مدیریت کیفیت

مهندسی ارزش چیست ؟ | (صفرتا صد این مفهوم)

مهندسی ارزش چیست

چکیده :مهندسی ارزش یکی از ابزارهای مدیریتی است که در دهه های اخیـر مـورد استفاده قرار گرفته است و عبارتـست از مجموعـه تکنیکهـای سیـستماتیک و کاربردی که برای تشخیص کارکرد یک محصول/خدمت و  تولید/ایجاد آن کارکرد بـا حـداقل هزینـه بگونه ای که جنبه های کیفی سیـستم از قبیـل ایمنـی و قابلیـت اطمینـان و نیز عمـر مفید سیستم حفظ  شود، بکار مـی رود و شـرایط را بـرای ذهـن متخصـصین بـه منظـور ایجاد ایده های بکر و باارزش و نیز خلاقیت در راستای اصلاح سیستم فراهم می آند.

در اینجا علاوه ب ر معرفی کلی مهندسی ارزش مراحل آن و مقایسه آن مراحل با مراحل حل مساله به صورت خلاقانه شرح داده می  شود. همچنین معرفـی تکنیکهـای خلاقیت و پیشنهاداتی در راستای افزایش خلاقیت در مهندسی ارزش شرح داده مـی شود. در پایان یک چارچوب کلی در فرایند مهندسی ارزش ارائه می شود.

مقدمه

در دنیای امروز رقابت بسیار زیاد بوده و تجارت به سمت جهانی شدن پـیش مـی رود و این تلاش مضاعف برای بهبود عملکرد به عنـوان شـاخص اصـلی مزیـت رقـابتی را مـی طلبد. این بهبود عملکرد ممکن است ازطریق قیمت مناسـب و کیفیـت بـالا و … بوجـود آید. ذآر این نکته هم ضروری است که هیچ شرکت یا سـازمانی نمـی توانـد خـود را از این بازار رقابتی جدا نماید. برای موفقیت در این بازار رقابتی برنامه ریـزی دقیـق در امـر طراحی و تولید و عرضه کالاها/خدمات بسیار مهم است.

تعریف مهندسی ارزش

Lawrance D.Miles ابداع کننده مهندسی ارزش، آنرا به صورت زیر تعریف می آند:

“آنالیز ارزش یک روش خلاق و سازمان یافته است که هدف آن شناسایی هزینـه هـای غیرضروری  است. هزینه هایی که کیفیت، کارایی و طول عمر محصول را افزایش نمـی دهند، به چشم نمی آیند و مورد علاقه مشتری نیز نیستند. “

انجمن مهندسی ارزش آمریکا مهندسی ارزش را به صورت زیر تعریف می آنند:

“مهندسی ارزش مجموعه تکنیکهای سیستماتیک و کاربردی است که بـرای تـشخیص کارکرد یک محصول/خدمت و تولید/ایجاد آن کارکرد با حداقل هزینه بکار می رود.”

مهندسی ارزش که گاهی آنرا بـا عنـاوینی نظیـر متـدولوژی یـا روش شناسـی ارزش و آنالیز ارزش نیز بیان می کنند، یک آوشش سـازمان یافتـه و سیـستماتیک بـرای تحلیـل عملکردهای یک سیستم به منظور رسیدن به عملکردهای واقعی سیستم بـا کمتـرین هزینه ممکن می باشد.

متدلوژی سیستماتیکی که در اجرای  job plan مربوط به مهندسـی ارزش بکـار گرفتـه مـیشود مبتنی بر رویکرد حل مـساله به صورت خلاقانه میباشد. در حقیقت مهندسی ارزش در قالب job plan خود به صورت سیستماتیک و مرحله به مرحلـه تـیم مهندسی ارزش را برای مرحله ایده آفرینی و خلاقیت آماده می آند و با در نظر گـرفتن جنبه های روانشناختی مربوط به خلاقیت در بطن این متدولوژی شـرایط مـساعد بـرای بروز ایده های ارزشمند در راسـتای اصـلاح سیـستم و ارتقـای ارزش آن را فـراهم مـی سازد. پس اساس مهندسی ارزش همان خلاقیـت اسـت و همـه فعالیتهـا در راسـتای ایجاد شرایط مساعد برای اعضای تیم جهت خلاقیت و سـیال سـازی  هـر چـه بیـشتر ذهن متخصصین در آفرینش ایده های اصلاحی برای طراحی سیستم می باشد. البتـه خلاقیت مطرح شده در اینجا خلاقیت آگاهانه و هدفمند است.

روشهای مختلفی بـرای گردآوری راه حلهای ممکن وجود دارد که هر کدام در شرایط خاص خود کاربرد دارد ولـی در حالت کلی بهتر است از ساده تـرین روش شـروع شـود  و کم کم کار بـا روشـهای پیچیده تر ادامه یابد. ساده ترین روش، جمع آوری ایده های موجود قبلی از روی اسناد یا افراد یا از طریق پرسشنامه است. اگر این روش های ساده پاسخگو نبود باید تکنیکهای ایجاد ایده جدید بکار گرفته شود. همه ایـن تکنیکهـا بـرای دور کردن تفکـرات منفی و اغلب شکوفا نمودن محیطهای غیر حرفه ای با تحریک تفکرات سازنده طراحـی شده اند.

دو نکته اساسی در این فرایند باید مورد توجه واقع شود:

  1. در مرحله تولید ایده باید آاملا بی غرض بوده و پیش داوری انجام نشود.
  2.  همه راه حلهای ممکن حتی آنها آه ظاهرا غیـر عملـی انـد بایـد در  نظـر گرفتـه شوند.

فرایند مهندسی ارزش/فرایند حل مساله به صورت خلاقانه

بر اساس نظر Blyth  و Woodware  مراحل مهندسی ارزش به صورت زیر است:

  1. جمع آوری اطلاعات
  2. یافتن ایده های خلاقانه
  3. تجزیه و تحلیل راه حلهای ارائه شده و انتخاب راه حل نهایی
  4. آزمون آزمایشی راه حل نهایی
  5. اجرا
  6. بررسی نتایج و انجام اصلاحات لازم

بر اسـاس روش پیـشنهادی Alex Osborn در دهـه ١٩٣٠ فراینـد حـل مـساله بـه روش خلاقانه به صورت زیر است :

  1. تعریف مساله
  2. جمع آوری اطلاعات
  3. ارزیابی داده های جمع آوری شده
  4. تولید راه حلهای جایگزین
  5. ترآیب داده ها و اطلاعات
  6. نظریه پردازی
  7. ارزیابی نظریه های مطرح شده

علی رغم وجود تفاوت ظاهری در تعداد مراحل متدلوژی ارزش و  فرایند حـل مـساله بـه صورت خلاقانه با اندک توجه به محتوای مراحل به وضوح می توان شـباهات بـسیار بـین آنها را مشاهده کرد و ایـن همـان مطلبـی را نـشان مـی دهـد که در قـسمت “تعریـف مهندسی ارزش ” در این مقاله به آن اشاره  شده. پس مهندسـی ارزش همـان  فراینـد خلاقیت آگاهانه و هدفمند است.

مفهوم خلاقیت

خلاقیت به عنوان یک نیاز عالی بـشر در همـه ابعـاد زنـدگی او مطـرح اسـت و تحـولات اساسی در فکر و اندیشه انسان را گویند که در بر گیرنده یک توانایی در           تبـدیل عوامـل قبلی و تجربه های پیشین به روشهای جدید می باشد. خلاقیت بسته به منظـر افـراد متفاوت است ولی یک معنی کلی می توان برای آن ذکر کرد و آن اینکه خلاقیت ترکیب و تلفیق تجارب و دانش گذشته در قالب ایده ای نو را می گویند.

Guilford  در سال ۱۹۵۰ خلاقیت را با تفکر واگرا (یافتن راههای جدید برای حل مسائل) نه تفکر همگرا (یافتن جواب نهایی دقیق) تعریف آرد.

از دیدگاه روانشناسی، خلاقیت توانایی نگریستن به محیط از یک منظر نو و غیر متعارف به وسیله شهودگرایی از منابع ناشناخته تعریف شده است.

آفرینندگی را می توان به تواناییهای ذهنی که منجـر بـه تولیـد آثـار خـلاق مـی شـوند توصیف کرد. مهمترین ویژگی همان طور که Guilford تعریف کرده، تفکر واگراست.

ویژگیهای متعددی برای افراد خلاق ذآر می شود مانند:

  • عدم علاقه به انجام کارهای روزمره و تکراری
  •  توانایی فکر آردن به جنبه های مختلف کار در یک لحظه
  • ایجاد نشاط در خویشتن
  • فراتر رفتن از انجام تکالیف محولهتلاش در انجام کارها با روشهای جدید و غیر متعارف عدم نگرانی از متفاوت بودن از سایرین پافشاری در انجام کارها درک سریع و صریح روابط داشتن قدرت تخیل بالا ریسک پذیری بالا ظرفیت بالا در تحمل ناملایمات  شجاعت در پذیرش خطاهای خود  وقت شناسی واقع بینی قدرت تجسم آینده و برنامه ریزی بلند پروازانه

تکنیک های خلاقیت و نوآوری

برای اینکه خلاقیتی ایجاد و پرورش یابد، علاوه بر اینکه فنون و تکنیکهـایی رعایـت مـی شود، باید  زمینه ایجاد و پرورش  آن به صورت گروهی و فردی مساعد شود.ابعـاد فنـی شرط لازم و کافی قضیه است که اینجا به برخی از آن تکنیکها اشاره می شود:

Brain Storming(یورش فکری)

یورش فکری در واژه نامه بین المللی Webster به صورت زیر تعریف شده:

“ایجاد یک تکنیک گردهم آیی آه از  طریق آن گروهی تلاش می آنند راه حلی برای یـک مساله بخصوص با انباشتن تمام ایـده هـایی آـه در آن واحـد بوسـیله اعـضا ارائـه مـی گردد بیابند.”

در این تکنیک تمام شرآت آنندگان به یافتن ایده در محیطی خالی از عوامل بـاز دارنـده  هدایت می شوند و همین محیط آزاد منجر به یافتن  ایده های خارق العاده مـی شـود. به این شکل زنجیره های عادت شکسته شده و ایده ها بدون آنکـه بـه وسـیله تجـارب گذشته محکوم شوند، آزادانه به جریان می افتند. در این تکنیـک چهـار قـانون اساسـی وجود دارد :

  1. انتقاد ممنوع است.
  2. هرچه ایده ها جسورانه تر و خارج از ذهن تر باشد باارزشتر است.
  3. هر چه ایده های بیشتری مطـرح شـود احتمـال یـافتن ایـده مناسـب و ایـده آل بیشتر است.
  4. علاوه بر ایده دادن توسط هر  شخص، او باید بتواند ایده های دیگـران را بـه ایـده های بهتر و کاراتر تبدیل نموده و یا اینکه چنـد ایـده را بـا هـم ترکیب و بـه ایـده های دیگری تبدیل کند.

یورش فکری گروهی برای مسایلی که اساسا به یـافتن ایـده بـستگی دارنـد مناسـب است و برای مسایلی که بـه داوری و قـضاوت نیـاز دارنـد مناسـب نمـیباشـد. تجربـه نشان داده که یک هیات ایده آل باید از ١٢ نفر که معمولا شـامل یک سرپرسـت و یـک معاون وپنج عضو دائمی و در حدود پنج نفر مهمان می باشد تشکیل شده باشد.

معمولا ٢٠ تا ۴۵ دقیقه بهترین زمان برای این جلسه است. چنانچه بـیش از ایـن زمـان نیاز باشد بهتر است مساله به بخشهای کوچکتری تقسیم شود که بتوان هـر کدام را در یک جلسه ۴۵  دقیقه ای مورد بررسی قرار داد.

اگر مـدت جلـسه بـیش از حـد کوتـاه باشد افراد شرکت کننده به ارایه ایده های سطحی و بدیهی روی مـی آورنـد. معمـولا در مراحل بعدی است که شرکت کنندگان ایده های نسبتا منحصر به فرد خـود را ارایـه می دهند.

دکتر Alex Osborn بنیانگذار این تکنیک معتقد اسـت که بـا وجـود محاسن فـراوان ایـن تکنیک ارایه ایده به صورت فردی معمولا بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و بـه همـان اندازه نیز اثرگذار می باشد.

صورت تطبیقی Scamper(سوالات ایده برانگیز)

صورتهای تطبیقی را می توان به عنوان مکمل در آموزش چهار قانون یورش  فکـری بکـار برد. یکی از این صورتها Bob Ebrel است که آنرا می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

Substitute– چه فردی را می توان جـایگزین فـرد حاضـرکرد؟ چـه چیـزی؟ چـه فرایندی؟

Adapt – چه ایده دیگری مثل ایده های موجود می توان پیشنهاد آرد؟

Modify –  تغییر شکل – تغییر اندازه

Magnify – چه فرایندی را بیافزاییم ؟

Put to other uses – راههای جدید استفاده به صورت فعلی؟ کاربردهـای دیگـر در صورت تغییرات؟

Eliminate – چه چیزی را حذف آنیم؟ از آجا به چند بخش تقسیم آنیم؟

Rearrange – الگوهای دیگر – جابجایی اجزای موجود

تکنیک Delphi

در  تکنیکهایی مثل یورش فکری هنگـامی که افـراد روبـروی هـم قـرار مـی گیرنـد و بـه اصطلاح چشمشان به چشم یکدیگر می افتد دچار رودربایسی شده و این مانع از ابراز صریح و واقعی عقاید می شود.

در تکنیک Delphi که بوسیله محققین سازمان Rand بوجود آمـده  اسـت، سـعی شـده ضمن اینکه اعضای  گروه از عقاید یکدیگر آگاه می شوند در این شـرایط قـرار  نگیرنـد. در این تکنیک افراد دور یک میز جمع نمی شوند و رویارویی مستقیمی صورت نمی گیرد.

مراحل تکنیک  Delphi:

  1. هر یک از اعضای گروه بطور مـستقل و آـاملا مخفیانـه عقیـده و راه حـل خـود را می نویسد.
  2. نظرات کتبی بـه مرکز ارسـال شـده و در آنجـا نظـرات جمـع آوری و بـرای همـه ارسال می شود.
  3. هر عضو درباره ایده های دیگران اظهار نظر کرده و ایـده هـای جدیـد ناشی از مطالعه نظرات دیگران را به مرکز ارسال می نماید.
  4. تکرار مراحل ٢ و٣ تا حصول نتیجه نهایی.

تکنیک  Nominal Group

این تکنیک در صنعت رواج یافته است. در این تکنیک افراد مجاز نیستند با یکدیگر تماس برقرار آنند و گروه فقط ظاهرا وجود دارد.

 مراحل تکنیک Nominal Group:

  1. اعضای گروه روبروی یکدیگر و دور یک میز جمع مـی شـوند و مـساله بـه صـورت کتبی به هر آدام از آنها داده می شود و اعضا باید در سکوت، مستقلا و بـدون مشورت با یکدیگر عقاید خود را بنویسند.
  2. هر یک از اعضا به نوبت عقیده خود را بـه گـروه ارایـه مـی آننـد و بحـث پـیش از ارایه نظر همه اعضا شروع نخواهد شد.
  3. عقاید در گروه به بحث گزارده می شود تا مفاهیم نظـرات بـرای همگان آشـکار شود.
  4. هر یک از اعضا بطور مستقل عقاید را رتبه بندی می آند.
  5. تصمیم نهایی آن تصمیمی اسـت که بیـشترین امتیـاز را از اعـضا بدست آورده است.

 تکنیک Speculative excursion (گردش تخیلی)

بررسیهای روانشناسی به نـام(۱۹۶۱)  Goordon نـشان مـی دهـد که ذهـن افـراد بـه هنگام ابراز خلاقیت در یک حالت خاص روانی اسـت و چنانچـه مـا بتـوانیم آن شـرایط را ایجاد نماییم خلاقیت بوجود خواهد آمد. اگر در گروههای ایجاد خلاقیت اعـضای گـروه از طریق بکارگیری یک جریان تمثیلی بـه گردشـی خیـالی بـرده شـوند ایـده هـا و نظـرات بدیعی بوجود خواهد آمد، چرا که در این گردش خیالی ذهن افراد به نکاتی نو که هـدف جلسه خلاقیت است می رسد و روابط تازه ای بین پدیده ها می یابد.

در جلسات خلاقیت تعداد اعضا ۶ تا ٨ نفر می باشد. یک نفر رهبـر جلـسه بـوده و ایـده های اعضا را ثبت میکند. او در عین حال با طـرح اسـتعاره هـا و تمثیلهـا کار تخیـل را برای اعضا آسان می نماید. در این جلسات یک نفر مـشتری حـضور داردکه مـشکل را مطرح ساخته و ایده ها را نقد کرده و آنها را پذیرفته یا رد می کند.

تکنیک Bionics(الگو برداری از طبیعت)

یکی از تکنیک های خلاقیت که در ابداعات فنی کاربرد دارد تقلید از طبیعت است. نوآوری های در زمینه علم ارتباطات و کنترل، برنامه ریزی کامپیوتر و هوش مصنوعی همه با الگو برداری از مغز انسان انجام شده اند.

چارچوب کلی فرایند مهندسی ارزش

مراحل اصلی:

  1. آگاهی از هدف مهندسی ارزش
  2. جمع آوری اطلاعات
  3. تجزیه و تحلیل آارآرد–هزینه
  4. یافتن راه حلهای خلاقانه
  5. ارزیابی و انتخاب راه حل مناسب
  6. اجرا

آگاهی از هدف مهندسی ارزش:

مهندسی ارزش بطور حتم در یکی از شرایط زیر مورد نیاز خواهد بود:

  • تغییر در اهداف استراتژیک سازمان
  • تحولات تکنولوژی
  • نیاز ها و خواستهای جدید مشتریان
  • ایده های جدید خدمت

باید بطـور دقیـق مـشخص آنـیم آـه چـه خـدمتی مـی خـواهیم انجـام دهـیم و هـدف مهندسی ارزش در رابطه با آن چیـست ؟ سـپس بطـور دقیـق محـدوده مطالعـه جهـت مرتفع آردن مشکل را مشخص آرده و اعضای تیم را انتخاب نماییم . مهمترین مـساله مشخص آردن بودجه و منبع تامین آن است.

جمع آوری اطلاعات:

پس از مشخص شدن صورت مساله و سـازماندهی تـیم تحقیـق، نوبـت جمـع آوری اطلاعات مورد نیـاز بـدون هیچگونه پـیش داوری اسـت. ایـن اطلاعـات بـه مشخص تر شدن صورت مساله و آگاهی نسبت به ابعاد مختلف آن کمک می کند. باید مشخص کنـیم که بـرای شـروع کار چـه اطلاعـاتی لازم اسـت و هـر بخــش از آن اطلاعــات را بایــد از کجا بدســت آورد. بخــشی از اطلاعـات درون سازمان بوده  و بخشی از انها خارج سـازمان هـستند.

راههـای مختلفـی بـرای جمع آوری اطلاعات وجـود دارد، از جملـه تهیـه پرسـشنامه و مـصاحبه بـا افـراد متخصص ضمنا باید بطور آشکارا مشکلات احتمالی برای دسترسی به اطلاعات شناسایی شوند.

تجزیه و تحلیل کارکرد – هزینه:

مهمترین مرحله مهندسی ارزش همین مرحله است. در این  مرحله بـر اسـاس اطلاعــات بدســت آمــده از مرحلــه قبــل در مــورد کارکردهــای اصــلی و فرعی محصول/خدمت تصمیم گیری میشود. ارزش کارکرده ای اصلی و فرعی سنجیده می شود. هزینه کارکردهای موجـود و نیـز هزینـه افـزودن کارکردهـای جدید محاسبه و بـرآورد مـی شـود. کارکردهـای بـا هزینـه بـالا شناسـایی مـی شوند تادر صورت امکان حذف یا با دیگر کارکردها جایگزین شوند.

تکنیکهای موجود برای تجزیه و تحلیل کارکرد–هزینه:

  •  تکنیک FAST (آنالیز آارآردی با دید سیستمی)
  •  تکنیک AHP  (ارزیابی پارامترها با استفاده از مقایسات زوجی)
  •  تکنیک DME (تخمین مستقیم اهمیت)

یافتن راه حلهای خلاقانه:

بعد از یافتن کارکردهای مهمی که باید مورد توجه قرار گیرنـد، بایـد روشـهای مختلفی که برای ایجاد آن کارکردها لازم است شناسایی شوند. بـرای انتخـاب راه حـل خلاقانـه باید از پیش داوری پرهیز شده و بستر مناسب برای ایجاد خلاقیت فراهم شود.

انتخاب راه حل مناسب:

با توجه به هزینه راه حلها و توان سازمان در پیاده سازی آنهـا از جنبـه هـای مختلـف از جمله مالی، نیروی انسانی و … راه حلها مقایسه شده و راه حل مناسب انتخاب می شود. تکنیکهای مختلفی در ایـن راستا انجـام مـی شـود ماننـد تکنیکهـای سـاده وزن دهی و تکنیک مقایسات ساده زوجی(AHP).

اجرا و ارزیابی:

در صورت تصویب راه حل پیشنهادی توسط مسئولان، مقدمات اجرای آن فراهم شده و به اجرا در می آید. باید امکاناتی که برای اجرای راه حل لازم است و در سـازمان وجـود ندارد شناسایی و تامین شود.

پس از اجرا، باید نتایج بررسی شده و در صورت نیاز اصلاحات لازم صورت گیرد.

امیدواریم از این مطلب در سایت صنایع سافت که درباره مهندسی ارزش بود، لذت برده باشید. هر سوال و نظری دارید برای ما کامنت بذارید، کمتر از یک روز پاسخ داده می‌شه 😉

۲.۷/۵ - (۴ امتیاز)

احمد جعفری

کارشناسی رشته مهندسی صنایع، شاغل در حوزه دیجیتال مارکتینگ هدفم اینه که بازارکار رشته صنایع رو برای فعالین این حوزه شفاف‌تر کنم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا