیریت صحیح را از دو نظر میتوان مورد بررسی قرار داد :

  1. از دیدگاه فردی و شخصیتی افراد تشکیل دهنده جامعه
  2. نقص قوانین و مقررات مربوطه

از دیدگاه فردی مطمئنا یکی از دلایل این نقیصه در جامعه ما، میتواند به شخصیت و تربیت افراد برگردد. در کشورهایی مثل ایران با فرهنگ خاص خود، روحیه همکاری و هماهنگی بین افراد بسیار ضعیف مینماید و افراد ناخودآگاه تحمل بکار بستن دستورات و برنامه های مدیران ارشدتر از خود را(درحالیکه بنظر آنها نادرست است) ندارند و هنوز پس از گذشت سالهای طولانی از شروع رشد و تمدن نوین و مدرنیزه شدن نسبی کشورمان نتواتسته ایم حس همکاری و همدلی بالایی را در کالبد جامعه مان جا بیندازیم.

برای اثبات موضع اخیر میتوان به عدم موفقیت کشورمان در ورزش های تیمی و گروهی اشاره کرد. با کمترین اطلاع از اوضاع ورزشی کشورمان خواهیم دید که موفقیت ما در ورزش های فردی مثل کشتی و وزنه برداری بارها بیشتر از ورزش های گروهی نظیر فوتبال و والیبال میباشد. جامعه ما با کمبود افرادی مواجه است که بتوانند واحد و مجموعه ای را در اختیار دارند به نحو مطلوب مدیریت کنند و اگر افراد مذکور تحصیل کرده و متخصص باشند فاجعه عظیم تر است.

این گفته بدان معنا نیست که ما فقط مدیران کلان کم داریم بلکه وقتی از مدیریت صحبت میشود هر فردی که در یک گروه دو نفره مسئول اجرای عملی است، مدیر محسوب میشود.

چگونه به کار گروهی عادت کنیم

دنیای امروز دنیای تشکیل تیم های کاری است و اگر در هر موسسه یا سازمان افراد موفق به کارگروهی نشوند، شرکت و سازمان، یکی از کلید های مهم موفقیت را از دست داده است.

دوران کنونی، دوران تخصص های متفاوت است. انروز دیگر یک نفر تنها به صرف اینکه در یک رشته تخصص یا حتی فوق تخصص دارد نمیتواند در فعالیت های مختلف آموزشی، تجاری، اقتصادی، تجاری، درمانی و … موفق باشد. به عبارت دیگر، دنیای امروز دنیای تشکیل تیم های کاری است و اگر در هر موسسه یا سازمان افراد موفق به کار گروهی نشوند، شرکت و سازمان، یکی از کلید های مهم موفقیت را از دست داده است.

چند مثال!

یک اتوبوس به دره سقوط میکند. دو تیم نجات دست بکار میشوند، یکی از واحد آتش نشاتی و دیگری پلیس راه بهه محض ورود، هرکدام از دوتیم برای اقدام به عملیات نجات با یکدیگر کشمکش میکنند. مرسش این است که چرا در حالیکه مسافران اتوبوس در شرایط ناگواری به سر میبرند، این دو گروه جر و بحث میکنند؟
گروهی از محققان قرار است روی طرحی کار کنند.

بعضی از اعضا نتایج مطالعات و تحقیقات خود را از دیگران پنهان نیکنند تا در شرایط مناسب هر گونه موفقیتی را تنها به نام ثبت کند. عده ای کنار منشینند و منتظر میمانند تا دیگران کار را انجام دهند و تنها به مطرح شدن نام خود در فهرست محققان می اندیشند. نتیجه پژوهش چیزی جز یک سری اوراق پراکنده کم ارزش نیست. گروه محققان به ارائه آمار کاری بسنده میکنند. تیم پس از مدت کوتاهی متلاشی میشود. چرا ین محققان به رغم مراتب بالایی علمی نمیتوانند با هم همکاری خوبی داشته باشند؟؟

چند جوان برای انجام یک فعالیت اقصادی با یک دیگر دست به کار شده اند. اما مدت ها پس از تشکیل تیم، هنوز پیشرفت خوبس حاصل نشده است هر یک اعضا ساز خودش را میزند و هرکس تنها به شود شخصی خود می اندیشد. تیم تجاری سرانجام با ضررهای مالی زیادی ورشکست میشود. چرا؟

اینها نمونه هایی از نتایج فاجعه آمیز عدم همکاری حرفه ای است که شما میتوانید امثال آنرا در گوشه و کنار بیابید.

 

کار تیمی را از زبان ویکی پدیا بخوانید : کلیک کنید

دو دوتا بیشتر از چهارتا

شما در هرسازمان، موسسه یا شرکتی که شاغل باشید عضوی از یک تیم کاری هستید که دیگر اعضای آن را مدیران، معاونان و دیگر همکارانتان تشکیل میدهند. حتی میتوان خانواده را تیمی دانست که در آن پدر، مادر و فرزندان در کنار هم برای ایجاد محیطی گرم و صمیمی و برلی کسب موفقیت های اجتماعی، اقتصادی و… تلاش میکنند. این دیدگاه هایی است که امروز کارشناسان امور اجتماعی و اقتصادی به آن توجه دارند.

به این معنی که فعالیت های شما در قالب تیم و در کنار دیگر اعضای یک مجموعه معنا و ارزش پیدا میکند. رفتارهای فردی و تکروی در این دیدگاه مورد نقد و انتقاد قرار میگیرند. افراد معمولا در یک زمینه خاص تخصص دارند و اگر بخواهند موفق باشند باید در یک گروه و در یک تیم و کنار یکدیگر قرار گیرند تا با مشارکت یکدیگر بتوانند به نتیجه قابل قبولی برسند.

تربیت دوران کودکی و تکالیف درسی در مدارس ما به گونه ای است که رفتارهای فردی را تقویت میکنند. کودکان ما می آموزند برلی بهترین بودن با یکیدیگر رقابت کنند. تکالیف درسی و بازخوردهای مدرسه اغلب به گونه ای نیست که کار تیمی و گروهی را در دانش آموزان تقویت میکند و آنطور که مدیر شبکه ارزش آفرینان خلاق میگوید : آنچه ما در سازمان ها میبینیم این است که افراد بلد نیستند کار تیمی انجام دهند و لذا سازمان با مشکلات زیادی روبروست.

تجربیات ناخوشایندی که اغلب به دلسل ناآشنایی فوت و فن کار تیمی گریبانگیر افراد شده است، مسئولیت نپذیرفتن برخی از اعضا، مشکلاتی که در زمینه تصمیم گیری رخ میدهد، صرف زمان زیاد برای انجام تصمیمات، سنبل کاری ها و فرار از انجام وظایف عواملی است که افراد را از انجام کار تیمی گریزان میکند. فراموش نکنید که همیشه خرد جمعی بهتر از فرد کار میکند.

خلاقیت، مواجه مثبت با تغییراتی که روزبروز در دنیا ایجاد میشود، هم افزایی مثبت که به این معنی است که دیگر دودوتا چهارتا نمیشود و میتوان بهره بیشتری از کاربرد، ازمزایایی است که کار گروهی و تیمی را مورد توجه و در الویت قرار داده است.

تشکیل یک تیم کاری یه معنای ایجاد فرهنگی است که در آن همکاری ارزش پیدا میکند. در یک تیم کاری، افراد به این باور میرسند که افکار، برنامه ها، تصمیمات و فعالیت ها وقتی با همکاری انجام شوند، نتیجه بهتری دنبال خواهند داشت. افراد در این تیم میفهمند و به این باور میرسند که هیچ یک از ما به خوبس همه ما نیست.

امروزه یافتن محیط های کاری که نمونه موفقی از یک کارگروهی خوب باشد چندان آسان نیست. در کشور ما ساختاار خانواده، مدارس، سازمان آ و موسسات و حتی مشغولیات و سرگرمی های ما بر محور برنده بودن، بهترین بودن و در راس قرار گرفتن و بطور کلی نوفقیت های فردی استوار است. کارگران، کارمندان و بطور کلی همه افراد به ندرت در محیط هایی پرورش میابند که در آن برکارتیمی تاکید شود و گروه اهمیت بیشتری داشته باشد.

سازمان ها افراد را براساس عقاید، پیشینه و تجربه ارزش گذاری میکنند. ما برای رسیدن به این نقطه که کار تیمی بر ایمان ارزشمند باشد و در الویت قرار گیرد، فاصله زیادی را باید بپیماییم. با این حال شناخت آفت های کارتیمی و روش های مقابله با آن میتواند بسیاری از موانع را برطرف سازد. همچنین با مشارکت و ارزش دهی به کار گروهی میتوانید در یک گروه کوچک شاغل باشید یا در یک سازمان عریض و طویل فضایی ایجاد کنید که همه با یکدیگر همکاری کنند.

اعتماد کلید کار گروهی

شما به عنوان یکی از اعضای گروه برای چند لحظه روی رفتار خود فکر کنید. آیا میتوانید به راحتس از همکارانتان برای انجام کارها کمک بخواهید؟
چقدر به آنها در انجام وظایفشان کمک میکنید؟
چقدر تلاش میکنید ناتوانی ها و لغزش های کاری خودرا پنهان کنید؟

چنین رفتاری نشانه وجود عدم اطمینان و اعتماد بین اعضای تیم است. تیم های بی اعتماد، انرژی و وقت هنگفتی را صرف مدیریت رفتارها و تعامل های درون گروهی میکنند.
از نشست های تیمی میحراسند و حاضر نیستند خطرهای یاری خواهی از دیگران یا کمک رسانی به آنها را بپذیرند. در نتیجه، روحیه اعضا برای فعالیت تیمی کاهش یافته و جابجایی نیروی کار به طور ناخواسته زیاد اتفاق می افتد.

اعضا تیم های بی اعتماد، ضعف ها و لغزش های خود را از یکدیگر پنهان میکند، از یاری دادن به حوزه های بیرون از مسئولیت خود اکراه دارند، بدون تلاش برای شناخت درست مقصود و استعداد دیگران عجولانه قضاوت میکنند، از شناخت مهارت ها و تجربه ها یکدیگر و بهره برداری از آنها عففلت میورزند، برای هدایت رفتارهای سیاسی گونه خود وقت و انرژی تلف میکنند، نسبت به موقعیت دیگران حسد میورزند و برای پرهیز از گردهمایی و جلسه های کاری بهانه میتراشند.

بی اعتمادی یکی از مهم ترین آفت های کار تیمی است که اغلب موجب از دست رفتن تعهد گروهی میشود.
شاید بتوان گفت کارتیمی بدون اعتماد متقابل بین اعضا امکان پذیر نخواهد بود، اعتماد ر کارتیمی به معنی اطمینان خاطر اعضای تیم از این است که در گروه کسی قصد ضربه زدن به دیگری را ندارد.
در چنین شرایطی اعضا احساس امنیت و راحتی میکنند. در نتیجه هنگام رویایی های خود حالت دفاعی نمیگیرند بلکه اعضا نقطه ضعف های یکدیگر را پوشش میدهند و این ضعف ها باعث اسیب مذیر شدن آنها نمیشود. آنها براحتی ازهم کمک میخواهند و یکدیگر را حتی بدون درخواست کمک یاری میرسانند.

ایجاد چنین روحیه ای در یک تیم کاری چندان آسان نیست، بویژه با توجه به این نکته که هر یک از ما در پیشینه خود به گونه ای پرورش یافته ایم که تنها به موقعیت های فردی بیندیشیم. در برداشتن از این عادت دیرین و نهادینه شده به خاطر خیر و صلاح تیم بسیار سخت و دشوار است، اما این همان راهکاری است که برای ایجاد اعتماد در میان اعضای تیم باید انجام شود.

کارشناسان روش های مختلفی را برای ایجاد اعتماد به اعضای تیم ارائه میکنند. برلی مثال گروهی پیشنهاد میکند اعضای تیم در جلسه ای به چند پرسش کوتاه از زندگی شخصی خود پاسخ دهند. اینکار احساس یگانگی و درک متقابل را قوت میبخشد و رفتارهای نادرست و غرض ورزانه را اضعیف میکند.

روش دیگر، آنگونه که نشریه صنعت خودرو مینویسد، به کارگیری بازخورد ۳۶۰ درجه است. این ابزار کمکی در اعضا احساس خطر ایجاد میکند، زیرا همتایان را وادار به داوری و قضاوت درباره یکدیگر میکند ک فرصت انتقاد سازنده را فراهم می آورد.
لذا برای استفاده از این روش باید حداقل باورهایی از اعتماد به دست آمده باشد.

در این میان نقش یک مهندس بعنوان رهبر تیم از همه اعضا مهمتر است او باید خطر کند و خود را در معرض انتقاد دیگران قرار دهد تا دیگران هم جرئت و شرایط اعتماد آفرینی را تقویت کنند.
رفتار رهبر گروه باید واقعی و صادقانه باشد، در غیر اینصورت باعث تقویت رفتارهای سیاسی گونه و ریاکارانه میشود.

مراقب آفت ها باشید.

اگر فکر میکنید با وجود اعتماد متقابلی که کمابیش بین اعضا وجود دارد، همچنان تیم کاری موفقی ندارید، روی تعهد کاری اعضا و مسئولیت پذیری آنها تمرکز کنید. برای ایجاد این دو ویژگی رهبر تیم باید به پرسش ها پاسخ دهد :

  • آیا اهداف کارتیمی به درستی برای اعضا تشریح شده است ؟
  • آیا وظایف و مسئولیت ها به وضوح برای اعضا شناخته و بیان شده است؟
  • آیا کار تیمی به عنوان الویت مورد توجه مدیران قرار میگیرد ؟
  • آیا اعضا صادقانه تمایل به همکاری با تیم دارند و آیا به اهمیت کاری که باید انجام شود واقف اند؟
  • آیا انتظارات اعضا برای پیشرفت مهارت هایشان در تیم براورده میشود؟
  • آیا اعضای تیم مهارت و شایستگی لازم برای رسیدن به اهداف تیمی را دارند؟
  • آیا اعضا تیم در مقابل کار خود بازخوردهای مناسب دریافت میکنند؟
  • آیا سازمان اطلاعات لازم را بطور متناوب در اختیار اعضا قرار میدهند؟
  • آیا چقدر در تصمیم گیری و سیاست گذاری سازمان سهم دارند؟
  • آیا متوانند نظرات مخالف خود را براحتی و بدون ملاحظه کاری بیان کنند؟

در کار تیمی میزان تعهد اعضا تا اندازه ای ب وضوح تصمیامت ودخالت آنها در فرایند تصمیم گیری ها بستگی دارد. هنگامی که روحیه اعتماد در میان اعضا ایم حاکم باشد، تصمیمات بصورت واضح بیان شده و همه براحتی و با اطمینان از اینکه مورد آسیب دیگری قرار نمیگیرند، در تصمیم سازی و تصمیمی گیری مشارکت میکنند. همچنین لازم است در جلسات دوره ای وظایف اصلی هر یک از اعضا بطور صریح ذکر شود.

اعتماد متقابل و تعهد کاری در شرایط لازم برای موفقیت کار تیمی محسوب میشوند، اما کافی نیستند علاوه بر این دو شما باید در قبال تعهدی که دارید مسئولیت پذیر و پاسخگو باشید. به این معنی که از انتقاد همکاران خود درباره عملکردهای غیرصحیح و زیانبار برای تیم ناراحت نشوید به همکارانتان اعتماد کنید و مطمئن باشید نیت دیگران از بازخواست شما تنها موفقیت کار تیم است نه تخریب شخصیت و آسیب زدن به هیثیت کاری شما. طبیعی است.

بعنوان عضوی از یک تیم کاری در صورتی میتوانید مسئولیت پذیر و پاسخگو باشید که هدف های تیم و وظایف خود را بخوبی بشناسید. بازخوردهای فردی رهبر گروه نسبت به نتایج اقدامات شما نیز از مواردی است که میتواند در ایجاد حس مسئولیت پذیری کارساز باشد. رهبر یک گروه پیش از هر چیز باید شرایطی را فراهم کند کا از یک سو دیگر اعضا از او در مقابل فعالیت هایش مسئولیت خواهی کنند و از سو دیگری خود نیز در برابر توضیح خواهی همتایان، پاسخگو باشند. این روش برای گروه هایی که به یکدیگر اعتماد کافی ندارند توصیه نمیشود.

شاید بتوان گفت بدترین آفتی که اعضای یک تیم به آن دچار میشوند، توجه هر یک از اعضا به هدف هایی غیر از هدف های گروه است.

بسیاری از کسانی که در حلقه های تیمی قرار قرار میگیرند انرا پله ای برای ترقی و پیشرفت خود میبینند، لذا حفظ مقام، جایگاه و منافع خود را بر منافع و نتایج و اهداف تیم ترجیح میدهند. فضای کاری تیم در دو نوع گرایش شما بسیار تاثیرگذار است.
در تیم هایی که امنیت شغلی و اعتماد متقابل کمرنگ تر است، توجه به هداف شخصی بیشتر دیده میشود.

اما باید این اصل به باور اعضا تبدیل شود که کسب مقام و منزلت تیمی به نعنای کسب منزلت فردی برای یکایک اعضا تیم است. یعنی شما و همکارانتان باید به این باور برسید که موفقیت یا شکست تیم در واقع موفقیت یا شکست شماست. به این دلیل است که میگوییم سهم هر یک از اعضا در دست آوردهای تیمی باید با شفافیت ک صداقت پرداخت شود. نقش رهبر تیم در تقسیم قدرشناسی و پاداش به کسانی که زمینه رشد و موفقیت تیم را فراهم آورده اند، بسیار حساس ومهم است.

حرف آخر

در دنیای امروز کار تیمی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا میکند و تیم های کاری بیشتری تشکیل میشوند. تیم، مجموعه ای از افراد است که هر یک مسئولیت های خاصی را برای رسیدن به اهداف گروه به عهده دارند. وظیفه ما و شما بعنوان عضوی از یک تیم این است که سهم خود را بهترین وجه انجام دهیم و با اعتماد به یکدیگر، تعهد، مسئلیت پذیری و توجه به اهداف تیم تحقیقاتی، اقتصادی، فرهنگی و تجاری خود را برای رسیدن به اهداف نهایی اش به جلو برانیم.

و میبایست به این واقعیت جامعه مان توجه لازم را مبذول داریم که فرهیختگان و دانش آموختگان و متخصصان جامعه نباید همانند عوام منتظر فراهم شدن شرایط مطلوب باشند بلکه باید تا آنجا که میتوانند آنها را با دست های خود فراهم کنند.
اگر هر دانشجو از خود شروع کند و خود را درگیر کارهای گروهی کند و این ضعف به ارث رسیده از گذشتگان را نابود کند میتوانیم امیدواریم باشیم که وقتی زمان مدیریت کلان اسن نسل فرارسید با برنامه ریزی صحیح شاید شکوفایی روز افزون در زمینه های مختلف برای کشور عزیزمان ایران باشیم. به امید آنروز

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید